- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

مختصری دربارۀ ادعاهای نوآوری در موسیقی ایران (II)

اگر تاریخ موسیقی خاورمیانه را مطالعه کنید، متوجه میشوید که داعیه داران چنین اندیشه هایی در طول قرن با شکست مواجه شدند. اکنون موردی تر اشاره میکنم. مثلا موضوع ایجاد چند صدائی در بافت موسیقی های کلاسیک ایرانی – عربی – ترکی. این ایده که در قرن گذشته مطرح و تجربه شد و دربارۀ آن تحقیقات انجام شد، مقالات و کتابها نوشته شد، در نهایت به هارمونیزه کردنِ بسیار ابتدائیِ ملودی های این موسیقی ها انجامید. یعنی هارمونی ایی که مخلوطی از حالت های اولیه ایجاد چند صدائی در موسیقی اواخر قرون وسطا و اوائل باروک بود به اضافه شیوه های آکورد گذاری در موسیقی پاپیولار (عامه پسند) غربی. نکته حائز اهمیت این است که با وجود مقالات و کتب بسیار در زمینه هارمونی موسیقی خاورمیانه و به خصوص ایران، کسانی همچنان با کپی برداریِ بدونِ ذکر منبع، از نوشته های محققان گذشته و همراه با غلط های بسیار زیاد و فاحش اقدام به نگارش و انتشار رسالۀ هارمونی برای موسیقی ایرانی می کنند.

در حالی که آن تجربه هم به شکست انجامیده بود. دلیل شکست، فقدان آثار موسیقی ای با روش های پیش گفته است؛که هم شاخص های دانش هارمونی، چه هارمونی دوران کلاسیک چه هارمونی های دوره مدرن و پست مدرن را دارا باشد، هم حاوی عناصر درون موسیقائیِ موسیقی ایران باشد؛ عناصری مانند، فواصل (ریزپرده ها)، عناصر مُدال، تزئیناتی که به نظر چون تزئین هستند بی اهمیت میآیند ولی ساختاری اند و حذفشان به بیان موسیقائی و سایر مشخصات این موسیقی لطمه میزند. (۱)

آنچه موجود است بیشتر شبیه پیتزا قورمه سبزی است. یعنی کولاژی از مواد موسیقائی با سازهای مختلف که معمولا هیچ ارتباط ارگانیکی بین آنها نیست، کنار هم نشینیِ چند ساز به مثابه چند انسان که هر کس با زبان خودش حرف میزند و صد البته که محصول، موسیقی ای نه مردمی (فولک) است، نه کلاسیک (ایرانی یا غربی یا…) و نه تلفیقی.

در اغلب این موسیقی ها عناصر خاص یک موسیقی در موسیقی دیگر به مقدار زیادی حل میشود و مابقی به مقداری تقلیل داده میشود که آنچه باقی میماند شبیه کاریکاتور است، و متاسفانه در نهایت جریان، به نفع یکی از موسیقی ها تمام میشود.

هرچه فرهنگهای موسیقائی از هم دورتر باشند، از بین رفتن یا تقلیلِ خصوصیات یکی به نفع دیگری بیشتر خواهد بود. به طور مثال تلفیق و ترکیب که نه، اِمولسیون (۲) ساختن، با موسیقی کلاسیک ایرانی و موسیقی کلاسیک غربی است. محصول هر چه هست، موسیقی کلاسیک ایرانی نیست. در اینجا سوالی مطرح میشود، این که صرفا استفاده از ساز ایرانی یا کلام ایرانی، موسیقی را تبدیل به موسیقی ایرانی میکند؟

پی نوشت
۱- بنده آثار آهنگسازانی چون، احمد پژمان و برخی دیگر را در طبقه ای متفاوت دسته بندی می کنم.
۲- محلولی است که در آن قطره‌های ریز یک مایع (مانند روغن) در مایعی دیگر (مانند آب) بی‌آنکه با یکدیگر درآمیزند، پراکنده است.