منبری: برخی آثارم را به دیگر خوانندگان دادم

باید بگویم نقطه عطف دیگر کار من و از بزرگترین افتخاراتم همکاری با جناب فخرالدینی بود. حدود سه سال با ارکستر ملی همکاری کردم که اوایل دهه هشتاد بود. به پیشنهاد آقای فخرالدینی قطعات زیادی که برای این ارکستر نوشتم از من اجرا شد. خودم هم آواز ارکستر را می خواندم. قطعه ای هم برای صدای هنرمند شایسته آقای قربانی تنظیم کردم.

کاری از جواد لشگری در چهارگاه بود که اصلش را خانم دلکش خوانده بودند برای ارکستر تنظیم کردم با شعر “تا من به تو دل دادم که وفا بکنی…” که آقای قربانی خواندند. بنابراین دیگر تمرکز من آمده بود روی آهنگسازی.

هرچند فعالیت آوازی من، هم به لحاظ تدریس، هم به لحاظ اجرا بر قرار بود اما برخی از اهنگهایم را به خوانندگان دیگری از جمله آقایان سراج، قربانی و این اواخر آقای معتمدی می دادم.

آقای عقیلی هم اظهار تمایل زیادی داشتند که از کارهای بنده در ارکستر ملی بخوانند که استقبال نکردم.

ببخشید بنده پرحرفی کردم که البته دلیلش حوزه گسترده سوال شما بود.

در مورد حوزه کار مدیریتی تان هم کمی توضیح بدهید.
شاید حدود بیست سال هست که با مرکز موسیقی صدا و سیما هم همکاری دارم. در دوره ای قائم مقام دکتر ریاحی بودم، زمانیکه ایشان مدیر آموزش و پژوهش موسیقی بودند. از سال ۷۶ هم استخدام رسمی شده بودم. از سال ۸۴ تغییرات عمده ای در مدیریت داشتیم.

من مسئول ارکسترها شدم برای دو سال. بعد یک سال کارشناس در شورای تخصصی شرکت می کردم. کارگاههای آموزشی شهرستانها را برگزار می کردم و با آهنگسازان شهرستان ها کار کردم. بعد به عنوان مدیر تولید مرکز موسیقی انتخاب شدم.

در آن مقطع از من خواسته شد در مرکز آموزش و پژوهش هم فعالیت کنم. علارغم تمایل خودم به اجبار پذیرفتم. محلی که برای اینکار هم در نظر گرفته شد همان مرکز حفظ و اشاعه سابق بود که نقش غیر قابل انکاری در موسیقی ما در گذشته داشته است. از لحاظ تعصب تاریخی و هنری برای من کار در آن مرکز خیلی مهم بود.

تعدادی از هنرمندان از جمله آقایان پیرنیاکان و طلایی و گنجه ای وقتی شنیدند در آن مرکز قرار است فعالیت داشته باشم علاقمند به همکاری شدند. حتی آقای حاتم عسگری پیشنهاد دادند سراغ آقای صفوت هم برویم و دعوت به همکاری کنیم.

فضای آن مرکز آدم را یاد دوامی و بیگجه خوانی و صفوت می اندازد و بخش مهمی از فرهنگ ملی معاصر ما است. من امکاناتی را خواستم برای کار در مرکز و برای دعوت از یکسری اساتید که انجام نشد و نهایتاً استعفا دادم.

داخل پرانتز بگویم که سه سال قبل از آن، زمان مدیریت دکتر ریاحی با همکاری ایشان، انجمن آهنگسازان جوان را تأسیس نمودیم که دانش آموختگان هنرستان و دانشگاه و جوانان مستعد آهنگساز را حمایت کنیم.

کارهایشان ضبط و اجرا شود و فضای کار را برایشان فراهم کنیم. حدود ۴۰ آهنگساز جوان تحصیلکرده و خوش قریحه جذب شد در حوزه های مختلف پاپ و سنتی و کلاسیک. حدود ۷۰ اثر خوب تولید شد که حقیقتاً و بدون اغراق می توانم بگویم حدود نصفی از این آثار کارهای واقعاً درخشانی بودند که تا بحال در آرشیو داشته ایم و ضبط شده اند و حال بماند که بایگانی شد و تمام!

گزارش موسیقی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کنسرت «پنجگاه»

گذارِ «نقش» از آغاز، که خود را گروه موسیقی دستگاهی می‌نامید، تا امروز، که به «پنجگاه» رسیده، در نزدیک به ده سال فعالیتِ مداومش شاخصه‌هایی در ذهن شنوندگان پیگیر موسیقی کلاسیک ایرانی به جا گذاشته است: اولویت دادن به دغدغه‌های موسیقی‌شناختی در فرایند آهنگسازی، بهره‌گیری از پتانسیل‌های موسیقی قدیم ایران پیرو آموزه‌هایی که نخستین بار در آلبوم «سرخانه» به عمل درآمد و در عین حال بهره‌مندی از عناصر موسیقی قاجاری، دقت در گزینش کلام و الگوبرداری از قالب‌های شعری مانند مستزاد در تجربه‌های پیشین یا مخمس در «پنجگاه» و…

میراث منگوری (III)

وقتی «ریچارد ریکو استوور» در سن ۷۳ سالگی (۳ فوریه) بر اثر سرطان در ایالت واشنگتن (ایالت متحده آمریکا) درگذشت، گیتار کلاسیک جهان چهره مهم دیگری را از دست داد. ریکو، مشهورترین فردی است که تمام زندگی خود را وقف مطالعه و ترویج زندگی و آثار آهنگساز و گیتاریست پاراگوئه ایی، «آگوستین باریوس» کرده بود. او نه تنها زندگی نامه ی قطعی، «شش پرتوی نقره ای ماه»، (زندگی و بارهای آگوستین باریوس منگوره) را نوشت، همچنین بیش از هر شخص دیگری مسئولیت پخش گسترده موسیقی باریوس را برای گیتاریست ها به عهده داشت.

از روزهای گذشته…

بندتی، رمانتیک می شود! (III)

بندتی، رمانتیک می شود! (III)

بندتی معتقد است که نباید گمان کرد که این کنسرتو ها از یک جنس هستند. بلکه آنها نمودهای موسیقیایی هستند که از دو نوع روانشناسی متفاوت حاصل شده اند. بندتی در توضیح می گوید که «این دو کنسرتو کاملا منحصر به فرد هستند. تنها شباهت آن ها رقت قلب پر شور و روحیه رمانتیکشان است. موسیقی بروخ همیشه محتوای خاصی دارد. چیزی در آن است که آرامش بخش است. عواطف آن کاملا پر شور و نشاطند.»
سلطانی: لاخنمان تلاش میکند، مواد صوتی را از قید مفهوم رها کند

سلطانی: لاخنمان تلاش میکند، مواد صوتی را از قید مفهوم رها کند

هلموت لاخنمان، مواد را وسایل می نامد. معتقد است که مواد موسیقایی، همان مجموعه ای است که از قبل شکل گرفته و از کیفیت ها و ساختار های صوتی، زمانی و تمامی منابع صوتی ساخته شده و از سوی جامعه مورد پذیرش قرار گرفته است. لاخنمان در بعضی مواقع این مواد و وسایل را «دم و دستگاهِ زیبایی شناسی» می نامد.
تور کر فلوت تهران در اروپا به پایان رسید

تور کر فلوت تهران در اروپا به پایان رسید

کر فلوت تهران (TCF) به سرپرستی فیروزه نوائی و رهبری سعید تقدسی مجموعه کنسرت هایی را در شهرهای زوریخ، فلدکیرش، گراتس و وین در روزهای ۲۳ تا ۲۸ مارچ به روی صحنه بردند. در این مجموعه کنسرت ها، سولیست های مختلفی کر فلوت تهران را همراهی کردند و همچنین در شهر گراتس برای اولین بار، یک رهبر میهمان نیز هدایت تعدادی از قطعاتِ کنسرتِ کر فلوت را به عهده گرفت.
گفتگوی هارمونیک چهارساله شد

گفتگوی هارمونیک چهارساله شد

با حمایتها و همدلی شما، به چهارمین سال فعالیت گفتگوی هارمونیک رسیدیم. در سالی که گذشت تلاش کردیم، خوانندگان سایت را با اطلاعات اولیه موسیقی کلاسیک آشنا کنیم. مقالات سال گذشته بیشتر بر روی اطلاعاتی مربوط به کمپانی های مشهور موسیقی کلاسیک، ارکستر سمفونیک های مشهور و رهبرانشان متمرکز بود.
میراث منگوری (III)

میراث منگوری (III)

وقتی «ریچارد ریکو استوور» در سن ۷۳ سالگی (۳ فوریه) بر اثر سرطان در ایالت واشنگتن (ایالت متحده آمریکا) درگذشت، گیتار کلاسیک جهان چهره مهم دیگری را از دست داد. ریکو، مشهورترین فردی است که تمام زندگی خود را وقف مطالعه و ترویج زندگی و آثار آهنگساز و گیتاریست پاراگوئه ایی، «آگوستین باریوس» کرده بود. او نه تنها زندگی نامه ی قطعی، «شش پرتوی نقره ای ماه»، (زندگی و بارهای آگوستین باریوس منگوره) را نوشت، همچنین بیش از هر شخص دیگری مسئولیت پخش گسترده موسیقی باریوس را برای گیتاریست ها به عهده داشت.
ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (VI)

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (VI)

به نظر میرسد پاد زهر موزاک چیزی شبیه پانک باشد. به عنوان آغازی برای بحث درباره پانک و توسعه ملاخطات بالا در باره رابطه موسیقی و کالایی شدن، می خواهم ابتدا به یکی از آثار نقاشی بزرگ جکسون پولاک یعنی «ریتم پاییزی» (Autumn Rhythm) رجوع کنم، که یک نقاشی – شبیه کارهای معمول پولاک– است، و بخصوص مورد تحسین موسیقیدانهای جاز آزاد می‌باشد.
بنیادهای موسیقی (I)

بنیادهای موسیقی (I)

آنچه را که در دنیای قابل لمس و درک، نوا و آوا می نامیم به شکلی قابل فهم می تواند ریشه هایی کاملا طبیعی داشته باشد. برای درک بهتر می شود، آنرا به دو گروه مبدا تعریف و ترسیم کرد. این گروه ها در جهان هستی ساختارهای اصلی را شامل می شوند و در تمام موجودات وجود دارند. این دو پدیده یکی تولید است و دیگری دریافت (مصرف). شاید اگر زیر ساخته های آنرا کاملا بررسی کنیم، متوجه می شویم در بخش وسیعی از هستی این دو پدیده، حتی برای معیارهای دیگر نیز کاربرد دارند.
از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (III)

از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (III)

مجلهء موزیک ایران را بهمن هیربد، شش سالی پیش از دورهء سوّم مجله موسیقی، بنیاد کرده بود. جالب است که هیربد، که کارمند وزارت دارائی بود و تنها آشنائی تفنن‌آمیزی با ویولن داشت، بدون برخورداری از حمایت‌های مالی دولتی، توانسته بود جمع مخاطبان گسترده‌تری برای مجلهء خود فراهم آورد. مجلهء موزیک ایران‌ را هم استادان و هنرجویان هنرستان‌ها می‌خواندند، هم جانبداران موسیقی‌ مغرب زمین و هم هواخواهان موسیقی سنتی و حتی جوانان و نوجوانانی که به‌ موسیقی سبک شهری (ترانه‌ها) دلبسته بودند.
هنر و انقباض ایدوئولوژیک (III)

هنر و انقباض ایدوئولوژیک (III)

می دانید هرگاه منبعی به وسیله تبدیل شود، به سرعت دچار استهلاک و افت کیفیّت شده و در فرجام خود ناچار می شود آخرین دقائق نزدیکی به مرگ خود را شماره کند. پس نتیجه می گیریم بازتاب های تمرکز دو قدرت سیاسی و اقتصادی در یک نهاد اجتماعی به نام دولت، انقباض بیش از حدِّ فضاهای آزاد اجتماعی را به همراه دارد و منابع زایای اجتماعی را به وسایل مصرفی لازم برای تمرکز بیش از حدِّ قدرت سیاسی تبدیل می کند.
نباید نگران بود (I)

نباید نگران بود (I)

ابتدا قرار بود این نوشته یک گفتگوی مکتوب با «مهدی میرمحمدی» باشد و در ویژه نامه ی کنسرت سیمرغ به چاپ برسد. پس از آن که پرسش را فرستادند و من در قالب گفتگو پاسخ دادم بنا به صلاحدید همکاران، شکل نهایی یک یادداشت یافت. به دلیل مکتوب بودن مصاحبه و نیز انتشار نهایی آن به شکل یادداشتی از قلم من متن در گفتگوی هارمونیک به نام منتشر شده و نه چنان که رسم است، به نام گفتگو کننده.