صادقی: کانون پرورش فکری تولیداتش را در انبار خودش نگه می دارد!

محمدرضا صادقی
محمدرضا صادقی
از شما یک آلبوم منتشر شده است و گویا آلبوم موفقی هم بوده است ولی آن طور که باید و شاید خوب شنیده نشده است؛ شما فکر می کنید چه مشکلی باعث این اتفاق شده است؟
در مورد آلبوم «باد و گندم زارها» بنده باید عرض کنم، مدتی قبل یا چند سال قبل با یکی از دوستان خوب و ترانه سرا، نشستی داشته ایم با همراهی آقای حامد پورساعی که از نوازندگان بسیار خوب و برجسته گیتار کلاسیک و همینطور آهنگساز هستند؛ ایشان در این نشست، معضل حضور تولیدات موسیقی برای قشر نوجوان جامعه ایران را بررسی می کردند، در این نشست به این نتیجه رسیدیم که ای کاش آلبومی منتشر شود که فراخور این گروه سنی باشد، در نتیجه تعدادی از کارهای خوب کلاسیک و ملودی های تاثیر گذار را از بزرگترین آهنگسازان موسیقی کلاسیک را انتخاب کرده و روی شان شعری قرار دادیم، به لطف شعر جناب معینی و آهنگسازی و تنظیم های آقای پورساعی این کار با صدای بنده به بازار عرضه شد. تولید کننده این اثر کانون پرورش فکری کودکان نوجوان بوده است و نوازندگانی که در تولید این اثر حضور داشته اند، از برجسته ترین نوازندگان ارکستر سمفورنیک تهران بودند، متاسفانه کاری که با این سختی و مشقت جمع شد و ما ۲ سالی تقریبا درگیر تولیداش بودیم، با پخش بد آن توسط کانون پرورش فکری، در بازار موسیقی مواجه شد و باعث شد این کار دیده و شنیده نشود.

کانون کارهایی که تولید می کند، معمولا در انبار خاک می خورد و به دست مخاطب نمی رسد، در حالی که می توانستند این اثر را حتی در مدارس در اختیار آن گروه سنی قرار بدهند (که ما معمولا بین ۱۰ تا ۱۶ سال مد نظرمان بود) و حتی یک بستر ساده یا بروشور ساده که معرف این اثر باشد چاپ نشد!

حتی دفترچه سی دی که شامل بیوگرافی تولیدکنندگان این اثر باشد نیز ارائه نشد و کار خیلی ضعیف در یک پک شیشه ای به بازار موسیقی عرضه شد، آن هم در تعداد محدود در فروشگاه ها و شعبات خود کانون پرورش فکری، بنده البته در یکی دو روزنامه قبل از انتشار این اثر، سعی کرده ام کار را معرفی کنم که علاقه مندان مطالعه کنند و ببینند اگر این آلبوم مناسب فرزندانشان است آن را تهیه کنند ولی کلا از کار با کانون پرورش فکری ما راضی نبوده ایم؛ ای کاش رضایت خاطر بیشتری وجود داشت و کار های بیشتری با این مجموعه می کرده ایم اما خوب اگر قرار باشد کاری با این مشقت تولید شود و بعد در انبار کانون خاک بخورد عملا انجام ندادن آن بهتر است تا انجام دادن آن!

در حال حاضر مشغول به چه کارهایی هستید؟
باید عرض کنم که بنده جدای از تدریس آنلاین به دوستانی که علاقه مند هستند، در حال ترجمه کتابی درباره آواز هستم و امیدوارم که در زمان مناسبی این کار را به بازار عرضه کنم، همان طور کتاب دیگری هم در زمینه با آواز با ویرایش فنی من در دست تهیه است؛ تلاش می کنم بتوانم کنسرت هایی را به روی صحنه ببرم که در آنها هم از آثاری که استاد نوری خوانده اند و هم کارهایی که برای خودم ساخته شده و قبلا بنده اجرایشان کرده ام، اجرا کنم.

به هر حال ما می خواهیم یک خط فکری و یک ژانر اصولی و درست از این نوع موسیقی به جای بماند و تاثیر گذار پیش برود و این رسالت که به دوش ماست امیدوارم با یاری خدا به خوبی پیش برود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «در آتش آوازها»

بعد از دوره‌ای طولانی، جای خرسندی است که نواخته‌هایی دیگر از ویرتوئوز کم‌کار «بهداد بابایی» در این آلبوم ثبت شده است؛ هرچند نه در سطح تکنوازی‌های قدیم. ریزهای رعدآسا، مضراب‌های تیزِ آشنا، جست و خیزهای جذابِ دست چپ، و پاساژهای سریع در اینجا نیز شنیده می‌شوند اما ابزارِ ارائه‌ی تحریرها و جمله‌هایی اغلب کم‌رمق شده‌اند و نوانس‌ها دیگر دامنه‌ی چشمگیرِ گذشته را ندارند.

مغالطات ایرانی – مکتب وزیری (II)

با مطالعه آثار مکتوب نویسندگان و منتقدان موسیقی ایران در مجلات فارسی زبان، به روشنی می توان نوشته هایی از پیروان وزیری یافت که به بعضی از موارد مطرح شده معتقد نباشند ولی همگی در موردِ اولین و به واقع، مهمترین اصل مکتب وزیری اعتقاد دارند و عدم اعتقاد آنها به مورد اول، می تواند…
ادامهٔ مطلب »

از روزهای گذشته…

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (VII)

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (VII)

در سال ۱۸۷۳ ساختن یک قطعه سرود ملی به هموطن ما مسیو لومر تکلیف می شود. این سرود جالب و همچنین مارش تاجگذاری توسط لومر ساخته می شود و بوسیله مؤسسه انتشاراتی شودن (۱۶) {یا شودنس} واقع در کوچه سنت انوره (۱۷) پاریس به طبع میرسد و هزینه سنگین چاپ آن از طرف دولت ایران پرداخت می گردد.
شریفیان: چرخش را در سردمداران آوانگارد می بینید

شریفیان: چرخش را در سردمداران آوانگارد می بینید

بله. شما بولز را در نظر بگیرید که یکی از بزرگترین سردمداران آوانگاریسم و مبتکرجریان سریال انتگرال بوده است، سی سال است فعالیت اصلی اش رهبری است و کارهای بتهوون، شومان، دبوسی، مالر و… را اجرا می کند! این چرخش را در سردمداران این گرایش کاملا می بینید. به نظر من این قابل تحسین است که اغلب این آهنگسازان آوانگارد قبلی شجاعت اعلام به بن بست رسیدن خود را داشته اند و تعییر مسیر خود را اعلام عمومی کرده اند. ولی هستند افرادی که در طی آن بیست و پنج سال این سبک را فراگرفته اند و توانایشان فقط در همین سبک است، و در مراکز آکادمیک جمع شده اند و به شدت و به شکل متعصبانه ای این سیستم را سعی درحفظ کردن دارند.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (III)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (III)

در زمان ازدواجشان، آلیس به تنهایی خانه ای در مالوِرن اجاره کرده بود اما الگار اعتقاد داشت که برای تثبیت نام خود به عنوان یک موسیقی‌دان برجسته، باید نزدیک لندن باقی بماند. این، به معنای زندگی کردن در لندن بود. ازدواج آنها، در این مدت دچار مشکلات فراوانی بود چرا که الگار می خواست (و نمی توانست) که خود را در پایتخت تثبیت نماید. بعد از گذراندن ماه عسل، در کنینگتون غربی سکنی گزیدند.
صهبایی : ما فعلا” در ایران یک اکول خاص نداریم!

صهبایی : ما فعلا” در ایران یک اکول خاص نداریم!

بدنبال تهیه مطالب “آخرین پرچمدار” و “ترجیح میدهم بیشتر آثار ایرانی ضبط شود” اینک در این مطلب قسمت دوم مصاحبه با منوچهر صهبایی موسیقیدان معاصر را میخوانید.
سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (IV)

سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (IV)

خب می‌دانید که من بیشتر از ۴۰ اثر اپرایی در بازار‌های بین‌المللی موسیقی دارم و خوانندگان این آثار هم معروف هستند. من مانند آقای کارایان اعتقاد دارم که کار یک رهبر در رهبری اپرا مشخص می‌شود. هیچ‌وقت اپراهایی را که ضبط کرده‌ام از بازار‌های بین‌المللی خارج نشده است؛ زیرا کارهای موفقی بوده است. با «گویری جونس»، «دکاناوا»، «گئو ادام» باریتون معروف و «ساردینرو» که با کارایان هم زیاد کار می‌کرد و با «آراگال» تنور معروف نیز کار کرده‌ام. خوانندگانی که با آنها کار کردم بیشتر از نسل جدید هستند چون آواز مانند ساز تا سنین بالا نمی‌تواند کیفیت عالی داشته باشد. البته «برامبری» خواننده‌ی سیاه‌پوست که هشتاد‌ساله بود با من هفت، هشت سال پیش در فستیوال اتریش خواند، ولی این اتفاق به‌ندرت می‌افتد. نام بسیاری از این سولیست‌ها را فراموش کرده‌ام و شما که یادآوری می‌کنید بعضی را به‌خاطر می‌آورم. بالاخره سال‌هاست بدون وقفه مشغول کار هستم.

در بازار موسیقی

در بازار موسیقی

بعد از انقلاب در کشور ما همواره به دلیل نبود تریبونی برای معرفی موسیقی خوب، تنها مکان عرضه و معرفی این کالاهای فرهنگی، نوار فروشی ها بوده است! متاسفانه بیشتر نوار فروشی ها از کم و کیف آثاری که به فروش گذاشته می شود بی خبر بوده و حتی گاهی آنها را نسبت به رنگ جلد طبقه بندی می کنند!
ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت برگزار شد

ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت برگزار شد

سوم اسفند ماه ساعت ۲۰ مراسم اختتامیه ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت با معرفی برگزیدگان در رشته های مختلف در فرهنگسرای ارسباران تهران برگزار شد. این جشنواره با حمایت موسسه فرهنگی و هنری رادنواندیش و فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.
“رازهای” استرادیواری (VIII)

“رازهای” استرادیواری (VIII)

Stradivari ضمن رسیدن به این حد کمال در حرفه اش، باز هم از نتایج بدست آمده راضی نبود، بنابراین طرح های جدیدی را ترسیم و در آنها اندازه ها و مقادیر را تغییر می داد و در نتیجه سازهای زهی را با ویژگیهای متمایز خلق می نمود با این هدف که این سازها صدای بهتری تولید کنند تا جائیکه دیگر نیازی به تکرار و ساخت مجدد آنها نباشد.
گروه کمل (I)

گروه کمل (I)

گروه کمل (Camel)، از جمله گروههای بسیار خوب موسیقی راک پیشرو یا progressive rock بریتانیاست که علی رغم هواداران و پیروان فراوان نتوانست به شهرت و محبوبیت هم دوره های خود از جمله آلن پارسونز پراجکت (the Alan Parsons Project) دست یابد. گروه کمل در طی دوران فعالیت خود دچار تغییرات متعددی شدند اما در تمام این تغییرات، اندرو لاتیمر (Andrew Latimer) همچنان رهبر گروه باقی ماند.
منتشری: میراث آوازی ما را باید جوانان حفظ کنند

منتشری: میراث آوازی ما را باید جوانان حفظ کنند

مساله دیگری که به یاد آوردم – و اتفاقا در رادیو نیز گفتم – این است که یک غزل از مولانا یافتم که اسم اکثر گوشه های آوازی ما در آن غزل وجود دارد. من در رادیو گفتم که مولانا که انسان کوچکی نبوده است پس این مطلب ارزش موسیقی ما را می رساند که چنین کسی آن قدر به ردیف های آوازی ما اشراف داشته است که اسم آن ها را آورده است. ببینید که چه جالب است؛ آن را برای شما می خوانم: