گزارشی از کنفرانس «رنج، روپیه، رباب» در موزه موسیقی

کیوان آقامحسنی و هوشنگ فراهانی
کیوان آقامحسنی و هوشنگ فراهانی
موزه موسیقی ایران در تاریخ جمعه پنجم شهریورماه شاهد برگزاری نشستی درباره: «بررسی مدهای موسیقی افغانستان در سایه مهاجرت و استعمار» با سخنرانی هوشنگ فراهانی و همراهی دکتر کیوان آقامحسنی و همچنین اجرای عارف جعفری بود. در ابتدای این نشست دکتر کیوان آقامحسنی، اتنوموزیکولوگ و استاد دانشگاه، به توضیحاتی درباره اهمیت توجه به موسیقی افغانستان پرداخت و گفت: با توجه به وجود جمعیت بزرگی از اهالی کشور افغانستان در ایران، نیاز به آشنایی بیشتر با فرهنگ و هنر این کشور احساس می شود؛ بیشتر آثاری که مربوط به موسیقی همسایگان ایران به زبان فارسی نوشته شده است درباره همسایگان شمالی و غربی ایران بوده است و متاسفانه توجه زیادی به موسیقی کشور های شرقی همسایه ایران نشده است.

پس از این مقدمه، هوشنگ فراهانی اتنوموزیکولوگ، نوازنده و آهنگساز، به تشریح وضعیت موسیقی کلاسیک افغانستان و شرحی از تاریخ تحولات آن پس از سقوط حکومت دست نشانده شوروی کمونیستی پرداخت و پس از آن بر اساس تحقیقات جان بیلی به تشریح فواصل و مدهای موسیقی کلاسیک افغانستان پرداخت.

فراهانی در بخشی از سخنرانی اش بخشی از یک مقاله خود را قرائت کرد: «موسیقی افغانستان برگرفته از روح دردمند و تاریخ خونبار این کشور است که غبارگرفتگی تاریخی و رنج زیستن در میان جنگ و خون، از لابلای زخمه های ساز رباب و نغمه های موسیقی مردمان این سرزمین، بخوبی هویداست. بسیارند نوازندگانی ساده زیست با دستانی که از سختی کار در مشاغل دیگر برای معاش، زخمی و پینه بسته است و همچنین گذر از تنگناها و نگاه های سخت «طالبانی» بر هنر این سرزمین، زندگی را برای حیات موسیقی و موسیقی دان افغان، تنگ تر و سخت تر کرده است.

زندگیِ در تبعید و مهاجرت به کشورهای همسایه و دیگر کشورهای جهان، گماشتن ایشان در مشاغل سخت و طاقت فرسا، نشان از زندگی آمیخته با رنج و همچنین سخت کوشی و مقاومت مردم این سرزمین دارد. زندگی استادان موسیقی افغانستان، نمونه ای سمبولیک از زندگی یک موسیقی دان شرقی است. موسیقی دانی که هنر را به شکلی موروثی از پدر و خاندان خویش به ارث برده و برخواسته از میان این فرهنگ، با تمامیت روح خویش عناصر فرهنگی و موسیقایی خویش را درک کرده است. موسیقی دانانی که در فقر و تنگدستی گذران زندگی می کنند و اما با تمام وجود به حفظ و گسترش موسیقی هویت‌مدار خویش اهتمام می ورزند و حتی در زیر سایه ی شوم جنگ و کشتار و ترور، همپای با موسیقی و انتقال این فرهنگ به نسل های بعد، به پیش می روند. در اینجا موسیقی نه تنها به عنوان وسیله ای برای گذران زندگی، بلکه ناخودآگاه در نقش یک زبان برای انتقال رنج ها و مصائب زندگی مردم افغان به کار می رود. این نغمه های آشنای موسیقی افغانستان، در جایی دیگر، خارج از مرزهای این کشور، به عنوان پیوندی است برای یک هویت خدشه دار شده و از دست رفته ی مردمی که در تبعیدی ناخواسته در جستجو و در تلاشی برای بازیافتن این هویت گمشده هستند.»

بعد از سخنرانی هوشنگ فراهانی نوبت به گفت و شنودی با یک هنرمند افغانستانی به نام عارف جعفری رسید که پس از این پرسش و پاسخ، عارف جعفری به اجرای دنبوره (یا دوتار هراتی) و توضیحاتی در مورد نوازندگی آن به دو شکل متداول آن پرداخت.

پس از اجرای عارف جعفری فیلم مستندی در مورد زندگی محمد رحیم خوشنواز که توسط جان بیلی تهیه شده بود به نمایش گذاشته شد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

رهبری: از سرنوشت آثار ضبط شده آهنگسازان ایرانی در بنیاد رودکی خبری نیست!

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با علی رهبری، رهبر ارکستر و آهنگسازی نام آشنای موسیقی ایران، این گفتگو در برنامه رادیویی نیستان (شبکه فرهنگ) انجام شده است. به تازگی اثری از علی رهبری به نام «نوحه خوان» با همکاری انتشارات ناکسوس به انتشار رسیده است. علی رهبری با اینکه تا به حال رهبری بیش از ۲۵۰ اثر را با انتشارات ناکسوس به عهده داشته است، این اولین بار است که یک اثر آهنگسازی شده از او به انتشار می رسد. درباره این آلبوم با او گفتگویی داشته ایم:

درباره ملکه برومند

ملکه برومند که با نامهــای «م.ب»، «ملکه هنر» و «ملکه حکمت شعار»، شهرت داشت، نام اصلی اش ملکه الزمان برومندفرد و اهل نائیج از توابع نور مازندران بود. ابوالحسن صبا در مدت اقامت خود در مازندران او را کشــف کرد و با خود به تهران آورد. ۶ سال تحت تعلیم صبا بود و مدتی هم نواختن ســنتور را نزد حبیب سماعی آموخت. وی جزو معدود افرادی است که آواز را فقط از صبا آموخته و نزد هیچ یک از استادان آن روزگار برای آواز شاگردی نکرده است.

از روزهای گذشته…

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (VI)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (VI)

بیچام با نزدیک شدن تولد شصت سالگیش تصمیم گرفت که یک سال از دنیای موسیقی فاصله بگیرد و تعطیلاتش را در یک کشور آفتابی سپری کند. اما شروع جنگ جهانی دوم در ۳ سپتامبر ۱۹۳۹ برنامه های او را به هم زد و در عوض مجبور شد برای تضمین آینده ارکستر فیلارمونیک لندن که حامیانش پشتیبانی مالی خود را با اعلام جنگ قطع کرده بودند، مبارزه کند.
حضور موسیقی سمفونیک در انقلاب ۱۹۷۹ (قسمت دوم)

حضور موسیقی سمفونیک در انقلاب ۱۹۷۹ (قسمت دوم)

غالب انقلابیون بدین نکته باور داشتند که هنر، خود غایت نیست، وسیله ای است برای تبلیغ و تهییج. گاه «برای حفظ جبهه خودی ها از گزند طعنه های بدخواهانی که جوانان انقلابی را فاقد هر گونه هنری می دانند.» با این همه، آثار انگشت شماری نیز در آن اتمسفر ضد ساختار گرا (anti-structuralism) پدیدار شدند که سوای پرسوناژ انقلابی، ارزش هنری و تکنیکی خود را نیز از کف ندادند.
قیطاسی: همرنگ جماعت شو!

قیطاسی: همرنگ جماعت شو!

هرچند سابقا موسیقی کلاسیک بهتری داشتیم اما درکل موسیقی کلاسیک ما به صورت ریشه ای دچار اشکال است، چه قبل از انقلاب در جایگاه خودش و چه بعد از انقلاب که مشکلاتش بیشتر شده است، به خاطر آنکه به خوبی شناسانده و تعریف نشده است به همین دلیل گروه های کوچک مثل ما قابل فهم نیستند –البته ما این مطلب را به جایگاه خودش می رسانیم- و مطلب بعدی آن است که موسیقی های مردمی و موسیقی های سنتی خیلی بیشتر در میان مردم جایگاه پیدا کردند و مردم گوش شنوای خودشان را از دست دادند و این ها باعث شد که بیشتر بحرانها به موسیقی کلاسیک دامن بزند و اینها را بیشتر زیر سوال ببرد، مثلا مردم موسیقی کلاسیک کمتر گوش می کنند چون بیشتر به موسیقی پاپ و کمی موسیقی سنتی گرایش دارند و برایشان قابل فهم تر است ولی کلا درک موسیقی مردم بسیار از پیش بالاتر رفته است.
گفتگو با جاشوآ بل (I)

گفتگو با جاشوآ بل (I)

حتی افرادی که علاقه فراوانی به موسیقی کلاسیک ندارند جاشوآ بل را می شناسند، شخصی که با اجرای چند سال گذشته اش در ایستگاههای مترو واشنگتون، موج جدیدی را آغاز نموده! هم اکنون این ویولنیست ۴۴ ساله است، دارنده جوایز فراوان، بیش از سی آلبوم و اجرا در کنسرتهای بیشمار در سرتاسر دنیا… وا این موفقیت ها را در کتاب زندگی حرفه ای خود ثبت کرده است؛ هفته گذشته قبل از اجرای “برنامه امشب” به همراه کونان اُبرین (Conan O’Brien) وقتی را در اختیار من قرار داد تا با او گفتگویی داشته باشم.
آرنولد شونبرگ، بنیانگذار آتونالیته (II)

آرنولد شونبرگ، بنیانگذار آتونالیته (II)

شونبرگ که در ابتدا موسیقی مالر را خوار می شمرد، با “سمفونی سوم” مالر که آن را اثری از یک نابغه می دانست، تغییر یافت و از آن پس، از مالر به عنوان یک مرد مقدس سخن می گفت. در سال ۱۸۹۸ دین خود را به پروتستان-لوترانیزم تغییر داد و تا سال ۱۹۳۳ در آن دین باقی ماند. در سال ۱۹۰۴ آغاز به تدریس هارمونی، کنترپوان و ترکیب بندی و آهنگسازی نمود. اولین هنرجویانش پال پیسک (Paul Pisk)، آنتون وبرن (Anton Webern) و آلبان برگ (Alban Berg) بودند.
نگاهی به اپرای مولوی (XIII)

نگاهی به اپرای مولوی (XIII)

در پاسخ مولوی، همسرش می خواند: «بی نوا گردی ز یاران وابری، خار گردی و پشیمانی خوری» که می شنویم خواننده نقش همسر مولوی با اشاره به Fa # در گوشه «اوج» شور این گوشه را به بیات راجع اصفهان تبدیل می کند که گویا برای تاکید بر عدم درک متقابل احساسات طرفین اینگونه خوانده شده است. در ادامه نغمه “فا دیز” به “فا بکار” تبدیل شده و سئوال و جواب ها در دو گوشه مختلف یک دستگاه ادامه پیدا می کند؛ این رویه تا حدی ادامه پیدا می کند که همسر مولانا هم با او یکدل می شود.
معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (VI)

معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (VI)

مدرس را حین خواندن نماز با عمامه خودش خفه کردند و بعد از کشتن وی، محافظینش گزارش ذیل را تقدیم داشتند: صورتمجلس و گزارش لیله ۱۰/۹/۱۳۱۶ ساعت ۳۰/۲۲ یوم جاری اینجانب رسدبان‌ ۳ مستوفیان کفیل شهربانی کاشمر به جمعیت سرپاسبان یکم موسی شجاعی به منزل واقعه در محله نو که شخص سید حسن مدرس زندانی، در آنجا بود، رفته مشاهده شد زندانی مزبور فوت در صورتیکه سرپاسبان اظهار می‌دارد در یک ساعت قبل که من جهت بازدید او رفتم‌، محمد فراموشکار پاسداران زندانی مزبور اظهار می‌دارند که متوفای فوق به مرض تنگ نفس‌ سینه مبتلا بوده و تا یکساعت قبل حیات داشته که بعدا فوت نموده است. امضا.
حواشی مرگ مایکل جکسون در وب

حواشی مرگ مایکل جکسون در وب

مرگ مایکل جکسون زمانی اتفاق افتاد که مایکل بعد از ۱۲ سال قصد بازگشت به روی صحنه و اجرای زنده را داشت و تور طولانی مدت او که قرار بود از ۱۳ جولای ۲۰۰۹ تا ۶ مارس ۲۰۱۰ انجام شود، بیش از یک میلیون بلیت فروخته بود. تور متشکل از ۵۰ اجرا و به نام This Is It بود که قرار بود از آرنای لندن آغاز به کار کند.
نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (V)

نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (V)

در مورد مفهوم واژه مترونومی که حق با منتقد محترم است، اما اصطلاح تمپورال، این واژه در اصل ایتالیایی است و نه انگلیسی و در موسیقی هم کاربرد دارد (Sadie 1998، ۶۸۵). درباره کاربرد صدای اوم برای اجرای سکوت سه مورد وجود دارد، اولاً مگر در ایران نیز مانند هند سیستم سرایش وجود داشته که «اکنون پس از هزار سال برای بیان سکوت “اوم” قرار گرفته» (بیضایی ۱۳۸۴، ۱۹۹) و مشکل­ ساز گردیده است. ثانیاً در اغلب موسیقی های خاورمیانه در سرایش به جای سکوت از صدای اِس (es) استفاده می شود و مشکلی هم در ریتم خوانی و سرایش ندارند، ثالثاً صدای اوم، در مدیتاسیون کاربرد ندارد و این موضوع برداشتی سطحی و غلط از فلسفه وجودی و کاربردی این صدا در فرهنگ هند است. «به طوری که موسیقی در هند با فلسفه و مذهب پیوند ناگسستنی دارد و گفته می شود صدا به دو گونه تولید می گردد» (صارمی ۱۳۷۴، ۴۵)، «یکی صوت غیر قابل شنوایی آناهاتا نادا (Anahata Nada) و دیگری صوت قابل شنوایی آهاتا نادا» (مسعودیه ۱۳۸۳، ۳۲)؛ و «اوم (AUM) که جزء آناهاتا نادا محسوب می شود، یک وِرد نیست و کاربرد آن هم در مدیتاسیون و مراقبه نیست» (اشو ۱۳۸۲، ۱۱۸ و ۱۱۹).
نقدی بر هارمونی زوج (I)

نقدی بر هارمونی زوج (I)

چندی پیش مطلبی با عنوان «هارمونی زوج» توسط آقای امیرعلی حنانه در این سایت به انتشار رسید. نقدی بر این نوشته توسط آقای مهدی رضانیا نوازنده سنتور و کارشناس موسیقی از دانشگاه یورک کانادا و کارشناسی ارشد موسیقی در آهنگسازی از دانشگاه یورک کانادا نگاشته شده که به ایمیل سایت و همچنین آقای امیرعلی حنانه رسید و ایشان ضمن استقبال از روی دادن جریان نقد هنری درباب این مسئله، خواستار پیگیری این نقد در شماره های دیگر نوشته هایشان شدند، چراکه هنوز انتشار مجموعه «هارمونی زوج» به پایان نرسیده است. امروز بخش اول نقد هارمونی زوج را می خوانید: