گفتگویی با آگوستا رید توماس (III)

آگوستا رید توماس
آگوستا رید توماس
بخشی از کار شما در اینجا بازنگری ساخته های آهنگ سازان مختلف است. آیا متوجه گرایش یا تمایلات خاصی در بین کارهای آن ها شده اید؟
آهنگ های متفاوتی از تمام نقاط دنیا توسط آهنگ سازانی در سن های مختلف و با سابقه های متفاوت به دست من می رسد. بعضی از آن ها را ناشران و بعضی را خود افراد ارسال می کنند. می توان آن ها را در گروه های گوناگونی طبقه بندی کرد. اما بهترین طبقه بندی بر اساس صدای خود موسیقی است. در بعضی از کار ها از «زبان های» محافظه کارانه استفاده شده و در برخی دیگر حالت های تجربه گرایانه به کار رفته است و هر چیزی در حالت بینابینی است.

در این مقطع از قرن بیستم، موسیقی برای هر آهنگ سازی معنای متفاوتی دارد و آن چه که به دست من می رسد بازتابی از این گوناگونی است. از آنجایی که از کاوش در تجربه های موسیقایی جدید لذت می برم سعی می کنم با روحیه ای پذیرا به این آهنگ ها گوش کنم در نتیجه این جنبه از بودن در این جا برایم بسیار طبیعی و آگاهی بخش است.

چقدر مهم است که موسیقی در همان اولین بار که شنونده به آن گوش می کند برایش قابل دست یافتنی باشد؟
یک از زیباترین جنبه های موسیقی، چه مَس بیرد، سمفونی موزار، کوارتت بتهوون، آهنگی از ماهلر، یا ساخته ای از استراوینسکی باشد، رمز و رازیست که در خود نهفته دارد. صرفنظر از آشنایی ما با آثاری همچون واریاسیون های گولدبرگ باخ، کنسرتو پیانوی کارتر، “Pli Selo Pli” از بولز، هر بار که به آن ها گوش می کنیم ویژگی های جدید آن ها را کشف می کنیم و آگاهی جدیدی را تجربه می کنیم و از این یافته ها لذت می بریم.

در نتیجه در پاسخ به پرسش شما باید بگویم که روانشناسی فرایند گوش دادن بسیار پیچیده است. در عین حال باور دارم که تمام آهنگ های با ارزش باید مستقیم و بی واسطه باشند. موسیقی باید بتواند رایحه معنایی از خودش ساطع کند که این با دست یافتنی بودن فرق دارد. اگر موسیقی بی واسطه باشد، یک حضور تأثیر گذار، یا قابلیت دسترسی نیز با تلاش زیاد به دنبال آن می آید. رضایت آنی تنها بخش کوچکی از گنج موسیقی است.

اگر با یک بار گوش دادن به یک آهنگ به همه چیز آن پی بردید، دیگر نیازی نمی بینید که دوباره به آن گوش کنید.
خوب، وقتی با اثری احساس آشنایی کنید طبعا شنیدن آن برایتان راحت تر است. اما وقتی در زندگی چیزی را راحت هضم می کنیم؛ چیزهایی که واضح هستند – دیگر تمایلی نداریم که همه عمرمان برای فکر کردن به آن ها وقت بگذاریم. ما به چیزهای مبهم مانند طبیعت، جاذبه، کیهان، سفر فضایی، خدا، مذهب، ریاضیات پیشرفته، اسطوره ها، عشق و … جذب می شویم. به نظرم چنین راز هایی را در هنر می یابیم. نباید خودمان را نگران کنیم – سر در گم بودن خیلی هم بد نیست!

آیا پیشنهادی برای چگونه گوش دادن به موسیقی جدید دارید؟
البته! فکر نکنید که افراد دیگر تنها درک «معتبر» از موسیقی را دارند و اینکه شما «به اندازه کافی درباره آن نمی دانید» که بتوانید درگیر شوید. تنها قلب، گوش ها و ذهن تان را باز کنید و به شیوه خودتان به آن گوش دهید.

آیا وارد کردن موسیقی جدید به رپرتوار استاندارد ارکستر دشوار است؟
اگراز نظر آرمانی؛ یا حتی تاریخی؛ به مسئله نگاه کنیم پاسخ منفی است! در واقع این بدیهی ترین کار است. به خاطر داشته باشید که این سوال تنها به این دلیل مطرح می شود که ما یک «رپرتوار استاندارد» جمع آوری کرده ایم. در بخش گسترده ای از تاریخ موسیقی غرب، رپرتوار مورد توجه نبود، بلکه تنها موسیقی جدید مورد اهمیت بود. جای شکرش باقیست که ما گنجینه موسیقی های گذشته را که رپرتوار را تشکیل می دهند جمع آوری و نگهداری کرده ایم اما همین موضوع به مسئله موسیقی قدیمی در برابر موسیقی جدید دامن زده است و این معادله را در ذهن بسیاری از افراد بوجود آورده است که موسیقی قدیمی خوب است در نتیجه آثار جدید از کیفیت پایین تری بر خوردارند.

به طور خلاصه و برای جمع بندی باید بگویم که موسیقی در حال رشد است؛ هیچ چیزی در موسیقی ماهلر نمی توان یافت که شبیه موسیقی پالسترینا (Palestrina) باشد. موسیقی به رشد خود ادامه می دهد اما در عین حال مکانیزم های حمایت از آن نیز باید قادر باشند چنین موقعیت هایی را برای آن فراهم کنند، و صرفنظر از اوامر اجتماعی-اقتصادی، سیاسی، و فرهنگی ِ جامعه امروزی، شکست در حمایت از موسیقی نه تنها برای موسیقی بلکه برای بشر نیز فاجعه آمیز خواهد بود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نامه ای از سیاوش بیضایی درباره سرود «وطنم» یا «ایران جوان»

نوشته ای که پیش رو دارید، نامه ای از سیاوش بیضایی است که برای رعایت قانون مطبوعات در این ژورنال منتشر می شود. لازم به ذکر است که جلسه ای مطبوعاتی درباره موضوع این نامه در روز سه شنبه ۲۸ خرداد با حضور سیاوش بیضایی برگزار می گردد. بدینوسیله از پیمان سلطانی و کارشناسان قوه قضاییه دعوت می گردد که در این نشست که به منظور رونمایی از اسناد بیشتر درباره این پرونده برگزار می گردد حضور یابند. این نشست در ساعت ۱۰ بامداد در خبرگزاری ایلنا به آدرس پستی: تهران، خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه نرسیده به روانمهر، پلاک ۱۳۲ برگزار می گردد.

معیار چیست؟ معیار کجاست؟ (II)

دیدیم که سلیقه و درستی معیارهای خوبی برای ارزشیابی نبودند. اگر کمی بیشتر بگردیم راه دیگری برای پیدا کردن ارزش یا اهمیت چیزها به ذهنمان می‌رسد. ما اغلب برای پیدا کردن اهمیت چیزها با چیزهای مشابه مقایسه‌شان می‌کنیم. ذهن آدم‌ها این‌طور است. برای این که بفهمیم این ماشین خوبی است یا نه آن را با یک یا چند ماشین دیگر مقایسه می‌کنیم و می‌پرسیم؛ سرعتش از آنها بیشتر است؟ پایداری سطحی‌اش چطور؟ مصرف سوخت چطور؟ و بعد روی‌هم از مقایسه‌ی این عوامل نتیجه می‌گیریم.

از روزهای گذشته…

نمودی از جهان متن اثر (IX)

نمودی از جهان متن اثر (IX)

مرحله‌ی بعدی فرآیند تجزیه و تحلیلی جستجوی همین ارتباط‌ها است. بررسی آثار تحلیلی که تاکنون منتشر شده نشان می‌دهد که این جنبه‌ی کار تحلیل‌گرانه صورتی دو وجهی دارد؛ از یک سو معطوف به طبقه‌بندی است و از سوی دیگر طبقه‌بندی را به عنوان نقطه‌ی شروع به کار می‌گیرد. رابطه‌ی دو سویه‌ی آنالیز با تئوری و تاریخ موسیقی نیز درست در همین نکته‌ی طبقه‌بندی نهفته است. اگر بپذیریم که آنالیز قادر است ویژگی‌های موسیقایی یک قطعه را استخراج کند، این نکته ما را وامی‌دارد به آنالیز به عنوان ابزاری برای طبقه‌بندی موسیقی نگاه کنیم.
خوانندگان ایتالیایی-آمریکایی (قسمت دوم)

خوانندگان ایتالیایی-آمریکایی (قسمت دوم)

در مدتی که دین مارتین و فرانک سیناترا در حال به وجود آوردن گروه هنری rat pack (گروهی از هنرمندان مشهور دهه ۵۰ و ۶۰ که با حضور جمعی در فیلمها، نمایشهای موزیکال صحنه ای شهرت فراوانی کسب کردند) بودند و پری کومو مشغول بازی در چند فیلم در رسانه جدید آن زمان، تلویزیون، بود، علاقمندان جدی تر موسیقی به صدای یک خواننده جدید ایتالیایی-آمریکایی گوش فراداده بودند.
پدیده جوان ویولون

پدیده جوان ویولون

لیلا یوسفوویتز (Leila Josefowicz) به راستی در دل تمامی شنوندگان آثارش در تمامی جهان نفوذ کرده است و این جز با داشتن دانش و صداقت در اجرا و همچنین تکنیک و موزیکالیته ای ستودنی امکان پذیر نیست. نخستین حضور وی در جامعه بین المللی به سال ۱۹۹۴ برمیگردد، زمانی که وی با Neville Marriner و در Carnegie Hall هنر خود را در نوازندگی ویولون نمایش داد و پس از آن وی را در بسیاری ارکسترهای معتبر جهانی میتوان دید.
“قمر” در عقرب (I)

“قمر” در عقرب (I)

در سال ۲۰۰۷ در کشور فرانسه فیلمی بر اساس زندگی واقعی خواننده زن فرانسوی ادیت پیاف (۱) ساخته شد با نام: “زندگی همچون گل سرخ” (۲) که بازیگر نقش ادیت پیاف در آن فیلم ماریون کاتیلارد (۳) به شکل بی سابقه ای،‌ توانست در همان سال جوایز جشنواره های معتبر سینمایی جهان از جمله اسکار، بفتا، ‌گلدن گلوب، سزار و… را به عنوان بهترین بازیگر نقش اول زن به خود اختصاص دهد که ایفای نقش کاتیلارد در این فیلم باشکوه، ‌به حق، سزاوار این ستایش ها نیز بود.
دومین دوره‌ی کارگاه‌های موسیقی دعوت به شنیدن

دومین دوره‌ی کارگاه‌های موسیقی دعوت به شنیدن

این کارگاه‌ها که در آخرین جمعه‌ی هر ماه برگزار می‌شود با دو هدف کلیِ ایجاد مخاطب فعال برای آثار موسیقی تولید شده و کنسرت‌‌های کشور و و بالا بردن سطح علمی دست‌اندرکاران موسیقی بنیان گذاشته شده است. تمام کسانی که به موسیقی به عنوان امری جدی و نه فقط سرگرمی نگاه می‌کنند و به دنبال درک بهتر و عمیق‌تر و به دنبال آن لذت بیشتر از موسیقی هستند، با هر سطح شناخت از موسیقی، می‌توانند از این کارگاه‌ها استفاده کنند.
انتشار ویرایش جدید ردیف میرزاعبدالله برای سنتور

انتشار ویرایش جدید ردیف میرزاعبدالله برای سنتور

کتاب ردیف میرزاعبدالله براساس اجرای مجید کیانی، به آوانگاری شهاب مِنا، با نُت‌نویسی کامپیوتری، صفحه‌بندی و ویرایش مجدد، توسط مؤسسۀ فرهنگی_ هنری ماهور تجدید چاپ شد. ردیف میرزاعبدالله یکی از منابعِ اصلیِ آموزشِ ردیف در موسیقی ایرانی محسوب می‌شود. این ردیف در اصل بنا بر ساختار و تکنیک‌های نوازندگی سه‌تار شکل گرفته است لیکن با محورقراردادن آن توسط نورعلی برومند برای سایر سازهای موسیقی دستگاهی نیز مورد استفاده قرارگرفت. مجید کیانی، که یک دورۀ کامل این ردیف را نزد نورعلی برومند و داریوش صفوت آموخته است، پس از سال‌ها ممارست آن‌را براساس تکنیک و شیوۀ مضراب‌گذاری حبیب سماعی برای سنتور تنظیم، و اجرای صوتی خود ‌را در سال ۱۳۶۷ منتشر کرده که سال‌ها به‌عنوان مرجع درس ردیف در مراکز دانشگاهی موسیقی ایران مورد استفاده قرار گرفته است.
پایانی بر آغاز (III)

پایانی بر آغاز (III)

اولا من به یاد ندارم که به رهبران دیگر گفته باشم آثار آهنگسازان ایرانی را اجرا کنند شاید در مصاحبات گوناگون پیش از این گفته باشم که خودم در حال حاضر (یعنی در آن زمان و در اروپا) مشغول اجرا و ضیط آثار آهنگسازان بزرگ ایرانی هستم. اما این موضوع ربطی به آن نداشته که من برای رهبران قبلی تعیین تکلیف کنم!
سومین جشنواره هنرمندان خود آموخته

سومین جشنواره هنرمندان خود آموخته

بی گمان به اعتبار همه دستاوردهای فرهنگی و هنری که زمینه های بی شماری را جهت تبلور ارزش های به هنجار فراهم می سازد، به شهود تازه ای از ثبت لحظه های تاریخمند دست می یابیم که به یمن حضور مفاخر هنری که پشتوانه های ملی ماست ، حاصل شده است.
اقدامی نیکو از شجریان (I)

اقدامی نیکو از شجریان (I)

در هر جامعه ای عناصر فرهنگی آن به تبع دیگر جنبه های اجتماعی و اقتصادی به تناسب نیاز روز در حال دگرگونی است. موسیقی هر کشور نیز رفته رفته به حسب تغییر شرایط فرهنگی،تغییر میکند. برای مثال اگر موسیقی کشور خودمان را در صد سال گذشته نگاه کنیم متوجه خواهیم شد در هر دوره گذار فرهنگی و اجتماعی، موسیقی نیز متحول شده و ما اگر به یک آهنگ که در دهه ۴۰یا ۵۰ ساخته شده گوش کنیم شاید آن تأثیری که در زمان ساخت آهنگ بوده امروز نباشد.
سیجی اُزاوا، رهبر افسانه ای ژاپن

سیجی اُزاوا، رهبر افسانه ای ژاپن

سیجی اُزاوا (Seiji Ozawa) متولد ۱ سبتامبر ۱۹۳۵ در فنیتین سابق – شنیانگ (Shenyang) کنونی است. ازاوا رهبر ژاپنی ارکستر است که تحصیل موسیقی را از سن بسیار پائین آغاز کرد و از هنرستان موسیقی توهو در توکیو با بالاترین نمره در آهنگسازی و رهبری فارغ التحصیل شد. در سال ۱۹۵۹ جایزه اول مسابقات رهبران ارکستر را در بسانکون-فرانسه، دریافت کرد. چالرز مونش (Charles Munch) رهبر ارکستر سمفونیک بوستن، او را به پیوستن به کانون موسیقی تانگلوود (Tanglewood) دعوت کرد، در آنجا جایزه کوتسویتزکی (Koussevitzky) را به عنوان درخشانترین رهبر محصل در سال ۱۹۶۰ دریافت کرد.