روایت ملودیک سفرهای استراوینسکی

ايگور استراوينسكي (1882 – 1971)
ايگور استراوينسكي (1882 – 1971)
به دلیل دور بودن استراوینسکی از کشورش روسیه، بحث های زیادی درباره ماهیت روسی او صورت گرفته است. جمعه، بیست و دوم ژانویه ۲۰۱۲، در برنامه ای به نام “استراوینسکی بیرون از روسیه” لئون بتشتاین (Leon Botstein)، ارکستر سمفونیک آمریکا (American Symphony Orchestra) را برای اجرای گلچینی از آثار استراوینسکی رهبری کرد. این آثار به گونه ای انتخاب شده بودند که هم میراث روسی استراوینسکی و هم زیبایی شناسی کشور دومش را به خوبی نشان می داد.

در جریان سخنرانی پیش از کنسرتِ بتشتاین، یکی از حاضران از او پرسید که آیا می توان گفت که موسیقی استراوینسکی التقاطی است؟ بتشتاین در پاسخ گفت که: «این هم رویکردیست که می توان به آثار او در پیش گرفت اما رویکرد دیگر این است که استراوینسکی را هنرمندی در نظر بگیریم که به شکوفایی رسیده است»، هنرمندی که به زمان و مکان پاسخ گفته است.

موزیکولوژیست هایی مانند بریجید کوهن (Bridgid Cohen) بر این باورند که استراوینسکی یک «جهان شهروند مهاجر» (“migrant cosmopolitan”) است که همیشه نمی توان او را در وهله اول با روسیه پیوند داد. بتشتاین درباره تنظیم «سرود قایقرانان ولگا» ی استراویسنکی می گوید «این اثر به شیوه ای کلیشه ای، اما خوب، یک اثر کاملا روسی است.» برنامه جمعه شب با اجرای این اثر با صدای کیت میلر (Keith Miller)، خواننده باس باریتون، آغاز شد.

استراوینسکی در سال ۱۹۱۷ تنظیم کوتاهی بر این شعر محلی روسی نوشت و سپس در دهه بیست قرن ۲۰ آن را برای فئودور شالیاپین (Feodor Chaliapin)، خواننده باس روسی، تنظیم کرد.

استراوینسکی در سال ۱۹۱۲، “Zvezdoliki” را تمام کرد. این اثر با ارکستراسیون ظریف خود، کاری شفاف برای آنسامبل سازی و کر مردانه است که برای شعری از کنستانتین بالمونت، شاعر سمبولیست، تصیف شده است. استراوینسکی که سال ها در فرانسه زندگی می کرد این اثر را به دبوسی پیشکش نمود. در واقع؛ پژواک موسیقی دبوسی را می توان در جای جای این اثر شنید. ناگفته نماند که این اثر به ندرت اجرا شده است. این کانتاتای تجربی که تا سال ۱۹۳۹ اجرا نشده بود یادآور زبان هارمونیک اسکریابین نیز هست.

کیت میلر همراه با آن مک ماهون کوئینترو، خواننده متزو سوپرانو، “Requiem Canticles” را خواند که یکی از دیگر آثار استراوینسکی است که ارکستراسیون شفافی دارد. استراوینسکی این آهنگ و همچنین “Babel” و “Canticum Sacrum” را در لس آنجل ساخت و در نیویورک اجرا کرد (همراه با جان داگلاس تامپسون در نقش راوی تأثیر گذار بابل). در این سه قطعه می توان تأثیر شوئنبرگ و وبرن را مشاهده کرد. استراوینسکی، “Canticum” را به احترام کلیسای سنت مارک در ونیز ساخت و خودش نیز، پس از مرگش در سال ۱۹۷۱، در آن جا به خاک سپرده شد.

گروه کر کالیجت (The Collegiate Chorale) اجرای خوبی را در این برنامه ارائه داد، هرچند گاهی صدای ارکستر گل آلود به نظر می رسید و مثلا می توانست “Mavra” را با انرژی بیشتری اجرا کند. “Mavra” اپرایی تک پرده ای است که در سال ۱۹۲۲ یعنی سالی که استراوینسکی تصمیم گرفت دیگر در روسیه زندگی نکند ساخته شد. از نظر او این اپرا یکی از مهم ترین آثار اوست.

نیکولاس فان (Nicholas Phan)، خواننده تنور و آن-کارولین برد (Anne-Carolyn Bird)، خواننده سوپرانو، با کیفیت بالایی نقش دو عاشق این اپرای سرزنده را بازی کردند.

استراوینسکی این اثر را به چایکوفسکی، گلینکا و پوشکین تقدیم کرد. دورن مایه داستان بر روی آهنگ گوشه دار (angular) و جزِ کورت ویلیان (Kurt Weillian) پیش می رود که اشاره هایی نیز به کاباره روسی و موسیقی پاپ آمریکا دارد.

در پایان بعد از ظهری پر از برنامه های نادر، سرانجام این برنامه نیز با اجرای اثری معروف تر از استراوینسکی یعنی “Symphony of Psalms” پایان یافت. استراوینسکی این اثر چند صدایی و جمع و جور را در سال ۱۹۳۰ و پس از پیوستن به کلیسای ارتدوکس روسی برای جشن پنجاهمین سال تأسیس ارکستر سمفونیک بوستن نوشت.

nytimes.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

شهرام صارمی از مدیریت اجرایی جشنواره موسیقی فجر استعفا کرد

در پی استعفای اعتراض آمیز علی ترابی، شهرام صارمی مدیر اجرایی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، یک روز پس انتصاب مدیر جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از سمت خود استعفا کرد.

از روزهای گذشته…

“موسیقی همه زندگی من است” (III)

“موسیقی همه زندگی من است” (III)

اینطور گمان نمی کنم. تمرین پیش از اجرا بسیار اهمیت دارد. زمانی که مدتی استراحت دارم یا پیش از اجرا تمرین ندارم، صدایم دچار لرزه می شود اما پس از یکی دو اجرا صدایم باز می گردد، آن مشکل هم به این خاطر بوده که حدود یک ماه و نیم هیچ تمرینی نداشتم. زمانی که شما در یک گروه هستید محدودیتهایی دارید.
آفتاب آمد دلیل آفتاب

آفتاب آمد دلیل آفتاب

چهارشنبه هفته گذشته عصمت باقرپوربابلی (دلکش) از بهترین خوانندگان زن ایران در سکوت رسانه های خبری درگذشت! و شاید مرگ او پایانی باشد بر خوانندگان صاحب سبک زن که سالها بخش بزرگی از موسیقی آوازی ایران را در سیطره داشته اند.
گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (II)

گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (II)

کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی»، نگارش مرجان راغب نیز ازجمله کتاب‌های پژوهشی نشر خنیاگر است که به تحلیل آثار و سبک‌شناسی عارف قزوینی پرداخته و در تابستان ۱۳۹۶ توسط نشر خنیاگر منتشر شده است. این کتاب در اصل پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد خانم راغب در رشتۀ نوازندگی ساز ایرانی است که در سال ۱۳۹۲ با استادراهنمایی دکتر هومان اسعدی ارائه شده بود.
مروری بر آلبوم «حباب و سراب»

مروری بر آلبوم «حباب و سراب»

چه می‌شود آن هنگام که دو یا چند موسیقیدان که کفه‌ی ترازوی سابقه‌شان به سود آهنگسازی می‌چربد تصمیم می‌گیرند در مجموعه‌ای همنشین شوند و بداهه بنوازند؟ حاصل در نهایت چه خواهد شد؟ پله‌ی اولِ پاسخ احتمالا بسیار ساده است. ایده‌های آهنگسازانه‌شان یا حتا ایده‌های از آهنگ‌های ساخته‌شده‌شان در سرتاسر آن آفریده‌های بداهه پخش می‌شود. در حباب و سراب چنین شده است.
پیوند نام اثر موسیقایی با محتوا و نقد آن (I)

پیوند نام اثر موسیقایی با محتوا و نقد آن (I)

آهنگساز با برگزیدن نامی برای اثر خود چه هدفی را دنبال می کند و اگر تصمیم می گیرد اثرش عنوانی نداشته باشد، در حقیقت از چه چیزی چشم پوشی کرده است؟ اینکه در تاریخ موسیقی غرب بویژه تا قبل از امپرسیونیستها و سمبولیستها، معدود آثار موسیقی نام خاص مطلق داشته اند و باخ، موتسارت، بتهوون و بسیاری دیگران به آسانی، با یک عدد! و با اشاره ای به فرم اثر، بسیاری از قطعاتشان را نامگذاری کرده اند و صدها اثر حتی بعد از آن دوران نیز به همین شیوه نامگذاری شده، ناشی از چه عواملی است و ریشه این نام ها و نامگذاری ها از کجا آب می خورد!؟ چه چیزی برای استراوینسکی به هنگام نامگذاری باله ای با عنوان “پرندهی آتش”! مهم است که برای شوپن چندان اهمیتی ندارد؟ یا این هر دو در چه نکته ای در این خصوص اختلاف نظر بنیادی با هم دارند؟
گفتگو با ریچی (III)

گفتگو با ریچی (III)

از ریچی پرسیدم که آیا مردم باید زیر چانه ای و رو شانه ای را به کناری بگذارند؟ ریچی: نه، نمی توان یک قانون کلی ساخت. بعضی ها گردن خیلی کوتاه و بعضی هم گردن خیلی بلندی دارند. تکلیف آنها چیست؟ …
سلطان بلوز و یک فوق ستاره متواضع

سلطان بلوز و یک فوق ستاره متواضع

بی.بی.کینگ که در سراسر جهان به عنوان سلطان مسلم بلوز شناخته میشود، بدون شک با اهمیت ترین نوازنده گیتار الکتریکی در نیمه دوم قرن گذشته است و بدون اغراق باید گفت گیتار سولو معاصر بدون حداقل یکی دو فن نوازندگی از کینگ، قابل تصور نیست.
وان موریسون، نوری در تاریکی (V)

وان موریسون، نوری در تاریکی (V)

آلبوم سال ۱۹۷۴ وی به نام “برای توقف کردن بسیار دیر است” اجرای زنده ای داشت که در لیست بهترین آلبومهای با اجرای زنده مقام اول را کسب کرد. در ۲۱ جولای ۱۹۹۰ موریسون به راجر واترز (Roger Waters) در اجرای بسیار بزرگ دیوار برلین با جمعیت سیصد هزار تا یک میلیون و نیم نفر حضور یافت که این اجرا به طور هم زمان از تلویزیون پخش شد و موریسون در این کنسرت بزرگ “خواب راحت” را خواند.
اینک، شناخت دستگاه‌ها (I)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (I)

پیش‌ترها، زمانی که خیلی دور نیست و بسیاری از ماها هنوز به یادش داریم، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایی بودند (نمی‌دانیم اندک یا پرشمار، اما بودند) که وقتی موسیقی ایرانی می‌شنیدند به آسانی تشخیص می‌دادند که در کدام دستگاه است، «ننه جون، نگاه کن قمره، دشتی می‌خونه». اکثرشان حتا سواد خواندن و نوشتن هم نداشتند چه رسد به انتظار آموختگی علمی و عملی در ساز و آواز. با این ترتیب چگونه می‌توانستند تشخیص دهند؟ جواب در رابطه‌های اندام‌وار اجزای یک فرهنگ است. اگر دقت بیشتری می‌کردی آنها شعر زیبا هم از بر داشتند یا زیبایی شعر پرمغز را اگر از پیش نشنیده بودند به محض شنیدن تشخیص می‌دادند، خط زیبا و تذهیب پرفن و نامه‌ی روان و معماری خانه‌ی زیبا و… را نیز همین‌طور، و در یک کلام مردم اهل دلی محسوب می‌شدند.
اصول نوازندگی ویولن (III)

اصول نوازندگی ویولن (III)

توجه به چگونگی نگهداری شست چپ در حالت صحیح و نکاتی که مربوط به این انگشت و ناحیه ی متصل به آن در کف دست چپ است، همواره باید مورد توجه نوازندگان ویولون باشد.