درباره کتاب «موسیقی ایرانی» شناسی (I)

کتاب «موسیقی ایرانی» شناسی نوشته خسرو جعفرزاده توسط انتشارات مجله موسیقی به چاپ دوم رسید. جعفرزاده در کتاب «موسیقی ایرانی شناسی» در سه فصل به بررسی مسائل مختلف موسیقی ایرانی پرداخته است. در اینجا مقدمه چاپ دوم این کتاب را می خوانید:
در چند دهه گذشته عده ای از استادانِ نوازنده این موسیقی به تدوین تئوری «موسیقی ایرانی» پرداخته اند. اما نتیجه چنین است که هر تئوری پردازی به زبان خاص خودش و با استفاده از اصطلاحات و واژه هایی به مفاهیم خاص خودش، به تعریف و توضیح موسیقی ایرانی پرداخته و زبان مشترک علمی در حیطه موسیقی ایرانی موجود نیست. از طرف دیگر مشکل اساسی گفتمان موسیقی ایرانی در این است که در زیستگاهی عامیانه شکل یافته و بسر می برد و در نتیجه گفتمانی عامیانه است.

در آسان ترین تعریف، گفتمان عامیانه نقطه مقابل گفتمان علمی است؛ و فقط به محدوده فرهنگ موسیقی ایران اختصاص ندارد. گفتمان عامیانه در هر رشته ای و در بین علاقمندان غیر متخصص آن رشته برپا وپدیدار است؛ و در این حیطه مشکلی هم به وجود نمی آورد. اما در مورد موسیقی ایرانی عامیانگی فضای نشریات تخصصی و تئوری پردازی ها و رساله های دانشگاهی را هم اشغال کرده است. ما (همه کسانی که در باره موسیقی ایرانی قلم می زنند) در فضای عامیانه ی گفتمان موسیقی، تلمذ و تفکر کرده ایم. یکی از هدف های مهم این نوشته هم بیرون آمدن از این وضعیت و سعی در به کاربردنِ زبان علمی موسیقایی است.

دانسته های لازم، برای این بررسی، که شامل شناسایی «سیستم» و سیستم هایی است که صداهای موسیقی ایرانی بر اساس آنها سازمان یافته اند (Tonsystem)، و سابقه های تاریخیشان، که در هر نوع (هر زبان ) موسیقی پایه اصلی تئوری پردازی را تشکیل میدهند، در پیوستِ فصل اول آمده است؛ چرا که در وهله نخست برای اغلب خوانندگان این کتاب خسته کننده و ثقیل ارزیابی شدند. اما این مطالب موجود و قابل دسترسی هستند؛ و هر جا لازم باشد به آنها در پیوست ارجاع داده می شود. چرا که موسیقی های مختلف دارای سیستم های صدا های مختلف هستند و تفکیک آنها از هم، بر اساس تفکیک سیستم های صدا ها امکان می یابد. شناسایی دقیق و علمی این سیستم ها نه تنها برای شناسایی موسیقی ایرانی لازم است، بلکه و به خصوص برای هر نوع تحول و تکاملی در موسیقی ایرانی، شرط اولیه است. شناخت سیستم صداها و عملکرد آنها در موسیقی را می توان، در مقایسه با زبان و ادبیات، «دستور زبان» موسیقی به حساب آورد. همچنین در مقایسه با ادبیات و شعر، می بینیم که از شرط های مهم و اولیه برای گرایش به تجدد در ادبیات و پیدایش شعر نو و نثر جدید، تفکیک بین «زبان» و « نوشته»، با «دستور زبان» و فرم ها و قالب های شعری و ادبی متداول و قدیمی بود. به عبارت دیگر شعر نو ونثر جدید با شناخت دقیق «دستور زبان» و رعایت آن، به وجود آمد و باعث شد که دامنه «زبان فارسی» گسترده شود و فرم ها و قالب های نو و جدید، بدون خدشه در زبان، برای نسل جدید مطابق با شرایط زمان، عرضه شود. اما در موسیقی اهمِ فعالیت ها در راهِ تجدد طلبی، به علت عدم شناخت «دستور زبان» موسیقایی، بیشتر با تغییر یا دست کاری در زبان موسیقایی همراه بود و نمی توانست مورد قبولِ حتی جمعی معدود و محدود قرار گیرد، تا بتواند تداوم داشته باشد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (VI)

برخی از نویسندگان از دگره ای استفاده می کنند که در آن اعداد مختلفی، بسته به برخی از ویژگی های ساز یا رویداد، ممکن است در فواصل زمانی ظاهر شوند: حجم صدای آن، نوع زخمه زنی، یا دیرش آن. برای مثال، برآون دامنه ی رویداد های نت را به وسیله ی دیرش زمانی سنجش می کند (Brown 1993)، که ممکن است هنگام تلاش برای کشف خودکار وزن مفید باشد. در این طرح، ریتم ایو عبارتست از:

موسیقی شناسی فمنیستی (I)

در دوران معاصر بحث حقوق زنان در جوامع و پرداختن به ارزشهای زنان از جایگاه ویژه ای در می ان صاحب نظران و انسان شناسان برخوردار است. در طول تاریخ در راستای برابر سازی حقوق زنان و مردان تلاشهای بسیاری شده است. این تلاشها صرفا در زمینه حقوق اجتماعی و شغل و پوشش و… نبوده بلکه یکی از این شاخه ها برابری در زمینه هنر است. چیزی که امروزه در غرب همچنان با آن مواجه هستیم و آن استفاده ابزاری از زن برای جذب مخاطب در آثار هنریست، از نقاشی و مجسمه سازی تا سینما و موسیقی. بر خلاف تبلیغ سیستم های غربی در زمینه برابری جنسیتی زن و مرد در عمل مشاهده می کنیم که هیچ برابری حتی در صحبت های برخی فیلسوفان تاریخ غرب برای زن و مرد در نظر گرفته نشده و گاها حتی زن را عاری از نبوغ و شعور آفرینش اثر هنری می دانستند. بحث بسیار گسترده و طولانیست اما در این مقاله با استفاده از چند نوشتار مشهور در زمینه موسیقی شناسی سعی کردیم تا حدودی به این موضوع مهم در زمینه هنر و مخصوصا موسیقی بپردازیم.

از روزهای گذشته…

ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (III)

ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (III)

در طول این آزمایشها، ما از صفحات کار نشده ای استفاده کرده ایم که اندازه های استاندارد بر روی آنها اعمال شده اند (تصویر ۵-۱). اگر اندازه های این صفحات مورد استفاده قرار گیرند، ویژگیهای مکانیکی سطح مورد نظر به وسیله ضربه زدن قابل اندازه گیری می باشند. برای این کار می توان به عنوان مثال صداهای شنیده شده را با نزدیکترین نت در پیانو سنجید.
ز صبا رحمتی از روی بداعت آمد

ز صبا رحمتی از روی بداعت آمد

صبا کوچولوی دهه ­های سی – چهل حال دیگر خود صبای زمانه و براستی صدایی از جنس زمان شده است. صبا و صدای زمانه ما «رحمت­اله بدیعی» است که اکنون بهارانه­وار هفتاد بهار را به چشمان هنرمند خویش دیده است. صبا کوچلو اکنون بقول «افلاطون» چنان بر شانه غول­ها، پیکره موسیقی [ما] را با آرشه­های با صلابت و سلامتش نقش داده که هر آیینه با بزرگان هنر این سرزمین هماورد می ­کند.
سیداصفهانی: مگر هنر گناه است؟

سیداصفهانی: مگر هنر گناه است؟

بله، سوال شما سوال مهمی است و اینکه چرا “نامبرده، حسین سرشار”؟ من زمانیکه میخواستم این کتاب را جمع آوری بکنم، این اطلاعات را در واقع، از آقای فرید مصطفوی که یکی از دوستان خوب من در زمینه کار سینما هستند خواستم که اگر چیزی در رابطه با حسین سرشار میدانند در اختیارم بگذارند. لطف کردند و صفحاتی از ماهنامه سینمایی “فیلم” را که آقای گلمکانی -همانطور که الان در ماهنامه سینمایی فیلم کار می کنند آن موقع هم کار میکردند- صفحاتی در اختیار من گذاشتند.
مروری بر آلبوم «در آتش آوازها»

مروری بر آلبوم «در آتش آوازها»

بعد از دوره‌ای طولانی، جای خرسندی است که نواخته‌هایی دیگر از ویرتوئوز کم‌کار «بهداد بابایی» در این آلبوم ثبت شده است؛ هرچند نه در سطح تکنوازی‌های قدیم. ریزهای رعدآسا، مضراب‌های تیزِ آشنا، جست و خیزهای جذابِ دست چپ، و پاساژهای سریع در اینجا نیز شنیده می‌شوند اما ابزارِ ارائه‌ی تحریرها و جمله‌هایی اغلب کم‌رمق شده‌اند و نوانس‌ها دیگر دامنه‌ی چشمگیرِ گذشته را ندارند.
موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (II)

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (II)

روزی یکی از اعضای فرهنگستان ارس (Arras) {نام شهری در فرانسه} چنین گفت: «هر بار که به تاریخ فرانسه نظر می‌افکنیم به نام‌آوری از اهالی آرتوا بر می‌خوریم». می‌توان گفت که: ‌در روزگار ما نیز، آرتواها به خاطر هنرها و خدمات و معاضدت‌هائی که در پیشبرد جنبش‌های کشورهای محل اقامت خود کرده‌اند، افتخار بزرگی برای زادگاه خود و سایر ممالک فراهم آورده‌اند.
از چه آکوردی به چه آکوردی برویم؟

از چه آکوردی به چه آکوردی برویم؟

احتمالا خیلی از شما افرادی را دیده اید که توانایی همراهی با هر ترانه ای که یک خواننده می خواند را دارند. اینگونه از افراد با گوشهای دقیق، تجربه و معلوماتی که از دانش هارمونی دارند بسادگی می توانند به چنین قدرتی دست پیدا کنند. اما چگونه؟
موسیقی تنهائی (I)

موسیقی تنهائی (I)

در این نوشتار کلمه ی “تنهائی” نه به عنوان صفتی شاعرانه در وصف موسیقی ایرانی، که به مثابه یک ویژگی بنیادی و فنی مورد بررسی قرار گرفته است که اتفاقاُ تاُثیر آن بر فرم و محتوای موسیقی ایران گاه جلوه های شاعرانه هم به خود می گیرد. هرچند تاریخ کم فراز و پر نشیب موسیقی ایرانی قدمتی چند هزار ساله را در صفحات معدود اما گرانبار خود به ثبت رسانیده است، لیکن ویژگی های ذاتی این هنر شریف و صبور ایرانی همواره به گونه ای بوده است که بنا به دلایل فنی و گاه فرهنگی، با تنهائی عجین شده است.
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (XII)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (XII)

ادیت پیاف، میراث دار گاورُش (Gavroche شخصیتِ رمان بینوایان اثرِ ویکتور هوگو)، در دوران کودکی خود پاریس را پیموده بود، پاریسِ مردمی، محله هایی مثلِ پیگَل (Pigalle)، مونمانتر (Montmartre)، کلیشی (Clichy)، باربِس (Barbès)، مِنیلمونتا (Menilmontant)… در شبکیه ی چشم های او تصویرهایی ثبت شده بود که بعد ها، موضوعِ اصلیِ ترانه های او را تشکیل داد. در طول سال ها پیاف خیابان را به صحبت کردن، آواز خواندن و فریاد کشیدن واداشته بود و خیابان و مردم حاضر در آن با او یکی شده بودند.
بحیرایی: خواننده و نوازنده از جایگاهی یکسان برخوردارند

بحیرایی: خواننده و نوازنده از جایگاهی یکسان برخوردارند

به جرات میتوانم بگویم که خواننده یا نوازنده ای که به تئوری موسیقی و سلفژ تسلط دارد، درکش از موسیقی به مراتب بالاتر از کسانی است که با این مفاهیم آشنایی ندارند. مسئله عدم آشنایی با تئوری موسیقی و نت خوانی در مورد نوازندگان به دلیل اصلاح متدهای آموزشی که در گذشته ای نه چندان دور اتفاق افتاد، کمتر به چشم میخورد و الان اکثر نوازندگان سازهای ایرانی با تئوری موسیقی و نت خوانی آشنایی دارند.
رمانتیک و ناسیونالیسم

رمانتیک و ناسیونالیسم

تقدان موسیقی معتقدند که آهنگسازان دوره رمانتیک به نگرش و دریافت خاصی از موسیقی دست پیدا کرده بودند که تا آن زمان هیچ یک از موسیقیدانها به آن حد از درک و بیان احساسات در موسیقی دست پیدا نکرده بودند.