گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

میرعلی‌نقی: عنوان موسیقی زنان را کاملاً مبهم می‌دانم

درباره حاشیه موسیقی زنان و فعالیت‌های آنها چه کی فرمایید؟
میرعلی‌نقی: من این عنوان را کاملاً مبهم می‌دانم و اتفاقاً آن را معلول مباحث سیاسی و بیشتر عرفی می‌دانم. در دنیا چند نفر رهبر ارکستر زن به قدرت یوسیجی اُزاوا یا فون کارایان داریم؟ شما دو نفر رهبر ارکستر بزرگ زن در دنیا به من بگویید. نداریم! در ایران هم که جزیی از جهان موسیقی است. تجربه رهبر ارکستر زن موفق نخواهد بود. هر چند من برای شخص بانوان رهبر ارکستر اخیر خیلی احترام قائل هستم. در حوزه‌های دیگر موسیقی، زنان کارهای جالبی دارند اما در حوزه رهبری ارکستر خیر!

شاید عنوان کنید که در جامعه ایران مردسالاری حاکم است که اصلاً این مساله را شخصاً قبول ندارم ولی در جامعه غرب که شما می‌بینید از قرن ۱۶ به بعد زنان با مردم پا به پای هم فعالیت می‌کنند، هیچ آدم تاثیرگذار و نابغه‌ای از میان زنان ظهور نکرده است. حالا برخی پا فراتر گذاشته‌اند و می‌گویند تاریخ را هم مردها نوشته‌اند. حال فرض کنید تا اوایل قرن بیستم تاریخ را مردان نوشته‌اند اما در جریانات فیمینستی سال‌های اخیر، باز هم می‌بینید آدم تاثیرگذاری در بین زنان نمی‌بینید.

در سخن شما تناقض نیست؟
میرعلی‌نقی: ببینید من موسیقی را جنسیتی نمی‌دانم درست. شما در عرصه رمان، زبان زنانه و مردانه رو حس می‌کنید و روی آن کار شده. در عرصه نقاشی هم عناصر زنانه و مردانه داریم ولی او همین نقاشی هم عناصر جنسیتی قابل تشخیص نیست. نمونه‌هایی داریم که نقاش یک مرد در نهایت آرامش کشیده شده و برعکس نقاشی یک زن هم بسیار خشونت‌آمیز کشیده شده. حتی عناصری که به صورت عمومی ربط پیدا می‌کند برای تفکیک مرد و زن و شعر، یک آن می‌بینی که غیرقابل تفکیک می‌شود. این مساله را که جنسیتی می‌کنند به خاطر این است که نتایج مورد دلخواه خودشان را می‌خواهند.

بله واقعیت این است که خواندن خانم‌ها ممنوع شد. اما یک سری از مشاغل واقعاً مردانه است و یک سری هم زنانه است. بعید است که وقتی به شما بگویند پرستار و شما در همان لحظه اول به یاد یک مرد بیافتید. به ندرت این اتفاق می‌افتد.

حالا وقتی هنر از ذاتش جدا می‌شود و به عرصه رسانه می‌شود، آنجا قضیه دگرگون می‌شود. زیرا در آنجا درک شما دیگر از راه گوش نیست بلکه درک شما از راه چشم است و به کل مناسبات متفاوت می‌شود. چون در رسانه همه چیز بصری است و مناسبات موسیقی در کل عوض می‌شود.

خب مساله زن حتی در زمان تاریخ پیش از اسلام هم خیلی مشابهت با حال دارد. یعنی ذهنیت ایرانی باز مانده از عصر ساسانی و موبدان زرتشتی در دنیا خیلی فرقی با برداشت‌های شیعی و اسلامی نداشته حال می‌توانم بگوئیم برداشت شیعی از موسیقی خیلی با تساهل بیشتری است در مقایسه با عصر ساسانیان! شما می‌توانید تتمه آن برداشت‌های قدیمی زرتشتی ایرانی را در جامعه سنتی کلیمیان ایرانی مشاهده کنید.

۱ نظر

  • درود بر جناب میرعلینقی گرامی و شگفتا که برای من برخی از سخنان این نوشته، چون نیک بنگرم، میرعلینقی وار نیست و آبیست به…

بیشتر بحث شده است