جک برایمر، سلطان انگلیسی کلارینت (II)

جک برایمر
جک برایمر
یک روز برایمر ساعت ۴ مدرسه را ترک کرد تا به دعوت بیچام به منزل او در سن جانز وود برود. بیچام از او پرسید: «چه چیزی را بنوازیم پسرم؟» در نتیجه این گزینش، برایمر به یکی از اعضای بخش سازهای بادی ارکستری تبدیل شد که قرار بود اجرای تروجان ِ برلیوز (Berlioz) آن از تلوزیون پخش شود. این گروه سازهای بادی، موسیقی بی نظیری را اجرا کرد که کیفیت فوق العاده ای داشت. یکبار هم طی اجرا بیچام بر روی سکو و استرائوس بین تماشاچیان شاهد اجرای آهنگ “دون جوئان” خود بود.

این تغییر برای برایمر بسیار متفاوت تر از موسیقی آرامی که تا کنون می نواخت بود اما او خیلی زود رپرتوار را آموخت. او خیلی سریع خود را با هر سبکی تطبیق داد و زمانی که با ارکستر در نیو اورلئان به اجرا می پرداخت به راحتی با ستارگان موسیقی جاز محلی مانند آلفونس پیکو (Alphonse Picou) کهAlligator Hop و Olympia Ray را برای کینگ الیور ساخته بود، به صورت بدیهه می نواخت.

او در سال ۱۹۶۳، ارکستر فیلارمونیک سلطنتی را ترک کرد و در همان سال به درخواست ویلیام گلوک (William Glock) به ارکستر سمفونیک BBC پیوست که همراه با کالین بلکبری به عنوان کلارینت نوازان اصلی به شمار می رفتند. پیر بولز در سال ۱۹۶۹ رهبر ارکستر شد. البته تمایل بولز به موسیقی معاصر و پیروی از استانداردهای خشک کمال گرایی (perfectionism) به راحتی با رویکرد خونسرد برایمر جور در نمی آمد. اینکه برایمر آهنگ های اریک کوتز را بنوازد بسیار محتمل تر بود تا نواختن آهنگ های لوسیانو بریو! برایمر در اکتبر ۱۹۶۲ به ارکستر سمفونیک لندن پیوست و در ۷۲ سالگی بازنشست شد.

در سال ۱۹۶۰ برایمر نشان سلطنتی افسری انگلیس را دریافت کرد و از دانشگاه های نیوکاسل اِپان تاین، کینگستون و دو مونتفورد مدرک افتخاری دریافت کرد. او همچنین کتاب های کلارینت (۱۹۷۶)، در ارکستر (۱۹۸۷) و زندیگنامه اش، از جایگاه من (۱۹۷۹) را منتشر کرد.

برایمر حتی زمانی که در ارکستر فیلارمونیک سلطنتی بود به تعهدات خود به گروه های رقص پایبند بود و مدیریت گروه های موسیقی مجلسی را به عهده داشت. او همچنین مدیریت گروه تکنوازان سازهای بادی لندن و کوارتت ساکسیفون مایکل کرین را که بعدا به کوارتت ساکسیفون لندن تبدیل شد را نیز به عهده داشت.

این فعالیت به انرژی بسیار زیادی احتیاج داشت و باعث خلق کارهای برجسته ای شد که قوی ترین نوازندگان را می ترساند. برایمر در جشن تولد ۸۰ سالگیش، کنسرتو اول کلارینت وبر، کنسرتو کلارینت موزار و کوئینتت کلارینت موزار را با سازی که کمتر کسی می تواند بیش از ۴۵ دقیقه کوک نگه دارد اجرا کرد! برایمر می گوید: «شاید یکی از رازهای من این است که یک بازیکن بسیار مشتاق راگبی بودم.»

telegraph.co.uk

یک دیدگاه

  • محمد
    ارسال شده در بهمن ۱۸, ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۴ ق.ظ

    سلام
    از مطالب مفیدتون کمال تشکر را دارم.
    ممنون میشم اگه از نوازندگان کلارینت ترکیه هم مطالبی بگذارید. چون من زبان ترکیه ای بلد نیستم و تو اینترنت هم اکثرا به ترکیه ای نوشته شده.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

کارگاه آشنایی و نوازندگی «هنگ درام» توسط علی رحیمی

موسسه فرهنگی هنری فرزانه کارگاه آشنایی و نوازندگی «هنگ درام» علی رحیمی را برگزار می‌کند. این کلاس ها در شش جلسه سه ساعته برگزار خواهد شد و متقاضیان به دو صورت فعال و غیر فعال می‌توانند در این کلاس‌ها شرکت کنند. تعداد اعضای فعال محدود می‌باشد و پس از جلسه مشاوره رایگان توسط استاد رحیمی انتخاب خواهند شد.

«نیاز به کمالگرایی داریم» (I)

اگر اهل مطالعه نوشته های مربوط به موسیقی باشید حتما نام سجاد پورقناد برای شما آشناست؛ او سردبیر قدیمی ترین مجله اینترنتی روزانه موسیقی به نام گفتگوی هارمونیک است. البته فعالیت در عرصه مطبوعاتی (اینترنتی و کاغذی) تنها بخشی از فعالیت های پورقناد را تشکیل می دهد. او غیر از فعالیت گسترده در زمینه نقد، گزارش و مقاله نویسی، تلاش های قابل توجهی در زمینه تولید و اجرای موسیقی داشته است که شامل آثار مختلفی از نوازندگی، خوانندگی و در این اواخر آهنگسازی می شود.

از روزهای گذشته…

شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک (II)

شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک (II)

قطعاً تفکر وی امکان اجرای آن برای همه ی نوازندگان نبوده. اینکه چه نوازندگانی قادر به اجرای آن باشند گویی برای وی اهمیتی نداشته، چرا که تمام باورهای ما برای استاندارد فاصله ی بین انگشتان دست چپ را نادیده گرفته است. به هر حال شما در مسیر چنین تفکری و با داشتن دستانی منعطف و قدرتمند نیز، امکان گرفتن فاصله ای بیش از ۶ یا ۷ فرت (Fret) را در قسمت سر دسته ی ساز ندارید.
ویکتور ووتون

ویکتور ووتون

ویکتور ووتن (Victor Lemonte Wooten) نوازنده گیتار بیس در ۱۱ سپتامبر سال ۱۹۶۴ در ویرجینیا آمریکا متولد شد. او را به عنوان یکی از تکنیکالترین نوازندگان گیتار بس میشناسند و همچنین جدا از مهارت در نوازندگی در زمینه آهنگسازی، ترانه سرایی، تهیه کنندگی نیز فعالیت چشمگیری دارد.
سوزانا باکا، وزیر جدید فرهنگ پرو!

سوزانا باکا، وزیر جدید فرهنگ پرو!

سوزانا باکا خواننده آفریقایی-پرویایی فولکلور در کابینه جدید پوپولیستی رئیس جمهور الانتا هومالا که هفته پیش آغاز به کار کرد به وزارت فرهنگ کشور پرو گماشته شد. باکا که توانست با سی دی “Lamento Negro” خود جایزه گرمی لاتین را در سال ۲۰۰۲ از آن خود کند، اولین پرویایی سیاه پوست است که از زمان استقلال این کشور از اسپانیا در سال ۱۸۲۱ وزیر کابینه شده است. باکا همچنین نمونه دیگری از یک شخصیت آمریکای جنوبی است که در گرایش اخیر این کشورها به درگیر کردن هنرمندان در سیاست های فرهنگی دولت مسئولیتی را پذیرفته است.
هنر پدیده ای انضمامی (I)

هنر پدیده ای انضمامی (I)

طی سال های گذشته، تغییرات بسیاری در تصورات ما از صدا و در ادامه از اثر موسیقایی به وجود آمده است. بنیه ی یک اثر موسیقایی وابسته به صداست و ریشه ی این صدا در دامان اجتماع و تحولات جاری در آن شکل می یابد. ثمره ی این تلاقی و رویارویی این که امروز میان هنرمند و اجتماع، هنرمند و دولت، هنرمند و مردم هیچ رابطه ی آرام و صلح آمیزی وجود ندارد. عدم این همبستگی ها منجر به خشونت و ظهور صداهای ناخوشایند شده است.
موسیقی اینتریتیو

موسیقی اینتریتیو

به نوعی از موسیقی بداهه یا از پیش ساخته شده گفته می شود که در آن یک سیستم هوشمند – معمولآ نرم افزار – بنا بر ویژگیهای محیطی تصمیم میگیرد که چه قسمتی از موسیقی نواخته شود. نمونه آشکار کاربرد موسیقی Interactive استفاده از آن در صنعت تولید بازیهای کامپیوتری است که روزبروز پیشرفته تر می شود. در برخی از مباحث به موسیقی از پیش نوشته و تنظیم شده موسیقی خطی و به نوع Interactive آن موسیقی غیر خطی یا Nonlinear گفته می شود.
گریگوریان: حضوری دربرگیرنده (II)

گریگوریان: حضوری دربرگیرنده (II)

درباره فرهنگ ارمنی از گریگوریان سئوال میکنم. خیلی حرف میزنم. درباره ویژگی های آن میپرسم، درباره خط مشترکی که در شکل های مختلف فرهنگ و هنر ارامنه وجود دارد، درباره استحکام شخصیت فرهنگی ارامنه، در مورد پایگاهش، تاثیراتی که گرفته است، تاثیراتی که داشته است و چیزهای دیگر. اما تمام اینها از آن رشته سئوال هایی است که گریگوریان در پاسخ آن، حرف خودش را می زند:
پاتتیک شماره یک (II)

پاتتیک شماره یک (II)

سمفونی چهارم چایکوفسکی در فا مینور، اپوس ۳۶، در سال ۱۸۷۷ برای مادام فون مک (Nadezhda von Meck) تصنیف شده و در بالای سمفونی نوشته می شود: “تقدیم به بهترین دوست من”. لازم به ذکر است بدانید که موضوع تقدیم این اثر به بانو فون مک، ارتباطی به اندیشه اثر ندارد. در آن زمان چایکوفسکی که مدتی ارتباط نامه ای اش را با بانو فون مک قطع کرده بوده، قصد آنرا داشته که از این بانو به عنوان ساپورت کننده مالی و تنها محرم اسرارش تشکر کند.
بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (VI)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (VI)

چنان که در بخش «چه چیزهایی باید ثبت شود؟» نیز به آن پرداختیم یکی از مهم‌ترین نکاتی که یک نغمه‌نگاری را از دیگری متمایز می‌کند توانایی‌اش برای ثبت تغییرات شدت‌وری است. در مورد ردیف ناگفته پیدا است که رشد چنین توانایی‌هایی تابعی است از اهمیتی که مجری و نغمه‌نگار برای تغییرات شدت‌وری قائل‌اند. یعنی تا چه حد در موسیقی این ظرافت‌ها جاری است و تا چه حد لازم است که ثبت و از این طریق منتقل شود.
لئونارد کوهن و باب دیلان ، شعر و ترانه – ۳

لئونارد کوهن و باب دیلان ، شعر و ترانه – ۳

دیلان به دنبال از میان برداشتن هر آنچیزیست که آن را رقابت غیر انسانی، بهره کشی، و طبقه بندی و محدود سازی اجتماعی میداند. و بر اساس باور عمیقش به پایان جهان و رستاخیز، انقلاب و دگرگونی را پیش بینی را میکند که خود به خود و بدون علت و سببی ظاهری و مادی و تنها به یاری قدرتی ماورائی و خدایی انجام و جهان را زیر و رو خواهد کرد.
قضیه از این قرار است (I)

قضیه از این قرار است (I)

اگر رادیو با آن قدمت هشتاد ساله اش در ایران و تلویزیون با آن قدمت شصت و اندی ساله اش ادعای نجابت، پاکی و صداقت می کنند و می بینیم که گاه جور دیگری از آب در می آید، چه معامله ای با آن خواهیم کرد؟ دشنامش می دهیم یا پوزخند می زنیم و می گذریم؟ قبل از این که به پاسخ این پرسش ها پی برده باشم، فقط این را می دانم که هر دو (رادیو و تلویزیون) به برخی از ما نارو زده اند و البته این سرگذشت آن نارویی است که من پس از ماه ها سکوت می نویسمش. می نویسم و اگر علاج نکند، حداقل روشن خواهد کرد.