محسن محمدی نویسندۀ این کتاب در مقدمه مینویسد:
مطالعه پیشرو چگونگی تبدیل نظام مدال موسیقی ایران از ابتدا تا مفهوم امروزی و شناختهشده بهعنوان دوازده دستگاه را بررسی میکند. این تحقیق به چهار بخش که هرکدام شامل سه فصل است، تقسیم میشود.
بخش اول به بررسی نحوۀ شکلگیری و تثبیت مفهوم دستگاه در آثار منتشرشده در اروپا و آمریکا میپردازد، از نخستین نمونهها در سال ۱۲۷۹ تا حدود هفتاد سال بعد از آن و تثبیت مفهوم دوازده دستگاه. سؤال اصلی این بخش پیدا کردن دلیلی برای تفاوتها، ارتباط و پیوند تفاسیر درونمتنی و برونمتنی است.
بخش دوم بررسی روند و خاستگاه پیدایش مفهوم دستگاه در زمینهٔ بومی آن است که برای فهم تغییرات نظام دستگاهی در قرن بیستم ضروری است.
بخش سوم مربوط به شکل اجرایی نظام مدال موسیقی ایرانی در اواخر دورهٔ قاجار است. نظام موسیقایی ایران در سال ۱۲۷۹ با نظام مدال امروزین که در حدود دههٔ چهل شمسی تثبیت شد و با نظام رایج در اوایل دورهٔ قاجار تفاوت دارد. ازآنجایی که نظام مدال متعلق به موسیقی دورهٔ قاجار توسط محققین ایرانی ناآشنا با وجوه تاریخی آن مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته است، این بخش در مورد مسائل اصطلاحات درونمتنی در مقابل تفاسیر برونمتنی آن بحث خواهد کرد.
بخش چهارم موضوع تأثیر صنعت ضبط بر روی نظام مدال ایران را به بحث میگذارد. برای پژوهش نحوۀ تأثیر ضبط موسیقی بر نظام مدال در سنت شفاهی ایران – که پیش از ضبط تنها رسانۀ سنتی انتقال و اجرای موسیقی اجراهای زنده بود – این بخش به بررسی تأثیر صنعت ضبط میپردازد.
شیوهشناسی
این تحقیق بر دو موضوع متمرکز است: نخست موسیقی سنتی در بستر فرهنگ شفاهی از دیدگاه اتنوموزیکولوژی و دوم منابع و شواهد کتبی و صوتی از نظام مدال که در حوزهٔ موزیکولوژی قرار میگیرد. علاوه بر آن: این پژوهش به دلیل برخورداری از وجوه پررنگ تاریخی بهطور طبیعی به رشتهٔ تاریخ نیز مرتبط است. بنابراین مطالعهٔ پیشرو در دستهبندی تحقیقاتی موزیکولوژی تاریخی یا اتنوموزیکولوژی تاریخ قرار میگیرد و درنتیجه طیف گستردهتری از موزیکولوژی و اتنوموزیکولوژی را در بر میگیرد.
در واقع این پژوهش روشهای عمومی و رایج تحقیق در موزیکولوژی، اتنوموزیکولوژی و مطالعات تاریخی را به کار بسته است. در دوران تحصیل در مقطع کارشناسی در دانشگاه تهران، اصول شناخت موسیقی اقوام را مطالعه و تمرین کرده بودم. ازآنجاییکه به مباحث تاریخی علاقهمند بودم، رشتهٔ تاریخ را برای دورهٔ کارشناسیارشد خود در دانشگاه تهران برگزیدم و آنجا بود که اصول و روش پژوهش تاریخی را آموختم. پس از شروع مقطع دکتری در دانشگاه اوترخت هلند، بخت این را یافتم که در مجموعهسمینارهای تحصیلات تکمیلی در رشتهٔ موزیکولوژی تاریخی شرکت کنم و نیز این فرصت را یافتم که در سمینارهای دانشجویان دورهٔ دکتری رشتهٔ اتنوموزیکولوژی دانشگاه کالیفرنیا در لسآنجلس در برنامهٔ تبادل دانشجو شرکت کنم.




























۱ نظر