ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XX)

ادوارد الگار (۱۸۵۷-۱۹۳۴)
ادوارد الگار (۱۸۵۷-۱۹۳۴)
باخ در چهار کلید:
در سن هشت سالگی الگار چهار خط حامل نت را به شکل متقاطع کشید و در آخر هر کدام از این خطوط حامل، کلیدی متفاوت کشید که عبارت بودند از حروف B ,A , C , H که مخفف اسم باخ می باشند. مادرش تاریخ این نقاشی را ۲۴ مارس ۱۸۶۶ نگاشته و آن را داخل آلبومی کرده که اکنون در خانه ی زادگاه الگار که تبدیل به موزه شده است نگهداری می شود.

ادوارد الگار: من اولین ایده های موسیقایی خود را در کلیسای جامع، از کتاب هایی که از کتابخانه قرض می گرفتم، در سنین هفت یا هشت سالگی به دست آوردم. من تمام کلیدهای موسیقی را که به هشت عدد می رسیدند تا قبل از سن دوازده سالگی آموختم.

ولستن اتکینز: الگار همچنین به یاد می آورد که در سال ۱۸۶۶ برای اولین بار اجازه یافت تا در تمرینات فستیوال موسیقی وُرسِستر شرکت کند. وی از قبل می دانست که قرار است مِس بتهوون در دو ماژور را تمرین کنند. او همیشه مسیر مغازه تا محل تمرین را با دفترچه نت های بسیار بزرگ که به اندازه ی خودش بودند را، با دویدن به سرعت طی میکرد. او در آن زمان نه سال داشت.

قطعات موسیقی و تقدیم کردن آنها:
“تابلوئی از سنت جورج” به خاطر پیشنهاد و سفارش شرکتِ نوولو ساخته شد که می خواستند به خاطر جشن شصت سالگی سلطنت ملکه ویکتوریا آهنگی را تنظیم نمایند و از این بودجه ی اهدایی نهایت استفاده را بکنند.

نامه ای از الگار به نوولو در ۳۰ نوامبر ۱۸۹۶: با این نامه، من سه طرح اولیه از قطعه ای به نام تابلوئی از سنت جورج را برای شما می فرستم و خوشحال خواهم شد اگر که این موسیقی برای هدف شما مناسب باشد. من مقدمه ی کار را جداگانه و به سبک خودم تنظیم کرده ام. احتیاج به تنظیم بیشتر داشته اما به نظرم قطعه ی مقبولی است. خوشحال میشوم که نظرات شما را در اسرع وقت بشنوم.

در بیستم مارس ۱۸۹۷ و پس از پایان این اثر، الگار یک طراحی به نام “اژدها اکنون در حال استراحت است”می کشد.

ارنست نیومن: تابلوئی از سنت جورج کار ساده ای ست که در زمره ی شاهکارهای خالق آن قرار نمی گیرد. شروع اثر با صدای طبل ها و به صورتی ملی گرایانه آغاز می شود. فرم اثر به صورت کانتاتا می باشد. این اثر در پرده ای مبهم از عواطف، پیچیده شده است و گروه کر نیز نمیتواند احساس بیشتری از آنچه در اثر وجود دارد، به آن اضافه کند.

شهرت فزاینده ی الگار باعث دعوت شدن از او در فستیوال لیدز به سال ۱۸۹۸ می گردد. قطعه ی کاراکتاکوس او به ملکه ویکتوریا تقدیم شده است.

نامه ی والتر پرت به الگار در دوم آگوست ۱۸۹۸: من امروز صبح اجازه ی ملکه را برای این تقدیمی دریافت نمودم و سریع به نوولو نیز این خبر را رساندم. من نیز از آنچه به سرعت خواندم سرخوش و خوشحالم. ممکن است ناراحت شوی اما به نظرم بهتر است گاهی اوقات آنقدر تأکید بر روی بعضی از کلمات نگذاری. البته از همه ی این ها که بگذریم، اثر، اثر برجسته ای است.

خدمت بزرگوار ترین بزرگواران، ملکه ویکتوریا، این قطعه به نام کاراکتاکوس با اجازه ی خود شما از طرف یکی از خدمتگزارانتان به نام ادوارد الگار به شما تقدیم شده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر موسیقیِ متنِ فیلم «آندرانیک»

آنچه در موسیقیِ اغلب فیلم‌های گروه «هنر و تجربه» می‌توان شناسایی کرد این است که به نظر می‌رسد چنین باوری شکل گرفته‌ که فیلم‌های غیربازاری، کم‌کنش و درون‌گرایانه باید موسیقی‌ای کم‌کنش و دور از تلاطم داشته باشند. موسیقیِ «آندرانیک» گویی از چنین باوری حاصل شده‌است. درحالیکه لزوماً اینگونه نیست. به اقتضای هر فیلم این موضوع جنبه‌های متفاوتی می‌یابد و موسیقی گاه می‌تواند به جای تصویر، یک آشوب درونی را بازنمایاند.

گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری (I)

مطلبی که پیش رو دارید، گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری: تک‌نوازی کمانچه در فرهنگسرای سرو به تاریخ سوم بهمن ۱۳۹۸ که توسط شهاب مِنا تهیه شده است:

از روزهای گذشته…

نگاهی به اپرای مولوی (II)

نگاهی به اپرای مولوی (II)

موسیقی اپرای مولوی بر اساس موسیقی دستگاهی تصنیف شده است و اولین اثر در این فرم است که از تمام دستگاه های موسیقی ایرانی در آن استفاده شده است. در این اثر آواز کلاسیک ایرانی و آواز کلاسیک غربی در کنار هم قرار گرفته است و این همنشینی با وجود تفاوت بسیار در تکنیک و رنگ صوتی، کاملا یکدست به گوش میرسد. با وجود مبنا قرار داشتن موسیقی دستگاهی ایران، عبدی از تکنیک های موسیقی مدرن غافل نبوده و این اثر بر خلاف اکثر آثار موسیقی سمفونیک ایرانی، مکتب گرا نیست و در تمام قسمتهای این اپرا از تکنیکهای خاصی که در آهنگسازی مدرن معنا پیدا میکند، استفاده شده است.
مروری بر آلبوم «موسیقی برای تار و پیانو»

مروری بر آلبوم «موسیقی برای تار و پیانو»

اگر پیانویی بخواهد امروز صدای تاری را همراهی کند، نه که به دامن نوستالژی روزی روزگاری پیانو و تار و برنامه‌ی گل‌ها بیافتد و نقشِ نقش بر آبِ دیروزی بودن را بازی کند، چه صدایی خواهد داشت؟ چگونه همراه و همنشین می‌شود؟ پاسخ این پرسش مهم‌ترین چیزی است که در «موسیقی برای تار و پیانو»ی «میلاد محمدی» و «هوشیار خیام» به گوش می‌رسد. صدایی تازه برای همراهی دو ساز، یا از آن کلی‌تر، دو خط موسیقی که هر دو کم‌وبیش همان‌اند که پیش‌تر جدا بوده‌اند، مقصد و مقصود آگهی‌شده‌ی آفرینندگان آلبوم بوده است.
طلوع مشکاتیان

طلوع مشکاتیان

مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، از اواخر دهه پنجاه با هدف آموزش، احیا و رواج سنتهای موسیقی ایرانی بوسیله نورعلی خان برومند و داریوش صفوت، تاسیس و سپس با دعوت از اساتید بزرگ آن زمان تکمیل شد. نقش این مرکز، در پیشرفت موسیقی ملی، غیر قابل انکار است بطوریکه بسیاری از اساتید شاخص حال حاضر، پرورش یافته همین مرکز بودند.
تارا کمانگر، پیانونوازی از دیار هاروارد (II)

تارا کمانگر، پیانونوازی از دیار هاروارد (II)

دیدیم تارا کمانگر پیانیست و ویولونیستی است جهانی، فارغ‌التحصیل از هاروارد. تارا در بسیاری کنسرتهای موفق در سراسر دنیا آثار موسیقی کلاسیک را اجرا کرده، از باخ تا امین‌الله حسین. اما برنامه‌هایی که تارا اخیرا با محسن نامجو و کیوسک داشته مصاحبه کننده را برآن داشته در مورد حدود و ثغور موسیقی کلاسیک و پاپ از تارا بپرسد. در قسمت اول تارا مقدمه‌ای پرداخت در این باب، و اینک باقی داستان.
صفحه های علی اکبر شهنازی؛ سیمرغ قله تارنوازی (III)

صفحه های علی اکبر شهنازی؛ سیمرغ قله تارنوازی (III)

امروز صفحات علی اکبر شهنازی جزو مهمترین اسناد موسیقی و مالک و مصدر تدریس برای هنرجویان موسیقی است. در اوایل دهه ۱۳۳۰ با ورود ضبط صوت و نوار رییل آثاری از علی اکبر شهنازی ضبط گردید. همچنین چند فیلم از تدریس و تار نوازی ولی تهیه می گردد از جمله در سال ۱۳۵۰ در تالار فرهنگ که در مایه اصفهان می نوازد و فیلمی که در مورد «ساخت» ۵ دستگاه موسیقی از ایشان تهیه شده است که از استادی و تسلط خیره کننده وی بر موسیقی حکایت می کند.
حنانه از زبان ملاح (IV)

حنانه از زبان ملاح (IV)

در این مرحله از کمال و پختگی است که یادهای گذشته در ذهن وی زنده‏ می‏شود، سال‏هایی را به خاطر می‏آورد که طرفداران موسیقی غربی، به رهبری پرویز محمود، علیه استاد وزیری صف‏آرایی کرده بودند، حنانه خود نوشته است: «بهترین‏ دلیل صدق گفتار ما موسیقی دانیست که در جبههء مقابل وزیری ایستاده بود و آثارش را بر مبنای موسیقی علمی غرب و با استفاده از ملدی‏های ایرانی می‏نوشت. این شخص‏ پرویز محمود بود که پس از تابعیت ایالات متحدهء آمریکا، دیگر نه نامی از او در ایران‏ برده می‏شود و نه در آمریکا توانسته است نامی از خود باقی بگذارد» (همان کتاب و همان صفحه)
درباره‌ی نقد نماهنگ (IX)

درباره‌ی نقد نماهنگ (IX)

نخست پیوند موسیقی است با جهان خارج از خود، با هر حقیقت فراموسیقایی. این امر جدای از این که در یک نماهنگ باشد یا جز آن، مورد بحث قرار گرفته است. و به این صورت می‌تواند خلاصه شود که؛ موسیقی «بیان، بیانگر، بازنمای و …»ِ «چیز دیگری» است. یا از آن خلاصه‌تر موسیقی Xِ یک R است (۱۵). بدین ترتیب، پرسش این است که اگر موسیقی Xِ یک R است، فیلم نماهنگ که بناست با آن پیوندی پیدا کند خود چه نسبتی با آنها دارد؟ محتوای دیداری-روایی فیلم چگونه نسبت به آن X یا R برابرمی‌ایستد؟ یا خود R می‌شود که رابطه‌اش با آن اینهمانی است.
ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (V)

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (V)

بدین‌سان اگر شکی پژوهشگرانه در وجود نوعی همگرایی سیاسی-اقتصادی ملی تا پیش از سپیده‌دم اوج گرفتن ملی‌گرایی در سده‌ی نوزدهم هست، که هست (و در مورد ایران در اوایل سده‌ی بیستم)، درباره‌ی شکلی از همگرایی فرهنگی-زبانی شک کم‌تری می‌توان داشت. به بیان دیگر دست‌کم نزد کسانی که در آن دوران می‌زیستند و ردپایی از اظهار نظرهایشان باقی مانده، هویت موسیقایی موضوعی قابل تشخیص بوده است.
بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (IV)

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (IV)

این جمله با اینکه در نگاه اول حالت آوازی داشته و در ظاهر با وزن آزاد نواخته می شود ولی با کمی تامل متوجه می شویم که این جملۀ با حالت آوازی، کاملا در قالب وزن اصلی مقدمۀ تصنیف بوده و در حین اجرای آن پایۀ اصلی هم توسط بخش دیگری از گروه اجرا می شود. این جمله یکی از بدیع ترین و خلاقانه ترین نغمات زمان خود محسوب می شد و هنوز هم کمتر شاهد چنین پرداخت هایی پیچیده در آثار موسیقی ایرانی هستیم. دشواری اجرای چنین جملاتی زمانی بیشتر نمایان می شود که ناگزیر باشیم آن را در قالب وزن اصلی قطعه و با همراهی پایۀ اصلی اجرا کنیم. حال به جملۀ مورد نظر و وزن اجرایی آن توجه کنید.
ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (V)

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (V)

یکی از شکل‌های آرمانشهر سرمایه‌داری که در موسیقی معاصر پیشگویی شده –می‌توانیم آنرا مکتب شیکاگو یا شکل نئولیبرال بنامیم- ، تصویر آرمانی فروشگاه آثار صوتی با تکثیر باور نکردنی و گوناگونی کالای موسیقایی و وعده‌اش درباره ” اجرای متفاوت برای مردم متفاوت” است، چنانکه خصوصیت آدم حقه‌ باز است: …- (در اینجا نویسنده نام انواع مختلف موسیقی را می‌برد که چون بیشترشان برای خواننده غیر متخصص فارسی زبان ناآشنایند در برگردان حذف شده‌اند م.)