بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (IV)

ابونصر فارابی
ابونصر فارابی
آریستوگزنوس این کار را در رساله‌ی اصول با محدود کردن دقیق موضوع، تعریف اصطلاحات مخصوص و آشکار ساختن خطاهای پیشینیان، به انجام می‌رساند. هر چند که نمی‌توان در چنین مقاله‌ای کلیه‌ی اصول و اصطلاحاتی را که آریستوگزنوس تاسیس و تعریف کرده گنجاند (۱۰)، اما فهرست مختصری از ساختار کلی آنها در اینجا آمده است:



I. Introduction
A. The Harmonic Treatise
B. The Harmonicists
II. Outline of the Study
A. Motion of the Voice
B. Loosening, Stretching
C. Height, Depth
D. Pitch
E. Compass
F. Intervals
G. Scales
H. Melos
I. Continuity, Consecution
J. Genera
K. Intervals: Simple, Complex
L. Synthesis
M. Scales: Perfect and Others
N. Mixing of Genera
۰٫ Notes
P. Position of the Voice
Q. Conclusion
III. Motion
A. Continuous
B. Intervallic
IV. Stretching and Loosening
A. Movement
B. Contrasted to Height and Depth
V. Height and Depth
A. Cause and Effect
B. Contrasted to Stretching and Loosening
VI. Pitch
A. Definition
B. Comparison with the Definition of the Physicists
C. Contrasted to Stretching and Loosening, Height and Depth
VII. Compass
A. Magnitude
B. Smallness
VIII. Notes
B. Function
IX. Intervals A. Magnitude
B. Consonant, Dissonant
C. Compound, Simple
D. Genus E. Rational, Irrational
X. Scales
A. Magnitude B. Consonant, Dissonant
C. Genus
D. Rational, Irrational E. Conjunct, Disjunct, Combined
F. Gapped, Continuous G. Single, Double, Multiple
XI. Melos
A. Speech
B. Music XII. Genera
A. Diatonic
B. Chromatic
C. Enharmonic
XIII. Intervals
A. Consonant, Dissonant
B. Consonant C. Whole-tone
XIV. Notes
A. Order
B. Immovable
C. Movable
XV. Continuity and Consecution
A. Continuity
B. Consecution

البته میزان موفقیت وی در این امر محل بحث است و به نظر می‌رسد که بسیار دشوار است بپنداریم آریستوگزنوس توانسته باشد برای چنین دانشی با آن گرایشی که مد نظر او بوده (توجه بسیار زیاد به مقوله‌ی فواصل و نغمه‌ها) اصول موضوع مخصوص به خود فراهم کند. او خود را بر ملودی متمرکز کرده بود، اما تا آنجا که رسالات باقی‌مانده‌اش اجازه می‌دهند بفهمیم، بر عناصر سازنده‌ی ملودی که به ظن وی بیش از هر چیز نواهای موجود در یک نردبان موسیقایی بودند. درست به همین علت است که وی در تثبیت اصول موضوع مطلقا موسیقایی کاملا موفق نمی‌شود، چرا که یک پایه‌ی بحث خواه ناخواه بر ریاضیات و صوت‌شناسی قرار می‌گیرد.

بنابراین می‌توان درک کرد که چرا او در این راه تنها موفق می‌شود شنیدار را مرتبه‌ای بالاتر از ریاضیات ببخشد (یا شاید آن را به عنوان گمانه‌ای برای تایید صحت به کار گیرد) و نه اینکه ریاضیات را به کلی از خدمت به دانش نواشناسی‌اش بازدارد؛ او در نقد پیروان فیثاغورث خاطر نشان می‌کند که فاصله‌ی پنجم درست (به مقدار سه و نیم پرده) نه به این دلیل که برساخته‌ی نسبت عددی سه به دو است (یا اینکه این نسبت در بسی پدیده‌های طبیعی دیگر هم موجود است) بلکه به این علت که در تجربه‌ی شنیداری شنونده قابل بازشناسی است، اهمیت دارد، و این یعنی جابجا کردن تمرکز دلایل اثباتی از تجزیه و تحلیل‌های عددی به تجربه‌ی شنیداری شنونده‌ی موسیقی. از این نکته که بگذریم وقتی که می‌خواهد نسبت‌ها را به دست آورد چاره‌ای جز بهره‌گرفتن از ریاضی نیست. توجه به این فراز از کتاب عناصر هماهنگی موضوع تغییر تمرکز را به خوبی روش می‌سازد:
… آنگاه ماده‌ی موضوع ما می‌شود همه‌ی ملودی‌ها، خواه آوازی باشند خواه سازی، روش ما برای طبقه‌بندی قطعی، بر پژوهشی استوار شده که به توانایی «شنیدن» و «قوه‌ی درک»، تکیه دارد. به وسیله‌ی توانایی نخست درباره‌ی اندازه‌ی فواصل داوری می‌کنیم و به وسیله‌ی دومی به نقش نغمه‌ها می‌اندیشیم (Aristoxenus 2009: 189).

پی نوشت

۱۰- فهرست دقیق و کامل و شرحی بر این موضوع‌ها را می‌توان در (Mathiesen 1999: 300-301) یافت.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (V)

بسیاری از نوازندگان سازهای بادی‌برنجی دچار دردهای مختلفی هستند. آن‌ها از دردِ مچ، بازو، التهاب تاندون‌ها، مشکلات شانه، کشیدگی گردن و کمردرد و پشت درد مزمن رنج می‌برند. به این آسیب‌ها که ناشی از تکرار حرکات یکسان یا نشستن طولانی مدت در یک موقعیتِ ثابت یا هر دو مورد است، آسیب‌های استفادۀ مکرر می‌گویند و مسلماً بهترین رویکرد، پیشگیری از بروز چنین آسیب‌هایی است. نوازندگان سازهای بادی‌برنجی از بازوها به‌صورت مکرر در جلوی بدن استفاده می‌کنند. از این‌رو به مرور زمان، عضلات جلویی شانه و سینه قوی و عضلات پشتی شانه و پشت ضعیف می‌شوند. عضلات قوی کوتاه‌تر می‌شوند درحالی‌که عضلات ضعیف بلندتر می‌شوند. این عدم تعادل منجربه درد در ناحیۀ بازوها، شانه‌ها، قفسۀ سینه، گردن یا پشت می‌شود. اما راه حل ساده است: تمرینات کششی برای عضلات در جلوی بدن و تقویت عضلات در پشت بدن. پرورش عضلات این نواحی منجر به کمک به عضلاتی می‌شود که کشش‌ها را متحمل می‌شوند.

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (VIII)

در هر حال، دکتر صفوت خودشان در این زمینه خیلی داشتند کار می‌کردند و می‌دانیم که ایشان هم شاگرد ابوالحسن صبا بودند، هم شاگرد حبیب سماعی و هم شاگرد حاج‌آقامحمد ایرانی مجرد. حاج‌آقامحمد ایرانی مجرد قبل از اینکه نزد میرزاعبدالله کار کند شاگرد مهدی صلحی (منتظم‌الحکما) سه‌تار زده بوده و تخصص اصلی‌اش هم در نواختن سه‌تار بوده است. آقای دکتر صفوت روایت دیگری از ردیف میرزاعبدالله را که از حاج‌آقامحمد ایرانی مجرد یاد گرفته بودند کار می‌کردند و آقای دکتر پورجوادی که از شاگرد و نوجوانی شاگرد دکتر صفوت بودند ضبط‌های کلاسش را برای ما می‌گذاشت و می‌شنیدم.

از روزهای گذشته…

ضیائی: در اروپا سازگران با اصول آکوستیک آشنا هستند

ضیائی: در اروپا سازگران با اصول آکوستیک آشنا هستند

رضا ضیایی احتمالا تنها ایرانی مستر لوتیر دنیاست. او سازسازی را از سال ۱۳۷۰در ایران آغاز کرده و پس از گذراندن دوره هایی در پایتخت سازسازی دنیا یعنی شهر کرمونای ایتالیا و سایر کشورهای اروپایی؛ از سال ۲۰۰۷ دارای عنوان مستر لوتیر شده است. ضیایی در سفرهایی که به تهران دارد، به آموزش، تحقیق و ساخت سازهای گروه خانواده ویولون و همینطور تحقیق در زمینه تکامل سازهای ایرانی می پردازد. رضا ضیایی دارای مطالب فراوانی در زمینه سازسازی، فیزیک آکوستیک مربوط به سازها، مطالبی مربوط به استیل نوازندگی، چوب شناسی، تاریخ سازسازی ایتالیا و … است که بیشتر آنها در مجله های الکترونیکی به انتشار رسیده است. ضیایی هم اکنون مشغول به آموزش تخصصی سازهای خانواده ویولون در تهران می باشد. با او به گفتگو مینشینیم در باره وضعیت سازسازی در ایران و اروپا
منتشری: لاله زار را به ابتذال کشاندند

منتشری: لاله زار را به ابتذال کشاندند

اینکه چرا لاله زار به این روز افتاد، داستان جالبی دارد که خود استاد مهرتاش آنرا برایم تعریف کرد و در این اواخر خودم عینا آن را مشاهده کردم. استاد مهرتاش تعریف کرد:
کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (IV)

کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (IV)

اگر این استنباط درست باشد و بپذیریم که نویسنده‌ی آن گزیده‌ها منظوری جز این نداشته است، مشخص می‌شود که از همین ابتدا در مورد ظرفیت‌ها و کاربردهای روش آنالیز شنکری یک سوءتفاهم عمیق شکل گرفته است. درست است که این روش گاه گاه در رشته‌ی آهنگسازی نیز در کشورهای دیگر تدریس می‌شود (والبته قطعا بیشتر در رشته‌هایی مانند تئوری موسیقی و موسیقی‌شناسی) اما هدف، آن نیست که به دانشجو بیاموزاند چطور باید عمل آفرینش‌گرانه انجام بدهد. آنالیز شنکری چنان که از روند کار خود هاینریش شنکر و دیگر شاگردان و ادامه‌دهندگان راهش نیز برمی‌آید روشی است برای نظریه‌پردازان تا بتوانند ویژگی‌های ساختاری نهان یک اثر موسیقی را تفسیر (استخراج) کنند.
قدر و منزلت یک موسیقیدان

قدر و منزلت یک موسیقیدان

بتهوون زمانی پای به عرصه هستی نهاد که تقدیر روزگار بصورت کاملا” عجیب و مرموزی افراد نابغه و تاثیر گذار تحویل جامعه می داد از ناپلئون جاه طلب گرفته تا گوس ریاضی دان، از میشل فارادی، جیمز وات و آندره آمپر فیزیکدان ولاپلاس ریاضی دان گرفته تا ژان ژاک روسو نویسنده و محقق یا آدام اسمیت تئوریسین بزرگ اقتصادی و … در این میان قرعه بنام بتهوون افتاد که در این دوران پای به روی زمین بگذارد و بانی بسیاری تحولات در دنیای هنر موسیقی باشد.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (IX)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (IX)

در اینجا به نوشته شما در مورد دیدار با آقای شجریان می پردازم:‌ شما فرمودید سازی که ایشان ساخته اند از چوب گردو بوده است. به نظر شما چوب گردو با وجود چگالی و وزن بالایی که دارد، مناسب برای کاسه رزونانسی است؟ شما خوب می دانید که سازگرهای ایرانی با اینکه از آکوستیک اطلاع چندانی ندارند ولی به جز دسته ساز که نیاز به چوبی دارد که فقط محکم باشد هیچ وقت برای کاسه رزونانس سراغ گردو نمی روند؛ تنها سازی که کاسه آن را از چوب گردو می سازند سنتور است که نوع ارتعاش آن و وزنی که روی صفحه آن است به کلی با ویولون متفاوت است (ضمنا سنتور را هم با چوبهای دیگری مثل آزاد، افرا، توت می سازند)
خبر شوکه کننده برای ویولنیست ها؟! (I)

خبر شوکه کننده برای ویولنیست ها؟! (I)

دو سال پیش مطلبی با عنوان «عدم تشخیص صدای استراد توسط سولیست ها!» در سایت منتشر شد که در آن به نتیجه آزمایشی پرداخته شد که طی آن ویولنیست های شرکت کننده در آزمایش، طی شرایط خاصی به نوازندگی با ویولن های مختلف می پرداختند و پس از آن به پرسش هایی در باره سازی که با آن نواختند پاسخ می دادند که مطلب یاد شده به این پاسخ ها پرداخت. مطلب زیر علاوه بر مرور نتایج این آزمایش، نظرات مخالف و موافق با آن را نیز مرور می کند:
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (XI)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (XI)

نمونه‌ی دیگری از همین روش پرداختن به خصوصیات آکوستیکی موسیقی در مثال زیر دیده می‌شود: «در این مبحث [نوانس] ثابت شده است که نوانس به صورتی که در موسیقی غربی بعد از «باخ»، رایج شده است در موسیقی ایرانی وجود ندارد و حداکثر نوانس مطبوع در موسیقی ایران db30 است.» (ص ۷۶) اما رویه‌ای که برای اثبات به کار گرفته شده مانند نمونه‌‌ی قبلی است. در این بخش حتی از نقل هم خبری نیست، تنها با اشاره به بخش قبل (که اثبات شده فرض می‌شود) و با تفریق عدد ۴۰ از ۷۰ اعلام می‌شود بازه‌ی شدت‌وری (دینامیک) در موسیقی ایرانی ۳۰ دسی‌بل است.
دو نمود از یک تفکر (V)

دو نمود از یک تفکر (V)

تقارن، یکی از بنیادی ترین و طبیعی ترین شیوه های دست یابی به نظم و انسجام در یک اثر هنری است، ضمن این که در معماری و ساخت و ساز، تقارن موجب ایستایی و پایداری بیشتر بنا می گردد. در معماری ایرانی، تقارن نیز به مانند پیمون یا مدول، تنها در حد حفظ ساختار سازه ای ایفای نقش نمی کند و نتایجی فراتر از آن را با خود در بر دارد.
آهنگ شعر معاصر (II)

آهنگ شعر معاصر (II)

شعر کلاسیک یک پیشینه ی قدرتمندِ نقش بازی کردن برای ارضاءِ حسِ هنریِ ایرانی داشته است و به دلیل ممنوعیت سایر هنرها از جمله موسیقی تنوانست آهنگ درونیِ شعر را متبلور کند اما در دوره ی معاصر به دلیل گذر از انقلاب صنعتی و هم آمیزی با دوران توسعه در علم و هنر موسیقی در شعرِ بسیاری از شاعران از جمله هوشنگ ابتهاج نمودی عینی پیدا کرد.
اندر تعریف موسیقی کلاسیک (III)

اندر تعریف موسیقی کلاسیک (III)

با توجه به این مطالب اینگونه نتیجه میگیریم که موسیقی کلاسیک اثری است با صدا هایی توبتو که خود را چون منبعی به گوش شنونده میرسانند و او را از شنونده ای ساده و غریزی به شنونده‌ای خلاق و متفکر که مدام افق های جدید از احساس های درونی را در خود می‌آفریند، تبدیل می‌کند. به همین دلیل است که اثر دارای دامنه زمانی گسترده می‌شود و در عین حال به دلیل فرایندهای حسی پیچیده‌اش طبعا دارای دامنه جغرافیایی محدودتر است.