گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

اگر برنامه‌ی اصلی نقد تکوینی را بررسی پیشامتن‌های یک اثر بدانیم این‌گونه نقد همان‌طورکه اشاره شد با نقد اثر آهنگساز یا به بیان دقیق‌تر نقد خلاقیت آهنگساز مشکلی ندارد زیرا پیشامتن‌های آهنگسازی، مانند دست‌نویس‌ها، طرح‌های اولیه و… معمولاً به خوبی نگهداری می‌شوند و حتی قبل از به‌وجود آمدن نقد تکوینی نیز در موسیقی‌شناسی تاریخی و ویرایش آثار برای انتشار، بسیار مورد توجه بوده‌اند (نباید از نظر دور داشت که در اولی هدف یافتن ارتباطات تاریخی و در دومی یافتن صحیح‌ترین نسخه برای انتشار است و این همان نکته است که نقد تکوینی را از آن کاربردها متمایز می‌سازد).

اما تعیین پیشامتن برای یک اجرای موسیقایی بسیار دشوار است. از لحاظ نظری امکان‌پذیر است که اجراهای دیگری را به‌عنوان پیشامتن یک اجرای خاص در نظر بگیریم و روند تغییرات را بررسی کنیم اما از لحاظ فنی انجام این کار (به‌ویژه برای آثار گسترده) بسیار دشوار می‌نماید.

وضع هنگامی دشوارتر می‌شود که روند خلاقیت بدون ثبت بیرونی بروز می‌یابد. در موسیقی این وضعیت در موقعیت بداهه رخ می‌دهد یعنی هنگامی که پیشامتن‌ها اگر هم وجود دارند به دلیل حبس در اندیشه‌ی فرد خلاق به سختی قابل ردیابی است و اگر هم چیزی در مورد آنها گفته شود بیشتر به حدس و گمان می‌ماند. این امر می‌تواند قدری تعدیل شود اگر بداهه براساس یک مدل خاص یا یک کارگان پشتبیان صورت پذیرد که می‌توان آن را به‌عنوان پیشامتن به کار گرفت؛ یا اطلاعات روان‌شناختی- موسیقی‌شناختی کافی از روندهای عمومی یا خاص فردی رخ دادن بداهه در اختیار باشد.

در اینجا برای اینکه شرکت‌کنندگان تصویری عینی از یک نقد تکوینی پیدا کنند مجموعه‌ای از نقدهای تکوینی (به‌عنوان یکی از معدود مجموعه‌ها) با عنوان «Genetic criticism and the creative process: essays from music, literature and theatre» و از میان نقدهای موسیقایی منتشر شده در این کتاب بخش‌هایی از نقد « From Conceptual Image to Realization: Some Thoughts on Beethoven’s Sketches» نوشته‌ی لاک‌وود (Lockwood 2009) به‌طور مختصر خوانده و مورد بررسی قرار گرفت.

از نقد تکوینی موسیقی در غرب که بگذریم، بررسی امکانات نقد تکوینی در موسیقی ایرانی (و نیز موسیقی در ایران) مرحله‌ی بعدی کلاس را تشکیل می‌داد. چند دشواری بر سر راه نقد تکوینی در ایران وجود دارد، نخست و از همه مهم‌تر فقدان اطلاعات پیشامتنی در اکثر موارد است. در حال حاضر به دلایلی که از حوصله‌ی چنین کارگاهی خارج است نگهداری دست‌نوشته‌ها و… یا به‌طور کلی تاریخی‌سازی عینی در ایران چندان رواجی ندارد و اسناد رخدادهایی که هنوز معاصر محسوب می‌شوند به سختی ممکن است در دسترس باشد (در مورد موسیقی خود آهنگسازن هم چندان اهتمامی به آن ندارند)، از همین رو دستیابی به پیشامتن‌ها بسیار دشوار بلکه گاه غیر ممکن است.

شرایط خاص موسیقی ایرانی که خلاقیت در آن اغلب به شکلی نیمه بداهه رخ می‌دهد (با تبدیل متن‌ها به متن باز و نوعی «شده» بودن مداوم فراورده‌ها) از یک سو و کمبود مطالعات روان‌شناختی و موسیقی‌شناختی مختص این موسیقی از سوی دیگر باعث شده است که نقد تکوینی با دشواری بیشتری نسبت به نمونه‌های غربی صورت بگیرد. به همین دلیل هم هست که نقد تکوینی موسیقی به زبان فارسی بسیار کم شمار است.

در بخش پایانی مدرس، به‌عنوان معدود نمونه‌های موجود ابتدا «نقد تکوینی آذر کیمیا؛ روایتی نوشتاری از حسّی شنیداری…» نوشته‌ی «سعید فصیح» در شماره‌ی ۵۵ مقام موسیقایی، خوانده و اشاره شد که این یکی از نمونه‌های سطحی به‌کارگیری تنها عنوان یک شیوه‌ی نقدگری برای نقد یک اثر، است. روشی که در آن به صرف آشنایی با یک عنوان، تصور بازتابیده از نام روش در ذهن نقدگر، و نه دقیقاً روش‌های شناخته شده‌ی آن، دستمایه‌ی نقد قرار می‌گیرد.

پس از آن یک نقد تکوینی دیگر که احتمالاً تنها نقد تکوینی (به مفهوم مورد بحث در اینجا) است که به زبان فارسی و در مورد موسیقی ایرانی انجام شده است، با عنوان «نقد تکوینی شیوا با رویکردی بینامتنی به آثار عباس خوشدل» نوشته‌ی «پویا سرایی» و پذیرفته شده برای انتشار در شماره‌ی پنجم دوفصلنامه‌ی پژوهشی مهرگانی، به‌رغم اینکه در زمان برگزاری جلسه‌ی نهم کارگاه هنوز منتشر نشده بود (به همین دلیل برخلاف همیشه در اینجا فرازی از این مقاله نیز نقل نمی‌شود‌) با اجازه‌ی نویسنده، خوانده شد و مورد بررسی قرار گرفت.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دژآهنگ: از تدریس اشمل بسیار بهره بردم

از طرفی سونوریته ای که در صداسازی‌های هارمونیکا انجام می شود به شدت قابلیت شخصی‌سازی دارد. مثلا شما می‌توانید از تغییر پوزیشن فک پائین و زبان، جنس صداهای مختلفی را ایجاد کنید که چنین چیزی با آکاردئون قابل انجام نیست.

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (IV)

ارتباط ملودیکی بین دو صدا هر چه قدر هم آرام نواخته شود همزمانی با یکدیگر پیدا می کنند و می توانند هارمونی به وجود آورند. هنگامی که سه صدا مانند دو-می-سل به صورت پیوسته و به دنیال هم خوانده شوند تصور یک آکورد را در ذهن به وجود می آورند و تمرین خوبی برای درک آکورد می باشد. فواصل هارمونیک (چهارم و پنجم) نیز در حین خواندن آکورد آن ها، شناسایی و توجه می شود. فواصل سوم و ششم را نیز در خواندن آکوردهایشان می توان درک کرد. فواصل دوم و هفتم دارای ماهیت پیوندی هستند که توسط فواصل هارمونیک قدرت و شدت می گیرند.

از روزهای گذشته…

گفتگو با تیبو (I)

گفتگو با تیبو (I)

ژاک تیبو (Jacques Thibaud)ویولونیستی است که موفق شده با استعداد خود به عنوان یک نوارنده تفسیرگر دوستان و تحسین کنندگان فراوانی را در ایالات متحده آمریکا به خود جذب کند. او در واقع یکی از نمایندگان برجسته مکتب فرانسوی مدرن ویولون نوازی است. او از بیست سالگی به سبک نوازندگی خاص خود دست یافته است. تیبو از پست خود به عنوان کنسرت مستر در ارکستر کلون (Colonne orchestra) استعفا داد تا استعداد خود را صرفا وقف صحنه کنسرت نماید. حتی در سنین جوانی نیز تکنیک او در منابع بسیار موثق مورد تمجید قرار گرفته است. به عنوان مثال در ویرایش آخر کتاب Musik-Lexicon از هوگو ریمن (Hugo Riemann) که نیز در سال ۱۹۱۵ چاپ شد درباره تکنیک تیبو اینگونه آمده است که: «تکنیک او در تمامی جنبه ها به خوبی پیشرفت کرده و شیوه تفسیر او آتشین و شاعرانه است.»
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XIV)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XIV)

این نکات، صرف نظر از مشکلاتی نظیر استاندارد نبودن سازهای ایرانی برای اجراهای اینچنینی است وگرنه سازهای ایرانی برای اجرا به شیوه اصیل خود دچار نواقص فراوان نیستند؛ گرچه می بایست نهادی متولی این امر، در کنار فرهنگستان موسیقی، با سرمایه و بودجه اساسی برای تحقیق و تکمیل سازهای ایرانی به وجود بیاید(منظور ما از تکمیل سازهای ایرانی نه صرفاً برای استانداردسازی به شیوه غربی برای ایجاد ارکسترهای بزگ، بلکه به منظور بهبود کیفیت ساختمان و مواد به کار رفته در این سازها و قیمت گذاری اصولی و… .
زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (II)

زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (II)

موریس راول این بی‌عدالتیِ موجود در نادیده‌گرفتنِ (یا به‌گفته‌ی راول «کشتن با سکوت») تأثیر شگفت‌انگیز گریگ بر آهنگسازان پس از او مانند «دبوسی»، «سیریل اسکات» (۱) و استراوینسکی را حس می‌کرد. دلیوس (۲) ماجرایی که در پایان قرن نوزدهم صورت گرفته بود را بدین‌شکل تعریف کرده بود: «او با راول و چند آهنگساز دیگر فرانسوی با هم بودند و صحبت به ریشه‌های موسیقی مدرن فرانسه کشیده می‌شود و همان بیانیه‌های تکراری باز هم مطرح شد؛ این موسیقی در آثار کوپرن (۳) و رامو (۴) ریشه دارد.» در این زمان دلیوس نتوانست این حرف را به زبان نیاورد که: «هی آقایان، موسیقی مدرن فرانسه تنها عبارت است از موسیقی گریگ به‌اضافه‌ی پرلود پرده‌ی سوم تریستان!» که روال هم در جواب می‌گوید: «حقیقت دارد؛ ما همیشه نسبت‌به گریگ ناعادلانه قضاوت کرده‌ایم.»
نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (VII)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (VII)

شاید بتوان «شوشتری برای ویولون و ارکستر» را یک روندو برای ویولون و ارکستر دانست، چراکه بعضی از مهمترین خصوصیت های یک روندو را دارا می باشد. اساس این اثر بر مبنای یک تم شکل گرفته است که به صورت ترجیع بند (Refrain) در طول قطعه تکرار می شود. (تصویر شماره ۲)
ساز به ساز (II)

ساز به ساز (II)

برای آنکه ببینیم چرا چنین پرسش هایی پیش می آید لازم است کمی بر مفهوم «قطعه ی موسیقی» درنگ کنیم و بیاندیشیم که «یک اثر موسیقایی» چیست؟ زیرا آنچه در این موارد اتفاق می افتد ساز به ساز کردن یک اثر یا قطعه ای موسیقی است که خود از پیش هویتی معین و مستقل دارد. برای کاربرد مورد بحث در این مقاله کافی است فرض کنیم هر قطعه یک ساختار صوتی است که امکان به فعلیت رسیدن از طریق واسطه های موسیقایی را دارد (۳) و ببینیم به چه نتایجی می رسیم. اگر چنین باشد باید بتوانیم بی دردسر و بدون کم شدن از ارزش موسیقایی، و نیز بدون وارد آوردن آسیب به بافت قطعه، آن را با ساز دیگر بنوازیم. یعنی جایگزین شدن صداها نباید تفاوتی چشمگیر در وضعیت قطعه پدید آورد.
یادداشتی بر نوشته ی «وهم یا نبوغ؟!» (I)

یادداشتی بر نوشته ی «وهم یا نبوغ؟!» (I)

چندی پیش مطلبی در سایت به قلم یکی از نویسندگان «گفتگوی هارمونیک»، سعید یعقوبیان به نام «وهم یا نبوغ؟!» به انتشار رسید که از طرف مخاطبان مورد توجه و بحث های زیادی قرار گرفت. چند روز پیش یکی از خوانندگان سایت، یادداشتی را بر این نوشته ارسال کرد که امروز این مطلب را می خوانید:
ii-V-I

ii-V-I

یکی از توالی آکوردهای (Progressions) مهم که در سبکهای مختلف موسیقی کاربرد بسیاری دارد به ii-V-I معروف است.
محرابی: برای ابداع نیاز به فلسفه وجودی داریم

محرابی: برای ابداع نیاز به فلسفه وجودی داریم

آن سالی که من در کنکور شرکت کردم هم موسیقی قبول شدم هم طراحی صنعتی، بعد با مشاوره استادها و دوستانم به این نتیجه رسیدم که رشته طراحی صنعتی بخوانم. علاقه‌ام هم این بود که روی سازهای ایرانی کار بکنم و بتوانم خدمتی در این زمینه به جامعه موسیقی بکنم.
اهمیت شنیدن

اهمیت شنیدن

هنگامی که به وضعیت موجود بسیاری ازهنرجویان نوازندگی نگاهی می کنیم متاسفانه ضعف شدید درشناخت و شنیدن آثار تصنیف شده مصنفان برای ساز مورد علاقه شان را شاهد هستیم. زمانی که هنرجویی در شناخت آثار ساز تخصصی خود ناتوان است، تکلیف شنیدن آثار موسیقایی سایر سازها و قطعات گروهی و… نیز ناگفته پیداست.
دوران انتقالی در تاریخ موسیقی و پس از آن (I)

دوران انتقالی در تاریخ موسیقی و پس از آن (I)

پرسش از چگونگی دریافتن به‌آخر رسیدن ظرفیت سبکی خاص در هنر به‌ویژه موسیقی، پرسش از آغاز دورانی است که می‌توانیم مقدمه‌ی آن را دوره‌ی انتقال بنامیم؛ دوره‌ای که در آن سبک، مکتب یا شیوه‌ای آرام‌آرام توانایی عرضه‌ی آثار نو و زاینده را از دست می‌دهد و صحنه را برای برآمدن سبکی نو می‌آراید؛ درحقیقت، به‌بحث گذاشتن توانایی منتقد در دریافت اتمام ظرفیت نوعی خاص از موسیقی، سخن گفتن از توانایی او در درک این دوران انتقالی است.