هنرستان موسیقی یا مدرسه تربیت بدنی!؟

نواختن پیانو در زنگ تفریح ممنوع!
نواختن پیانو در زنگ تفریح ممنوع!
خاطرات یک هنرستانی
چندین سال است که از آن زمانها سپری شده و به نوعی علاقه ای به تجدید خاطرات آن دوران ندارم، چه رسد به اینکه راجع به این موضوع بنویسم. اما به اصرار برخی دوستان تصمیم گرفتم این مطالب تهیه کنم و برای شما دوستان ارسال کنم تا با وضعیت آموزش موسیقی در کشور – حداقل در ۱۴ سال پیش – آشنا شوید. بین خودمان بماند اما دوران بسیار مسخره ای بود، آدمهای عجیب و غریب، البته نه همه اما متاسفانه اغلب آنها…

تابستان سالی که پنجم دبستان را تمام کردم رفتم به کلاسهای آزاد (شبانه) که در آن هنگام در هنرستان موسیقی دایر می شد. موسیقی ارف بود که تدریس می شد و چیزهای دیگه مثل پیانو، فلوت، سه تار، سلفژ و … من سلفژ و نت خوانی را شروع کردم و بعد از ۲ ماه و خورده ای، مسئولین آموزشی به من پیشنهاد ادامه تحصیل موسیقی در هنرستان را دادند. من هم با خوشحالی قبول کردم و این شد که وارد هنرستان موسیقی شدم.

سه سال اول هنرستان یعنی اول، دوم و سوم راهنمائی خیلی فشار درس داشتیم، چون علاوه بر مدارس راهنمائی که همه ۱۳- ۱۲ تا موضوع جزو دروس سالانه آنها بود، به ما ۷ – ۶ تا درس موسیقی هم اضافه شده بود و دیگر خودتان فکرش را بکنید…

مثلا” در کنار تئوری موسیقی استاد کمال پورتراب باید آموزش دفاعی هم می خواندیم (تصور کنید!)، نکته جالب اینجا بود که به دومی اهمیت بیشتری داده میشد!

از من بپرسید می گویم که هنرستان بیشتر به مدرسه تربیت بدنی شبیه بود، چون یکی از درسهائی که می توانم بگویم به طور جدی، هر روز داشتیم، ورزش بود که شامل فوتبال، زوو، خرپلیس و … بود! چرا که اغلب مجبور بودیم، وقتی معلم فلان درس به هزار و یک دلیل نیامده بود و یا اصلا” چنینن معلمی برای آن درس وجود نداشت، ورزش کنیم !؟

خلاصه بلبشوئی بود! دوره ای که من هنرستان بودم از هر مقطع تحصیلی یک کلاس بیشتر نبود. بخوبی به خاطر دارم که که کلاس ما هم ۱۱ نفر بود. در آن ۱۱ نفر، از هر مدل آدمی که می خواستید پیدا میشد.

از خودم شروع میکنم، یک آدم بسیار ساکت و آرام که هیچ موقع هم دنبال دردسر نمی گردد، بغل دستیم یکی بود که هر روز باید یک فیلم اکشن (Action) برای ات تعریف می کرد، آن هم به صورت سه بعدی (!) که معمولا” بعد از اتمام صحبت هایش من حتما” باید شیشه عینکم رو تمیز می کردم!

و یا آن همکلاسی در مواقعی که با بچه های دیگر صحبت می کرد، با زیپ لباس یا با یق‍ه کت یا با دگمه ات ور می رفت، چقدر هم سر این قضیه کتک می خورد از بچه ها، ناظم، معلم و…

یکی دو نفر هم بودن که از همان موقع معلوم بود گروه خونی شان (به قول یکی از استادان) به موسیقی می خورد که یکی از آنها را هنوز هم ۳-۲ هفته یکباری می بینم و قهوه ای با هم می خوریم و گپی میزنیم. ولی دیگری مشغول ادامه تحصیل در رویال کالج لندن هست.

هر چقدر فکر می کنم میبینم که هنرستان عجیبی بود چون مسئولین و هنرجویان هیچ موقع نتوانستند یکدیگر را جذب کنند. مثلا” همین دوست بنده که الآن مشغول تحصیل در رشته پیانو در لندن هست، همواره سر نواختن پیانو در هنرستان از طرف ناظم و برخی معلمین کتک می خورد.

می دانید چرا؟ برای اینکه زنگ تفریح حق نداشتیم در کلاس و ساختمان بمانیم و ساز بزنیم! البته دوست بنده هم موجود لجبازی بود چون بلافاصله بعد از حرف ناظم شروع به نواختن می کرد!

نامه ای از سیاوش بیضایی درباره سرود «وطنم» یا «ایران جوان»

نوشته ای که پیش رو دارید، نامه ای از سیاوش بیضایی است که برای رعایت قانون مطبوعات در این ژورنال منتشر می شود. لازم به ذکر است که جلسه ای مطبوعاتی درباره موضوع این نامه در روز سه شنبه ۲۸ خرداد با حضور سیاوش بیضایی برگزار می گردد. بدینوسیله از پیمان سلطانی و کارشناسان قوه قضاییه دعوت می گردد که در این نشست که به منظور رونمایی از اسناد بیشتر درباره این پرونده برگزار می گردد حضور یابند. این نشست در ساعت ۱۰ بامداد در خبرگزاری ایلنا به آدرس پستی: تهران، خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه نرسیده به روانمهر، پلاک ۱۳۲ برگزار می گردد.

معیار چیست؟ معیار کجاست؟ (II)

دیدیم که سلیقه و درستی معیارهای خوبی برای ارزشیابی نبودند. اگر کمی بیشتر بگردیم راه دیگری برای پیدا کردن ارزش یا اهمیت چیزها به ذهنمان می‌رسد. ما اغلب برای پیدا کردن اهمیت چیزها با چیزهای مشابه مقایسه‌شان می‌کنیم. ذهن آدم‌ها این‌طور است. برای این که بفهمیم این ماشین خوبی است یا نه آن را با یک یا چند ماشین دیگر مقایسه می‌کنیم و می‌پرسیم؛ سرعتش از آنها بیشتر است؟ پایداری سطحی‌اش چطور؟ مصرف سوخت چطور؟ و بعد روی‌هم از مقایسه‌ی این عوامل نتیجه می‌گیریم.

از روزهای گذشته…

نگاهی به آلبوم و کنسرت «به زمین و آفتاب» (I)

نگاهی به آلبوم و کنسرت «به زمین و آفتاب» (I)

مدتی است که از اجرای کنسرت “به زمین و آفتاب” ساخته دکتر سعید شریفیان و همینطور انتشار این اثر می گذرد. شنونده آشنا با موسیقی با مرور آثار این آهنگساز به خوبی درمی یابد که او هرگز در یک جا نمانده است و با استفاده از مد گردی های مختلف در دستگاه های موسیقی ایرانی و نیز استفاده از تکنیک های روز موسیقی دنیا، فضای موسیقی گذشتگان را با دانش خود درنوردیده و با شکستن قواعد پذیرفته شده، چه در موسیقی کلاسیک غربی و چه در موسیقی دستگاهی ایران، علاوه بر تاکید این نکته که «ذات هنر عدم سکون و حرکت به سوی کشف ناشناخته هاست»، با رویکردی مدرن آثاری بسیار منحصر بفرد را بوجود آورده است و این به معنای رسیدن به سطحی عالی در توانایی هنری است.
آهنگ شعر معاصر (I)

آهنگ شعر معاصر (I)

هر دوره زبان خاص خودش را دارد و مفاهیمی مانند عشق و گرایش های متفاوت عاطفی و… اشکال مختلفی در زمانه ی خودشان می یابند. عشق امروز جنس دیگری از تغزل را بر می تابد. به تصور من ادبیات کلاسیک به طور کلی به دو بخش اصلی تقسیم می شود. یک بخش آن طنز است که بیشتر در شرایط استبداد شکل می گیرد و بخش دیگر هم تملق است. وقتی ما مدل اجتماعی و زمانه ای یک شعر را بررسی می کنیم، متوجه ظهور اجتناب ناپذیر شخصی چون نیما بعد از انقلاب مشروطه می شویم. با حضور نیما زبان و فرم دیگری برای شعر در ایران پیدا می شود و این زبان مفهوم شعر را با زمانه ای که درگیر آن بوده دگرگون می کند. همین اتفاق در مورد فرم شعر کلاسیک هم پدید می آید. شهریار نمونه ای ناب از شعر کلاسیک پس از دوره ی مشروطه است. وامداران این دو گروه نیز هر کدام سمت وسویی یافتند. ادامه دهندگان راه نیما مانند احمد شاملو به زبانی اعتراضی روی آوردند و پیروان شهریار مانند هوشنگ ابتهاج زبانی آهنگین پیدا کردند.
مصاحبه ای با دیلنا جنسون (I)

مصاحبه ای با دیلنا جنسون (I)

مصاحبه ای با خانم دیلنا جنسون (Dylana Jenson) در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰ ساعت ۴:۵۷ صبح. ویلنیست و استاد بزرگ ویلن، متولد ۱۴ مه ۱۹۶۱ در کالیفورنیا-آمریکا است. برای درک هنر خانم جنسون تنها به اثر جدید وی از کنسرتو ویلن شوستاگویچ گوش سپارید. این اثر مرا مجذوب خود نمود: قدرت، استعداد دیوانه کننده، غمی ژرف و شور… مرا به شنیدن آن وا داشت، مرا به گریستن سپرد.
در خانه عنایت الله شیبانی با استاد سه تار، احمد عبادی (II)

در خانه عنایت الله شیبانی با استاد سه تار، احمد عبادی (II)

به لباس های عبادی که بسیار خوشرنگ بود خیره شدم و به کفش هایش که انگار تازه از کفاشی خریده است، کروات و «پوشت» او که با لباسهایش هماهنگی کامل داشت و بوی ادکلنی که در فضای اطاق پیچیده نشان می داد که تا چه حد به نظافت و حفظ ظاهر اهمیت میدهد. شاید خنده دار باشد اگر بگویم که جوراب های عبادی هم از نظر رنگ و فرم برای من تازگی داشت.
ساموئل زیگمونتوویچ (II)

ساموئل زیگمونتوویچ (II)

زیگمونتوویچ دو طبقه از ساختمان سنگ قهوه ای پنج طبقه اش را در پارک اسلوپ بروکلین به دفتر کارش اختصاص داده در حالیکه همسرش، لیزا برونا، و دو پسرش نیز در همانجا ساکنند. شاگرد ۲۵ ساله او نیز در زیرشیروانی زندگی می کند. زیگمونتوویچ از مشتری هایش در “سالن” که اتاقیست با پنجره های بسیار بزرگ، مبلمان قدیمی ناهماهنگ، یک پیانوی بزرگ و بوفه هایی شامل طرح های تمام آلات موسیقی که تا کنون لمس کرده است، پذیرایی می کند. طرح بزرگی از یک ویلنسل– متعلق به یویو ما – بر دیوار اتاق خودنمایی می کند.
بیژن کامکار: موسیقی کردستان با کامکارها شناخته شد

بیژن کامکار: موسیقی کردستان با کامکارها شناخته شد

… بله؛ البته نمی‌خواهم خدای ناکرده در حق پهلوان‌هایی مثل مظهر خالقی یا حسن زیرک یا برادران یوسف‌زمانی که همه‌شان خیلی خدمت کرده اند کم لطفی کنم ولی باور کنید چند دهه‌ی پیش خیلی‌ها مثلن در سیستان و بلوچستان خودمان نمی‌دانستند کردستان کجاست. موسیقی کردستان با کامکارها شناخته شد. نه تنها در ایران بلکه در جهان. در دنیای ارتباطات امروز، فستیوال‌ها نقش خیلی مهمی دارند و خیلی چیزها از طریق فستیوال‌ها در همه‌ی دنیا پخش می‌شوند. فستیوال‌رو ها همه امروز کردستان و موسیقی کردستان را می‌شناسند.
آواز بنان (III)

آواز بنان (III)

به عبارت دیگر با هماهنگ گرداندن افسون صدا و موسیقی با حرکت و تپش درونی شعر و ترانه، تأثیری شگرف به آوای خویش بخشیده است. کشش و تحریر و وقف و تأکید و اوج و فرود در آواز او بجاست. هیچ‌گاه شنیده نمی‌شود کلمه‌ای را بشکند و نابجا درنگ یا شتاب کند، یا بر سر حروف صامت و انسدادی برای تحریر دادن تلاشی عبث نماید، یا عبارتی را که با نوای بم سازگارتر است با صوت زیر بخواند و برعکس. خلاصه آنکه در آنچه از او می‌شنویم موسیقی و شعر و آواز همه دارای روحی واحد و همنوا و همگامند، آن هم در کسوت هم‌آهنگی ظریف و هنرمندانه. بعلاوه او در عرضه داشتن این کیفیت به ابتکارهایی دست می‌زند متنوّع و متناسب در هر مورد، چندان که تحریرها و زیر و بم‌ها و کرشمه‌هایی که در آواز اوست برای شنونده آشنا خود در حد موسیقی و آهنگی زیبا و شعری بلند، کشش و رُبایش و جلوه و تابش دارد.
تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (VII)

تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (VII)

همین مورخ می‌نویسد: «از خلفای عباسی هارون بود که درجات موسیکاران را همچنان برقرار کرد که اردشیر پاپکان ساز کرده بود و همو بود که طریقت پادشاهان ساسانی را برگزید. در این نظم و ترتیب، ابراهیم موصلی و ابن جامع و زلزل (منصور الضارب) درجه یکم را می‌داشتند. زلزل نوازندگی می‌کرد و ابن جامع خوانندگی و سلیم بن سلام (ابو عبیدالله کوفی) و عمروالغزل و امثال ایشان درجه دوم را حائز بودند و درجه سوم به کسانی داده شده بود که تنبور می‌زدند و سنتور می‌نواختند و ضرب گیر بودند.
چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (IV)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (IV)

امروزه براى اکثر مردم تعیین وقتِ مناسب براى تمرین نه تنها اختیارى نیست بلکه اگر زمانِ تمرینِ کمى هم در طول روز پیدا کنند، در تعیین زمانِ تمرینشان اجبارِ کامل دارند و نمى توانند مقدارى که مى خواهند را در زمانى که دوست دارند تمرین کنند. ابتدا براى بررسى زمانِ تمرین، افرادى را در نظر مى گیرم که از هر لحاظ تأمین هستند و مى توانند تمام وقتِ خود را به موسیقى اختصاص دهند که عموما و اصولا (البته طبق مطالعات و تحقیقاتِ نگارنده) تمرینهاى آنها بدین صورت است که صبح ها تمرین هایى را در سطح ساده و متوسطه (بنا بر سطح خودشان) انجام مى دهند و یا آهنگ هاى ساده اى را فقط جهت گرم کردن دست ها اجرا مى کنند.
ادیت در ویولن (I)

ادیت در ویولن (I)

ادیت در ویولن، مهمترین و پیچیده ترین شاخه از دانش های هنر نوازندگی این ساز است که هنرمندان درسطوح مختلف نوازندگی این ساز بطور مستقیم با آن سر و کار دارند. اهمیت این دانش از آنجاست که برای نواختن هر اثر تصنیف شده برای این ساز، نیازمند استفاده ازآن هستیم.