جسور و ایرانی (II)

همراهی تنبک افقه حساب شده است، برای مثال در پیش در آمد، در بعضی قسمت ها، بدون این که وزن قطعه تغییر کند، سکوت هایی بین جمله ها و نیم جمله ها وجود دارد (مثلا در یک میزان بعد از ضرب اول، سه ضرب سکوت است) و تنبک در این فضاهای خالی الگوهای ریتمیکی را می نوازد که کاملا با وزن قطعه متفاوتند (مثلا یک الگوی شش ضربی در آن سه ضرب نواخته می شود.)

افکت های خاص او هم گاه گاهی شنیده می شود که البته این تکنیک ها – که نظیرش را در آثاری مانند ”پیدایش” شنیده بودیم – به درستی چندان مورد تاکید قرار نمی گیرند و ناهمگونی به وجود نمی آورند. در سه قطعه ی آوازی، بابایی کاملا با تاثیر از ردیف و گوشه هایش به اجرای موسیقی پرداخته است (مشخص نیست که آیا می توان این قطعات را بداهه نامید یا خیر، قطعات آوازی در دفترچه بداهه نامیده شده اند اما بداهه بودن قطعه ای مثل ”بغض” کمی بعید به نظر می رسد؛ حداقل کاملا بداهه بودن آن.)

همه چیز به گوش آشناست اما بابایی معمولا آنقدر با آن ها بازی می کند (و البته گاهی کمی بیش از حد درگیر تکنیک می شود) که گاه موسیقی به گوش کاملا نو می آید: جامه دران و نغمات آشنایش، سیخی و رامکلی (که البته رامکلی ردیف آوازی است)، چهارپاره و… باید توجه داشت که حداقل در دو مورد چهارپاره و رامکلی، هویت گوشه ها به تم ملودیک آنهاست که دست نوازنده را برای بداهه نوازی کمی بسته می گذارد، اما آنچه بابایی نواخته است دارای بیانی نو و متفاوت از ردیف است.

نکته ی دیگری که در این آلبوم در نوازندگی بابایی محسوس است، تاثیر پذیری بهداد بابایی از نوازندگان مختلف و ردیف های مختلف است. گاهی آشکارا به ردیف آوازی نقبی می زند، ‌ گاهی به ردیف های سازی میرزا حسینقلی و میرزا عبدلله، گاهی تاثیرپذیری اش از علیزاده و یا استادش احمد عبادی عیان می گردد و حتی گاه شنونده صدای تار نوازندگان دوران گلها را هم از سه تار بابایی می شنود. اما در نهایت، آنچه از او می شنویم نو است و دارای بیانی شخصی.

برخلاف قطعاتی که تا اینجا نام آنها برده شد، بعضی قطعات هستند که نامی توصیفی – و نه فرمال – دارند (و البته نام آنها از شعرهای احمد شاملو – که آلبوم به وی تقدیم شده – انتخاب شده). هنگامی که موسیقیدان چنین نام هایی را برای قطعه اش انتخاب می کند، تمهیداتی را نیز برای القای مفهوم آن نام ها در نظر می گیرد.

در موسیقی ایرانی، به دلیل سابقه ی آن که همواره با شعر همراه بوده (حداقل تا جایی که آثار ضبط شده ی ما به خاطر می آورند)، این گونه آثار هم کم هستند و هم اجرای آنها دشوار. پس طبیعی است که از بهداد بابایی نیز نباید چندان انتظار بالایی داشت، به خصوص آن که وی در این اثر تنها با یک ساز ملودیک به اجرای موسیقی خود پرداخته است.

گاه اما اختلاف نام و احساس القا شده کمی بیش از حد انتظار است (هر چند که باید در نظر داشت موسیقی از بیان هر مفهوم دقیقی عاجز است و ممکن است این مساله تا حد زیادی برخاسته از سلیقه و احساس شخصی نگارنده باشد). به طور مثال، در ”ضربان خسته ی تکرار” با یک پایه ی ریتمیک تکرار شونده مواجهیم، با تاکید روی درجه ی دوم بالاتر از شاهد (در حقیقت نواختن مکرر این نت.)

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VII)

نخچیرگان به مجموع الحان سی گانه ی باربد شامل می شد. باربد آفریننده ترانه های نوروزی نیز به شمار می رود. از این ترانه ها می توان به فرخ روز، سروستان، ارغنون، لبینا اشاره کرد. آثار باربد را موسیقیدانان قرون بعدی چون شعبه، جنس، آوازه، و شاخه های مهم مقام ها توضیح و توصیف کرده اند، عبدالقادر مراغه ای در مقاصد الالحان ماهیت تاریخی و موسیقی لحن و آثار باربد را خاطرنشان نموده و آن را زمینه دوره اول تشکیل مقام ها شمرده است.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

از روزهای گذشته…

حرکت های ملودی روی آکوردهای پنجم

حرکت های ملودی روی آکوردهای پنجم

قسمت ابتدایی یکی از مازورکا های شوپن به شکل زیر میباشد. به آن دقت کنید، خواهید دید که هارمونی انتخابی شوپن برای دست چپ در میزان دوم Em ، در میزان سوم Am و در میزان چهارم D7 میباشد.
درباره “گفت و شنید”

درباره “گفت و شنید”

سوئیت سمفونیک «گفت و شنید» که توسط «پیمان سلطانی» و بر اساس خمسه نظامی گنجوی آهنگسازی شده از امروز وارد بازار موسیقی کشور شد. در این آلبوم که نوازندگان ارکستر فیلارمونیک ارمنستان آن را اجرا کرده‌اند، غلامرضا رضایی و سعید ادیب آواز خوانده‌اند و یارتا یاران هم خوانش شعرها را به عهده داشته است. نوشته ای که پیش رو دارید توضیحاتی از عوامل این اثر است که با هم می خوانیم:
تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (III)

تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (III)

در بینابین سالهایی که دالکروز و ارف متد های خود را به جهان ارائه می کردند، زولتان کودای(Zoltán Kodály) اهل مجارستان بخاطر ضعف آموزش موسیقی در کشورش اقدام به تدریس روشی در جهت ارتقای سطح آموزش موسیقی نمود و در سال ۱۹۰۶ دست به کار تحقیق و انتشار آوازهای مجاری شده و معتقد بود برای اینکه بخواهیم موسیقیدانی را تربیت کنیم بهترین راه، انتقال میراث موسیقائی هر کشور به کودکانش می باشد؛ او فراگیری موسیقی را برای کودکان ضروری می دانست.
گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

پس از آن خلاصه‌ای از یک مقاله‌ی دیگر که در کتاب «ویکتوریا الکساندر» آمده، خوانده شد. پیش از خواندن بخش‌هایی از این خلاصه اشاره شد که آن مقاله یک نقد موسیقایی به معنای مرسوم نیست بلکه یک مطالعه‌ی موردیِ جامعه‌شناختی است با این حال مطالعه‌ی آن ازجهت روندها و رویکرد‌ها و نتایج به دست آمده برای کارگاه مفید است:
پایانی بر آغاز (I)

پایانی بر آغاز (I)

ارکستر سمفونیک تهران با وجود تغییر سیاست های هنری در دولت جدید، همچنان در تعطیلی است و با اینکه بارها و بارها بر ضرورت فعالیت مجدد این سازمان فرهنگی با سابقه تاکید شده، هنوز هیچ اقدام موثری برای راه اندازی دوباره آن صورت نگرفته است. منوچهر صهبایی که قبل از بی سامانی ارکستر در دوره رهبری نادر مرتضی پور، رهبری ارکستر را به عهده داشته است، به تازگی در مصاحبه هایی از وضعیت فعلی ارکستر انتقاد کرده و عنوان کرده است که این مشکل را پیش از واقع شدن، حدس می زده و به نوازندگان ارکستر گوشزد می کرده است.
پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (X)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (X)

فرض کنید از این ۴۰۹۶ مجموعه در طی تقریبا چهارصد سال گذشته هر سال تنها از ۲۰ مجموعه مختلف استفاده شده است. این می‌شود ۸۰۰۰ مجموعه (۴۰۰*۲۰)؛ یعنی ۴۰۰۰ تا بالاتر از گنجایش سیستم. حال به‌طور فرضی سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هر سال ۱۵ مجموعه مختلف استفاده شده. این می‌شود ۶۰۰۰ مجموعه یعنی ۲۰۰۰ مجموعه بالا تر از گنجایش سیستم. باز سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هرسال از ۱۴ مجموعه مختلف استفاده شده. این می شود ۵۶۰۰ مجموعه.
چند سوال!

چند سوال!

شبکه ی آموزش در برنامه ای تحت عنوان دستان در تاریخ ۱ شهریور ۹۲ میزبان کیوان ساکت بود.* متاسفانه یا خوشبختانه فقط چند دقیقه ی پایانی برنامه را دیدم اما همین مقدار کافی بود تا سوال های بسیاری در ذهنم نقش بندد.
یادداشتی بر آلبوم «صوفی»

یادداشتی بر آلبوم «صوفی»

«صوفی» از دقیق‌ترین نام‌هایی‌ست که تاکنون برای یک آلبوم موسیقی انتخاب شده است. برای شرح این مدعا باید کمی به عقب برگردیم. سال ۱۳۷۹ آلبومی منتشر شد با نام «مستانه» به خوانندگی علیرضا افتخاری و سه‌تار جلال ذوالفنون که تا امروز به لطف رسانه‌ی ملی زیاد شنیده شده است. همه‌ی تصنیف‌های آلبوم -به جز یک مورد- شش‌‌وهشت‌های مستانه‌ای بودند، هر کدام روی غزلی. هر تصنیف از درآمد یک دستگاه شروع و با دم دستی‌ترین ملودی‌ها بالا و پایین می‌شد و با چاشنیِ الحان و اطوار آشنای خواننده‌ی آلبوم نیز همراه بود. چه ایرادی دارد؟
روش سوزوکی (قسمت چهل و ششم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و ششم)

کنسرت های فورت ونگلر، رهبر ارکستر فیلارمونیک برلین را بارها شنیدم… هنوز اجرایش را به یاد دارم. اجرای موسیقی شوئنبرگ پله‌ آس و ملیزان (Pellacs and Melizamele) که تحسین مرا بی نهایت بر می‌انگیخت… ولی از تمام این اجراها اجرای موسیقی مجلسی موتسارت بود که در عمق وجودم رخنه کرده بود و آن اجرائی بود که من در آکادمی سینک (Akademic)، شبی از کوارتت کلینگر شنیدم. وقتی که کوارتت کلارینت KV581 به صدا درآمد و در فضا پخش شد، در درونم حسی عجیب و غیرقابل توصیف بوجود آمد، حسی که هرگز نظیر آن در درون من به وقوع نپیوسته بود… به ناگاه دچار حالت روحی عجیبی شدم حالتی که مثل اینکه دست هایم قادر به حرکت نبودند.
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XII)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XII)

به نظر من، اختصاص این مشاهدات، توجیه قانع کننده ای برای مرکزیت داشتن متر از منظر حرکات بدن، ارائه می کنند. این صرفا یک مشاهده ی عادی نیست که در آن ضربان قلب یا تکرار قدم برداشتن را به تکرر بیت های موجود در برخی ژانر های موسیقی مرتبط کنیم. بالعکس، بلوم نشان می دهد که برخی مشخصه های حرکت بدن با مشخصه های متریک موسیقی مد نظر، مطابقت دارد.