مصاحبه با کیت جرت (I)

مقدمه در سال ۱۹۹۹ جف دایر (Geoff Dyer)، نویسنده کتاب تحسین شده و ژانر گریزِ «اما زیبا» (But Beautiful) درباره جز، در مقاله ای در یکی از روزنامه های مهم درباره کیت جرت (Keith Jarrett) نوشته بود که «او بزرگترین موزیسین زنده موسیقی جز است». البته این اولین بار نبود که درباره جرت چنین چیزی گفته می شد و قطعا آخرین بار نیز نخواهد بود. بالاخره، جرت یکی از معدود موزیسین های جز است که در دوره زندگی خود به یک افسانه تبدیل شده است.

آثار ضبط شده جرت به صورت منظم به سه دوره تقسیم می شود: سال های آغازی آتلانتیک (Atlantic)، سال های ایمپالس! (Impulse!) و سال های ای سی ام (ECM).

به دور از انصاف نیست اگر بگوییم که دوره های آتلانتیک و ایمپالسِ! او (و لاس زدن های او در این بین با کلمبیا) تصویری از این هنرمند به عنوان مردی جوان ارائه می دهد در حالیکه فعالیت های مستند سازی شده او توسط شرکت ای سی ام – از فیسینگ یو (Facing You) در سال ۱۹۷۲ گرفته تا امروز – پرده از استعداد شکوفاشده ی بی نظیر او نه تنها در موسیقی جز بلکه در موسیقی بداهه و موسیقی کلاسیک نیز بر می دارد.

فرم کنسرت سولو که جرت در دهه هفتاد قرن بیستم پایه گذاری کرد، مخصوصا تأثیر گذار بود و به تعدادی از محبوب ترین آثار ضبط شده اش انجامید، از جمله کنسرت سال ۱۹۷۵ در کلن که تا کنون بیش از سه میلیون نسخه از آن فروخته شده است.

در سال ۱۹۸۸، سیکل کیبرد باخ/جرت با نشانِ کلاسیکِ «سری های جدیدِ» ای سی ام و با انتشار کلاویه خوش آهنگ کتاب ۱(پیانو) و کتاب ۲ (هارپسیکورد) آغاز شد. او در سال ۱۹۹۱، بیست و چهار پرلود و فوگِ شوستاکویچ را ضبط کرد که تحسین منتقدان را در سراسر دنیا برانگیخت.

جرت در سال ۱۹۸۳ ماجرای جدیدی را با راه اندازی تریوی جز با همکاری گری پیکاک (Gary Peacock)، باسیست و جک دجانت (Jack DeJohnette)، درامر، آغاز نمود. مدت زمانی بود که جرت قطعه “Over the Rainbow” را به عنوان بیزِ کنسرت های سولو اش اجرا می کرد، پس تصمیم گرفت که گروهی را راه بیندازد تا به کندوکاو کتاب ترانه های آمریکا (American Songbook) و فراتر از آن بپردازد.

او در همان سال و در این رابطه به مجله موزیسین گفته است که «بعضی از چیزهایی که با گروه می شنوید سرگرم کننده هستند: این سرگرمی که بتوانید با چیزی ارتباط بگیرید و در عین حال مهم نباشد که چیست و فقط آن را انجام دهید اما وقتی که به تنهایی اجرا می کنید هر آنچه هم که می شنوید خوشایندتان نیست زیرا آن فقط مال شماست.»

به نظر می رسید که جرت پس از موفقیت کنسرت های سولویش داشت تعاملات انسانیش را با موزیسین های دیگر از دست می داد.

ای سی ام در سال ۲۰۰۸، با انتشار “Setting Standards” یک بسته حاوی سه آلبوم نخستین آنها که در ژانویه ۱۹۸۳ در استودیوی پاور استیشن نیویورک ضبط شده و چند بار نیز منتشر شده بود، بیست و پنجمین سال تأسیس این تریو را جشن گرفت.

همانطور که پیتر رایدی نویسنده جز سوئیسی، در یادداشت آلبوم بیان کرده است: «جرت از همان ابتدا بر دو اصل تأکید داشت: آنها باید استاندارد ها [دو آلبوم استاندارد] را جدی بگیرند مانند هنری بزرگ، اما ناشناخته، در مقیاسی کوچک و باید این کار را از یک نقطه نظر به روز شده و رادیکال درباره بداهه نوازی انجام دهند. این تأثیر بر موزیسن ها در بدو ورود به استودیو بسیار خیره کننده بود. آهنگ های قدیمی جریان احساسات و حس لذت بردن از جریان های ارتباط دست جمعی را بدون هیچ پیش شرطی آزاد کردند و نه تنها تغییرات اساسی بلکه خطوط ملودیک قوی در اصل آهنگ ها را نیز دنبال کردند».

2 دیدگاه

  • کیوان میرهادی
    ارسال شده در دی ۶, ۱۳۹۴ در ۵:۲۶ ب.ظ

    دست شما درد نکند . کاش این بافت “مبهم “انگلیسی را درترجمه فارسی به بافت “معلوم” برگردانیم . جای فاعل و مفعول مهم است( پاراگراف آخر ) .
    این بی دقتی ها متاسفانه خسته کننده شده. لطفا سردبیر محترم نشریه نوشته ها را با دقت ادیت کنند . حیف است .
    ترجمه قسمت IV بهتر درآمده.

  • ارسال شده در دی ۷, ۱۳۹۴ در ۴:۱۵ ب.ظ

    ممنون از توضیح شما. اصلاح شد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (IV)

شکل و هیئت معماری مدرن، بیادآوردنده هیچ فرمی از گذشته و تاریخ یا خاطره ای قومی یا ملی نیست، بلکه نشان دهنده دیدگاه و تفکر «مدرن» ی است که با واقعیت گرایی در پی شناخت حقیقتِ فرم و مصالح است. جمله معروف «کمتر، بیشتر است» معرف برنامه معماری مدرن شد.

پیرگلو: برای انتخاب اجباری سنتور خوشحالم

من ۲۶ آبان هزار و سیصد و سی نه در تهران بدنیا آمده ام و موسیقی را از کتاب خانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در واقع در پارک نیاوران (گمان می کنم سال ۱۳۴۸ یا ۴۹) شروع کرده ام. در آن مقطع مربیان زیادی می آمدند و می رفتند از جمله خانم ابراهیمی، آقای راسخ ولی تنها کسی که روی من تاثیر به سزابی گذاشتند و راهم را در زندگی عوض کردند، آقای محمد رضا درویشی بوده اند و اولین قطعه ای هم که راه من را مشخص کرده است، سونات اول بتهوون، سونات پاتیتیک بوده است که آن آکورد اول راه بنده را در زندگی عوض کرده و تا امروز هم ادامه دارد.

از روزهای گذشته…

سه تنور کوچک

سه تنور کوچک

یک گروه آواز سه نفره (Trio) که در گروه کر مدرسه کشف شده بودند، با کمپانی موسیقی کلاسیک یونیورسال (Classic Universal) قراردادی ۵۰۰ هزار پوندی منعقد کردند.
نگاهی به روند تحول کتاب سال شیدا (II)

نگاهی به روند تحول کتاب سال شیدا (II)

انتشار اولین دوره از کتاب سال شیدا در سال‌هایی که دوره‌ی سوم پژوهش‌های موسیقی ایرانی در حال شکل‌گیری بود، نشان می‌دهد که چگونه گرد‌آورندگان این مجموعه با وجود این‌که در آن زمان در ایران نبودند به درستی روح زمان خود را می‌شناختند و به تبعیت از این «شناخت» دست به عمل زدند. گواه این شناخت نیز تطابق مندرجات دوره‌ی کتاب سال شیدا با ویژگی‌های دوره‌ی سوم است.
درباره آرشه (IV)

درباره آرشه (IV)

سازنده آرشه، ممتازترین اثر خود را توسط قطعات طلا مزین می کند. با این وجود، طلا کاری بودن یک ارشه نمی تواند دال بر کیفیت برتر آن باشد. کیفیت آرشه بستگی به استانداردهای مورد نظر و کاربرد سازنده دارد. از طرفی، استفاده از نیکل در آرشه معرف کیفیت نامطلوب آن نیست.
حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (II)

حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (II)

ابوالحسن صبا، چهره برجسته موسیقی ایرانی که او را پس از کلنل وزیری تاثیر گذار ترین مروج موسیقی نوین ایرانی میدانستند، دهلوی را بسیار با استعداد دید و او را برای تنظیم قطعات برای ارکستر تازه تاسیس خود به همکاری دعوت کرد. این ارکستر که با نام ارکستر شماره یک هنرهای زیبا به فعالیت مشغول بود، توسط صبا هدایت میشد و در آن بسیاری از شاگردانش به نوازندگی می پرداختند.
محمد معتمدی و افق پیش رو

محمد معتمدی و افق پیش رو

اولین بار که صدای محمد معتمدی را شنیدم از تلویزیون بود که ساز و آوازی با صدای او پخش میشد، طبق معمول روی تصاویری از طبیعت! این صدا و مخصوصا تکنیک مطلوب او توجهم را جلب کرد، چون در آن زمان کمتر صدای خواننده جوانی را میشنیدیم که از نظر استیل و تکنیک های آوازی در وضعیت خوبی قرار داشته باشد. از همان روز نامش در خاطرم ماند تا اینکه برای اولین بار کنسرت او را به همراه گروه خورشید به سرپرستی مجید درخشانی در تالار وحدت دیدم.
زوج هنری باربیرولی (II)

زوج هنری باربیرولی (II)

جان باربیرولی در طی پخش مجموعه کنسرتهای یکشنبه از رادیو NBC مخاطبان زیادی را جذب خود نمود. از جمله مجموعه کنسرتهای مطرح وی به همراه این ارکستر (فیلارمونیک نیویورک)، در هالیوود بال بود که با استقبال زیادی مواجه شد. در سال ۱۹۴۲ با جنگی که در وطن اش اتفاق افتاد به شدت زجر کشید و دلتنگ دیار و برای خانواده خود نگران بود. او از طریق دریا از آمریکا به بریتانیا رفت و در این سفر طولانی کنسرتهایی را به همراه ارکسترهای مختلف رهبری نمود.
حنانه از زبان ملاح (I)

حنانه از زبان ملاح (I)

مطلبی که در پیش رو دارید، نوشته ای است از مرحوم حسینعلی ملاح، پژوهشگر و نوازنده که به مناسبت درگذشت مرتضی حنانه، آهنگساز، رهبر ارکستر و نوازنده در مجله آینده نوشته شده است. شایان ذکر است، ملاح پس از گذشت سه سال از درگذشت حنانه، بدرود حیات گفت.
روش سوزوکی (قسمت پنجاه و یکم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و یکم)

بعد از جنگ جهانی دوم زندگی کردن در ژاپن بسیار دشوار بود. زمستانهای شهر ماتسوموتو سخت است در آنجا بعضی از روزها درجه حرارت به سیزده تا هجده درجه زیر صفر می‌رسد. در یکی از این روزها که خواهر من از کارش بر گشته بود و در حالیکه برف هایش را تکان می‌داد، گفت که بر روی پل هون ماچی (Hon-Machi) در هوای سخت یک سرباز زخمی ایستاده و دارد گدائی می‌کند. آنجا در این برف سنگین می‌لرزد و هیچکس پولی در جعبه ای که بر جلوی پایش قرار دارد نمی‌اندازد… من می خواستم او را به خانه گرم خودمان دعوت کنم برای یک فنجان چای گرم؛ بلافاصله پرسیدم: این فقط یک خواسته در درون تو بود؟ جواب داد: بله و بلافاصله دوباره به طرف خیابان دوید.
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (VI)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (VI)

مسئلۀ بعدی دربارۀ نت‌کردن ردیف در آن عصر است که به قصد حفظ و نگهداری ردیف به‌عنوان یک میراث انجام شده است و بَعد آموزش. در حالی‌که الآن کاملاً برعکس است. با این‌همه وسایل ضبط و ثبت که امروزه در اختیار داریم مسئلۀ حفظ ردیف‌ها مطرح نیست؛ آموزش آن مطرح است که باید بیشتر به این بُعد توجه شود.
یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (I)

یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (I)

از مدتها قبل و از بدو انتشار آلبوم «آرایش غلیظ» (۱)، مقوله ای در پستوی ذهنم رژه می رفت؛ ترجیح دادم دست نگه دارم تا سیل منتقدان موافق و مخالف فروکش کند و نظرهای اهل فن را مطالعه کنم و پس از آن یادداشتی پیرامون این موسیقی بنویسم. همه می دانیم که یک اثر متعلق به خالق آن است و هر آنچه در آن اتفاق می افتد زیر پرچم درایت و آگاهی خالق است. موسیقی جامعه ما، سالهای طولانی است که زیر سلطه خواننده سالاری است و هر اثر با کلامی را اغلب مردم به خواننده نسبت می دهند نه آهنگساز آن. به ندرت کسی می گوید «بیداد مشکاتیان» مگر اهل فن باشد؛ بیداد را به نام محمد رضا شجریان می شناسند.