اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (VI)

حرفه ی بین المللیِ پیاف

سال ۱۹۵۳ پیاف یک دوره ی ترک اعتیاد را گذراند و تبدیل به ستاره ی موزیک هال در غرب و به ویژه در ایالات متحده گردید. سال ۱۹۵۶ در کارنِگی هالِ (Carnegie Hall) نیویورک به موفقیت چشم گیری دست یافت و به مدت دو سال در آن جا برنامه های دائمی اجرا کرد.

پیاف سپس رابطه ی عاشقانه ای را با جورج موستَکی (George Moustaki) آغاز کرد. سال ۱۹۵۸ پیاف و جورج در یک سانحه ی تصادف رانندگی شدیداَ آسیب دیدند و این اتفاق وضعیت جسمی و وابستگی پیاف به مورفین را تشدید کرد.

همان سال پیاف ترانه ی «میلور» (Milord) را بر روی یکی از موسیقی های مارگریت مونو (Marguerite Monnot) ضبط کرد که تبدیل به یکی از بزرگ ترین موفقیت هایش شد.

audio file بشنوید «میلور» را با صدای ادیت پیاف

سال ۱۹۵۹ ادیت در حال اجرای برنامه در نیویورک بر روی صحنه از حال رفت. عمل های جراحی متعددی بر روی او انجام شد و سپس از نیویورک تنها و بدون موستَکی به پاریس بازگشت. بدین ترتیب بین آن ها فاصله افتاد و آن ها از هم جدا شدند. همان سال پیاف موفق به کسب جایزه ی تی وی آوارد (TV Award) برای ترانه ی «میلور» (Milord) گردید.

سال ۱۹۶۰ کلود لِویه (Claude Léveillée)، نغمه سرا – آهنگساز – خواننده ی کِبِکی، برای همکاری با پیاف به پاریس آمد. در این سال ادیت ترانه های «پیانو قدیمی» (Le Vieux Piano)، «بولوار جنایت» (Boulevard du Crime) و «تندباد» (Ouragan) و «صدا» (La Voix) را اجرا کرد. اولین ملاقات پیاف با کلود در مونترِال (Montréal) اتفاق افتاد. پیاف که شیفته ی هنرنمایی لِویه ی جوان بر روی صحنه شده بود، از او دعوت کرد تا به پاریس برود.

کلود لِویه که در آن زمان سن بیست و شش سال داشت به پاریس سفر کرد و نزد پیاف ساکن شد. پیاف در آپارتمانش اتاق کوچکی که گنجینه ی لباس هایش بود را به او اختصاص داد. در طیِ بیش از یک سال، کلود که هیچ گاه درسِ موسیقی نخوانده بود، خود را وقف موسیقی کرد و بی وقفه و دیوانه بار، پشتِ پیانویِ خود به نواختن مشغول بود.

در مستندی به نام «پلاک شصت و هفت، بولوار لَن» (۶۷ bis, boulevard Lannes) که توسط فیلم ساز کانادایی، ژان کلود لَبرِک (Jean-Claude Labrecque) در سال ۱۹۹۰ ساخته شده است، کلود لِویه در مورد اقامتش در پاریس نزد پیاف، این چنین اظهار کرده بود: «آن جا بود که کارِ من شروع شد اما یک کار واقعی! اصلاً شوخی بردار نبود. پیانو! پیانو! پیانو! بدون توقف! من اصلاً از خانه بیرون نمی رفتم. احساس می کردم که آن جا حبس شده ام.» زندگی با پیاف سبب شد که کلود در محیطی سرشار از موسیقی، نوازندگی و خوانندگی تغذیه شود و در چنین فضایی بود که این هنرمندِ کِبِکی آهنگ های زیادی از جمله «بولوار جنایت» (Boulevard du Crime) را ساخت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.