نگاهی به «اینک از امید» (II)

جمع بندی تحلیل «مقدمه»:
به طور کلی مقدمه ماهور از دو بخش بسیار ضعیف و قوی تشکیل شده است که بخش قوی آن یکی از برجسته ترین قطعات این آلبوم از نظر ملودی سازی و چند صدایی محسوب می شود. (هرچند در زمینه چند صدایی حرف زیادی برای گفتن ندارد.)

«تصنیف مجلس انس»
خصوصیات ملودیک:
این تصنیف بر اساس غزل مشهور حافظ با مطلع: «نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد» ساخته شده است و به طور کلی، ریتم تصنیف برگرفته از وزن شعر است. (۲) تصنیف هایی که از اینگونه برداشت های ریتمیک بهره می برند، کمتر شانس موفقیت داشته اند چون تا حدی برای شنونده در دسترس تر، تصور می شود. درباره ملودی این تصنیف می شود یک نقطه ضعیف دیگر را یافت و آن رعایت نکردن اصول «پیوند شعر و موسیقی» در فرکانسهای مختلف است. این ضعف باعث می شود شنونده در ناخودآگاه خود تصور کند، تنها ریتم از شعر گرفته شده و یک ملودی بدون رعایت کردن ظرایف شعر روی آن قرار گرفته است. مثلا در «عالم پیر دگر باره»، «با» روی فرکانس بالا قرار گرفته یا در «چشم نرگس به شقایق»، «شقا» روی فرکانس بالا است یا در «این تطاول که کشید»، «ک» در «کشید» روی فرکانس بالا قرار دارد و از همه مشخص تر این بخش است «ای دل ار عشرت امروز…»، «عش» روی فرکانس بالا قرار دارد. تمام این نکات ذهن شنونده را به سمت کار و عمل بودن این اثر نزدیک می کند و از عیار آن می کاهد.

البته آهنگساز در این تصنیف با رجوع به گوشه های مهجورتر ماهور مثل راک، توانسته کنتراست قابل قبولی به تصنیف بدهد و تا حد امکان از کلیشه ای بودن آن بکاهد.

خصوصیات چند صدایی:
در این تصنیف چندصدایی ها به شکل کنترپوان های گذرا، گاه گاه شنیده می شود که بیشتر از اینکه نشان دهنده تلاش یک آهنگساز بر روی کاغذ برای طراحی یک طرح کنترپوانتیک باشد، یادآور تنظیم هایی است که با ذوق آزمایی نوازندگان (برای کاستن از کسالت باری قطعات اونیسون) چند صدایی شده و کم و بیش در آثار گروهی موسیقی ایرانی می شنویم. حرکت های پاساژی گونه سنتور، حرکت های آرپژگونه عود که گاهی منجر به دیکورد می شود و یا بر خلاف قوانین کنترپوان، به فواصلی می رسد که ناگهان کنترپوان بی اثر می شود (بشنوید پاسخ ارکستر به بخش «ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد»)

در این تصنیف نیز مانند قطعه «مقدمه» کنترپوان ها به صورت آنی می آیند و می روند و مخصوصا در قسمتهایی که نیاز به چند صدایی بیشتر احساس می شود گاهی با اونیسون مواجه هستیم. (۳) این اتفاق شائبه تنظیم های «سر تمرینی» را که آفت چند صدایی موسیقی ایرانی است را تشدید می کند. (در این روش، به جای اینکه اثر روی کاغذ به طور دقیق و کامل تنظیم شود، نوازندگان هنگام تمرین پیشنهاد های خود را به طور اتفاقی اجرا می کنند و به زعم خود، قطعه را از اونیسون بودن نجات می دهند) در ادامه کنترپوان اشتباهی در جواب «مایه نقد بقا را که ضمان خواهد شد» می شنویم که باز گمانه قبلی را تشدید می کند.

پی نوشت
۲- در کتاب «پیوند شعر و موسیقی» نوشته مشهور حسین دهلوی روی این نکته تاکید شده است که روی هر شعری، می توان هر متری را قرار داد ولی این واقعیت، ناقض این ادعا نیست که هر شعری به متر مشخصی نزدیکی بیشتری دارد و استفاده از آن متر می تواند انتخابی سهل الوصول برای تصنیف ساز باشد.

۳- این ریز بینی در بخش چندصدایی نباید منجر به این تصور شود که نگارنده، تنها قطعاتی که به صورت کامل چند صدایی شده اند را می پسندد؛ همه ما کم و بیش می دانیم که آثار برجسته آهنگسازان بزرگ موسیقی کلاسیک هم در همه لحظات، دارای چند صدایی نیستند ولی در مورد این آلبوم مسئله چندصدایی اینجاست که وقتی نیاز به شنیدن چند صدایی احساس می شود، گاهی با اونیسون نوازی روبرو هستیم و این نشاندهنده کم دقتی آهنگساز در زمینه چندصدایی است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

از روزهای گذشته…

کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (I)

کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (I)

تجزیه و تحلیل موسیقی یا همان آنالیز از آن دسته فنون است که کاربردی دوگانه دارد. در سنت موسیقی کلاسیک دو گروه از افراد هستند که مایلند اطلاعاتی دقیق از ارتباطات دقیق درون یک اثر موسیقایی به دست بیاورند؛ آهنگسازان و موسیقی‌شناسان. شناخت آثار برای این دو گروه که گاه به یکدیگر یاری نیز می‌رسانند، اهمیتی حیاتی دارد. برای گروه نخست اهمیت این فنون در این است که امکان یادگیری از پیشینیان را فراهم می‌سازد.
پرتو: کسی که یک سال پیانو زده به خود اجازه تدریس میدهد

پرتو: کسی که یک سال پیانو زده به خود اجازه تدریس میدهد

افلیا پرتو اول دی ماه ۱۳۱۷ در خانواده ای در تهران به دنیا آمد که همه اهل موسیقی بوند. پدر و مادر او کنسرتهای انجمن موسیقی ملی به رهبری استاد روح الله خالقی را دنبال میکردند و گویا حتی در انجمن عضویت هم داشته اند. استادان بزرگی چون، حسین خان هنگ آفرین و موسی معروفی به خانه آنها رفت و آمد داشتند و با پدر خانواده که نوازنده ای پی گیر و علاقمند بود، دوست بودند.
مغالطات ایرانی – اتنوموزیکولوژی (I)

مغالطات ایرانی – اتنوموزیکولوژی (I)

در سلسله مقالاتی که با تیتر «مغالطات ایرانی» در ژورنال گفتگوی هارمونیک می خوانیم، در هر شماره یکی از مغالطات رایج در جامعه موسیقی ایران مطرح شده و نقد می شود. بسیاری از این مغالطات به قدری رواج پیدا کرده که شاید خود ما هم جزو مبلغان آن باشیم. اولین شماره این نوشتار به عقاید رایج در میان موسیقیدانان ایران نسبت به رشته «موسیقی شناسی قومی» یا «اتنوموزیکولوژی» می پردازد.
تلونیوس مانک

تلونیوس مانک

بسیاری از هنرمندان بخاطر کارهای زیاد و حضور پررنگشان در دنیای هنر به شهرت می رسند اما در این میان برخی نیز هستند که بخاطر آوردن سبک و ایده های جدید در هنر شهرت کسب می کنند.
نمودی از جهان متن اثر (XIV)

نمودی از جهان متن اثر (XIV)

اولین موضوعی که در برخورد با آنالیز معمولا مطرح می‌شود این است که آیا آنچه در فرآیند تجزیه و تحلیل به‌دست می‌آید، رابطه‌ای با خواست آگاهانه‌ی آهنگساز دارد یا خیر؟ این مسئله حاوی این نگرانی است که آیا دلیلی داریم که ثابت کنیم اگر تحلیل‌گری ویژگی ۱ را در اثری یافت و آن را در تحلیل خود گزارش کرد، این ویژگی‌ بر اساس اراده‌ی آهنگساز در قطعه هست؟ این مسئله را در شکل بسیار ساده‌اش به صورت «آیا آهنگساز هم این موضوع را می‌دانسته؟» بیان می‌شود.
باربد

باربد

هنگامی که در تاریخ پرفراز و نشیب موسیقی ایران سیر میکنیم، به افراد مختلفی برخورد میکنیم که تاثیرات عمیقی بر آن گذارده و یا آن را از نابودی حتمی نجات داده اند ولی متاسفانه عده اندکی ایشان را میشناسند. از این دسته افراد میتوان به”باربد” موسیقیدان بی نظیر و مخترع نثر مسجع که در عصر خسروپرویز زندگی میکرده اشاره کرد که آهنگهای زیبا ی او بعد از صدها سال همچنان شنیدنی و جزو گوشه های قابل تامل در موسیقی ایران است، از داستان زندگی وی اخبار چندانی در دست نیست و آنچه در ذیل میخوانید جمع آوری تکه هایی از کتابهای مستند تاریخی با ذکر نشانی آنهاست.
منبری: کیستم من را برای ارکستر مضرابی نوشتم

منبری: کیستم من را برای ارکستر مضرابی نوشتم

آقای مشایخی به من گفتند قطعه ای برای فلوت بنویسم. پرسیدم فقط فلوت تنها؟ گفتند فعلاً فقط فلوت تنها. گفتم استاد برای ارکستر و فلوت بنویسم؟ گفتند نه فقط برای فلوت. من قطعه ای برای فلوت سلو در شوشتری نوشتم. سعی کردم به لحاظ ریتم و ملودی مونوتون نباشد. کار متفاوتی بکنم. ایشان کار را گام به گام می دیدند و نظراتی می دادند، وقتی تمام شد، گفتند در فرهنگسرای نیاوران اجرایی داریم که می خواهم قطعه تو هم اجرا شود. کسی را می شناسی که فلوتش را بزند؟ من دوستم ناصر رحیمی که نوازنده حرفه ای فلوت هستند را معرفی کردم و با اجرای ایشان کار اجرا و ضبط شد.
گاه های گمشده (VII)

گاه های گمشده (VII)

چرا نت پایان دستگاه ها بر اساس ردیف های موجود انتخاب نشده است؟ برای مثال در ردیف هفت دستگاه موسیقی ایرانی (که مرتضی حنانه به عنوان منبع خود در «به دست آوردن علامات ترکیبی و عرضی موسیقی امروز ایران» به آن استناد کرده است (صفحه ۱۵۷)) ماهور دو، شور سل، سه گاه می کرن و چهارگاه دو ارائه شده است.
مروری بر «کنسرت کوارتت کلنکه» سی و سومین جشنواره‌ی موسیقی فجر

مروری بر «کنسرت کوارتت کلنکه» سی و سومین جشنواره‌ی موسیقی فجر

از همان هنگام که لا-ر، دو نت کشیده‌ی سوژه‌ی اصلی مجموعه‌ی «هنر فوگ» باخ را ویلن نواخت مشخص بود که قرار است «کوارتت کلنکه» چه ردای متفاوتی (نسبت به اجرای مشهورتر کوارتت‌های اِمِرسون، جولیارد و کِلِر) بر تن این فوگ‌های به‌غایت هنرمندانه‌ی در معما رهاشده بپوشاند، و از آن بیشتر تا چه اندازه قرار است موسیقی با همان سوژه‌ی گشاینده همچون نوشدارو به یک کرشمه دیگر اجراهای جشنواره را (چهار اجرا که پیش از آن دیده بودم) از خاطر بزداید و به رویدادی در دل فرهنگسرای نیاوران تبدیل شود.
برای پیر خندان ما

برای پیر خندان ما

حالا دیگر ظرفیت ما در برابر حوادث بیش از پیش شده است. یکی قربانی می‌کند، دیگری قربانی می‌شود. یکی سکوتش را پای محبت می‌گذارد و یکی آغوش گشاده دارد آن قدر که گویی میهمان می‌آید.