“موسیقی همه زندگی من است” (III)

سارا وائوگن
سارا وائوگن
نتهای بالایی که شما قادر به خواندن آنها هستید از تواناییهای شما است که پیش از آن در جاز استفاده نمی شد.
اینطور گمان نمی کنم. تمرین پیش از اجرا بسیار اهمیت دارد. زمانی که مدتی استراحت دارم یا پیش از اجرا تمرین ندارم، صدایم دچار لرزه می شود اما پس از یکی دو اجرا صدایم باز می گردد، آن مشکل هم به این خاطر بوده که حدود یک ماه و نیم هیچ تمرینی نداشتم. زمانی که شما در یک گروه هستید محدودیتهایی دارید.

حتی گاه در گروه، به چارلی گفته می شد: “ممکن است ملودیهایی را بنوازی که مردم بهتر متوجه می شوند؟” وقتی من برای خودم کار می کردم می توانستم هرچیز و هرگونه که دوست دارم بخوانم. اما یادگرفته ام، ناگهان در میان گامها نمی پرم، کاری که قبلا انجام می دادم. اینها همه از تجربه حاصل می شوند. همه چیز بهتر می شود اما من هنوز تماشاگرانی دارم که اجرایم را دوست ندارند و فریاد می کشند و از من ترانه های خاصی را می خواهند که در گذشته خوانده ام. من کاری را که دوست دارم انجام می دهم و این باعث می شوند بلند شوند و به خانه هایشان بروند.

آیا شما وقتی این گونه بر کار خود سماجت می کنید دچار مشکل نیز می شوید؟
بله البته. فشار تماشاگر، فشار صداهای بلند، فشار مستی و فشار بی پولی! اما به هر حال دوران خوبی بود و دیگر به پایان رسیده.

فکر می کنید زمانی وجود داشت که همه چیز دگرگون شد و احساس کردید واقعا موفق شده اید؟
خب نسبت به گذشته همه چیز بهتر شده اما بدان معنی نیست که من آنها را بهتر کرده ام. ما همواره در زحمت هستیم زیرا می خواهیم کاری را انجام دهیم که آنرا برای اولین بار ما انجام می دهیم. اما من هیچ گاه اولین نفر نبوده ام؛ همیشه نفر سوم یا چهارم بوده ام! زمانی که رفتن به کوبا آزاد شد به همسرم گفتم خوب نیست که با کشتی از نیویورک به کوبا برای اولین اجرا در این کشور برویم؟

چند روز بعد در روزنامه خواندم روبرت فلاک و دیزی به آنجا رفته اند! همیشه این رقابت و درگیری برای اولین و بهترین بودن در ما باقی می ماند. با تمام این حرفها اول بودن همواره همه چیز نیست. من همسری همچون مارشل داشتم، تنها کاری که توقع انجام آنرا از من داشت خواندن بود. به حسابهای من رسیدگی می کرد و سر هر ماه رسیدی به من می داد که می دانستم پولهایم کجا، توسط چه کسی و در چه راهی خرج شده.

نگران خرج و پول هایم نیستم و می توانم با فراغ بال به موسیقی ام بیندیشم. کارل شرو قطعات را برای اجرا فراهم می کند، بیس نوازم والتر بوکر و درام نواز جیمی کوب همواره پشت من هستند و این عالی است.

آیا موسیقیدانان را خودتان انتخاب می نمائید؟
البته. گاه موسیقیدانان بسیار خوبی می یابید اما نمی توانید با آنان کنار آیید و علی رغم میلتان مجبور به حذف آنان می شوید. به تازگی کارل قطعه تریویی را که مناسب اجرا در سمفونی است به من معرفی نمود. دیروز شروع به تمرین آن کردیم که اثری از گرشوین می باشد. قطعه ای نیست که یک آهنگ را بخوانید و به آهنگ بعدی بروید. قطعه را می خوانید کمی موسیقی کلاسیک بین آن و بعد از این وقفه کوچک قطعه بعدی را می خوانید. با آنکه انجامش سخت است اما جذاب است زیرا کارهای راحت را نمی پسندم.

زمانی که قطعه ای را اجرا می کنید آیا سعی می کنید آن را به شیوه خود درآورید؟ برای مثال در قطعه معروف “دلقکها را بفرستید”؟
زمانی که ما آنرا اجرا و ضبط کردیم چیزی متفاوت شد که اصلا آن را دوست نداشتم، هیچ کدام آن را دوست نداشتیم، پس چارلی تصمیم به تغییر آن و ضبط دوباره گرفت. البته این موضوع به ندرت اتفاق افتاده.

به نظر می رسد هنوز ارکستری را نیافته اید که مناسب طبع موسیقی شما باشد. آلبومی از شما شنیده ام به همراه میشل لگراند (Michel Legrand)، فکر می کنم یکی از بزرگترین اجراهایی باشد که انجام داده اید.
من آلبومی به همراه روبرت فارون انجام داده ام؛ “وائوگن و صداها” (Vaughan And Voices). ما آن را در کوپنهاگن ضبط کردیم و از آلبومهای مورد علاقه من می باشد.

jazzprofessional.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (V)

متن نیز «دیگری» دریافت‌کننده است. نه چون از آنِ دیگری است یا از فرهنگ دیگری است بلکه چون خود «دیگری» است. فارغ از این که از ورای آن مؤلف را ببینیم که در بخش نخست دیدیم، خواه‌ناخواه دیگری است. خود متن امری است جدا از «خود»، ممکن است لحظه‌ای به درون بیاید اما ماندگار نمی‌شود. متن جزئی از هیچ دریافت‌کننده‌ی مثالی‌ای نیست همچنان که حتا جزئی از مؤلفش هم نیست. از این رو متن بیش از هر مؤلفه‌ی دیگری نیازمند مفاهمه و دریافت است. حلقه‌ی آنچه تاکنون گفته شد به یاری درک دیگری متن است که کامل می‌شود.

درباره «سرزمین کلاغ‌های مهاجر»

مؤسسه فرهنگی هنری «آوای ماد» آلبوم «سرزمین کلاغ‌های مهاجر» به آهنگسازی مزدک کوهستانی را روانه بازار موسیقی کرده است. این آلبوم شامل هفت قطعه برای ویولن و ارکستر زهی است که با تفکرات موسیقایی قرن بیستمی و با رگه‌هایی از موسیقی ایرانی هرچند نهفته در لایه‌های موسیقی پلی‌تنال و بعضاً آتنال موسیقی غربی تصنیف شده‌اند. به گفته مزدک کوهستانی او در این آلبوم تلاش داشته که از آنچه موسیقی مدرن گفته می‌شود فاصله بگیرد. بابک کوهستانی در نقش سولیست این اثر حضور داشته است.

از روزهای گذشته…

جواب آواز (I)

جواب آواز (I)

از فرمهای اصلی موسیقی کلاسیک ایران، فرم آواز است. در مورد جایگاه آواز و نقش آن در بیان حالات موسیقی و نیز ارزش آواز در حفظ ملودیها و نواهای اصیل موسیقی ایرانی، به قدر کافی بحث شده شده ولی آنچه که بصورت علمی و هنری به آن پرداخته نشده، مقوله جواب آواز است. در آواز، همراهی یک ساز تنها یا چند ساز با آواز، از ارکان این فرم محسوب میشود.
بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (I)

بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (I)

بلا بارتوک آهنگساز برجسته مجارستانی، یکی از مهمترین موسیقیدانان قرن بیستم می باشد. او به همراه دوست و همکارش زولتان کودالی (Zoltán Kodály) دیگر آهنگساز بزرگ مجار، موسیقی شناسی فرهنگی– اتنوموزیکولوژی (ethnomusicology) را گسترش داد. موسیقی او از ملودیها، مقامها و بافت ریتمهای موسیقی مجار و انواع دیگر موسیقی سنتی نیرو گرفته که او آنرا با تاثیری که از موسیقیدانان معاصرش پذیرفته، ترکیب و سبکی متمایز و منحصر به خویش را خلق کرده است. بارتوک در امپراطوری بزرگ آسترو- مجارستان (Austro-Hungarian) بزرگ شد که بعد از جنگ جهانی اول بر اساس عهدنامه تریونون (Trianon) از مجارستان جدا شد.
فخرالدینی: رهبری ایرانی اصول دیگری دارد

فخرالدینی: رهبری ایرانی اصول دیگری دارد

من آرزو کردم کاش قطعات با کلام یا بی‌کلام که آن دوران نوشته بودم را استاد صبا می‌دیدند؛ چون آنها از نظر خودم بسیار بهتر بود اما هیچوقت نتوانستم به استاد صبا بگویم که قطعاتی که قبلا نوشته‌ام را ببیند و نظرشان را بشنوم ولی بعدها پشیمان شدم که چرا این کار را نکردم… استاد صبا مرد بسیار مهربانی بود و بعضی‌ وقت‌ها بیشتر از نیم ساعت از خاطرات خود برای ما تعریف می‌کرد و همینطور فرصت مناسبی برای من بود که کارهایم را به ایشان نشان دهم ولی هیچ وقت چنین اجازه‌ای ندادم که از استادم چنین درخواستی داشته باشم، اگر امروز بود چنین کاری را می‌کردم.
پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (VI)

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (VI)

راز بسیاری از پیچیدگی‌های متن، یعنی منطق تحلیلی‌اش، که در نگاه اول برای خواننده‌ی فارسی‌زبان نامانوس جلوه می‌کند در همین تفاوت‌های باریک‌بینانه نهفته است. کتاب پر است از تعمیم‌های بسیار دشوار -که خود کتاب مجموع آنها را «روش جامع» نامیده-، نگره‌های بسیار کلی‌شده و تلاش‌های بی‌پایان برای فراهم‌کردن گسترده‌ترین نگاه‌ها به مقولات سنتی و مدرن که بخش بزرگی از تیرگی و ابهام آنها به منطق نگرش علمی مولفان بازمی‌گردد (۱۵). شگفت نیست زیرا ما وارد یک حوزه‌ی زبانی (نه به مفهوم زبان روسی بلکه به مفهوم یک سپهر اندیشه) با منطق خاص شده‌ایم، پس مدتی طول می‌کشد تا این منطق جدید را بیاموزیم.
گلن گلد و تکنیک شخصی اش (I)

گلن گلد و تکنیک شخصی اش (I)

گلن گولد (Glenn Herbert Gould) پیانیست برجسته کانادایی را همگان بعنوان یکی از برترین نوازندگان معاصر می شناسند بالاخص اجراهای بی نظیر وی از آثار باخ زبانزد همگان میباشد، او پیانیستی است با تکنیکی خارق العاده که این تکنیک مخصوص به خودش میباشد.
«پیمان عشق»، نگاهی نو به تصانیف امیرجاهد

«پیمان عشق»، نگاهی نو به تصانیف امیرجاهد

«پیمان عشق» اولین آلبوم از مجموعه ای است که بر اساس تصانیف تصنیف سرای نامدار ایران، محمدعلی امیرجاهد با صدای رامین بحیرایی و همکاری گروه صهبای کهن تهیه شده است. در این آلبوم سجاد پورقناد با افزودن جملاتی سازی به بازسازی و چندصدایی نمودن تصانیف امیرجاهد پرداخته است. در ابتدای آلبوم، پورقناد مقدمه ای به نام «ترنم» ساخته که در آن تمام سازهای ارکستر به معرفی خود می پردازند. سجاد پورقناد در این اثر با چندین روش مختلف با استفاده از فنون چندصدایی به بازسازی این قطعات پرداخته است. «پیمان عشق» توسط انتشارات ماهور منتشر شده و اولین آلبوم مستقل پورقناد است.
مارتا آرگریچ، پیانیستی از آرژانتین

مارتا آرگریچ، پیانیستی از آرژانتین

مارتا آرگریچ (Martha Argerich) در بوینوس آیرس، آرژانتین متولد شد. از سن پنج سالگی آموختن پیانو را نزد Vicenzo Scaramuzza آغاز کرد. در ۱۹۵۵ او همراه با خوانواده اش به اروپا رفت و تحت تعلیم فردریک گولدا (Friedrich Gulda) قرار گرفت؛ همچنین از دیگر آموزگاران او نیکیتا ماگالوف (Nikita Magaloff) و استفان اسکناس (Stefan Askenase) بودند.
کر فلوت تهران امشب به روی صحنه می رود

کر فلوت تهران امشب به روی صحنه می رود

کر فلوت تهران امشب با حضور دو سولیست ایرانی با رهبری سعید تقدسی و سرپرستی فیروزه نوائی به روی صحنه می رود. سولیست های این برنامه حمید کازرانی (نوازنده ویلنسل) و حسین عبادالهی (نوازنده فلوت) هستند که کازرانی کنسرتو ویلنسل ویوالدی در دو مینور را اجرا می کند و نیز حسین عبادالهی نوازنده فلوت، کارمن فانتزی اثر بیزه را با تنظیم بُرن به روی صحنه می برد. لازم به ذکر است که این اولین بار است که یک سولیست با سازی غیر از فلوت کر فلوت تهران را همراهی می کند.
هماهنگی در موسیقی ایران (III)

هماهنگی در موسیقی ایران (III)

خوب بخاطر دارم وقتی اولین بار می خواست برای آهنگی در مایه سه گاه، هم آهنگی بنویسد دچار اشکال بود و بالاخره دریافت که شاهد سه گاه را نباید پایه آکورد قرار داد زیرا پنجم آکورد ناقص می شود. بنابراین بعد از مطالعات زیاد گام سه گاه را طوری نوشت که نت شاهدش درجه سوم گام باشد مثلاً در سه گاه سی کرن (راست کوک ویلن) آکورد درجه اول را: سل، سی کرن، ر تعیین کرد و آنها که امروز بخیال خود مبتکر هماهنگ کردن نغمات ایرانی هستند و همین اسلوب را بکار می برند شاید ندانند که این ابتکار نخست از طرف وزیری بوده است. یا اینکه تشخیص داد که گام شور پایین رونده است و آکورد در درجه اول شور لا (راست کوک ویلن) لا – دو – می نیست بلکه لا – ر – فا است و از این قبیل مثالها زیاد که موجب طول کلام می شود.
هنرمند افسانه ای

هنرمند افسانه ای

براستی انسان تا چه حد می تواند در مقابل سختی ها قوی باشد؟ به چه مقدار و تا کی می تواند در زندگی اشتباه کند؟ چرا انسان با حسادت این زندگی کوتاه را خراب میکند؟ چرا باید در تنهایی ها حسادت را بعنوان یار و همدم خود انتخاب کرد؟ و …