گذر از مرز ستایشِ محض (II)

در بعضی نقاط جنگ سرد و در بعضی نقاط (کره، ویتنام، الجزایر و …) جنگ گرم جریان داشت. محیط روشنفکرانه‌ی آمریکا و اروپا سخت تحت تاثیر این وقایع به‌ویژه جنگ ویتنام بود و به همین دلیل گفتمان روشنفکرانه‌ی ایدئولوژیک درباره‌ی هر چیزی از جمله موسیقی فراوان خریدار داشت و بسیار معمول شمرده می‌شد، از این زاویه نیز نقدهای زیادی بر آثار اشتوکهاوزن و زیباشناسی اعلام شده و نشده‌اش وارد آمد که همه –چنان که خواهیم دید- تابعی از مخالفت سرسختانه‌ی چپ‌گراهای پیش‌رو با «هنر نخبگان» (High Art) بود و به عنوان نتیجه‌ای منطقی از اعتراض جنبش چپ به «فرهنگ نخبگان» (High Culture) بر می‌آمد.

آنها چنان که بعدا خواهیم دید تا آنجا پیش رفتند که حتا رابطه‌ی اشتوکهاوزن با رادیوی کلن و دیگر نهادهای آلمان غربی را نیز در این نقد از نظر دور نداشتند. از سوی دیگر در اواخر دهه‌ی ۱۹۵۰ اشتوکهاوزن به تفکر عرفانی (به ویژه گونه‌های شرقی) گرایشی یافت که در آثارش نیز به شکل‌های مختلف ظاهر شد.

این گرایش وی نیز سبب شد تا عده‌ای واکنش نشان دهند و از دو زاویه‌ی کاملا متفاوت به نقد وی بپردازند. منتقدان اشتوکهاوزن پیش از این دوره منتقدان سریالیسم و ناقدان چپ‌گرا بودند، با این گرایش جدید برخی از طرفداران سنتی سریالیسم و موسیقی آوانگارد آن دوره نیز به جمع مخالفان موسیقی وی پیوستند.

بدین ترتیب چهارگونه نقد (اصلی) و دو پاره (فرعی) می‌توان بر آثار وی متصور شد، نخست نقدهایی بر سریالیسم‌اش از دیدگاهی صرفا موسیقایی، دوم نقد فرهنگی چپ‌گرایانه بر نقش خود اشتوکهاوزن و موسیقی‌اش به عنوان یکی از شمایل‌های موسیقی‌ آوانگارد در جنبش‌های هنری، سوم نقد موسیقایی بر گرایش عرفانی و شرق گرایی‌های وی و چهارم نقد چپ‌گرایان بر همین علاقه‌مندی وی موضوع‌های اصلی نقد و سخنان آهنگسازان بزرگ در مورد موسیقی وی (به‌ویژه تا زمانی که هنوز به چهره‌ی مسلط در هنر آوانگارد تبدیل نشده بود) و نقدهایی که به گفته‌های جنجالی وی وارد شد (به ویژه پس از سخنانش در مورد فاجعه‌ی ۱۱ سپتامبر) دوپاره‌ی فرعی را تشکیل می‌دهند.

ظهور جنجالی
اشتوکهاوزن به عنوان یک چهره‌ی جنجالی خود را در مدرسه‌ی تابستانی دارمشتات نشان داد (۱۹۵۱). قطعات اولیه‌اش به اسلوب سریالیسم همه جانبه بودند و اولین نقدها متوجه همین کیفیت آنها شد. منتقدان نیز آدم‌های اسم و رسم دار دنیای موسیقی مدرن محسوب می‌شدند. اولین نقدی که گزارشی از آن موجود است نقد سخت‌گیرانه‌ی «تئودور آدورنو» است که در سال ۱۹۵۲ به جای «آرنولد شونبرگ» در مدرسه‌ی تابستانی درس می‌داد.

پس از آن استراوینسکی و پیر شفر نیز هر یک از زاویه‌ی خاصی کار او را مورد نقد قرار دادند. استراوینسکی هم از دیدگاه زیباشناختی روال‌های سخت‌گیرانه‌ی سریالیستی را به نقد کشید. او در مورد عدم حضور عنصر شگفتی در قطعاتی که از طریق روال‌های ریاضی‌وار سریالیسم همه جانبه ساخته می‌شوند، اشاره‌ای به اشتوکهاوزن می‌کند و می‌گوید: «بعضی آهنگسازان مایلند که موضوع را به اجرا کننده‌ی موسیقی واگذار کنند، مانند آنچه اشتوکهاوزن در قطعه‌ی پیانویی شماره XI انجام داده است.» (۳) و در ادامه نقد خود را اینگونه کامل می‌کند که چگونه ممکن است آهنگسازی هر ثانیه‌ی قطعه‌اش را به دقت باچنین روال‌هایی مهار کند اما شکل کلی قطعه را به نوازنده بسپارد؟ نقد گرایش شدید اشتوکهاوزن به آهنگسازی ریاضی‌وار از جمله متداول‌ترین نقدهایی است که سال‌های بعد شنیده می‌شد. در طول سال‌های فعالیت هنری منتقدان زیادی او را «زندانی سفت و سخت روش ریاضی آهنگسازی‌اش» می‌دانستند.

آدورنو و اشتوکهاوزن


از سوی دیگر هنگام روبرو شدن با قطعه‌ی تاثیرگذار «آواز جوانی» او نسبت به حضور نوفه (۴) چنین واکنش نشان می‌دهد: «قطعا نوفه‌ها می‌توانند موسیقی باشند اما نباید بر چیزی دلالت کنند؛ چرا که خود موسیقی بر چیزی دلالت نمی‌کند» (۵) هر دو نقد استراوینسکی (با وجود علاقه‌ای که به موسیقی اشتوکهاوزن داشت) از منظر زیباشناختی پایه‌های تفکر آهنگسازانه‌ی اشتوکهاوزن را هدف گرفته‌اند. اما پیر شفر موضوع را با زبان بسیار ساده‌تری بیان می‌کند. او تعریف می‌کند که اشتوکهاوزن نتیجه‌ی مطالعاتش را برای وی پخش کرده و او چیزی جز مقداری صدای «سوت» (۶) نشنیده است.

از همین چند اظهار نظر کوتاه می‌توان متوجه شد که آهنگسازی که بسیاری از کارهایش در زمان خویش حاوی مهم‌ترین ایده‌های نوع خود محسوب می‌شوند تا چه حد در ابتدای کار در نظر همکارانش عجیب جلوه می‌کرده و تا چه حد پذیرفتن‌اش سخت بوده است. برای دانستن این سختی همین بس که بدانیم «هانس کلر» اشتوکهازون را به کنایه فاقد «گوش [موسیقایی]» می‌دانست!

پی نوشت
۳- Stravinsky, Igor, and Robert Craft. 1980. Conversations with Stravinsky. Berkeley and Los Angeles: University of California Press.P. 126.
۴- Noise
۵- Stravinsky, Igor, and Robert Craft. 1980. Conversations with Stravinsky. Berkeley and Los Angeles: University of California Press. Pp. 111-12.
۶- Schuuuuuut.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نامه ای از سیاوش بیضایی درباره سرود «وطنم» یا «ایران جوان»

نوشته ای که پیش رو دارید، نامه ای از سیاوش بیضایی است که برای رعایت قانون مطبوعات در این ژورنال منتشر می شود. لازم به ذکر است که جلسه ای مطبوعاتی درباره موضوع این نامه در روز سه شنبه ۲۸ خرداد با حضور سیاوش بیضایی برگزار می گردد. بدینوسیله از پیمان سلطانی و کارشناسان قوه قضاییه دعوت می گردد که در این نشست که به منظور رونمایی از اسناد بیشتر درباره این پرونده برگزار می گردد حضور یابند. این نشست در ساعت ۱۰ بامداد در خبرگزاری ایلنا به آدرس پستی: تهران، خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه نرسیده به روانمهر، پلاک ۱۳۲ برگزار می گردد.

معیار چیست؟ معیار کجاست؟ (II)

دیدیم که سلیقه و درستی معیارهای خوبی برای ارزشیابی نبودند. اگر کمی بیشتر بگردیم راه دیگری برای پیدا کردن ارزش یا اهمیت چیزها به ذهنمان می‌رسد. ما اغلب برای پیدا کردن اهمیت چیزها با چیزهای مشابه مقایسه‌شان می‌کنیم. ذهن آدم‌ها این‌طور است. برای این که بفهمیم این ماشین خوبی است یا نه آن را با یک یا چند ماشین دیگر مقایسه می‌کنیم و می‌پرسیم؛ سرعتش از آنها بیشتر است؟ پایداری سطحی‌اش چطور؟ مصرف سوخت چطور؟ و بعد روی‌هم از مقایسه‌ی این عوامل نتیجه می‌گیریم.

از روزهای گذشته…

روایاتی از زندگی بتهوون

روایاتی از زندگی بتهوون

به روایتی بتهوون ۱۸ ساله بود که پدر خود را از دست می دهد و مسئولیت اداره زندگی دو برادر کوچکترش را عهده دار می شود و مجبور می شود که به منظور گذران زندگی در ارکستری در شهر بن به نوازندگی ویولا بپردازد.
روش سوزوکی (قسمت هجدهم)

روش سوزوکی (قسمت هجدهم)

تلاش به فکر به اینکه انسان بی استعداد است و اینکه باعث تسلیم اش میشود نشانه ترسو بودن، بزدلی و تنبلی اش می باشد. آموزش و پرورش اندک باعث توانمندی و بازدهی اندک می‌شود اگرچه که پذیرش آن دشوار است، انسان باید تمام تلاش و کوشش خود را برای بدست آوردن و به حداکثر رساندن توانایی و رشد به کار گیرد. این را باید خوانندگان من به خاطر بسپارند. اما تلاش و زحمت درست و واقعی چیست؟ در این باره، من بعدا” خواهم گفت.
هارمونیک (V)

هارمونیک (V)

امروزه نرم افزارهای موسیقی فراوان و قدرتمندی در بازار یافت میشوند که با وجود آنها میتوانیم با کمترین هزینه بهترین اجراهای موسیقی و یا پردازشهای صوتی را انجام دهیم اما این مهم و کلآ استفاده هرچه بهتر از یک تکنولوژی نیازمند این است که با علم آن هم آشنا باشیم.
گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گونه‌ی دیگری از رابطه‌ی میان نقد و سیاست، نقد بر پایه‌ی ایدئولوژی حزبی است. این نوع نقد معمولاً بیش از هر چیزی در نظر غیرمتخصص‌ها نقد سیاسی به حساب می‌آید و به‌ویژه در حکومت‌های ایدئولوژیک که مایلند برای تمامی جنبه‌های زندگی مردمشان- از جمله موسیقی‌ای که می‌شنوند- نسخه‌ای بپیچند، بسیار رواج دارد. هر چند که گاه ممکن است چنین نوشتارهایی شکل نقد موسیقی به معنای مورد نظر در این کلاس را نیز به خود بگیرد اما بیشتر شبیه بخش‌نامه‌های حزبی است و اگر هم بر نقدِ اثر، مجموعه‌ی آثار یا سبکی متمرکز می‌شود، هدفی مربوط به خارج از دنیای موسیقی را دنبال می‌کند؛ «مهار گوش شنوندگان».
کنسرتو ویولن بتهوون

کنسرتو ویولن بتهوون

ضربات کوتاه تیمپانی آغازگر موسیقی ایست که گرچه در زمان حیات مصنف خود بیش از یک بار اجرا نشد و تا سالها بعد از آفرینشش فراموش گشت، امروزه جزو زیباترین شاهکارهای ویولن به شمار می آید.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (VIII)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (VIII)

بحث در این نکته که در یک شاخه‌ی علمی چه چیز یک «مفهوم» (۲۱) به حساب می‌آید، چه چیزی «موضوع» (۲۲) و چه چیزی «زمینه»‌ی (۲۳) کار، با درک معنی هر کدام از این مقولات در فلسفه‌ی عمومی و فلسفه‌ی علم ربط پیدا می‌کند (۲۴). به علاوه در بسیاری از موارد ممکن است نتوانیم یک موضوع را از یک مفهوم جدا کنیم.
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VIII)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VIII)

در حین خواندن این نمونه مدرس اشاره کرد که اگر چه این یک نقد نیست اما قیدها و ترکیب‌های به کار رفته در آن (نشانه‌های زرد) تحدید زبان را برای پرهیز از گزافه‌گویی و صدور حکم‌های کلی نشان می‌دهد. وی سپس بخشی از یک نقد منتشر نشده از خودش را هم به عنوان مثالی از تحدید زبان در نقد موسیقی خواند.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (IV)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (IV)

مجموع این رویداد بر روح بس حساس راخمانینوف جوان تاثیر بسیار ناگواری بر جای گذاشت و او را چنان دستخوش ناامیدی و سرخوردگی وحشتناکی کرد که تا دو سال نتوانست از آسیب آن بر کنار بماند. سرانجام دوستانش او را وادار ساختند به نزد دکتر “نیکولای دال” که یکی از پیشروان و متخصصان به نام در رشته روانشناسی و تلقین به نفس بود برود، به امید آنکه درمان شود.
موتسارت افکت

موتسارت افکت

به عقیده بسیاری از محققین گوش دادن به موسیقی موتزارت باعث تقویت حافظه و باهوش تر شدن آدم میشد. متخصصین فیزیک و پزشکی امروزه معتقدند، هنگامی که بیدار نیستم و در خواب بسر می بریم، یا حتی وقتی که بدلیلی در کما قرارداریم، موسیقی به دلیل ارتعاشات خود میتواند در اعماق سلول های بدن نفوذ کرده و اثرات خود را روی بدن بگذارد.
علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (V)

علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (V)

این مقایسهٔ ـ از دید امروزی – آشکارا تحقیرآمیز،(۱۸) که به نظر نمی‌رسد در آن روزگار نزد ترقی‌خواهان زیاد ناپسند و آزارنده بوده باشد بخش بزرگی از سیستم ارزش‌گذارانهٔ هنری (یا شالوده‌های حمایتی آن) را فراهم می‌کرد و حقانیتی به دگرگونی‌های هنری می‌داد که برآمده از نیاز به نظم و … در زندگی روزمره بود.