گفتگو با فرهاد فخرالدینی (IV)

فرهاد فخرالدینی
فرهاد فخرالدینی
من هم نوشته‌هایش را همانگونه که بود در کتاب نقل کردم. کاری را که او می‌خواست درباره‌ی من انجام بدهد من درباره‌ی او انجام دادم. بعد شروع کردم به اینکه خاطرات مشترکمان را هم بنویسم و دیدم حالا که دارم می‌نویسم، بخشی از مشاهدات خودم را در عالم موسیقی را نیز بنویسم و این همان چیزی بود که مورد دلخواه او هم بود. از آنجا که بعد از کناره‌گیری از ارکستر در سال ۸۸ نمی‌توانستم بیکار بمانم، به نحوی می‌خواستم که سرگرمی داشته باشم و شروع به نوشتن آنها کردم. شاید تعجب کنید ولی روزی ۱۲ ساعت کار می‌کردم و می‌نوشتم. در این دوره کمتر به کار آهنگسازی و بیشتر به کار نوشتن پرداختم. از طرفی بعضی از شاگردانم دائم می‌گفتند که این همه به ما درس و جزوه داده‌اید چرا اینها را چاپ نمی‌کنید؟ به این فکر افتادم که تجزیه و تحلیل و شرح ردیف موسیقی ایرانی را هم بنویسم و آن را هم نوشتم.

باز هم دوستان و شاگردانی گفتند هیچکس مثل شما مسئله‌ی هارمونی موسیقی ایرانی را درس نمی‌دهد و بهتر است که اینها را بنویسید.

همینطور شروع شد و ادامه یافت و آخرین کاری که انجام دادم علاوه بر هارمونی موسیقی ایرانی، کتاب «فرم و آفرینش در موسیقی ایرانی» است که صحافی آن هم در انتشارات معین به پایان رسیده است. ضمناً تجزیه و تحلیل هم به چاپ سوم رسیده و طرح روی جلد هم تا حدی تغییر یافته است.

کتاب فرم که در دست انتشار دارید مبتی بر فرم‌های موسیقی غربی است یا فرم‌های موسیقی قدیم ایران؟
هر دو. یکی از چیزهایی که فکر می‌کنم هنرمندان باید به آن معتقد باشند، وفاداری به حس است. من برای احساس یک هنرمند، ارزش زیادی قائل هستم. حالا اینکه هنرمند تحصیلکرده هست یا نه اهمیتی ندارد. وقتی می‌بینم اثری را دوست دارم می‌گویم این کار به دل منی که تحصیلکرده‌ی موسیقی هستم نشسته پس دنبال این می‌گردم که کشف کنم چرا به دل من می‌نشیند؟!

تجزیه و تحلیل می‌کنم و می‌بینم از فلان حیث چقدر خوب کار کرده است. حالا در این کتاب فرم هم که منتشر خواهد شد یکجا مثلاً از بتهون و جای دیگر از رضا محجوبی که به رضا دیوونه معروف بوده مثالی زده‌ام. دریافت و درک من ایرانی از مقولات موسیقی با آن درکی که یک انگلیسی، آلمانی یا حتی آن ایرانیی که در انگلیس تحصیل کرده یا فقط موسیقی کلاسیک کار کرده و با موسیقی ایرانی سروکار نداشته متفاوت است. پس ضرورت دارد تا عناصر متعلق به موسیقی خودمان را بهتر و بیشتر بشناسیم.

یک فرد انگلیسی هرچقدر هم که به علم فنوتیک آشنا باشد و خوب بداند که هر حرف و کلمه‌ای را چگونه تلفظ می‌کنند، وقتی می‌خواهد دوکلمه فارسی حرف بزند می‌بینیم که لهجه دارد هرچند سعی می‌کند درست حرف بزند. موسیقی هم عین همین است. تا موسیقی خودمان را درست درک نکنیم، نمی‌توانیم موسیقی را درست اجرا کنیم. بالاترین تکنیک را هم داشته باشید ولی این درک را از موسیقی ایرانی نداشته باشید، نمی‌توانید موسیقی ایرانی را خوب اجرا کنید. متاسفانه روزبه‌روز این مسئله کمرنگ‌تر می‌شود و تکنیک جایگزین این درک و دریافت درست از موسیقی می‌شود.

ماهنامه شهر کتاب

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کنسرت «پنجگاه»

گذارِ «نقش» از آغاز، که خود را گروه موسیقی دستگاهی می‌نامید، تا امروز، که به «پنجگاه» رسیده، در نزدیک به ده سال فعالیتِ مداومش شاخصه‌هایی در ذهن شنوندگان پیگیر موسیقی کلاسیک ایرانی به جا گذاشته است: اولویت دادن به دغدغه‌های موسیقی‌شناختی در فرایند آهنگسازی، بهره‌گیری از پتانسیل‌های موسیقی قدیم ایران پیرو آموزه‌هایی که نخستین بار در آلبوم «سرخانه» به عمل درآمد و در عین حال بهره‌مندی از عناصر موسیقی قاجاری، دقت در گزینش کلام و الگوبرداری از قالب‌های شعری مانند مستزاد در تجربه‌های پیشین یا مخمس در «پنجگاه» و…

میراث منگوری (III)

وقتی «ریچارد ریکو استوور» در سن ۷۳ سالگی (۳ فوریه) بر اثر سرطان در ایالت واشنگتن (ایالت متحده آمریکا) درگذشت، گیتار کلاسیک جهان چهره مهم دیگری را از دست داد. ریکو، مشهورترین فردی است که تمام زندگی خود را وقف مطالعه و ترویج زندگی و آثار آهنگساز و گیتاریست پاراگوئه ایی، «آگوستین باریوس» کرده بود. او نه تنها زندگی نامه ی قطعی، «شش پرتوی نقره ای ماه»، (زندگی و بارهای آگوستین باریوس منگوره) را نوشت، همچنین بیش از هر شخص دیگری مسئولیت پخش گسترده موسیقی باریوس را برای گیتاریست ها به عهده داشت.

از روزهای گذشته…

ریتم و ترادیسی (XI)

ریتم و ترادیسی (XI)

اَنْ هاچینْسُن مروری بر تعدادی از نت نویسی های رقص، با شروع از بایگانی های قرن ۱۵ شهرداریِ سِروِرا، اسپانیا، که در آن مراحل مختلف با مجموعه ای از خطوط افقی و عمودی و مجموعه ای از علائم اختصاری نت-نویسی شده است انجام داده است (Hutchinson 1967). «نقاشی های رد پا»یِ رائول فِیِت نقشه ی اشکوب تفسیر شده با حرکات پا و بازو را نشان می دهد.
لیر یا چنگ ارجان؟ (V)

لیر یا چنگ ارجان؟ (V)

در لیر کاسه ای و جعبه ای مشاهده میکنیم که سطح فرضی که سیم مرتعش بر روی آن قرار دارد با سطح محفظه تشدید موازی است. در حالی که در چنگ چنین نیست و این دو سطح بر هم عمودند:
دورۀ آزاد مبانی اتنوموزیکولوژی در دانشگاه تهران برگزار خواهد شد

دورۀ آزاد مبانی اتنوموزیکولوژی در دانشگاه تهران برگزار خواهد شد

انجمن انسان‌شناسی ایران اقدام به برگزاری یک دورۀ دوازده جلسه‌ای مبانی اتنوموزیکولوژی جهت علاقمندان به صورت آزاد نموده است. این دوره توسط دکتر محمدرضا آزاده‌فر ارائه می‌شود و در پایان به شرکت‌کنندگان گواهی رسمی اعطا خواهد شد.
نوازندگی سازدهنی مُدرن را بیش تر بشناسیم

نوازندگی سازدهنی مُدرن را بیش تر بشناسیم

اگر به شیوه اجرای نوازندگان بزرگ امروزیِ هارمونیکا* دقت کنیم، متوجه خواهیم شد که نوازندگی آن ها تفاوت عمده ای با نوازندگان قدیمی این ساز دارد. شاید نخستین چیزی که در نگاه اول در شیوه اجرای نوازندگان قدیمی به چشم آید، این باشد که آن ها در حین نوازندگی مرتباً از دست های خود برای ایجاد برخی از افکت های خاص استفاده می کنند.
پدیده های دنیای جز (III)

پدیده های دنیای جز (III)

کمی به عقب برگردیم، به روزگاری می گویند موسیقی Jazz ابداع شد؛ در این زمان بدون شک با نام جلی رول مورتون برخورد خواهیم کرد. او که به مخترع موسیقی Jazz معروف است (هرچند ممکن است کمی اغراق باشد) نوازنده پیانو و موسیقیدان آمریکایی بود که اولین قطعات موسیقی Jazz را تصنیف و منتشر کرد.
گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (II)

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (II)

قبل از پرداختن به رد یابی «عامیانه گویی» در نوشته های موجود در زبان فارسی، باید بدانیم «عامیانه گویی» چیست و چگونه شناسایی می شود. برای روشنی بیشتر در پی شناساییِ «عامیانه» از مقوله دیگری، غیر از موسیقی، مدد می گیرم.
گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (IV)

گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (IV)

در حقیقت خیر. من درباره وزن دست صحبت نمی کنم زیرا معتقدم دست برای ایجاد رفت و آمد آرشه روی سیمها است، همانند پاها برای راه رفتن، پاها هنگام راه رفتن احساس سنگینی نمی کنند، دستها زمانی که ویلنسل می نوازند باید حس سبکی داشته باشند. اینجاست که قیاس بال پرنده در میان می آید، زیرا بال پرنده حس سبکی در حرکت را، به وضوح به تصویر می کشد. به جای وزن دست، من روی قابلیتهای نقاط مختلف فشار روی خود سیمها تکیه می کنم. فشار سیم بستگی به چگونگی نواختن آن دارد، چقدر فاصله سیم تا پل نزدیک است زمانی که آرشه به روی سیم می آید و دست چپ نوازنده در چه ارتفاعی، بر روی دسته ساز می نوازد.
وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (I)

وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (I)

مساله‌ی انتخاب مواد و مصالح اولیه برای آهنگسازی یکی از دغدغه‌های موسیقی‌دانان ایرانی است که به موسیقی سمفونیک می‌پردازند. این موسیقی‌دانان چه در ایران کار کنند و چه خارج از آن با این چالش روبرو می‌شوند که چه عناصری را برای کار خودشان برگزینند. به طور معمول این دغدغه‌ای است که هر آهنگسازی ممکن است با آن مواجه شود، اما نزد ما معنایی فراتر از مکاشفه‌ای هنرمندانه برای یافتن آوایی نو نیز می‌تواند داشته باشد. معناهایی مانند: روبرو شدن با هویت‌مان تحت تاثیر تحمیلیِ «دیگری»، سازوکار دفاعی هویت‌گرا (که هر دو می‌توانند به گونه‌ای ژرف با سطوح مختلفی از حساسیت‌های ملی‌گرایانه ترکیب شود)، داشتن سبک و زبانی متمایز در موسیقی‌ سمفونیک، یا حتا به سادگی چون نمی‌توانیم جور دیگری تصنیف کنیم، که می‌توانند در مجموعه‌ای از علاقه‌مندی‌ها و گرایش‌های فنی نهان شوند.
«نقد موسیقی چیست؟»

«نقد موسیقی چیست؟»

بارها پیش آمده که ببینیم عده‌ای در مورد نوشته‌ای که عنوان نقد دارد با هم اختلاف نظر داشته باشند که آیا نقد است یا نیست. گاهی مشابه این جمله را می‌گویندکه نوشته را رد/حقیر کنند. خب، این نوع شک را می‌توان به حال خود گذاشت. فرض کنیم قصد تحقیر و تخفیف نوشته در کار نیست و سوال واقعی است. اگر این‌طور باشد برای اینکه با اطمینان بگوییم این نوشته نقد است یا نیست، باید ببینیم «نقد» چیست و چون ما در حوزه‌ی موسیقی کار می‌کنیم، درستش این است که بپرسیم «نقد موسیقی» چیست؟
رمضان: مدیون درس های استاد پورتراب هستم

رمضان: مدیون درس های استاد پورتراب هستم

من از ۷ سالگی نوازندگی پیانو را با مصطفی کمال پورتراب شروع کردم و سپس نزد دلبر حکیم آوا و رافائل میناسکانیان ادامه دادم. در سال ۱۳۷۹ عازم فرانسه شدم و در مدرسه موسیقی “اکول نرمال پاریس” که توسط “آلفرد کورتو” تاسیس شده است نزد “جان میکو” از شاگردان آلفرد کورتو و در کنسرواتوار ملی “سنت مور” و “ورسای” در کلاسهای “ژاکلین بورژس مونوری” و “کریستف بوکودجیان” ادامه دادم و مدارک نوازندگی پیانو، موسیقی مجلسی و تدریس پیانو را از این موسسات اخذ کردم. سپس در سوییس در کنسرواتوار عالی شهر لوزان دو مدرک کارشناسی ارشد را در نوازندگی پیانو و در آکومپانیومان در کلاس “کریستیان فَور” و “مارک پانتیون” دریافت کردم.