یازدهمین دوره مسابقات گیتار تهران (مگتان ۱۱- آذر ماه ۹۶) برگزار می شود

یازدهمین دوره مسابقات گیتار تهران در روز ۱۵ آذر ماه ۹۶ به صورت اینترنتی برگزار خواهد شد. از این پس مگتان سالی یک یا دو بار به صورت اینترنتی و یک بار در تابستان به صورت ترکیب اجرای زنده و اینترنتی طبق معمول با جوایز ارزنده گیتار انجام خواهد شد.

لطفا به موارد زیر دقت کنید:

۱- یک یا دو قطعه نا محدود از لحاظ زمانی در فرمت ویدئو ارسال نمایید.

۲- ادیت صدا یا تصویر: آزاد و اختیاری است و برای مسابقه تفاوتی نمی کند.

۳- سبک و قطعه (ها): آزاد – بدون خواننده.

۴- آنسامبل “گیتار- محور” مجاز است و با او رفتار سولو خواهد شد.

۵- مگتان بدون محدودیت سنی و استانی و مسابقه ای خصوصی است.

۶- مسابقه در یک مرحله و قضاوت همان فایل (های) ارسالی شما خواهد بود.

۷- سه برنده – سه گیتار و سه لوح افتخار.

۸- مسابقه ساعت ۲۴:۰۰ روز ۱۵ آذر ماه ۹۶ بسته و نتایج به همراه جدول نمره دهی ساعت ۱۰ بامداد روز جمعه ۱۷ آذر ماه ۹۶ اعلام می گردد.

سطوح مسابقه

L2 کلاسیک و سبک های دیگر (حداقل در حد اتود های کارکاسی): گیتار Aparicio AA-70

F1 یا فلامنکو (حداقل در حد کتاب اول خوان مارتین): گیتار Aparicio F-40

A1 یا آماتور کلاسیک و فلامنکو و سبک های دیگر: گیتار Aparicio AA- 50

تذکر: به هر برنده از میان نوازندگان سبک های جز – بلوز، جیپسی، راک، متال، پاپ و … گیتار مربوط به سبک او جایزه داده خواهد شد ولی مسابقه این گروه ها جدا نشده و با بقیه ارزیابی می گردند.

تذکر: ارسال فایل (ها): فقط به ایمیل مسابقات kayvanmirhadi@yahoo.com

شرکت کنندگان موظف هستند تا تمام مراحل مسابقه را در حدود یک ماه باقی مانده از طریق ایمیل یا موبایل یا تلگرام مدیر هنری پیگیری نمایند. ۰۹۱۲۳۳۷۷۳۵۷

تذکر: به تمامی شرکت کنندگان گواهی شرکت در یازدهمین دوره مسابقات گیتار تهران اعطا و به ایمیل او ارسال خواهد شد.

تذکر: لطفا تحت عنوان مگتان و عناوین مشابه در شبکه های اجتماعی فایلی آپلود نکنید.

تذکر: به ایمیل های فرستاده شده همان روز یا روز بعد جواب داده خواهد شد.

تذکر: اسپانسرهای گیتار های برندگان: کیوان میرهادی و مهندس کیارش کیانیان هستند.

مراحل ثبت نام:

۱- از ۱۹ آبان تا ۱۵ آذر ۹۶ ثبت نام کنید.

۲- واریز مبلغ ۵۰ هزار تومان به کارت بانک ملی کیوان میرهادی ۶۰۳۷۹۹۷۲۲۵۰۰۵۴۷۰ سپس ارسال تصویر فیش پرداختی و اسم و کاتگوری و یک شماره تلفن همراه به ایمیل مسابقات.

۳- اول ثبت نام را تکمیل کنید سپس فایل خود را بفرستید. تمام تسویه حساب های مگتان از طریق بانک ملی است. عودت پول شما فقط تا یک روز قبل از بسته شدن مسابقه بلامانع و حق شرکت کنندگان است و مثل همیشه ظرف یکی دو ساعت خواهد بود.

هیئت داوران:

۱- آقای دکتر سیمون آیوازیان (سر داور)

۲- آقای دکتر هنریک آیوازیان

۳- آقای حامد ثابت

۴- آقای بهرام آقاخان

۵- آقای عبدالرحیم جعفری

۶- آقای بابک ولی پور

۷- آقای کیوان میرهادی

جشنواره «جوایز موسیقی آمریکا»

جوایز موسیقی آمریکا (AMA) یک جشنواره سالانه است که موسیقیدانان برتر آمریکایی را معرفی می کند. بنیانگذار این جشنواره دیک کلارک (Dick Clark) مجری مشهور آمریکایی و یکی از مروجین اصلی موسیقی راک اند رول بود؛ دیک کلارک به مدت ۳۳ سال تهیه‌کننده و مجری برنامه‌ی «دسته‌ی موسیقی آمریکا» در فاصله سال‌های ۱۹۵۶ تا سال ۱۹۸۹ بوده و در طی بیش از سه دهه میزبان بیشتر خوانندگان مشهور آمریکایی بود. جشنواره «جوایز موسیقی آمریکا» در سال ۱۹۷۳ برای ABC ایجاد شده و آرای آن کاملا بر اساس رای مردمی محاسبه می شود و هیات داورانی در کار نیست.

همواره این جشن با حضور بازیگران و چهره های مشهور مردمی برگزار می شود و مخاطبان زیادی از سراسر دنیا دارد. مجری آخرین مراسم در سال ۲۰۱۵ «جوایز موسیقی آمریکا» (AMA)، جنیفر لوپز خواننده پاپ و بازیگر بود که با ده لباس مختلف در مراسم ظاهر شد! این برنامه مانند چند دوره گذشته در تالار مایکروسافت (که سابقا نوکیا نام داشت) با شرکت ۷۱۰۰ تماشاگر در سالن اجرا شد.

آرای این مسابقه بر اساس بررسی آمارهای مجله بیلبورد و سایت بیلبورد و شریکهای آن مانند «نیلسن اینترتیمنت» (Nielsen Entertainment) و «نکست بیگ ساند» (Next Big Sound) انجام می شود.



در این جشنواره شاخه های گوناگونی مانند:

۱- هنرمند سال

۲- تک ترانه سال

۳- هنرمند جدید سال

۴- هنرمند محبوب مرد – پاپ / راک

۵- هنرمند محبوب زن – پاپ / راک

۶- گروه محبوب، دئو و یا – پاپ / راک

۷- محبوب آلبوم – پاپ / راک

۸- هنرمند محبوب مرد – کشور

۹- هنرمند محبوب زن – کشور

۱۰- گروه محبوب، گروه دئو و یا – کشور

۱۱- آلبوم های محبوب – کشور

۱۲- هنرمند محبوب – رپ / هیپ هاپ

۱۳- محبوب آلبوم – رپ / هیپ هاپ

۱۴- محبوب هنرمند مرد – Soul / R & B

۱۵- محبوب هنرمند زن – Soul / R & B

۱۶- محبوب آلبوم – Soul / R & B

۱۷- هنرمند محبوب – راک آلترناتیو

۱۸- هنرمند محبوب – موسیقی بزرگسالان معاصر

۱۹- هنرمند محبوب – موسیقی لاتین

۲۰- هنرمند محبوب – موسیقی معاصر الهام بخش

۲۱- هنرمند محبوب – موسیقی رقص های الکترونیکی (EDM)

جشنواره «جوایز موسیقی آمریکا» همواره به موسیقی های شاخه تجاری می پردازد و شاخه ای مربوط به موسیقی کلاسیک ندارد.

رکورد بیشترین جوایز موسیقی آمریکا متعلق به مایکل جکسون خواننده و رقصنـده مشهور با بیست و شش جایزه، از جمله یک جایزه با عنوان “هنرمند قرن” است. در میان هنرمندان زن شرکت کننده در این جشنواره، رکورد بیشترین جوایز «موسیقی آمریکا» متعلق به ویتنی هوستون خواننده مشهور و بازیگر آمریکایی است که موفق به کسب بیست و دو جایزه شده است؛ (جالب است که هر دوی این هنرمندان نیز توانسته اند رکورد دار دریافت بیشترین جایزه در یک شب را داشته باشند و هر کدام ۸ جایزه را در یک شب تصاحب کرده اند!) در میان گروه ها، رکورد بیشترین جوایز موسیقی آمریکا متعلق به گروه آلاباما (Alabama) است که توانسته نوزده جایزه را از آن خود کند.



theamas.com

microsofttheater.com

موسیقی راک چیست؟

مقاله حاضر با عنوان «موسقی راک چیست؟» گزیده ای هستند که به انتخاب مترجم، از مقاله ای توسط کِوین توئیت (Kevin Twit) درباره موسیقی راک با عنوان اصلی «معیارهایی برای قضاوت موسیقی راک» ترجمه شده اند. این مقاله در سال ۲۰۰۱ در سایت مجله هزار سوم ( IIIM Magazine) منتشر گردیده است.


ارزیابی موسیقی راک


موسیقی راک چیست؟ پاسخ دادن به این پرسش دشوارتر از آن است که در ابتدا به نظر می رسد. نویسندگان زیادی به طور کلی به این پرسش پاسخ داده اند و آن را همچنان در هاله ای از ابهام رها کرده اند. در اینجا نیز قصد پاسخگویی دقیق به این سوال را نداریم اما تلاش می کنیم تا چند مورد را درباره این نوع موسیقی بیان کنیم. در ابتدا به خاطر بسپارید که گوش کردن به یک قطعه و طبقه بندی آن بسیار راحت تر از توصیف کردن آن است.

تقریبا در جامعه امروز همه با گوش دادن می توانند تشخیص دهند که یک قطعه راک است یا خیر. به نظر نگارنده سه جنبه وجود دارند که باید در تعریف موسیقی راک گنجانده شوند.

موسیقی راک یک پدیده فرهنگی، سبک نوازندگی و فرم خاصی است. در هر حال هیچ کدام از این جنبه ها، به تنهایی، برای توصیف موسیقی راک کافی نیستند. موسیقی راک ارتباط تنگاتنگی با فرهنگ جوانان و کوشش برای جاودانه کردن جوانی دارد.

در واقع می توان گفت موسیقی راک شیوه ای است برای بیان پرستش جوانی در فرهنگ ما. شولتز و دستیارش بر این باورند که راک «سرود مشارکت درام گونه در زندگی نوجوانی است که سرشار است از تجربه عمیق باورها، ارزش ها و فعالیت های نوجوانان.» در اینجا شولتز به جنبه های جامعه شناسی راک اشاره می کند. اما موسیقی راک تنها به این جنبه ختم نمی شود. همانطور که آنها اشاره می کنند راک را می توان به عنوان گونه ای موسیقایی نیز تعریف کرد.

در واقع این جنبه از مفهوم راک است که تن به تعریف نمی دهد؛ اولا، موسیقی راک سبک خاص خود را دارد که از عناصر گوناگونی ناشی می شود مانند: ضربه، عمق احساسات (تأثیر گرفته از بلوز)، صداهای خاص (مانند صدای گوشخراش انسان، گیتار الکتریک و درامز) و برداشتی مشخص. رویکرد من، به عنوان یک موزیسین، نسبت به موسیقی راک با رویکردم نسبت به موسیقی جز، کانتری یا موسیقی کلاسیک بسیار متفاوت است.

این تفاوت را می توان در حال و هوای ریتم ها، استفاده از تزئینات میکروتونال، ویبراتو و تن هایی که به کار می برم احساس کرد. نکته جالب توجه این است که زمانی که کسی تلاش می کند موسیقی راک را به شیوه ای غیر اصیل اجرا کند یک موزیسین (و حتی طرفداران موسیقی راک) فورا متوجه می شود. «برداشتی» که درباره آن بحث شد چیزی نیست که بتوان با آگاهی از نت نویسی سنتی بدست آورد. این مفهوم هم شبیه به جمله بیل ادگار درباره موسیقی جز است؛ در واقع موسیقی جز یک سبک نوازندگی است و به همین دلیل «نت ها زیاد به درد نمی خورند مگر اینکه طرف واقعا موزیسین جز باشد!» این مسئله در مورد موسیقی راک هم کاملا صدق می کند.

موسیقی راک علاوه بر سبک خاص، فرم یا ساختار خاص خود را نیز دارد. اندرو چستر در مقاله ی بسیار پربار خود، بین «فرم اکستنشنال ساخت موسیقایی» که موسیقی کلاسیک غربی اکثرا از آن پیروی می کند
(extensional form of musical construction) و «پیشروی اینتنشنال» (intensional development) به خوبی تفاوت قائل می شود. چستر اشاره می کند که در حالیکه موسیقی راک فرم هایی دارد که از حالت اکستنشنال پیروی می کنند (مانند موسیقی های غیر اروپایی دیگر)، اما پیشروی آن اینتنشنال است.

چستر توضیح می دهد که در پیشروی اکستنشنال «تم، واریاسیون ها، کنترپوآن، تونالیته ابزارهایی هستند که به صورت همزمان و در زمان (دیاکرونیک) از هسته های موسیقیایی پایه خروج می کنند. بدین ترتیب پیچیدگی بوجود آمده حاصل از ترکیب عناصر ساده است که در این واحد پیچیده، دست نخورده و متمایز باقی می مانند.» به بیان ساده تر، موسیقی با ترکیب خلاقانه عناصر کوچک در فرم های دلنشین علاقه مخاطب را جذب می کند.

بوگی: ژانری که آرام و قرار ندارد (I)

مقاله ای که می خوانید، نوشته ای است از سیمون رینولد (Simon Reynolds) نویسنده روزنامه گاردین که در اوایل سال گذشته به چاپ رسید است: واژه «بوگی»، در واقع، از پیانو نوازی به سبک بلوز گرفته شده است که در دهه سی قرن بیستم رایج بود. اما این واژه بیش تر در توصیف موسیقی راک جنوبی و صفحه های اوایل دهه هشتاد به کار می رود. وقتی که جلد “Delta Swamp Rock” را دیدم اولین چیزی که به فکرم رسید این بود که: «آیا نقشی که سیاهپوستان در موسیقی سول جز (Soul Jazz) ایفا می کنند به پایان رسیده است؟» انتشار مجموعه ای از موسیقی راک جنوب در اوایل دهه هفتاد، حرکتی بود که از لیبلی که برای انتشار گلچین های رگیِ “Dynamite!” و مجموعه های دلوکسی مانند “Can You Dig It? The Music and Politics of Black Action Films 1968-75” مشهور بود، انتظار نمی رفت.

کمی تأمل رمز گشای این راز بود: راک جنوبی به عنوان سبکی که از تلاقی بلوز، کانتری و سول پدید آمده است، در واقع، همان پیوند موسیقیایی سیاه و سفیدی است که در چارچوب دیدگاه جهانی سول جز می گنجد. این لیبل هم مانند لیبل های “Blood and Fire” و “Honest Jon’s” متعلق به خبرگان انگلیسی است که برای موسیقی سیاهپوستان آمریکایی ارزش قائلند. در واقع آن ها دنباله رو جریانی هستند که به واسطه “house headz” دهه نود، “soul boys” دهه هشتاد، “roots’n’dub fiends” دهه هفتاد و “blues rockers” دهه شصت، به جز سنتی دهه پنجاه باز می گردد.

اینها در اصل پیرو بریتانیایی های (Brits) سفید پوستی هستند که سعی داشتند که بر موسیقی سیاهپوستان مسلط شوند. آنها همچنین خود را با انجام فعالیت هایی به عنوان دی جی، دیسکوگرافر و آرشیوساز، وقف حفظ میراث موسیقی سیاهپوستان کرده بودند. تنها تفاوت بین بریتانیایی ها و همتاهای جنوبی سفید پوست آن ها این است که بریتانیایی ها باید عشق و علاقه شان به موسیقی را با استفاده از آثار ضبط شده به حد کمال می رساندند، در حالیکه همتایان آن ها در محیطی پرورش یافتند که پیوسته با موسیقی سر و کار داشتند و مستقیم از سرچشمه آن بهره می جستند.

از آنجایی که راک جنوبی از عمق جنوب و درست پس از عواقب جریان حقوق مدنی پدید آمد، یعنی زمانی که برخی از سیاستمداران هنوز هم از تفکیک نژادی حمایت می کردند، در نتیجه این نوع موسیقی راک با پیچیدگی و تیرگی بیشتری همراه بود. شاید تنها اثری که مثال بارز این وضعیت است “Sweet Home Alabama” باشد که سرود تعیین کننده این ژانر است.

اگر بخواهم جملات “Lynyrd Skynyrd” را در آلبوم موفق سال ۱۹۷۴ شان بدون اغراق توصیف کنم، باید بگویم که گیج کننده است. شعر اول به نیل یانگ اشاره دارد (که حتی یک یانکی لعنتی هم نبود بلکه کانادایی بود). اشاره او به نیل یانگ به خاطر اثر موفق او، یعنی مرد جنوبی (Southern Man) و همچنین انتقاد از آلاباما است.

به هر حال این نشانگرِ غرور خدشه دار شده منطقه ایی است که اینگونه سر باز کرده است. اما شعر دوم به طرز خطرناکی مبهم است. این شعر به جورج والاس، فرماندار آلاباما، اشاره دارد که طرفدار تفکیک نژادی بود. به نظر می رسد که این شعر تأییدی است بر تفکیک نژادی و نه محکوم کننده آن. در آخر، “Sweet Home” به تجلیل استودیوی ماسل شولز ساوند (Muscle Shoals Sound Studio) و گروه ریتمیک ساکن در آن یعنی سوامپرز (the Swampers) می پردازد اما نکته جالب این است که در حالیکه تیم ماسل شولز از خواننده های سیاهپوست زیادی استفاده می کرد، هر چهار عضو گروه سوامپرز سفید پوست بودند.

چه نوع موسیقی میل دارید؟ (V)

اگرچه آمار خودکشی بین طرفداران موسیقی راک و هوی متال (به ویژه موسیقی هوی متال) بالاتر است اما نتایج پژوهشی بر روی دانش آموزانی که اختلالات روانی دارند و طرفدار موسیقی هوی متال هستند ثابت کرد که این دانش آموزان پس از گوش دادن به موسیقی مورد علاقه شان، در ژانر هوی متال، به روحیه بهتری دست یافتند. پژوهش دیگری با شرکت دانش آموزان افسرده نتایج مشابهی را رقم زد: در واقع، این دانش آموزان از این نوع موسیقی برای درمان افسردگی خود استفاده می کنند تا اینکه با گوش دادن به آن بیش تر دچار افسردگی شوند.

جالب توجه است که دانشجویانی که موسیقی مورد علاقه شان راک یا هوی متال است، در آزمون های هوش، به طور میانگین، نمره های بالاتری می آورند، مخصوصا در رابطه با پرسش هایی که نیاز به تفکر انتزاعی دارند. همچنین بررسی ها نشان داده اند که بزرگسالانی که به موسیقی هوی متال گوش می دهند از هوش بالایی برخوردارند.

با این وجود بر اساس یک پژوهش، بزرگسالان زن یا مرد که طرفدار موسیقی هوی متال هستند نمره های پایین تری در دانشگاه/مدرسه کسب می کنند که البته این مسئله می تواند ناشی از جنبه های شخصیتی یا تأثیرات محیطی (مانند استرس زیاد) باشد تا ناشی از تأثیرات مستقیم موسیقی.

در یک بررسی از دانشجویان پسر مقطع لیسانس ثابت شد که احتمال گرایش به نقش های جنسیتی کلیشه ای و نگرش منفی نسبت به زنان بین آن دسته از شرکت کنندگان که در معرض موسیقی هوی متال، با محتوای خشونت آمیز نسبت به زنان، قرار گرفته بودند بیشتر است. البته احتمال می رود که این نتایج به خاطر محتوای خشونت آمیز اشعار این موسیقی حاصل شده باشد تا خود موسیقی.

نتیجه آزمایشی روی موش هایی که روزانه بیست و چهار ساعت در معرض موسیقی هوی متال از گروه Anthrax قرار گرفتند نشان داد که این موسیقی توانایی موش ها را در یادگیری چیزهای جدید تحت تأثیر قرار می دهد؛ در واقع، به جای رد شدن از هزارتو همه موش ها یکدیگر را کشتند.

در آزمایش دیگری که موش ها را به مدت ده روز در معرض موسقی هوی متال قرار دادند، آن ها یکدیگر را نکشتند اما توانایی شان در عبور از هزارتو بدتر از قبل شد.


موسیقی راک:
گوش دادن به موسیقی راک میزان ترشح آدرنالین را بیش از گوش دادن به هر نوع موسیقی دیگری افزایش می دهد. اگر شنونده علاقه ای به موسیقی راک نداشته باشد، گوش دادن به آن او را عصبانی تر می سازد و باعث آزار او می شود. همچنین باعث می شود که ضربان قلب و فشار خون نیز بالا برود. در حالیکه اگر شنونده به این نوع موسیقی علاقه داشته باشد، گوش دادن به آن نه تنها باعث کاهش استرس می شود بلکه تأثیری بر ضربان قلب یا فشار خون نیز نخواهد داشت.

دانشمندان پژوهشی را برای بررسی تأثیر موسیقی راک بر روی موش های آزمایشگاهی انجام دادند. عملکرد گروه موش هایی که موسیقی راک برایشان پخش می شد در رد شدن از هزارتوها رفته رفته بدتر می شد. سرانجام آن ها آنقدر گیج و سرگردان شدند که دیگر تنوانستند هزارتو را تا آخر بپیمایند. زمانی که دانشمندان مغز آن ها را تشریح کردند متوجه شدند که مغز آن ها دچار تغییرات ساختاری غیر عادی شده اند.

یاخته های عصبی مغز آن ها (مخصوصا در ناحیه هیپوکامپوس که در یادگیری و شکل گیری حافظه ضروریست)، وحشیانه، در تمام جهت ها رشد کرده بودند بدون اینکه با نرون های دیگر ارتباط برقرار کنند. همچنین میزان RNA، که در شکل گیری حافظه نقش دارد، نیز به شدت افزایش یافته بود که می تواند دلیل تمایل بیشتر طرفداران موسیقی راک به مصرف مواد مخدر و برقراری روابط نامشروع باشد. به علاوه تمایل طرفدارن موسیقی راک هوی متال به خودکشی نیز ناشی از افزایش میزان RNA است.

در هر حال یکی از یافته های مسلم این پژوهش ها این است که گوش دادن به هر نوع موسیقی که مورد علاقه فرد باشد، نه تنها موجب بروز تأثیرات منفی و مخرب نمی شود بلکه توانایی های شناختی خاصی را در شنونده بهبود می بخشد. در نتیجه یکی از مسائل مهم در انتخاب موسیقی، شناسایی نوع موسیقی است که با روحیات و طبیعت فرد سازگار است.


منابع:

www.miami.muohio.edu

www.suite101.com

www.lifemojo.com

www.elsevier.com

www.theaudioprof.com

رودز: «از عبارت “موسیقی کلاسیک” متنفرم» (II)

رودز، با موهای درهم بر هم مدل بایرونی و خالکوبی هایش (او «سرگئی راخمانینوف» را با حروف سیریلی بر ساعد راستش خالکوبی کرده است)، قطعا یک فرد عصبی است. مأموریت او بازگرداندن موسیقی کلاسیک به قشر عادی جامعه است مانند جیمز الیور اما در زمینه موسیقی کلاسیک: «کاری که جیمز الویر انجام داد این بود که آشپزی را آسان، قابل فهم و سرگرم کننده ساخت. به نظرم برای موسیقی کلاسیک نیز کاری بهتر از این نمی توان انجام داد».

رودز هم چنین به بخشی جنجالی از زندگی خصوصی باخ نیز اشاره می کند. «تصویری که مردم از باخ در ذهن دارند یک آهنگساز خشک، سرسخت و اهل ریاضیات است. اما در واقع، باخ بیست فرزند داشت! او با دختر پسر عموی پدرش ازدواج کرد و حتی یک بار هم به جرم برقراری رابطه جنسی در تالار ارگ کلیسا دستگیر شد».

رودز نیز در زندگی شخصیش نقطه های تاریکی دارد. او در «یک خانواده متوسط یهودی» در سنت جان وود در شمال لندن متولد شد. اما در کودکی، توسط معلم ورزشش مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفت. «معمولا من را در حال گریه پیدا می کردند …». او به خاط صدماتی که به ستون فقراتش وارد شده بود مجبور شد که در ۱۳ سالگی به تیغ جراحی تن دهد. «سال ها این مسئله را از همه پنهان کرده بودم. اینگونه افراد انسان های باهوشی هستند؛ به خوبی می دانند که چگونه شما را وادار به سکوت کنند».

موسیقی کلاسیک رودز را نجات داد. او به سی دی های بتهوون پدرش گوش می داد و خودش نواختن پیانو را آموخت. «به اتاق موسیقی می رفتم و در را قفل می کردم. آن جا مکان امنی بود. موسیقی تنها چیزیست که تا کنون از آن نا امید نشده ام». رفتن به هارو (Harrow) برای گذراندن دوره های آموزشی مناسب، برای رودز نا امید کننده بود زیرا عادت های اشتباه بسیاری در او شکل گرفته بودند.

رودز به دلیل مخالفت پدرش بورس تحصیلی پیشنهاد شده از سوی دانشگاه موسیقی و تئاتر گیلدهال را رد کرد و به دانشگاه کالج لندن رفت تا روانشناسی بخواند.
رودز پس از فارغ التحصیلی، مدتی در مرکز تجاری شهر لندن مدیر فروش یک شرکت انتشاراتی بود و درآمد بسیار بالایی نیز داشت. او با یک نویسنده آمریکایی ازدواج کرد که حاصل این ازدواج یک پسر به نام اِدی است.

اما همچنان در اعماق وجودش آرزوی یک پیانیست حرفه ای شدن او را آزار می داد. سپس رودز شغلش را در لندن رها کرد و هر ماه برای فراگیری پیانو به ژنوا، نزد استاد معروف پیانو، ادواردو استرابیولی (Edoardo Strabbioli) می رفت. پس از سه سال، همه چیز به هم ریخت. او می گوید «همه چیز از هم پاشید. من [در آسایشگاه روانی] بستری شدم و نه ماه را در آسایشگاه های مختلف گذراندم». تشخیص آن ها این بود که «من به چند بیماری لعنتی دچار هستم. اسکیزوفرنی، افسردگیِ روان شیدایی … نمی دانم چه بود، اما هر چه بود انگار باید رخ می داد. این رخداد باعث شد که من به گذشته فکر کنم، به تمام چیزهایی که تا آن موقع نادیده گرفته بودم».

ازدواج او با شکست مواجه شد؛ اِدی که اکنون ۷ سال دارد با مادرش در ایالات متحده زندگی می کند اما رودز مرتب به او سر می زند.

رودز در غمناک ترین لحظه های زندگیش، چهار بار اقدام به خودکش کرد. «یکی از دفعه ها زمانی بود که بیست و چهار ساعته تحت مراقبت بودم. اما از آنجایی که ساعت سه صبح شیفت ها عوض می شد، توانستم از فرصت استفاده کنم و سیم تلوزیون را بر دارم. اما یک نفر فهمید و آن را از دور گردنم باز کرد. لحظه دردناکی بود».

پس از اینکه رودز از آسایشگاه مرخص شد و به طور تصادفی دنیس بلاش (Denis Blais) را در استارباکس ملاقات کرد و سپس با او قرارداد بست.
اولین آلبوم او، ۲۰۰۹’s razor Blade, Little Pills and Big Pianos با موفقیت آنی رو به رو شد. اکنون رودز می تواند به جرأت بگوید که نقطه های تاریک دورنش تحت کنترلند. «هنوز هم فشار درونی را احساس می کنم اما حالم رو به بهبودی است».

رودز لبخند می زند اما باز ضرب گرفتن با نوک انگشتانش بر روی میز را از سر می گیرد. فنجان قهوه بدون کافئین خالیست و یک پاکت سیگار کَمل به طور وسوسه انگیزی در دسترس است.

به راحتی می توان فهمید که باز فکرش به موسیقی بازگشته؛ انگار برایش آسان تر است که بگذارد پیانو حرف [دلش] را بزند.

منبع: گاردین

رودز: «از عبارت “موسیقی کلاسیک” متنفرم» (I)

جیمز رُودز (James Rhodes) اولین نوازنده کلاسیک که با یک لیبل راک قرار داد بسته است توضیح می دهد که چرا دوست دارد به جیمز الیور ژانر خود تبدیل شود. اولین کاری که جیمز رودز پس از نشستن پشت میز انجام می دهد سفارش دادن یک قهوه بدون کافئین است. واضح است که رودز از آن دسته افرادی است که به محرک اضافی نیازی ندارد: هنوز ساعت ۱۱ صبح نشده است و او دارد از در و دیوار بالا می رود. در حالیکه واژه هایی که به کار می برد مثل ماشین های برقی به یکدیگر می خورند می گوید «بعضی ها می گویند بی صبرانه منتظر تعطیلات آخر هفته هستیم. من با خودم فکر می کنم چرا؟» رودز با نوک انگشت هایش بر روی میز ضرب می گیرد مثل اینکه دارد آرپژ می زند! «من شخصا الآن همان کاری را انجام می دهم که حتی اگر در یک لاتری هم برنده شوم باز هم ادامه اش خواهم داد».

از جنبه های بسیاری، همین الآن نیز برگ های برنده جیمز رو شده اند. این نوازنده سی و پنج ساله، ماه مارس گذشته با امضای قراردادی برای شش آلبوم با شرکت وارنرز، به اولین نوازنده کلاسیکی تبدیل شد که با یک کمپانی معروف موسیقی راک قرارداد می بندد. اولین کاری که از آن ها که روانه بازار شد،Bullets & Lullabies، یک راست در صدر جدول کلاسیک آی تونز در ماه دسامبر جای گرفت.

او همچنین در حال حاضر مشغولِ اجرای برنامه موسیقی خود به نام Piano Man است که در یکی از ساعت های پربیننده از شبکه Sky Arts پخش می شود. رودز که پیوسته از پشت عینک مد روز خود، به برگه نت ذخیره شده در آی پَدش نگاه می کند، در این برنامه آثاری را از آهنگسازان مورد علاقه خود می نوازد.

«من شدیدا معتقدم که باید موسیقی را جدی بگیریم اما مسائل دیگر مربوط به آن را دست نیافتنی نسازیم. من از عبارت “موسیقی کلاسیک” متنفرم. چرا نمی توانیم به جای آن فقط از واژه موسیقی استفاده کنیم؟ و آن را از Absolute Radio پخش کنیم؟ مسئولان نسبت به این موضوع شدیدا متکبرانه برخورد می کنند. صحنه “پر تکبر” کنسرت موسیقی کلاسیک کاملا آماده یک تحول است.»

«بهتر نبود اگر خود پیانیست، نت های برنامه را فراهم می کرد؟ بدین ترتیب پیش از اینکه به اجرا اهمیت دهید، دارید درباره آهنگساز سخن می گویید. در حال حاضر یک پیانیست، فقط روی سن، پشت پیانو می نشیند و تنها فرصت ارتباط گرفتنش با مخاطب همان لحظه هایی است که دارد پیانو می زند. بهتر نبود اگر نوازنده می توانست پس از اجرا نیز، زمانی را با تماشاچیان بگذراند و با آن ها یک نوشیدنی یا قهوه بخورد!؟»

به گفته نورمن لبرشت که یک منتقد موسیقی است، این ایده های رودز فقط شعار نیستند بلکه او این استعداد را دارد که آن ها را به واقعیت تبدیل کند.

لبرشت صدای ساز رودز را اینگونه توصیف می کند: «کاملا اصیل، بدون هیچ مشابهی، جسور… یکبار گوش دادن به جیمز کافیست تا هر کجا که می روید بتوانید به راحتی کار او را تشخیص دهید. کار جیمز جذاب است. البته منظورم از جذابیت، همان معنای همیشگی که در صنعت موسیقی و توسط منتقدان موسیقی برداشت می شود نیست. از نظر آن ها جذابیت یعنی رقابت برای نامیرایی در مهم ترین رپرتوار. اما منظور من جذابیت در حیطه شخصی رودز به عنوان یک آهنگساز است که موسیقی را از طریق منشور شخصیت عصبانی خود درک می کند و می نوازد».