میکرو تنالیته (II)

در یک نگاه می توان ۳ جنبه برای میکروتونالیته در نظر گرفت:

۱- کاربرد میکروتن به عنوان فواصل کوچکتر از نیم پرده و پرده که هویت مستقل دارند. در دیدگاه نوین تمام فواصل میکروتنال، هویتی مستقل داشته و به عنوان فاصله فرعی و جمع شدنی یا کم شدنی با فواصل اصلی پرده ونیم پرده محسوب نمی شوند. همچنانکه فاصله پنجم درست با نسبت ۲/۳ فاصله ای با هویت است به همین ترتیب فاصله میکروتن ۱۵۰ سنت با نسبت ۴۵۳/۴۹۴ نیز هویتی مستقل دارد.

۲- در میکروتنالیته فواصل و کوکهای نامعمول و خارج از اعتدال به کار گرفته می شود.

۳- در میکروتونالیته محدودیتی در استفاده از سیستمها و فواصل موجود در تمام فرهنگهای موسیقایی وجود ندارد. به همین خاطر میتوان علاوه بر فواصل موجود در فرهنگهای موسیقایی، به کشف فواصل جدید نیز از طریق تئوری پردازی اقدام نمود.

در اوایل جریان میکروتونالیسم، استفاده از “گام تمام ربع پرده” با نام “گام ۲۴ قسمتی مساوی” توسط بعضی از آهنگسازان مرسوم گشت. کسانی مانند Charles Ives با “۳ قطعه ربع پرده برای پیانو” ، Ivan Wyschnegradsky آهنگساز مکزیکی Julian Carillo از این دسته اند. بتدریج آهنگسازان به سوی گام ها و مقام های جدیدتر جلب شدند. چرا که به زعم آنان موسیقی، آزاد خلق شده و به سمت آزادی و هارمونی ابدی پیش میرود.

در روسیه و در اوایل قرن ۲۰، Alexander Scriabin علیرغم عدم استفاده عملی از فواصل میکروتنال، همواره در آرزوی استفاده از آنها بوده است. از دیگر محققان روسی میتوان Arseny Avracimov را نام برد که به گسترش فواصل از طریق کاربرد هارمونیکهای اصوات اعتقاد داشته و ابداع گام ۴۸ تایی مساوی تحت عنوان “سیستم جهانی اصوات” از ابتکارات اوست.

در سال ۱۹۵۸ ، دانشمند روسی Evgeny Murzin با ابداع دستگاهی توانست فواصل گام ۷۲ قسمتی مساوی را به وجود آورده و با کاربرد هارمونیکهای مختلف، صداسازی نماید. در سال ۱۹۴۶ و در عصر استالین، تئوری پردازی به نام Alexei Ogolvetes گام ۱۷ و ۲۲ قسمتی مساوی را معرفی می نماید.

نسل جدید آهنگسازان بعد از جنگ اروپا مانند Karlheinz Stockhausen اقدام به کاربرد گامهای غیراکتاوی مانند گام “۵اکتاوی ۲۵ قسمتی” (نسبت پنج یکم به ۲۵ قسمت مساوی تبدیل شده است تا در هر اکتاو ۷۶۷/۱۰ صدا داشته باشیم) نمود. همچنانکه در بالا نیز دیدیم، ماهیت فواصل موسیقایی در ارتباط با نحوه تقسیم بندی اکتاو است. یک گام را میتوان به N قسمت مساوی یا غیرمساوی تقسیم کرد. در گام “۵ تایی مساوی۵-EDO ” 5 فاصله مساوی۲۴۰ سنتی مشاهده می شود که از دید موسیقی غربی برای شنونده نامعمول است. حتی گام میتواند اکتاوی نباشد یعنی اگر گام ها از ۵ فاصله ۲۵۰ سنتی تشکیل شود این گام در ۱۲۵۰ سنت بسته می شود.

رمضانیان: دولت وظیفه‌اش اعتماد به ملت است

روشن است. چون این برنامه‌ها برای ماست. دولت وظیفه‌اش اعتماد به ملت است. اگر جشنواره‌ی فجر در تعامل مستقیم با محیط‌های آکادمیک موسیقی و جامعه‌ی جدی هنری باشد و سیاست‌هایی را پیاده کند که به نفع دانشجویان موسیقی، موسیقی‌دانان جدی، و هنر فاخر است، چرا شرکت نکنیم؟ باورتان می‌شود من تابه‌حال یک بار در یکی از اجراهای جشنواره‌ی فجر شرکت نکرده‌ام. چون اصلاً سیاست‌هایش را به رسمیت نشناختم. اصلاً انگار نه انگار که دانشجوی موسیقی، و متخصصان بسیار حرفه‌ای در این جامعه حرفی برای گفتن دارند. برای من جشنواره‌ی موسیقی فجر در این سال‌ها با جشنواره‌ی مد و لباس‌اش فرقی نداشته. اما خب امسال به‌خاطر برگزیده‌ها گفتیم شرکت می‌کنیم. چون لااقل در بخشی از سیاست‌گذاری‌اش به‌نحو غیر مستقیم سهیم بودیم.

گفت و گو با جان کیج (IX)

شما پاسخ این پرسش را می دانید. بخشی از تاریخ شده است. آلن کا پرو (Allan Kaprow) عنصر زمان را بیشتر و بیشتر در کارهایش وارد کرد. در حالت عادی یک موزیسین بر اساس میزان، آهنگش را می نویسد و سپس فیگورهای مترونومیک را برای واحدهای میزانی تعیین می کند. در نتیجه آندانته، لارگو و همه این موارد را داریم. در قطعه ای به نام موسیقی تغییرات (Music of Changes) که برای کتاب تغییرات (Book of Changes) ساخته بودم تمام چیزهایی که می توانستم در یک قطعه موسیقی تشخیص دهم دستخوش شانس شده اند.

از روزهای گذشته…

کنسرت مردمی «عاشیقلار بایرامی» با اجرای هادی سپهری اجرا می شود

کنسرت مردمی «عاشیقلار بایرامی» با اجرای هادی سپهری اجرا می شود

برای سومین سال متوالی، همزمان با سیزدهمین برنامه مردمی «عاشیقلار بایرامی»، هادی سپهری اجرا خواهد داشت. مراسم «عاشیقلار بایرامی» که بهار هر سال در زنجان برقرار است، امسال نیز روز شنبه پانزدهم اردیبهشت ماهِ، با حضور علاقمندان و بزرگان موسیقی عاشیقیِ استان های مختلف کشور در سالن «فرهنگسرای امام» این شهر، برپا خواهد شد.
موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (VI)

موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (VI)

راول در نیویورک، جرج گرشوین (George Gershwin) را ملاقات نمود و به همراه یکدیگر برای شنیدن موسیقی جاز، (موسیقی موسیقیدانان مشهور جاز از جمله دوک الینگتون)، به هارلم رفتند. زمانی که آهنگساز آمریکایی جرج گرشوین با راول ملاقات داشت ذکر کرد که همواره آرزو داشته با آهنگسازی فرانسوی کار کند.
زندگی و آثار جهانگیر ملک

زندگی و آثار جهانگیر ملک

مرحوم جهانگیر ملک، در بیست و نهم بهمن ماه سال ۱۳۱۱ در تهران خیابان ری، کوچه آبشار، پا به عرصه وجود نهاد. علاقمندی ایشان نسبت به نوازندگی تنبک از همان دوران تحصیل در دبیرستان دارالفنون شروع شد. اکبر گلپایگانی، خواننده مشهور از دوستان مدرسه ای ایشان بود که در همان دوران تحصیل نیز با هم به تمرین موسیقی می پرداختند.
تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (III)

تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (III)

در بینابین سالهایی که دالکروز و ارف متد های خود را به جهان ارائه می کردند، زولتان کودای(Zoltán Kodály) اهل مجارستان بخاطر ضعف آموزش موسیقی در کشورش اقدام به تدریس روشی در جهت ارتقای سطح آموزش موسیقی نمود و در سال ۱۹۰۶ دست به کار تحقیق و انتشار آوازهای مجاری شده و معتقد بود برای اینکه بخواهیم موسیقیدانی را تربیت کنیم بهترین راه، انتقال میراث موسیقائی هر کشور به کودکانش می باشد؛ او فراگیری موسیقی را برای کودکان ضروری می دانست.
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

حداقل کارکرد چنین جست و جویی آن خواهد بود که مخاطب اثر، چنانچه اهل اندیشه و تعمق باشد، به جای صدور یک حکم «خوب» یا «بد» کلی و غالبا ناکارآمد، جوانب متعدد را با احتیاط بسنجد و عرصه‌های مختلف یک اثر را از هم تفکیک کند. اما این حداقل، به یقین حداکثر فایده‌ی تلاش منتقد نیست. چنین جستجویی می‌تواند با کند و کاو در نکات مختلف اثر، پاره‌ای پرسش‌های عام فضای موسیقی را مشخص کند و با کاوش در فنون و شیوه‌های به کار گرفته شده در یک اثر خاص، محدودیت‌ها و امکانات این روش‌ها را بازنماید و در نهایت یک طرح عام و البته نسبی از موسیقی جامعه ارائه کند.» (ص ۱۴۵ و ۱۴۶)
روش سوزوکی (قسمت بیست و هشتم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و هشتم)

در سفر بعدی که همسرم به دیدار من آمد بسیار خشمگین و عصبانی شد و می‌خواست که هر چه زودتر از کارش استعفا کند که پیش من بماند. خواهرم به او قول داد که از مواظبت کند و از همسرم خواست که کارش را در صلیب سرخ رها نکند. والترود (Walltroud) تنها عضو خانواده ما بود که می‌توانست کار کند و درآمدی داشته باشد، اگر او کار نمی‌کرد همه ما دسته جمعی از گرسنگی می‌مردیم.
مروری بر «کنسرت گوتلیب والیش»

مروری بر «کنسرت گوتلیب والیش»

روزگاری ایران رسیتال نوازندگان پیانوی بزرگی را به خود می‌دید. اجرای نام‌های افسانه‌ای سده‌ی بیستم همچون «آرتور روبنشتاین» ناممکن نمی‌نمود. این جهانی دیگر بود و موسیقی کلاسیک غربی حمایت دولتی داشت و … . امروز اما دستِ تنها و درعین‌حال توانای جامعه‌ی مدنی در کار است تا به نیروی خویش برنامه‌ای مانند رسیتال «گوتلیب والیش»، نوازنده‌ای از همان تبار (گرچه هنوز کم‌تر افسانه‌ای) را برای بار چندم ممکن کند و این حتا پیش از خود موسیقی جلب توجه می‌کند اگر دیده‌ی تیزبینی باشد.
لطفاً طرحی نو دراندازید!

لطفاً طرحی نو دراندازید!

اساساً وجود هنرمندانی همچون “مهیار علیزاده” در فضای آهنگسازی ایران، اتفاقی مبارک و خجسته است. تسلط او بر موسیقی ارکسترال غربی و نگاه نوگرایانه اش به موسیقی ایرانی و تلفیق این دو، هم موجب آشتی مخاطبین (به شکل خاص نسل جوان) با موسیقی خوب و غیرسطحی شده و هم اینکه توانسته سهمی هر چند اندک، در پوشانیدن جامه ای نو بر تن موسیقی ملی ایران داشته باشد.
افسانه‌ی شعرشناسِ خنیاگر (II)

افسانه‌ی شعرشناسِ خنیاگر (II)

پیش از این دوره آهنگ با کلام ساختن اغلب بر شعری بود پرداخته‌ی ترانه‌سرا، اما با تغییر ذائقه‌ی پیش آمده پس از گسست ژرف آن سال‌ها، موسیقی‌دانان شعر کلاسیک ایران را دستمایه‌ی کار کردند. بی داوری در مورد آن که کدام‌یک از این روش‌ها پسندیده‌تر است و بدل کردن تفاوت‌های سبکی به دگم‌های ایدئولوژیک، با یک مرور سریع خاطره‌های تاریخی می‌توان گفت که آثار مشکاتیان از این نظر بهترین‌های شیوه‌ی دوم هستند.
قضیه از این قرار است (I)

قضیه از این قرار است (I)

اگر رادیو با آن قدمت هشتاد ساله اش در ایران و تلویزیون با آن قدمت شصت و اندی ساله اش ادعای نجابت، پاکی و صداقت می کنند و می بینیم که گاه جور دیگری از آب در می آید، چه معامله ای با آن خواهیم کرد؟ دشنامش می دهیم یا پوزخند می زنیم و می گذریم؟ قبل از این که به پاسخ این پرسش ها پی برده باشم، فقط این را می دانم که هر دو (رادیو و تلویزیون) به برخی از ما نارو زده اند و البته این سرگذشت آن نارویی است که من پس از ماه ها سکوت می نویسمش. می نویسم و اگر علاج نکند، حداقل روشن خواهد کرد.