اولین جشنواره هنرمندان خود آموخته

هیچ چیز چنان نیست که اکثریت انتظارش را دارد اما عشق به فرهنگ و هنر انسان، اکنون جان مایه های ذهن و اندیشه هر ایرانی است که پشتوانه تاریخ معاصر ماست و تعمدا” آمدیم تا به اعتبار تمامیت الزامات عصر خویش، در پرتــــــو خرد جمعی با ایجاد بستری مناسب زمینه شناخت و بهره گیری از دستاوردهای بومی خویش را فراهم نمائیم. نتیجه آن شد که با وثوق کامل با توجه به افقهای تازه ای که پیش روی ما بود بر آن شدیم تا متناسب و همپای بایسته ها کاتالوگی مشترک از دستاوردهای تجربه شده بدست آوریم که محل اقبال برآیندی بزرگ بود.

بی تردید، بدست آوردن حلقه ای ویژه در زنجیره ارزشهای جهانی به عنوان یکی از پارامترهای حیاتی، حضور در حوزه فرهنگ و هنر معاصر است که در صورت ایجاد رویکردی همگرا با ارائه ایده های غیر متعارف، به بالا رفتن سهــــم خود در حوزه های مذکور مواجه خواهیم شد.

همانطور که می دانید انسان اکنون در آســـــتانه هـــــزاره ســــوم، بیش از هر زمان دیگر وارد گســـــتره دگرگونــه ای در مسیر تطور و تکوین خویش از توحش تا مدنیت تا تغیــیر و تغـــیر، پیش روی خود قرار گرفته است که با ضرباهــنگی شوریده به نمایش تجلی بایستگی ها و قابلیتهای درونی خود پرداخته است، آمیزه ای متفاوت از پتانسیلهایی نامکشوف که از پاساژهای تاریخی مختلفی عبور کرده است که به لحاظ درونمایه عمیقا” انسانی آئینه تمام نمای زمانه خویش اند.

غرض از ذکر این مقدمه عنوان تولد کودک دگرگونه ای در خانواده تاریخ هنر معاصر ما است که حریــم شکن هنــجارهای پذیرفته شده است که از فراسوی هزاره ها آمده و در نهایت امانتداری خود را وامدار سرزمین خویش می داند.

خلق آثاری بدیع و تاریخمند توسط مکرمه قنبری و اکرم سر تختی که بدور از دایره قواعد و اصول متعارف آکادمیکی از ژانرهای تثبیت شده معاصر خویش عبور کرده و به گونه ای متمایز بدور از تکــلفات و تصــــنعات موجود بازتابنده لایه های شفاف و زلال سرشت آدمیانی است که با نگاهی معنوی و مینوی به هستی خود پس از یک سیاحت تاریخمنــد، سرفصل های تاریک و روشن سرنوشت بشر را به نمایش گذاشته که هر کدام در حافظه تاریخ جاودانه اند.

برجسته ترین وجوهی که آثار آنان را تثبیت کرده است ناکرانمند بودن مضامینی است که بیرون از قواعد متـــعارف و مرسوم تاریخ معاصر خلق شده است که برآمده از مجموعه خصایص و موقعیت هایی است که انسان اکنون با آن زیسته و ترجمان آرزوها و رویا های فراموش شده اوست که بی تردید اگر با نگاهی جستجوگر و تمام عیار به کشف شاخصه های کلیدی آن پرداخته شود بی شک در سپهرقدمت عمر بشر هنجارهای نامکشوف او جلوه خواهند نمود.

اینان در جمله بشریت آمده اند تا در آوردگاه نابترین یافته ها، ترجمان هزار توی زمانه ما باشند تا از بلندای هــزاره سوم ما را از وضعیت شناور در توهم و واقعیت و از برزخ خواب و بیداری برهانند تا به مفاهیمی فراتر از آنچه تاکنون اعلام و تعریف گردیده به کشف شهودهایی تازه نائل گشته تا چراغی فرا راه جمعی ما گردد.

انجمن هنرمندان خود آموخته به گونه ای کاملا” متفاوت از آنچه تاکنون اعلام و تعریف شده، آمده است تا در جهت تثبیت جایگاه ارزشی چنین آثاری بمثابه منبعی قدرتمند عمل نماید تاخود آموخته گان دریابند و آغوش بگشایند که در کجای جهان ایستاده اند.

بی تردید این رویداد دارای ادبیات ویژه ای است که هنجارهای سامان یافته را شکسته و با ضرباهنگی مهرانه ذهن را بــه چالش و تخیل را به سرزمین ناشناخته ای می برد تا در پرتو بی بدیل آن (آیــــنه ای در برابر آینه ات می گذارد، تا از تـو ابدیتی بسازد) کاتالوگی فراتر از حوزه های متعارف به اعتبار همه دستاوردهای خلق شده، ارائه دهد.

لازم به ذکر است که عنوان فراخوان انجمن مشمول تمام هنرمندان خود آموخته حتی در حوزه موسیقی می باشد که خلق آثار به جامانده آنان فراتراز فرمول های متعارف بوده، بطوری که فرهنگ شنیداری و حتی ذائــــــقه بصری مخاطب را به بازنگری دگرگونه ای از رویکرد های موجود سمت و سو داده باشد.

منشور انجمن، بازتاب لحظه های ناب بی قراری کسانی است که نمودار والایی از عــــشق به تـــعالی تبار انسان و سرشار از یادمانهای ارزشمند تاریخ خویش اند که گرد شهر با فانوس به تعریف آفتاب آمده اند و انسانشان آرزوست.

اینک همه ما به جشنواره تاریخ هنردعوت شده ایم، با رویکردی نه آنچنان که بر ما رفته یا میرود بلکه در آوردگاه تازه ترین یافته های نامکرر در انبوهان شعور و شوری بی مانند به اعتبار رسالتی که بر دوش ماست، مگر نه این است که آرمان هنــــر جز تعالی تبار انسان نیست.

ما در این جشنواره که در تاریخ۱۵ /۲/۱۳۸۸ در خــانه هـنرمــندان ایران و ۲۵/۲/۱۳۸۸ در دریکنده بابل برپا خواهد شد، شاهـد شکوهـمندترین جشـن فرهنگی خواهیم بود که همه فرزانگان و فرهیخته گان هم چون گذشته از پنجره تمام عیار آرزوهاشان به ترجمان هزارتوی آدمی خواهند پرداخت.

تنها سهم ما از این امانت جاوید هم چون حلقه ای مــــــــبدع در زنجیره ارزش جــــهانی گامی کوچک بسوی دستاوردهای بزرگ بشری است.
تا دوباره ای دیگر بدرود

3 دیدگاه

  • samin
    ارسال شده در اردیبهشت ۹, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۵ ب.ظ

    man mikham too in jashnvare sherkat konam ,mishe komakam konin

  • ناشناس
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۳, ۱۳۸۸ در ۲:۰۵ ق.ظ

    samin aziz beh site http://www.selftaughtartfest.com
    rojoh kon

  • samin
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۱, ۱۳۸۸ در ۵:۲۹ ب.ظ

    slm vagean mamnun lotf kardin

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (III)

محمدالله مستوفی گوید: در زمان بهرام کار مطربان بالا گرفت چنانکه مطربی روزی بصد درم قانع نمیشد بهرام گوراز هندوستان دوازده هزار لولی آورد که نوادگان ایشان هنوز در ایران مطربی می کنند.

از روزهای گذشته…

«گام به گام تا سپیده» منتشر شد

«گام به گام تا سپیده» منتشر شد

«گام به گام تا سپیده» کتابی درباره ی گام ها و آرپژها در پیانو است که توسط کیومرث پیرگلو، اتنوموزیکولوگ و نوازنده پیانو و سنتور نوشته شده است. این اثر چکیده و تجربیات ۳۵ سال تحصیل و تدریس پیانوی پیرگلو است. «گام به گام تا سپیده» توسط انتشارات معین در ۷۴۷ صفحه به چاپ رسیده است. کیومرث پیرگلو موسیقی را از ۸ سالگی آغاز کرده و دور آموزشی سنتور را نزد استادان برجسته این ساز در ایران به پایان رسانده است. ساز پیانو را نیز در نزد استادان بین المللی مشق کرد و به گرفتن دیپلم پیانو در بلژیک و سوئد نائل گردیده و دکتری اتنوموزیکولوژی را از دانشگاه ملبورن استرالیا اخذ کرده است. دکتر کیومرث پیرگلو پس از ۲۷ سال به ایران برگشت و در حال حاضر به تدریس پیانو مشغول است.
گیتار هوایی

گیتار هوایی

مقدمه:در چند روز اخیر که به دنبال خبری درباره موسیقی بودم، مدام به مطلبی برخورد میکردم که درباره به صدا درآوردن گیتار مجازی بود. همان کاری که بیشتر ما هنگام شنیدن گیتار در موسیقی محبوب خودمان انجام میدهیم یا میداده ایم. ماجرای این اختراع برایم چندان جالب نبود، اما وقتی دیدم نواختن گیتار مجازی یا به عبارتی “ادای گیتار زدن در آوردن” در جهان چه اهمیتی دارد، برایم جالب شد و فکر کردم
کدام تغییر؟ کدام نظام؟ (III)

کدام تغییر؟ کدام نظام؟ (III)

در مورد اول، از آنجایی که نمی توان چندان ارتباطی بین آن و «تغییر نظام تنبک نوازی» یافت، جای بحث چندانی نیست. با این حال، به طور اجمالی باید گفت که نه هواپیما سواری و هتل پنج ستاره رفتن برخی اساتید تنبک نوازی و دیگر اساتید عیب است و نه صاحب درآمد بالا شدن آنان. در «اخلاقیات»، برخی جنبه ها به عنوان سجایای منفی اخلاقی مورد توافق است که اتفاقاَ در این برنامه از سوی ایشان بسیار دیده می شد (بدیهی است که مقصود نگارنده واژه ها و شوخی های جنسی ایشان نیست، بلکه مقصود اتهام های کلی ای است که ایشان به برخی چهره ها می زدند).
اینک، شناخت دستگاه‌ها (V)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (V)

برشمردن این ویژگی‌ها نباید موجب شود خواننده تصور کند که شناخت دستگاه‌های موسیقی ایرانی حاوی پرداخت ژرف یا ارائه‌ی راه حل برای چنین موضوعاتی است، امری که خواه نا خواه با اهداف این مجموعه در تضاد قرار می‌گرفت، بلکه بیشتر آن را به مثابه اشاراتی می‌یابیم که قرار است توجه مخاطب علاقه‌مند را به لحظه‌ای درنگ برانگیزد و شاید راه گفتگویی را نیز با دیگر همکاران باز کند.
کامکارها در فستیوال موسیقی «بارانا»

کامکارها در فستیوال موسیقی «بارانا»

گروه موسیقی «کامکارها» پنجشنبه ۲۱ مرداد ماه در اولین روز از برگزاری نخستین فستیوال موسیقی «بارانا» تازه ترین کنسرت خود را در محوطه کاخ نیاوران و در دو بخش فارسی و کردی اجرا می کنند. در بخش اول کنسرت که به زبان فارسی برای علاقه مندان اجرا می شود گروه قطعات «در طرب هوای تو» با شعر مولانا و ملودی اردشیر کامکار، «غم هجران» با شعر حافظ و اهنگسازی پشنگ کامکار، «حجاب چهره جان» با شعر حافظ و آهنگسازی پشنگ کامکار و «منظومه مولانا» با شعر مولانا و آهنگسازی هوشنگ کامکار برای علاقه مندان اجرا می کند.
اصول نوازندگی ویولن (VII)

اصول نوازندگی ویولن (VII)

۳/۱/۳/۴ : با توجه به بزرگی فاصله طولی و دور بودن نامتعارف انگشتان اول و چهارم، انگشت اول می تواند در هنگام اجرای دوبل های فاصله نهم و دهم ، به شکل شکسته در ناحیه ناکل در آید و نکته اشاره شده مربوط به شیوه نشستن انگشت اول در بند شماره ۵/۲/۱/۳ مبنی بر هم امتدادی بند اول این انگشت در پشت دست، با امتداد ساعد و دست چپ برقرار نیست.
بنیان گذار پینک فلوید در گذشت

بنیان گذار پینک فلوید در گذشت

سید برت (Syd Barrett) گیتاریست و بنیانگذار گروه پینک فلوید که بعدها گروه و موسیقی را کنار گذاشته تصمیم گرفت زندگی را در آرامش و انزوا سپری کند در سن شصت سالگی زندگی را بدرود گفت.
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (II)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (II)

“مسعودی روایت بسیار جالب‌توجهی دارد، می‌گوید: اردشیر اول که تمام جزییات تشکیلات اداری را به او نسبت می‌دادند، رجال دولت را بر هفت دسته تقسیم کرده بود و خوانندگان و نوازندگان را در ردیف عالی‌ترین مأموران دولت قرار داده بود.” (راهگانی، ۱۳۷۷: ۸۵)
ANTONIO STRADIVARI , VIOLIN  1699 (بررسی و تحقیق)

ANTONIO STRADIVARI , VIOLIN 1699 (بررسی و تحقیق)

پیرامون موضوع مذکور در شماره قبل توضیحاتی را جهت اطلاع و آگاهی اولیه بصورتی گزارشی ارائه کردیم ولی همانطور که می دانیم در اکثر پروژه های اجرایی مهم در زمینه های مختلف، ساختار و چیدمانی تعریف می شود که می تواند باعث ایجاد نظم و ترتیب درمراحل احیاء پروژه شود و به نوعی ضرورت طبقه بندی کارآمد از آغاز تا پایان، نشانه و نماد روندی پویا و خلاق است و از نقاط قدرت و اثر بخشی همچون، نقد و بررسی موضوع، اصلاحات و تغیییرات، گزارش نتایج و … برخوردار می شود که قطعا در بهبود و پبشرفت کار تاثیری بسزا دارد.
اپراخانه (II)

اپراخانه (II)

بیشتر سالنهای اپرا در سراسر دنیا سن های خیلی مکانیزه ای دارند،بالابرهای سن برای تغییر سریع مجموعه های سنگین.در اپرای متروپولیتن، به عنوان مثال، در طول برنامه مجموعه سن اغلب تغییر میکند.هنگامی که مخاطبان در حال تماشا هستند، خوانندگان درحالیکه می خوانند، بالا و پایین میروند. در ساخته های Met در اپرایAida و افسانه های هافمن (Tales of Hoffman ) شاهد این اتفاقات هستیم.