باس آلبرتی


یکی از انواع متداول همراهی که برای سازهایی مانند پیانو، گیتار، هارپسیکورد و … امکان اجرای آن وجود دارد متد باس آلبرتی (Alberti Bass) نامیده می شود. دومینیکو آلبرتی (Dominico Alberti) موسیقیدانی ایتالیایی بود که در سال ۱۷۱۰ بدنیا آمد و سبک کاری او باروک و در اواخر عمر کلاسیک بود.

او اپراهای بسیاری به رشته تحریر درآورد و قطعات و سونات هایی را نیز برای سازهای کلاویه ای تهیه کرد. در دوران زندگی خود بیشتر یک خواننده محسوب میشد تا موسیقیدان و با

وجود آنکه امروزه چهره معروفی در موسیقی نداشت اما بدعتی که او در تنظیم قطعات برای کلاویه از خود بجای گذاشت، امروزه مورد استفاده آهنگسازان سبک های مختلف قرار دارد.

فرم سونات ها و قطعاتی که او برای سازهای کلاویه ای تنظیم کرده بود حالت خاصی داشت که تا قبل از او کسی اینگونه کار نکرده بود. به اینصورت که بم ترین نت آکورد در
ویسینگ (voicing)
سه صدایی دست چپ ابتدا باید نواخته میشد، بعد نت بالاتر و بعد از آن نت میانی و سپس با توجه به ارزش میزان و کشش هارمونی، نت های بالایی و میانی تکرار می شدند. به

این شکل توجه کنید که قسمت ابتدایی سونات دو ماژور موتسارت را نمایش میدهد.

دو میزان اول سونات پیانوی موتزارت K545

با وجود آنکه آلبرتی این روش همراهی دست چپ را در دوره باروک معرفی کرد اما دوران کلاسیک اوج استفاده از این روش همراهی بود و موتزارت جزو اولین کسانی بود که در اغلب

کارهای پیانویی خودش از این روش همراهی استفاده کرد. حتی معروف هست که موتزارت اولین سونات ویولن خودش رو از روی کارهای آلبرتی ایده گرفته است.

بلا بارتوک (Bela Bartok)
آهنگساز مجار (۱۸۸۱ – ۱۹۴۵)، اولین کسی بود که از این روش همراهی برای کارهای زهی در کوارتت شماره ۵ خود استفاده کرد. امروزه از این روش همراهی

حتی در موسیقی های پاپ، راک و… نیز استفاده می شود.

گفتگوی هارمونیک

Swing Jazz Style


دهه ۱۹۳۰ متعلق به این سبک از موسیقی یعنی سوئینگ بود. سوینگ از جمله سبک های موسیقی Jazz است که در آن بداهه نوازی نقش بسیار کمرنگی دشته است. سویئنگ همان

موسیقی ای است که اغلب افرادی چون Count Basie یا Duke Ellington آنرا دنبال میکردند یا خوانندگانی مانند Sinatra یا Fitzgerald آنها را اجرا میکردند.

موسیقی سوینگ اغلب بصورت Big Band توسط سازهای بادی مانند ترمپت، سکسیفون، ترمبون – هر کدام چهار نوازنده! – از یک طرف و سازهای پیانو، کنترباس، گیتار و drums

از طرف دیگر اجرا میشود.

هنگامی که سوئینگ توسط گروه بزرگ نواخته میشه شما براحتی میتوانید در آن حالت سئوال جواب – call & response – را مشاهده کنید حالتی که درآن قسمتی از ارکستر شروع به

نواختن یک ملودی یا Riff میکند و بعد ساکت شده و قسمت دیگر دست بکار میشود و پاسخ لازم را ارائه میکند.


audio file
Big band swing

بخش ملودی در این سبک از موسیقی عموما” از نت های تریوله سیاه و چنگ (مجموعا” یک نت سیاه) بجای دو نت چنگ و یا با استفاده از نت های چنگ نقطه دار و نت دولا چنگ

بجای دو نت چنگ تشکیل میشود، میزان تغییر کشش نت های چنگ کاملا” بستگی حس نوازنده دارد گاهی بسیار سنگین و گاهی بسیار سبک تغییر کشش در نت های چنگ دیده میشود.

این در حالی است که که بخش باس عموما” با حرکت نت های سیاه، پایه های آکورد را تحکیم میکند و پیانو یا گیتار با زدن آکوردهایی خارج از ضرب باس، هارمونی هر قسمت را

مشخص میکنند. به همین دلیل موسیقی حاصله در این شکل حالت ریتمیک فوق العاده محکم و قوی یی دارد و این توان را دارد که در ثانیه های اول اجرای موسیقی، با مخاطب ارتباط

برقرار کند و اورا به حرکت موزون وادارد.

با وجود زیبایی بسیار و پر انرژی بودن این سبک از موسیقی Jazz، از اواخر دهه ۵۰ به بعد حضور سوئینگ در سبک jazz کمرنگ تر شد، بگونه ای که در سالهای ۱۹۷۰ به بعد

تقریبا” اثری از این سبک موسیقی در کارهای جدید مشاهده نشد، بسیاری دلیل این موضوع را نیاز این موسیقی به ارکستر بزرگ و هزینه های اجرای آن می دانند.

گفتگوی هارمونیک

یک progression از دهه ۶۰


یکی از progression هایی که در دهه ۶۰ توسط بسیاری از نوازنده ها در هارمونیزه کردن قطعات بکار میرفت توالی آکوردی است که در شکل آنرا مشاهده میکنید. کافی است از پایه

گام یک فاصله سوم کوچک پایین بیاییم، و بعد دوبار فاصله چهارم درست بالا برویم، در انتها میتوانیم به پایه گام برگردیم.

به شکل دقت کنید این progression را در گام می بمل ماژور نمایش میدهد، گوش کنید.


audio file
| Eb7 | Cm7 | F7 | Bb7 |

| Eb7 | Cm7 | F7 | Bb7 |
از progression های پر استفاده در ده ۶۰

این توالی آکورد را میتوانید در بسیاری از قطعات مانند But not for me یا Giant Steps یا Night & Day و … مشاهده کنید. بنظر ساده می آید اما اگر روی
آن بداهه نوازی کنیم میتوانیم نتیجه غیر قابل انتظاری بگیریم بخصوص اگر drums و bass به آن اضافه کنیم. به این قطعه گوش کنید که دوبار Progression بالا در آن
استفاده شده است.


audio file
Piano solo improvise

نکته ای که باید به آن Jazz دقت کرد این است که رمز موفقیت شما در این موسیقی داشتن شناخت کافی از هارمونی قطعه و توانایی در نوشتن یا اجرای ملودی روی آکوردها هست.

برای اینکار نوازندهای Jazz عموما” بر روی هارمونی قطعه ملودی ساده ای را تهیه میکنند، ملودی ای که معمولا” از نت های کشیده مانند سفید و سیاه – گاهی هم چنگ – در آنها

استفاده شده است.

آنها این ملودی را بخوبی به ذهن میسپارند و سپس هنگام Improvise در اطراف ملودی شروع به حرکت با ریتم و فاصله هایی میکنند که احساس Jazz القا میکند. برای تمرین از همین

توالی آکورد شروع کنید و با تمپوهای پایین ابتدا هارمونی را درک کنید و سپس شروع به بداهه نوازی کنید.

نکته مهم دیگر در بداهه نوازی در نظر گرفتن الگوهای ملودیکی هست که روی هارمونی میخواهید اجرا کنید، به الگوها ملودیکی که در این improvise از آنها استفاده شده دقت کنید

سعی کنید از آنها الهام بگیرید.

حرکت های ملودی روی آکوردهای پنجم


قسمت ابتدایی یکی از مازورکا های شوپن به شکل زیر میباشد. به آن دقت کنید، خواهید دید که هارمونی انتخابی شوپن برای دست چپ در میزان دوم Em ، در میزان سوم Am و در

میزان چهارم D7 میباشد.

نگاهی ساده به دایره پنجم ها نشان میدهد که رابطه میان این آکوردها رابطه پنجم (درست) بوده و همانطور که قبلا” هم صحبت کردیم از این حرکت هارمونیک در موسیقی Jazz هم

بسیار استفاده میشود. در این مطلب می خواهیم بطور خلاصه راجع به چند نوع حرکت ملودیک در موسیقی Jazz روی سه آکورد پیاپی که با هم فاصله پنجم دارند صحبت کنیم.

قبل از آن به این چهار میزان از مازورکای شوپن گوش کنید و به این نکته دقت کنید که شوپن خیلی زیاد از ترکیب نتهای چنگ نقطه دار و دولاچنگ در کارهاش استفاده کرده که دقیقا”

حس swing دارد.


audio file
Opus 17 No 2

در این قسمت راجع به حرکت های ملودی روی توالی سه آکورد با فاصله های سوم عینا” مانند آنچه در مازورکای شوپن دیدم صحبت خواهیم کرد. به این شکل نگاه کنید در گام Bb

ماژور از آکورد Cm7 به فاصله پنجم پایین آن یعنی F7 و در نهایت به پایه گام یعنی Bb7 که بازهم یک پنجم پایین F7 قراردارد میرسیم.

یکی از راه های نوشتن ملودی استفاده از هارمونی است و حقیقت موضوع را اگر بخواهید اغلب موسیقیدانان Jazz همین روش را برای تهیه موسیقی استفاده میکنند.

کمتر مشاهده میشود که ملودی Jazz از سر ضرب شروع شود لذا از وسط ضرب اول شروع میکنیم و با یک نت چنگ. میزان اول ملودی شماره یک از ریتم متداولی در Jazz استفاده

میکند یعنی تقسیم ضرب دوم به سه نت مساوی.

چهار میزان اول مازورکای شماره ۱۱ شوپن

حرکت آغازین ملودی دوم نیز از نت های چنگ که متداولترین نت در موسیقی Jazz هست استفاده کرده و درست آخر میزان اول ملودی سوم از نتهای دولاچنگ هم استفاده کرده است.

در سایر میزانها هم از نت های چنگ استفاده کردیم وچون خواستیم در میزان سوم ملودی فرود بیاید بتدریج در ملودی های اول و دوم از نت های کشیده تر استفاده کردیم.

هیچ دلیل خاصی ندارد و در ضمن لزومی هم ندارد که حتما” اینکار انجام شود چنانچه در مثال سوم این مطلب موضوعیت ندارد.


audio file
Cm7-F7-Bb

اما اینکه از چه نت هایی استفاده کنیم تا ملودی زیبا تر شود؟ به تجربه بستگی دارد و میزان شناخت ما از هارمونی. در تمام موارد میزان اول چون شنونده تازه در ابتدای شنیدن ملودی

است، بهتر اینکه کمتر از نتهای غیر از آکورد استفاده کنیم لذا اگر دقت کنید در هر سه مورد در میزان اول این موضوع رعایت شده است.

میزان دوم در هر سه مورد شامل حرکتی بوده که لزوما” از نتهای آکورد زیاد در آنها استفاده نشده چرا که ملودی خیلی زود روی پایه گام فرود خواهد آمد. اما باید دقت کرد برای یک

میزان خارج آکورد ملودی زدن اشکال خاصی درست نمیکند، بیش از آن به تجربه نیاز دارد تا ملودی بد صدا نشود.

حرکت ملودیک روی آکوردهایی با فاصله پنجم درست نسبت به هم

نکته آخر توجه به نت فرود یعنی سل درملودی دوم و دو در ملودی سوم در حالی که هارمونی Bb7 را دنبال میکنه است. دقت کنید که هیچ لزومی ندارد که فرود های ما روی نت های

آکورد باشد، همانقدر که ملودی اول خوش فرود است ملودهای بعدی نیز هستند.

گفتگوی هارمونیک

هماهنگی گیتار و پیانو در گروه های کوچک Jazz (قسمت سوم)


روش Freddie Green برای گیتار بسیار خوش صدا است و به قول معروف خوب صدا میدهد اما اگر پیانو بخواهد جای گیتار را بگیره موضوع عوض میشه چرا که زدن آکورد هایی

با نت سیاه درهر میزان با پیانو برخلاف حالتی که گیتار اینکا را انجام میدهد، نتیجه جالبی بدست نمیدهد.

دلیل آن میتواند خوش صدا و ظریف بودن صدای گیتار هنگامی که با نت های سیاه همراهی می شوبد باشد، در واقع نحوه نوازندگی لطیف با گیتار خروجی خوبی بدست می دهد برخلاف

حالت چکشی بودن صدای پیانو که صدای تولیدی را خشن جلوه می دهد.

اما می توان از خاصیت چکشی بودن صدای پیانو استفاده کرد و با استفاده از نت های کم کشش مسئولیت نگاه داشتن ریتم را بجای گیتار به پیانو واگذار کرد و در عوض از گیتار خواست

که در اطراف ریتمی که بصورت ثابت توسط پیانو اجرا می شود به زدن آکورد بپردازد. به شکل نگاه کنید و ببینید که چگونه پیانو ریتم ثابتی را نگاه میدارد و در عوض گیتار به همراهی

اطراف پیانو میپردازد

در این حالت پیانو ریتم را نگاه میدارد و گیتار در اطراف ریتم به اجرای آکورد میپردازد

تنها نکته بسیار مهم در این روش این است که هردو نوازنده پیانو و گیتار تحت این شرایط باید progression آکورد ها را دقیقا” دنبال کنند چه در اینصورت با زدن اشتباه هر آکورد

توسط دیگری حاصل موسیقی بد صدا خواهد شد. درست برخلاف روش Freddie Green چون پیانو به زدن نت های آکورد اکتفا میکرد و بندرت voicing های دوصدایی از آکوردها

را در خارج ضربها اجرا می کرد.

بخصوص دو نوازنده باید سعی کنند که در آکوردهای Altered تفافق نظر داشته باشند و هارمونی یکسانی را بعنوان آکورد بشناسند.

هماهنگی گیتار و پیانو در گروه های کوچک Jazz (قسمت دوم)


یکی دیگر از روشهای متداول همنوازی پیانو و گیتار روشی است که به نام Freddie Green معروف است. او نوازنده گیتارJazz بوده که با گروه Count Basie (نوازنده پیانو

Jazz) همکاری داشته و نقش برجسته ای در کار گروه Count Basie و موسیقی تولید شده توسط این گروه ایفا کرده است.

این روش همراهی بر اساس نت های سیاه که دقیقا” سر ضرب نواخته می شود است که نتیجه حاصل یک ساختار کاملا” محکم و استوار ریتمیک است.

تحت این شرایط نوازنده پیانو اقدام به شکستن قالب ریتمیک گیتار میکند و با استفاده از ضد ضربهایی که به موسیقی تحمیل میکند حس موسیقی Jazz را بوجود می آورد. نکته بسیار مهم

اینکه چون گیتار هارمونی موسیقی را بطور کامل تهیه میکند، نوازنده پیانو باید حتی المقدور از نواختن آکورد دوری جوید و در عوض او باید نقش ضدن ضربه به ریتم مانند یک ساز

ضربی اما با نت های آکورد را داشته باشد

روش فردی گرین برای همراهی گیتار و پیانو در Jazz

نکته ای که باید به آن دقت کنید اینکه پیانو به هیچ وجه سر ضربها نباید آکورد بگیرد اما در مواردی مثل میزانهای ۲ و ۳ میتواند بصورت ضد ضرب از آکورد استفاده نماید.

ممکن است که این سئوال مطرح شود که پیانو با این بزرگی و ابهت تنها هرز گاهی یک نت بزند!؟ اولین پاسخی که باید داد این است که هر توانایی و برتری اگه زیاد مورد استفاده قرار

بگیره دیگه توانایی یا برتری نیست، و دوم اینکه Count Basie یکی از بزرگتریک نوازنده های پیانو Jazz بوده واگر او اینگونه با Freddie Green کار میکرده حتما” چیزی

میدانسته و در دست آخر اینکه خود امتحان کنید نتیجه خیلی بالاتر از حد انتظار شما خواهد بود و یقینآ آنرا خواهید پذیرفت.

هماهنگی گیتار و پیانو در گروه های کوچک Jazz (قسمت اول)


اگر کار گروهی موسیقی کرده باشید میدانید اولین چیزی که نشان میدهد یک گروه هماهنگ کار میکنند یا نه این است که سازهای مختلف هنگام نواختن در دست و پای یکدیگر نروند و

همه آنها به اجرای یکنواخت یک قطعه نپردازند. برای این کاملآ اشتباه است که هم پیانو باس بزند و هم گیتار بیس یا هم پیانو آکورد بگیرد و هم گیتار و …

برای جلو گیری از بروز چنین اتفاقهایی باید اعضای گروه یکدگیر را بشناسند و نقش هر یک بخوبی مشخص باشد. هر نقشی وظیفه و مسئولیت خاصی را طلب می کند بنابراین دیگران

خوب میدانند که وظیفه هر نفر چیست، لذا کاری را که او انجام میده دیگری انجام نخواهند داد و انرژی گروه در راه مثبت و مفید صرف خواهد شد.

این موضوع در گروه های Jazz خیلی مهمتر است چرا که در این سبک از موسیقی، نوازنده آزادی عمل بسیار زیادی دارد و اغلب اینطور نیست که از روی یک پارتیتور نوازندگی کنند.

اینجاست که اغلب نیاز به یک مدیر در گروه نوازندگی احساس می شود؛ مدیری که نقش و وظیفه هر کس را در گروه باید مشخص کند و بر نحوه فعالیت آنها نظارت داشته باشد.

با کمال تاسف باید اعتراف کرد که در گروه های کوچک، اغلب هیچ شخصی مسئولیت این پست مهم را بر عهده ندارد و به همین دلیل خیلی دیر و پس از تمرین های بسیار زیاد به یک

حس مشترک از کارها و توانایی هایی در اجرای مشترک می رسند.

در عالم موسیقی Jazz هر نوازنده با توجه به حس و موقعیتی که هنگام lead نواختن دارد، ممکن است که قطعه را طوری اجرا کند که اعضای گروه تا به حال اینگونه آنرا نشنیده باشند.

لذا لازم است که همواره گوشهای خود را باز نگاه داریم و در عین نوازندگی به آنچه دیگران مینوازنند دقیق گوش کنیم. حتما” دقت کردید که هنگامی که گروه های Jazz به نوازندگی

میپردازند چگونه با حرکت صورت یا حتی دست در صورت امکان بصورت لحظه ای به یکدیگر علامت داده و موسیقی را با یکدیگر تنظیم میکنند.

مشکلی که اغلب در گروه ها کوچک پیش می آید و کاملا” مشخص است ( هرچند شاید بسیاری اصلا” متوجه آن نشوند)، این است که گیتار و پیانو معمولا” نقش یکسانی را اجرا میکنند و

هردو به یک شکل comping (اصطلاح موسیقی به معنی همراهی کردن) انجام میدند. در حالی که آنها میتوانند با کمی برنامه ریزی و تمرین های قبلی همراهی حرفه ای تر بصورت

پلی ریتمیک یا ملودیک و … را ایفا کنند.

چیزی که اغلب باعث بروز این اشتباه حتی توسط آهنگسازان با تجربه میشود توانایی این دو ساز در پر رنگ کردن هارمونی است که آهنگ ساز را وسوسه میکند از هردو برای اینکار

استفاده کند. یا اغلب اگر دیده باشید برای پیانو یا گیتار تنها به دادن آکورد های قطعه اکتفا میکنند و فرض می کنند خود نوازنده می داند چه باید بکند. در این حالت اگر گیتاریست و

پیانیست هماهنگی و تجربه کافی نداشته باشند هر دو در طول قطعه به نواختن یکسان آکورد می پردازند.

بحثی را که امروز میخواهیم شروع کنیم مربوط میشود به این نکته که گیتاریست و پیانیست چطور باید بایکدیگر هماهنگی کنند تا اجرای موسیقی حرفه ای و خوب باشه. در این بحث به

چند نکته مهم اشاره خواهیم کرد.

یکی از ساده ترین روشهای همراهی گیتار و پیانو در یک گروه کوچک

ساده ترین کار این باشه که هنگامی که گیتار در حال ساز زدن است، پیانو ساکت باشد و برعکس وقتی پیانو comping میکند گیتار ساکت باشد در اینصورت بدون شک هیچگونه

تداخلی در comping رخ نمیدهد. نخندید! اینکار بسیار خوش صدا تر است از اینکه هردو ساز شروع به نواختن بدون برنامه کنند، مطمئن باشید شنونده در این حالت احساس بهتری

میکند.

تنها نکته ای که باید رعایت شود اینکه حتی المقدور عمل جابجایی سازها بهتر است پس از پایان کامل یک جمله یا عبارت موسیقی باشد و به هیچ وجه وسط جمله سازها جای یکدیگر را

عوض نکنند. حتی بهتر این است که به گیتار اجازه دهیم با سولیست هماهنگی کند و بعد که سولیست یکبار progression قسمتی از موسیقی را اجرا کرد، گیتار خارج شود و پیانو وارد

موسیقی شود. در این حالت ممکن سولیست دیگری یا حتی خواننده اجرای موسیقی را هدایت کند. این روش بسیار متداول است بخصوص در اجرای ballad ها.

نکته دیگری که برای هر دو ساز باید به آن دقت کنیم اینکه هر دو ساز گیتار و پیانو توانایی پوشش دادن رنج وسیعی از نت ها را دارا هستند، لذا هرگز، تکرار میشود هرگز، به

comping در یک محدوده کوچک مثل سر دسته گیتار اکتفا نکنیم و به این بهانه که فلان آکورد در سر دسته ساده تر اجرا می شود به زدن آکورد در یک قسمت از ساز ادامه ندهیم. دقت

کنید که همین نکته های ساده یکی از تفاوتهای بزرگ یک اجرای حرفه ای و آماتوری است.