نگاهی به جوایز گرمی (II)

جورج سولتی تا کنون بیشترین تعداد جایزه گرمی (32) را دریافت کرده است.
جورج سولتی تا کنون بیشترین تعداد جایزه گرمی (32) را دریافت کرده است.
در ادامه مطلب قبل راجع به جوایز گرمی باید افزود که این جوایز توسط بسیاری از هنرمندان جدی گرفته نمی شود. چرا که آراء داده شده از طرف هیئت داوران اغلب تا حد زیادی محافظه کارانه می باشد و کمپانیهای ضبط صفحه پشتیبان این جوایز هستند و بسیاری از شناخته شده ترین دسته جوایز مانند بهترین گروه یا بهترین هنرمند، به هنرمندانی تعلق میگیرد که یا در کار خود به خوبی جا افتاده باشند یا توسط کمپانیها به برایشان تبلیغات وسیعی شده باشد.

در واقع بعضی از هنرمندان مانند الویس پرسلی یا گروه رولینگ استونز، که از نظر بسیاری، بزرگترین هنرمندان تاریخ موسیقی روز بوده اند تعداد بسیار اندکی جایزه گرمی دریافت کرده اند. اما این نقطه نظر در مقابل موفقیتهایی که آکادمی برای حفظ حقوق هنرمندان و دیگر افراد هنر و صنعت موسیقی کسب کرده است، نمیتواند از اهمیت دستاوردهای آن بکاهد. در طی سالیان، آکادمی موفق شده است تا گذشته از برگزاری یک جشن شاد و پر زرق و برق، به فعالیتهای حقوقی در زمینه موسیقی نیز بپردازد.

از جمله وضع قانون مارک گذاری یا Labeling برای حفظ منافع تولید کننده، حمایت از حقوق مادی و معنوی، ضبط خانگی غیر قانونی، دزدی هنری، مسایل حفظ و نگهداری، برنامه های تبادلات هنری و مسایل مربوط به سانسور. آکادمی در مسایل قانونی چون اخذ حقوق هنری، گرفتن غیرقانونی اثر از اینترنت (Downloading Litigation) و … حامی و مدافع تمام دست اندرکاران موسیقی از جمله ترانه سرایان، اجرا کنندگان، تهیه کنندگان و مهندسین است.

جا دارد دراین قسمت به چند رکورد جالب این مراسم اشاره میکنیم :

تنها هنرمندانی که دو سال پی در پی موفق به دریافت جایزه بهترین آلبوم سال شدند، فرانک سیناترا در سالهای ۶۶ و ۶۷ با آلبومهای : September of My Years و A Man And His Music و استیوی واندر در سالهای ۱۹۷۴ و ۱۹۷۵ با آلبوم های Innervisions و Fulfillingness First Final بودند.

تنها هنرمندانی که در دو سال پی در پی جایزه بهترین صفحه سال Record of the Year شدند روبرتا فلیک (Roberta Flack) در سالهای ۷۳ و ۷۴ با آثار The First Time Ever I Saw Your Faceو Killing Me Softly و U2 با Beautiful Dayو Walk On بودند.

استینگ (Sting)، بیشترین تعداد جایزه برای بهترین خواننده مرد را با ۴ جایزه در سالهای ۸۸، ۹۴، ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ از آن خود ساخته است.

باربارا استرایسند (Barbra Streisand) نبز در دسته بهترین خواننده زن با ۵ جایزه در سالهای ۶۴، ۶۵، ۶۶، ۷۸ و ۸۷ رکورد دار است.

بیشترین فاصله زمانی بین دریافت دو جایزه متعلق به گروه بیتلز برای بهترین اجرای گروهی یا دونفره موسیقی پاپ، با ۳۲ سال فاصله در سالهای ۶۵ و ۹۷ است.

تینا ترنر(Tina Turner)، شریل کرو (Sheryl Crow) و پت بناتار (Pat Benatar) همه موفق به دریافت ۴ جایزه در دسته بهترین خواننده زن شده اند.

رکورد دریافت جایزه برای بهترین اجرای گروهی یا دو نفره موسیقی راک، متعلق به گروه U2 با ۵ جایزه در سالهای ۱۹۸۸، ۱۹۸۹، ۱۹۹۳، ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ بوده است.

بیبی فیس (babyface) ترانه سرا و خواننده سبک R&B موفق به دریافت ۳ جایزه برای ترانه سرایی برای موسیقی R&B در آثار خوانندگان دیگر شد. End Of The Road،I’ll Make Love To

آرتا فرانکلین (Aretha Franklin) موفق به دریافت ۱۱ جایزه برای بهترین خواننده زن سبک R&B شده است که ۸ تای آن پی در پی در طی سالهای ۱۹۷۵-۱۹۶۸ به او اهدا شده است.

وینس گیل Vince Gill خواننده کانتری، ۷ مرتبه در دسته بهترین خواننده مرد کانتری برنده جایزه شده و ۵ تای آن در سالهای ۹۹-۱۹۹۵ به طور پی در پی بوده است.

لنی کراویتز برنده چهار جایزه پی در پی برای بهترین خواننده مرد راک در سالهای ۲۰۰۲-۱۹۹۹ شده است.

گروه کارلوس سانتا (Carlos Santana) توانست تنها طی سال ۲۰۰۰ تعداد ۹ جایزه گرمی را تصاحب کند.

سر جورج سولتی (Sir Georg Solti) آهنگساز و موسیقدان بزرگ معاصر که در سال ۱۹۹۷ از دنیا رفت در میان تمامی هنرمندان موسیقی کلاسیک و پاپ توانست در طول عمر خود بیشترین تعداد جوایز یعنی ۳۲ جایزه را به خود اختصاص دهد که در این میان یکی از با ارزشترین جوایز یعنی جایزه بیشترین دست آورد های موسیقی در مدت زندگی را نیز نصیب خود کرد.

گفتگوی هارمونیک

دنبال ساز دست دوم می‌گردید؟

گاه از زبانِ آنها که تصمیم گرفته‌اند به دنیای موسیقی گام بگذارند می‌شنویم که دنبال یک «ساز دست دوم» هستند؛ احتمالاً با این ذهنیت که قیمت‌اش ارزانتر باشد یا اینکه اگر از ادامه‌ی راه منصرف شدند، زیاد متضرر نشوند.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (IV)

از چنین راستایی می‌توانیم گفت‌وگو با دیگری فرهنگی را در موسیقی شدنی‌تر بیابیم زیرا آغاز راهش سهل‌تر می‌نماید ( و تنها می‌نماید وگرنه دلیلی نداریم که حقیقتاً باشد). احساس اولیه از دریافت دیگریِ فرهنگ موسیقایی اگر به خودبزرگ‌بینی منجر نشود، همچون طعمه‌ای فریبنده پنجره‌ی گفت‌وگو را می‌گشاید. نخست به این معنا که بدانیم دیگری موسیقایی نیز وجود دارد. بر وجود او آگاه شویم. و سپس خواست فهمیدن او پدید آید. و این خواست مفاهمه چیزی افزون بر آن دارد که پیش‌تر میان دریافت‌کننده و دیگری مؤلف برشمرده شد. اینجا پای «خود» به مفهوم هویت جمعی نیز در میان است.

از روزهای گذشته…

اردوان کامکار و سنتور نوازی معاصر

اردوان کامکار و سنتور نوازی معاصر

اردوان کامکار که کوچکترین عضو گروه خانواده کامکار است، در زمانی که هنوز پا به دهه دوم زندگی خود نگذاشته بود به همراه برادرش هوشنگ کامکار کنسرتو سنتوری تصنیف کرد که در کاستی به نام “بر تارک سپیده” (همراه با یک کنسرتو کمانچه از برادرش) به بازار عرضه شد.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (VI)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (VI)

یک نکته بسیار مهم در زمینه ساز سازی در ایران وجود دارد، خواهش می کنم این بخش را با دقت بیشتری بخوانید! در تاریخ سازگری اروپا (تقریبا) هیچ ساز آکوستیکی را پیدا نمی کنید که به صورت آنی ظاهر شده باشد؛ همه آنها دوره پیشرفتی را پشت سر گذاشته اند. دقیقا مانند تکامل حیوانات و موجودات زنده روی زمین. در واقع آنجا رشد ارگانیک روی داده ولی اینجا جهش های نامنظم؛ حالا سئوال اینجاست که چرا این اتفاق در ایران افتاده و در اروپا نیافتاده است. حتی سازهای مدرنی مثل ساکسیفون هم از خانواده کلارینت الهام گرفته شده و کلیدهایش ۹۰ درصد شبیه هم است (البته کلید بوهم منظورم است) آیا ما ذهنمان برای بوجود آوردن طرح های خلاقانه از همه این ممالک (که از قضا در امور مختلف بسیار پیشرفته هم هستند) بیشتر کار می کند؟ چرا آنها مانند یک نابینا که چوبش را روی زمین می کشد و دنبال آن می رود یا دستش را به نرده می کشد و ذره ذره پیش میرود، سازهایشان را در طول تاریخ با تغییرات جزئی پیش برده اند و ما در طی مدت کوتاهی فقط در یک نمایشگاه چندین ساز را می بینیم که تنها می شود گفت مثل ویولون زده می شود یا مثل تار زده می شود؛ تغییرات در ایران ۵۰ و ۶۰ درصدی است و در اروپا ۵ و ۶ درصدی؟
چه کار کنیم که او به ایران نیاید! (III)

چه کار کنیم که او به ایران نیاید! (III)

من فکر می‌کنم که بچه‌ها خیلی زیادند و خیلی هم مثبت هستند. نه همه، ولی تعداد زیادی از آنها. مثلاً ارکستری مثل «پارسیان» که حدود ۲۵ نفرند، یکدفعه تصمیم گرفتند دوهزار کیلومتر پرواز کنند، با پول خودشان هزینه‌ی هتل را بپردازند و به استانبول بیآیند، که فقط من با آنها کار کنم. نه کنسرت، نه ضبط! چون من خودم آنجا کنسرت داشتم. هر روز من سه ساعت تمرین‌های خودم را داشتم بعد پنج یا شش ساعت بدون خستگی می‌آمدند که کار کنیم. فقط برای اینکه یاد بگیرند. اینها هم ایرانی هستند.
صادقی: شاید در سالهای آینده ارکستر سمفونیک به توانایی قبلی خود برسد

صادقی: شاید در سالهای آینده ارکستر سمفونیک به توانایی قبلی خود برسد

مدیران آنقدری که باید، رسیدگی کامل و کافی به وضعیت معیشتی اعضای ارکستر سمفونیک و گروه کر نداشتند و گاه گداری نامه نگاری هایی انجام می شود، هیأتی از ارکستر یا گروه کر مسئول می شدند برای پیگیری نامه ها و مسائل مختلف حاشیه ای و خوب بعضی وقتها به ثمر می رسید و بعضی وقتا به ثمر نمی رسید! متاسفانه در سال های گذشته به دلایل مختلف (حالا می توانیم به نوعی بگوییم بعضی وقت ها)، استفاده از رهبرانی که رفتارشان با اعضای ارکستر خیلی مناسب نبوده است و همینطور وضعیت ارائه حقوق ها به کارمند ها یا پایین بودن سطح حقوق که باعث می شد خیلی از نوازندگان پیشکسوت در ارکستر یا گروه کر از این گروه ها فاصله بگیرند و متاسفانه ارکستر افراد پر سابقه را از دست بدهد؛ ارکستر سمفونیک و کر وضعیت بدی را تجربه کرد.
موسیقی برنامه ای – سوئیت

موسیقی برنامه ای – سوئیت

در ادامه بحث راجع به موسیقی رمانتیک جا دارد که به موسیقی برنامه ای و سوئیت هم اشاره ای داشته باشیم. در دوران رمانتیک اتفاق جالبی رخ داد و آن مشارکت هنرهایی چون موسیقی، نقاشی و ادبیات برای خلق آثاری هنری مشترک بود. نتیجه چیزی جز موسیقی ای نبود که به اجرای یک نمایش یا بیان یک داستان مشغول باشد. اغلب هنرمندان دوران رمانتیک به نوعی نگرش یگانگی و وحدت هنرها رسیده بودند، از شواهد این ادعا می توان به سرودن شعر توسط موسیقیدانان و سرودن شعر موسیقایی توسط شاعران اشاره کرد.
آیا موسیقی ایرانی علمی نیست؟

آیا موسیقی ایرانی علمی نیست؟

پیمان ناصح پور (کارشناس ارشد ریاضی و نوازنده ی تنبک و دایره ی آذربایجانی) به دعوت دکتر زهرا گویا (استاد آموزش ریاضی در دانشگاه شهید بهشتی و از مولفان کتاب های درسی) درباره ی ارتباط موسیقی و ریاضی سخنرانی خواهد کرد.
«شوشتری برای ویولون و ارکستر» از نگاه ملاح

«شوشتری برای ویولون و ارکستر» از نگاه ملاح

کتابی معرفی می‏شود که کلمات، بیان ‏کنندهء اندیشهء نویسنده، یا مترجم آن نیستند، بلکه بیانگر فکر آفرینندهء نخستین و نشان‏ دهندهء قدرت آراینده و اراءدهندهء آن به‏ گونهء علمی، نغمات و یا بنا به اصطلاح این روزگار «نوت» های موسیقی هستند. این اثر موسیقی چند صوتی (پولیفنیک) به جای اینکه بالفعل ارائه گردد، به‏ گونهء اثری بالقوه، به نام «شوشتری برای ویلن و ارکستر» توسط موسیقی‏دان معاصر آقای حسین دهلوی‏ (استاد و رئیس پیشین هنرستان عالی موسیقی ملی) چاپ و در دسترس جامعهء موسیقی‏ علمی نهاده شده است.
به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (IV)

به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (IV)

پیوند شعر و موسیقی آوازی از جمله سلسله مقالاتی بود که در همین مجله به چاپ می رسید که بعدها با جرح و تعدیلهای فراوان و با مشاوره بسیاری از اساتید زبان شناسی و ادبیات (چون دکتر باطنی، حق شناس و مهدخت معین) برای نخستین بار در سال ۱۳۷۹ توسط نشر ماهور چاپ شد. اما از جمله مقالات مهم دیگر او می توان به مقالات: چند صدایی در موسیقی ایران (موزیک ایران، تیر ۱۳۴۰)، کنتر پوان و مقایسه آن با هارمونی (مهر ۱۳۳۳ موزیک ایران)، در پاسخ به مقاله سعدی حسنی در باره اختلاف ربع پرده (موزیک شهریور ۱۳۳۳)، موسیقی و اجتماع (خرداد ۱۳۳۶ همان)، پدال در موسیقی ایران (خرداد ۱۳۳۴ همان) و حتی مقالات دوران پس از انقلاب مثل نت نگاری در موسیقی ایران (مندرج در ادبستان ش. ۷)، ویژگی های سنتور (در کتاب ماهور شماره ۲ و ۳) و… اشاره کرد.
حسرت دیدار، مرئی و نامرئی

حسرت دیدار، مرئی و نامرئی

لحظه ی دیدار، لحظه ی ظهور است و حسرت دیدار ما همین جا رخ می نماید. من سال هاست در انتظار لحظه ای مانده ام که خاطره اش بیشتر به یاد می ماند. حال ما به سوی آن لبریخته ای می ایستیم که نامش فاصله را از میان مشروطه برداشته و در کنار ما به خاک سپرده است. تنها می ماند مهجوری و دلتنگی که آن هم متعلق به این چند سال اخیر است. ما آن صدا را وقتی شنیده ایم و باز ایستاده ایم و زمانی در مقابل آن باز آفرینی واقع شده ایم که راوی ما، از روایت جلوه ای بیشتر یافته بود. راوی ما نقصان را به روی دیگر سکه می کشاند و به آن جلوه ای دیگر می دهد.
دیوید گیلمور : “ما مردانی یاغی بودیم”

دیوید گیلمور : “ما مردانی یاغی بودیم”

در ادامه مطلب قبل ، “سکوت کامل یا جنگ”توجه شما را به ادامه ترجمه متن مصاحبه با دیوید گیلمور جلب می کنیم.