هایدن و مراسمی برای سالگردش (III)

جوزف هايدن (1732-1809)
جوزف هايدن (1732-1809)
در سال ۱۷۹۰ پرنس نیکولاس از دنیا رفت و جانشین او پرنسی کاملا به دور از ذوق موسیقی بود که تمام موسیقیدانان از جمله هایدن را از قصر اخراج نمود! در این زمان هایدن دعوت جوهان پیر سالمون (Johann Peter Salomon) مدیر کنسرت آلمانی، مبنی بر دیدار از انگلستان و رهبری سمفونی های جدید خود به همراه ارکستری بزرگ را پذیرفت.

این دیدار که از سال ۱۷۹۱ تا ۹۲ و مجدد از سال ۹۴ تا ۹۵ بود، موفقیتهای بزرگی برای هایدن به همراه داشت. چالرز برنی (Charles Burney) درباره اولین کنسرت او در لندن نوشته است؛ “هایدن خود پیانو فورته ها را رهبری می کرد و دیدن خود آهنگساز برای تماشاچیان آنان را به شدت هیجان زده کرده بود و چنان شور و شوق والایی را ایجاد کرده بود که تا آن زمان هیچ موسیقی ای قادر به ایجاد چنین شادی و شعفی در انگلستان نشده بود.”

audio file بشنوید قسمتی از کوارتت D ماژور را ساخته هایدن

دیدارهایش از انگلستان چندی از بهترین آثار او را رغم زد شامل؛ سورپرایز، ارتشی، درومرول، سمفونیهای لندن، کوارتت ریدر (the Rider quartet) و پیانو تریوی روندوی کولی. تنها اثرش که با شکست روبرو شد اپرای ارفیوس و ایریدیسه (Orfeo ed Euridice) بود که به سبب دسیسه هایی علیه هایدن از اجرا باز ماند. او در انگلستان نیز دوستان فراوانی یافت و نیز رابطه ای عاشقانه را با ربکا اسشروتر (Rebecca Schroeter) موسیقیدانی جوان داشت.

audio file بشنوید قسمتی از کوارتت ریدر را ساخته هایدن

در سال ۱۷۹۵ به وین بازگشت و به ساختن آهنگ در زمینه موسیقی مذهبی، کر و ارکستر روی آورد که شامل دو اثر خیلی خوب؛ مخلوق و فصلها و شش کوارتت برای خانواده استرنزی می شود. همچنین در فرم کنسرتو و موسیقی مجلسی نیز آهنگ می ساخت، کنسرتوی ترومپت و نه سری کوارتتهای زهی. در سال ۱۸۰۲ هایدن از بیماری رنج می برد که باعث شد برای مدتی به دلیل ضعف جسمی قادر به آهنگسازی نباشد.

audio file بشنوید قسمتی از کنسرتو ویولونسل را ساخته هایدن با سولیستی ژاکلین دوپره

در این دوره بیماری هایدن اغلب پای پیانو می نشست و آهنگ خداوند امپراطوری فرانسیس را نجات دهد (Gott erhalte Franz den Kaiser) که آهنگ وطن پرستانه اش بود را می نواخت. این ملودی هایدن بعدها به عنوان سرود ملی آلمان و اتریش درآمد.

audio file بشنوید قسمتی از سونات پیانوی شماره ۳۰ را ساخته هایدن

هایدن در اواخر مه ۱۸۰۹ کمی پس از حمله فرانسه به رهبری ناپلئون به وین درگذشت. این آهنگساز بزرگ در سن ۷۷ سالگی در حالی درگذشت که پیش از آن گفته بود؛ “فرزندانم نترسید، هایدن به جایی رفته که هیچ عیبی ندارد.” دو هفته پس از مرگش مراسم بزرگداشت او در شهر اسشوتنکرش برگزار شد و آهنگ مرثیه موزار در آنجا اجرا شد.

هایدن طبع شوخی داشت اما شواهد نشان می دهد که در دوره هایی دچار افسردگی فراوان بوده. او به شدت کاتولیک بود. ظاهرش؛ کوتاه قد و همانند بسیاری از افراد قرن هجدهم نجات یافته از بیماری آبله و صورتش پر از لک های به جا مانده از آن بیماری بود. دایس (Dies) نویسنده بیوگرافی هایدن نوشته؛ خود او گفته است: نمی دانم چطور اتفاق افتاد که من در طول زندگی بارها توسط خانمهای زیبایی دوست داشته شدم! مطمئنا آنان جذب زیبایی نداشته من نشده بودند.

en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

قلب مشکاتیان برای مردم می‌طپید (I)

در بحبوحۀ جریان سنت‌گرایی در موسیقی ایرانی، پرویز مشکاتیان از نیشابور به تهران آمد. در مهم‌ترین پایگاه ترویج بازگشت به سنت‌های موسیقی به آموختن سنتور و ردیف موسیقی ایرانی پرداخت ولی از پایگاهی که برای اولین‌بار اصطلاح «موسیقی سنتی» را در ایران باب کرد، هنرمند خلاقی به ظهور رسید که سال‌ها هنر بدیع و ایده‌های ناب او، تحسین اهل هنر و اقشار مختلف اجتماع ایران را برانگیخت. اینکه چرا مشکاتیان با وجود تحصیل در مراکز یادشده، وارد مسیر مغلوط کهنه‌پرستی و سنت‌طلبی نشد و امروز (جدا از مبحث تئوری موسیقی ایرانی) می‌توان او را ادامه‌دهندۀ روش علینقی وزیری دانست، موضوع این نوشتار است.

یادداشتی بر آلبوم «مجنون زمانه»

هم باید اهل ریاضت و مراقبه باشی و هم بخواهی خود را به تنگنای صبوری بیازمایی. چنین اگر بود، یک بار چهل دقیقه آنچه را در «مجنونِ زمانه» موسیقی نامیده شده چله می‌نشینی، با سِیلی از پرسش‌ها در سر، آمرزیده برمی‌خیزی.

از روزهای گذشته…

پاسخ پیمان سلطانی به اعتراضیه سیاوش بیضایی

پاسخ پیمان سلطانی به اعتراضیه سیاوش بیضایی

آقای پورقناد با من تماس گرفتند و از من خواستند تا در مورد ادعاهای (به زعم من کاذب و هیاهوی دوباره) آقای بیضایی درباره ی قطعه ی «ایران جوان» متنی را بنویسم. اینجانب اعلام‌ می کنم قطعه ی «ایران جوان» که قبلا خود من از آن به عنوان «نخستین سرود ملی ایران» نام برده ام ساخته ی اینجانب است. از آنجا که ملودی استفاده شده در بخش آوازی این اثر قدیمی است هر موزیسین علاقه مندی حق دارد و می تواند آن را برای هر آنسامبلی هارمونیزه، ارکستره و تنظیم کند کما اینکه چندین آهنگساز قبل و بعد از لومر نیز بر اساس این تم‌ قدیمی آثاری را ساخته اند لذا همین جا اعلام‌ می کنم که این ملودی متعلق به آقای لومر نیست و اسناد آن در اختیار اینجانب است.
چوب، عاملی ارزشمند برای ساخت سازها (I)

چوب، عاملی ارزشمند برای ساخت سازها (I)

از کجا باید آغاز کرد و چگونه باید درباره این ماده طبیعی خاص، سخن به میان آورد، به نظر می رسد که تا کنون نگاهی غیر منصفانه به جریان حیاتی این منبع پر ارزش انرژی داشته ایم، حال از هر لحاظ و با هر علت. اما در حقیقت نباید اینگونه باشد،اگر به نقطه شروع حادثه باز گردیم و مسائل را آن گونه که در حقیقت رخ می دهد ببینیم متوجه می شویم که داستانی سخت در پیش است و تقریبا بخش وسیعی از صنعت بهره وری و استفاده بهینه منابع چوبی دچار نقصان و بی نظمی است.
برندگان پنجاهمین دوره مراسم جایزه گرمی

برندگان پنجاهمین دوره مراسم جایزه گرمی

برندگان پنجاهمین دوره مراسم جایزه گرمی معرفی شدند، در طی دوره های قبل آلبومهایی از اساتید ایران چون محمدرضا شجریان و حسین علیزاده نامزد دریافت این جایزه بودند که متاسفانه در این دوره هیچ اثری از هنرمندان ایرانی به دور نهایی راه نیافت.
درگذشت جری گلد اسمیت

درگذشت جری گلد اسمیت

اگر فیلم هایی چون پاپیون، طالع نحس یا مومیایی را دیده باشید بدون شک متوجه موسیقی بسیار زیبای این فیلمهای بزرگ شدید. آهنگساز این کارهای بزرگ شخصی است بنام جری گلد اسمیت که چند روز گذشته در سن ۷۵ سالگی از دنیا رفت، به گوشه هایی از زندگی هنری این موسیقیدان بزرگ توجه کنید.
فیلیکس مندلسون، نابغه هامبورگ (I)

فیلیکس مندلسون، نابغه هامبورگ (I)

جاکوب لودویگ فیلیکس مندلسون بارتولدی (Felix Mendelssohn-Bartholdy) آهنگساز یهودی در ۳ فوریه ۱۸۰۹ در هامبورگ متولد شد. فلیکس مندلسون، آهنگساز آلمانی در اوایل دوره رمانتیک زندگی می کرد. آثار وی شامل قطعاتی در فرمهای سمفونی، کنسرتو، قطعاتی برای پیانو و موسیقی مجلسی (chamber music) می باشد. بعد از مدت زمانی طولانی انزوا و به دست فراموشی سپرده شدن، مندلسون و آثارش بار دیگر به رسمیت شناخته شد. او فرزند آبراهام، بانکدار و شخصی که خود فرزند فیلسوف بزرگ یهودی؛ موسز مندلسون (Moses Mendelssohn) و لی سالمون (Lea Salomon) عضو گروه یهودی ایزاک (od the Itzig) بود.
در نقد آلبوم سخنی نیست (II)

در نقد آلبوم سخنی نیست (II)

پس از این «حسین علیزاده» فرا می‌رسد. او امکاناتی را که در خود موسیقی دستگاهی موجود است به شکلی هوشمندانه به کار می‌گیرد. مساله برای علیزاده‌ی اواخر دهه‌ی ۱۳۶۰ این بود که از دل خود آواز کلاسیک ایرانی، بدون تسطیح یا تغییر بنیادی، هم‌آوایی برآورد. او ذهنیت منجر به آن تجربه‌ها را سال‌ها بعد چنین شرح می‌دهد: « می‌خواستیم [هم‌آوایی] شکل قراردادی یا تکراری کر که بیشتر شبیه به آوازهای غربی [است] نباشد به این فکر رسیدم که چگونه می‌شود در خود آوازهای موسیقی ایرانی یک حالت پولیفونی در آواز ایجاد کرد و در عین حال هر کدام از خطوط استقلال خودشان را داشته باشند و جملاتی را که می‌خوانند همان تکنیک موسیقی آوازی در آن باشد.» (۵)
علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (II)

علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (II)

این چارچوب، دو چارچوب پنهان دیگر را در دل خود داشت؛ گذشتهٔ درخشان که روزگاری این سرزمین از سر گذرانده، عظمتی – گاه – خیالی که شاید کارکرد اصلی‌اش متوازن کردن تحقیری بود که یک فرهنگ در جریان آگاه شدن از چارچوب نخست (عقب‌ماندگی) تحمل می‌کرد؛ پناه بردن به نشئهٔ افتخاری در گذشته. چارچوب فکری دیگر آن بود که تقصیر وضعیت شرم‌آور موجود بر گردن یک عامل «بیگانه» (یا مجموعه‌ای از آن‌ها) انداخته می‌شد.
رودز: «از عبارت “موسیقی کلاسیک” متنفرم» (II)

رودز: «از عبارت “موسیقی کلاسیک” متنفرم» (II)

رودز، با موهای درهم بر هم مدل بایرونی و خالکوبی هایش (او «سرگئی راخمانینوف» را با حروف سیریلی بر ساعد راستش خالکوبی کرده است)، قطعا یک فرد عصبی است. مأموریت او بازگرداندن موسیقی کلاسیک به قشر عادی جامعه است مانند جیمز الیور اما در زمینه موسیقی کلاسیک: «کاری که جیمز الویر انجام داد این بود که آشپزی را آسان، قابل فهم و سرگرم کننده ساخت. به نظرم برای موسیقی کلاسیک نیز کاری بهتر از این نمی توان انجام داد».
موسیقی و جنسیت (V)

موسیقی و جنسیت (V)

آن چه در فرجامش به غریزه ی نابودی شناخت و معرفت فرجام می یابد، سیاست است نه هنر. هنر قادر است حتی از کثیف ترین رویدادها، قلمروی از شناخت را بگشاید. این سیاست است که در فرجام خود، هر شناختی را به فرجام ناشگون از خودبیگانگی می کشاند.
ارکسترهای جاویدان (II)

ارکسترهای جاویدان (II)

از قدیم الایام طبقه خوانندگان (مغنیان) از منزلت والایی در دربار شاهان برخوردار بودند، هرچند بعد از حمله اعراب مسلمان و با نفوذ و گسترش اسلام در ایران موسیقی جایگاه گذشته خود را از دست داد.