فخرالدینی: آهنگسازان خودشان با ما همکاری نکردند

فرهاد فخرالدینی
فرهاد فخرالدینی
خادمی: در سال ۱۳۷۶ ارکستر ملی را تشکیل دادید. ضرورت تشکیل این ارکستر چه بود و چه کسی به شما پیشنهاد کرد که این ارکستر را راه‌اندازی کنید؟
– اولین پیشنهاد را آقای مهندس کاظمی که هنوز معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد را برعهده نداشتند به من دادند. من در آن زمان در فرهنگسرای بهمن بودم و زیاد اعتماد و اعتقاد به کار نداشتم و دلسرد بودم که دوباره ارکستر تشکیل دهیم تا اینکه آقای مهاجرانی و آقای خاتمی آمدند. زمانی بود که آقای مرادخانی رئیس مرکز موسیقی بودند، همه تاکید می‌کردند که من این ارکستر را تشکیل دهم تا یک ارکستر ملی داشته باشیم و چون پیشنهادشان با حسن نیت بود قبول کردم و در آذر ماه ۱۳۷۶ اقدام به راه‌اندازی ارکستر کردم و نفرات را از قبل تعیین کرده بودم و مشکل چندانی نداشتم.

به این ترتیب ارکستر موسیقی ملی راه افتاد و من با کمک کسانی که پیش من کار می کردند و در کلاس حضور داشتند کار را شروع کردیم و همه را تشویق می‌کردم که قطعاتی را بنویسم تا با هم کار کنیم و آقای تجویدی و خانواده آقای حنانه بسیار به من کمک کردند.

پورقناد: شما کارهایی از آقای حنانه که فاقد سازهای ایرانی بود را با ترکیبی از سازهای ایرانی و غیر ایرانی ارائه کردید، تنظیم این سازها با شما بود؟
– من در کارهای آقای حنانه، سازهایی ایرانی را همزمان با پیانو تنظیم کردم و به خاطر اینکه نوازندگان سازهای ایرانی بیکار نباشند این کار را انجام دادم البته خیلی کوتاه استفاده کردیم و تغییرات زیادی ایجاد نکردیم و فقط در حدی بود که نوازنده بر روی صحنه بیکار نماند یعنی هیچ آکوردی اضافه نشده و فقط سازهای ایرانی همان چیزی که پیانو نواخته را دوبله کردند.

پورقناد: چرا شما برای رپرتوار ارکستر ملی هیچوقت از آثار آهنگسازان معاصر مانند هوشنگ استوار، حسین دهلوی، هوشنگ کامکار، همایون رحیمیان و حسن ریاحی استفاده نکردید؟
– به طور کلی اگر کاری به ما ارائه می‌کردند؛ قطعا اجرا می‌کردیم اما کاری برای ما نیاوردند حتی بعضی از روزنامه نوشتند که چرا ارکستر ملی کاری از آقای مشکاتیان یا آقای لطفی اجرا نمی کند‌؛ این در حالی بود که این موضوع به خود آنها بر می‌گردد چون این هنرمندان باید کارهایی را تنظیم می‌کردند و در اختیار ما قرار می‌دادند تا ما آنها را اجرا کنیم. من قبلا سابقه همکاری با این هنرمندان را داشتم و بعضی از کارهای این هنرمندان را خود من تنظیم و اجرا کردم. همچنین تعصبی نداشتم که از بعضی از افراد خاص کاری اجرا نکنیم؛ چراکه برای ما همه هنرمندان یکی هستند و با هم رابطه صمیمانه داریم و آنها هم هیچوقت از ما گله مند نبودند؛ به طور مثال خود آقای دهلوی حاضر به همکاری نشدند.

پورقناد: در یک اجرایی قرار بود که بعضی از کارهای آقای دهلوی را اجرا کنید، چرا اجرا نشد؟
– ایشان چند بار هم برای تمرین آمدند اما کمی کسالت داشتند و به همین دلیل کار لغو شد. آقای دهلوی با من تماس گرفتند و با عذرخواهی گفتند به دلیل اینکه سنم بالا رفته است، مانند گذشته نمی‌توانم فعالیت داشته باشم. همچنین از نظر اخلاقی درست نبود من این کار را رهبری کنم؛ به همین دلیل کار آقای دهلوی اجرا نشد.

ولی از آهنگسازان دیگر اجراهایی داشتی مثلا یک قطعه به نام “هشت بهشت” از کار آقای روشن‌روان اجرا کردیم. همچنین قطعه” تو ای پری کجایی” را که برای آقای خرم بود را اجرا کردیم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

کتاب سازشناسی کاربردی (سازهای موسیقی کلاسیک ایران) از مجید کولیوند منتشر شد

کتاب سازشناسی کاربردی )سازهای موسیقی کلاسیک ایران( با نویسندگی مجید کولیوند، نوازنده سنتور، آهنگساز و مدرس دانشگاه هنر تهران، با همکاری نشر نای و نی منتشر شد. کتاب در سه بخش نگارش شده است. بخش نخست هوا صداها (سازهای بادی) که ساز نی را در بر می گیرد. بخش دوم، زه صداها که خود به دو بخش زهی مضرابی شامل سازهای سنتور، قانون، تار، سه تار و عود و زهی آرشه ای شامل کمانچه، قیچک سوپرانو، قیچک آلتو، قیچک باس می باشد. در نهایت بخش سوم به پوست صداها (سازهای کوبه ای) اختصاص داده شده که شامل ساز تنبک و دف است.

در اندیشه برداشت های دیگر از موسیقی دفاع مقدس (I)

پیش از شروع به نوشتن این مطلب، یکی از دوستان نویسنده در تاریخ دفاع ۸ ساله، به آرامی و با تاکید، یادآور شد که ما «موسیقی جنگ» نداریم بلکه موسیقی دفاع مقدس داریم؛ در واقع، تاکیدش بر پرهیز از واژه «جنگ» بود. دوست ما بار سیاسی و حتی تاریخی این واژه را در نظر داشت. درست می گفت که ما مردمی جنگ طلب نیستیم. ولی نمی شد انکار کرد که همین واژه منحوس که به قول ملک الشعرای بهار «فغان ز جغد جنگ و مرغوای او که تا ابد بریده باد نای او در تمام ۸ سالی که ایران درگیر آن بود، میلیون ها بار از طریق رسانه های نوشتاری و شنیداری و دیداری، پخش شد.

از روزهای گذشته…

منبری: علاقه زیادی به خلق موسیقی داشتم

منبری: علاقه زیادی به خلق موسیقی داشتم

با یکی از دوستانم آقای افشار که شاگرد ارشد آقای جعفری استاد هنرستان موسیقی بودند در آن سالها که نوازنده حرفه ای کلارینت هم بودند. ابتدا با متد رودولف و بعدها پوزولی را کار کردم. سلفژ ریتم هم شروع کردم و به موازاتش کلاس تنبک رفتم. سال بعدش توسط خود آقای شجریان به استاد پایور معرفی شدم که ایشان علاقه من را دیدند و با روی باز و مشفقانه بنده را پذیرفتند؛ بطوریکه من سازی هم نداشتم، یکی از سازهای خودشان را به من دادند و گفتند تا زمانیکه سازی تهیه کنی با این ساز تمرین کن. بعدها من با پس اندازم و با کمک و حمایت مادر بالاخره به قیمت ۲۵۰۰ تومان، یک ساز دم دستی و بازاری خریدم.
وس مونتگومری

وس مونتگومری

بسیاری وس مونتگومری را بهترین نوازنده گیتار جز (Jazz) می دانند که دنیا تابحال بخود دیده است. اولین بار در سال ۱۹۴۸ در عالم موسیقی خودنمایی کرد و پس از آن تا سال ۱۹۵۷ خاموش بود، اما با این وجود و با وجود عمر کوتاهی که داشت توانست بیشترین تاثیر را در دنیای موسیقی جز برای گیتار بگذارد.
مروری بر آلبومِ «رها در باد»

مروری بر آلبومِ «رها در باد»

گزاره‌ی آشنای این سالها که ظرفیت‌های نظام دستگاهی به پایان رسیده، بیش از همه، کدامیک از عناصر موسیقاییِ آن نظام را نشانه می‌گیرد؟ پاسخ، مهمترین وجهِ آن یعنی چینش مدال است. موسیقیدان ایرانی آنجاکه قصد می‌کند خارج از چهارچوب دستگاهی چیزی بسازد، عموماً به این می‌اندیشد که ترتیب گوشه‌های مدال را رعایت نکند یا با گوشه‌ای غیر از درآمدها شروع کند یا فضا و ترکیب مدالِ جدیدی به کار برد و مواردی از این دست. اما آنچه کمتر به آن اهمیت داده شده این است که بضاعت ریتمیک ما تا چه حد با رخوتِ نظام دستگاهی همراه شده؟ به نظر می‌رسد از این بُعد ما حتی از قابلیت‌های خودِ نظام دستگاهی مثلاً در استخدامِ کامل و هدفمندِ زحافات نیز بهره‌ی چندانی نبرده‌ایم و از جایگاه بالقوه‌مان هم عقب‌تر ایستاده‌ایم.
روش سوزوکی (قسمت سی سوم)

روش سوزوکی (قسمت سی سوم)

در دوران مدرسه به اندازه ‌ای به تکالیفم می‌رسیدم که در امتحان‌ هایم مردود نشوم اما در عوض در صدد انجام کارهایی بودم که به وسیله آنها در جستجوی اهداف زندگیم موفق شوم و کتاب‌ هایی درباره بوجود آمدن فلسفه غرب مطالعه کنم. شاید همه این ها با آشنایی با تولستوی در من شروع شد. من خودم را بطور کامل و با کوشش و تلاش فراوان به او و همچنین به گفته ‌های اخلاقی و پند و اندرزهای کشیش دوگن (Dogen) با عنوان شوشوگی (Shushogi) که به شرح زیر شروع می شدند، اختصاص داده بودم:
از آخرین نوازنده تا اولین آهنگ‌ساز (I)

از آخرین نوازنده تا اولین آهنگ‌ساز (I)

هنر موسیقی تاریخی ویژه‌ی خود دارد، از ظهور خواننده تا نوازنده و از آن تا ظهور شخصیت قدرت مند آهنگ‌ساز سه مرحله‌ی مهم از عرصه‌ی هنر موسیقی است. تنها با ظهور آهنگ‌ساز که تفریبا هم‌زمان با ظهور زبان موسیقی بود، این هنر توانست عرصه‌ای از نقد اثر را برای سازنده‌اش فراهم سازد. روندی که منجر به تنوع و تکامل حیرت‌انگیزی در تولید آثار این هنر شد. در ایران خودمان هرچند که هنوز جدال‌های خواننده با نوازنده به‌ پایان نرسیده و در حالی‌که خواننده می‌تواند به مقامات عالی برسد، هنوز هم نوازنده ناچار است در پس پرده ساز را به‌دست گیرد، در دوره‌ای خاص به همت هنرمندانی چون وزیری و خالقی بارقه‌هایی از عصر آهنگ‌سازی پدید آمد، به‌طوریکه می‌توان چنین گفت که خالقی اولین آهنگ‌ساز حرفه‌ای کامل در کشورمان گردید. او تماما به‌عنوان یک آهنگ‌ساز شهرت پیدا کرد، هرچند که وزیری شایسته‌ی آن‌ است که آغازگر این راه باشد، اما وزیری هم بیشتر به‌عنوان یک نوازنده‌ی تار مشهور شده بود.
پیتر گابریل

پیتر گابریل

پیتر گابریل به عنوان سرگروه Genesis در اواخر دهه ۶۰ و اوایل ۷۰، موسیقی Rock را با بهره گیری از عنصر Pop به سطوح جدیدی سوق داد. گبریل در تک خوانی های خود نسبت به سایر اعضای گروه مثل Phil Collins زیاد بلند پرواز نبود، اما در شیوه کار خود دقت زیادی به خرج می داد.
واکاوی نظری موسیقی امبینت (III)

واکاوی نظری موسیقی امبینت (III)

یکی از منابع اولیه امبینت، آوانگارد کلاسیک قرن بیستم است و درمیان پیشگامان آن دو چهره متعلق به اواخر قرن ۱۹ کلود دبوسی (۱۹) و اریک ساتی (۲۰) وجود دارند که آثارشان به لحاظ بافت، تکنیک و همچنین اهمیت به فضا سازی با اصوات به جای تاکید بر مواد موسیقایی، به آثار امبینت شباهت های زیادی دارد.
طبقه بندی تکنیک های تنبک (II)

طبقه بندی تکنیک های تنبک (II)

این مشخصه مربوط به نحوه اجرای تکنیک و تولید صدا می باشد. به طور کلی در تنبک نوازی می توان چندین نوع مختلف از شکل اجرا را تشخیص داد:
جیمز اینز، ستاره ویولون نوازی کانادا

جیمز اینز، ستاره ویولون نوازی کانادا

جیمز اینز (James Ehnes) در سال ۱۹۷۶ در براندون، کانادا، به دنیا آمد. جیمز اینز خیلی زود نام خود را در میان نوازندگان جوان ویلن تثبیت کرد. اینز در بسیاری از ارکسترهای بزرگ دنیا نواخته است، از جمله: بوستن، شیکاگو، فیلادلفیا، لس انجلس، پیترزبورگ، نیویورک، سمفونیک لندن، فیلارمونیا، فیلارمونیک بی بی سی، جمهوری چک، برلین DSO و ارکستر سمفونیک ارکستر NHK. او با رهبران بیشماری کار کرده است که از جمله آنها، آشکنازی (Ashkenazy)، آلسوپ (Alsop)، سر اندرو داویس (Sir Andrew Davis)، دوتویت (Dutoit)، ایوان فیشر (Ivan Fischer)، پاوو خاروی (Paavo Järvi)، مازل (Maazel)، ماکراس (Mackerras)، نوسدا (Noseda)، رابرتسون (Robertson)، سارسته (Saraste) و ثیلمان (Thielemann) هستند.
شجریان در آینه زمان

شجریان در آینه زمان

به مناسبت یکم مهرماه زادروز تولد محمدرضا شجریان مناسب دیدم در حد توانم و در مجال این مقاله، در مورد این هنرمند بنویسم. برای درک کامل تر و بهتر تاثیرات شجریان بر آواز ایرانی باید مکاتب آوازی را به خوبی شناخت. صحبت از مکاتب آوازی در حوصله ی این مطلب نمی گنجد و در زمانی دیگر از آن سخن خواهیم گفت. نورعلی خان برومند در دهه ۴۰ و ۵۰، شایسته ترین راوی و مدرس مکتب آوازی طاهرزاده است. محمدرضا شجریان، نورالدین رضوی سروستانی، اکبر گلپایگانی (گلپا) و فاطمه واعظی (پریسا) آواز خوانان مطرح و نام آشنایی هستند که در محضر برومند به فراگیری این ردیف پرداختند که از این میان شجریان سرآمد دوران شد.