رسم او به تمام و کامل نواختن هیچ قطعهای مگر در مواردی آگاهانه یا ارائه ی ردیف نوازانه ی گوشه یا آوازی معین نیست. شهناز نوازنده ای به تمام معنی آزاد و غیر کلاسیک است و پشتوانه ای گرانبار از فرهنگ غنی موسیقایی اصفهان – تهران از گذشته و حال را در ذهن آفرینشگر خود محفوظ دارد و بنا به ذوق خود – که محبوب خاص و عام است – از آنها استفاده میکند تمام پایه های مضرابی مخصوص تارنوازی تکنیکهای خراش سینه، مال در آبهای گوناگون شلال ریزهای ناتمام و … را میتوان در نوازندگی او شنید. استفاده ی او از مضراب چپ نیز شایان توجه است. او از مضراب چپ در دو موقعیت بهره میبرد یکی مضراب چپ متعارف و کلاسیک که صدا را با قدرت و نرمش از زیر سیم میکشد و صدای سیم پایین آن تولید میشود. دیگر نواختن مضراب چپ در حکم خرده مضراب به علاوه ی کنده کاری است که نغمه هایی خاص را لطیف و سرشار از تزیین درفضای ساز می پراکند.
علاقه شهناز به ایجاد تمهیداتی که تا حدی زبان ویولنیستیک (شخصیت کششی) دارد یا آکوردهای ساده و دلنشین که تا حدی شبیه پدال گیری با پیانو طنین افکن و خاموش میشود در همین نواخته ها شنیده میشود به یاد بیاورید که او زمانی نوازنده چیره دست ویولن، کمانچه، تنبک و سنتور بوده و تأثیر هر کدام از این سازها در قریحه و خلاقیتش انکار ناپذیر است کاراکتر نوازندگی او به حدی غنی است که او را بی نیاز از هر همنوازی نشان میدهد.
او حتی هنگامی که با استادان مسلم همکاری کرده صدای سازش جذابیت افزون تری از صدای ساز و آواز آنها داشته است. جلیل شهناز همانند دیگر نوابغ بزرگ گاه از خود نیز فراتر میرود در آلبوم «شهناز شهنواز» آوای بارید (۱۳۸۹) اجرای آواز چهارگاه نسبت به دیگر اجراهایش دور از انتظار است و تأثیر پذیری شهناز از موسیقی استاد علینقی وزیری و نه تارنوازی علینقی وزیری را نشان میدهد استادی که در سالهای ۳۹ – ۱۳۳۸، استعداد شهناز جوان را ستوده و او را تشویق کرده بود.
نه تنها علینقی وزیری نوآور و تجددخواه بلکه استاد نورعلی برومند سنت گرا و محافظهکار نیز استعداد شهناز را در استخراج صدای عالی از تار و پرورش زیبای نغمه ها ستایش میکرد اینها در حالی است که شهناز نه «حافظ سنت» است و نه مجری تکنیکها و ایده های موسیقی تحول یافته وزیری – خالقی جلیل شهناز روایتگر دنیای موسیقایی خویش است و یک ویرتوئوز کمپوزیتور به معنایی اصیل که در فرهنگ ایران پرورش یافته است و قیدها و آزادیهای خویش را دارد قید او به طرزی درونی و عمیق به ماهیت صدا، اصالت نغمه ها جمله بندی و درک قابلیتهای شناخته شده و ناشناخته مانده از ساز دست خویش – تار شش سیم فارسی – است. و آزادی های او در آن چیزهایی است که نوازندگان امروزی دربند آنند چنان که سرعت نواختن او در قطعات ضربی کم و زیاد می شود و به حکم احساس درونی و ادراک عالی او از شأن نغمه و اقتضای اجرای آن است و اسیر مترونم نیست.
سلیقه فاخر جلیل شهناز در نغمه پردازی نیز از همین روحیه پیروی میکند و قرار نیست هنگام اجرا به اصطلاح خودش درس پس بدهد. اگر ماهور مینوازد حتما نباید از درآمد شروع کند و دلیلی وجود ندارد که حتماً شکسته و دلکش را هم بنوازد؛ آنچه که حکمفرمای اوست توارث ریشهدار تربیت و تجربه ی اوست که طی هشتاد سال مداوم به بلندایی غیر قابل توصیف رسیده است.
۱ نظر