ارکستر سمفونیک بوستون (BSO)

ارکستر سمفونیک بوستون به رهبری جیمز لوین در حال تمرین
ارکستر سمفونیک بوستون به رهبری جیمز لوین در حال تمرین
ارکستر سمفونیک بوستون یکی از اولین ارکسترهای جهان است که ساختمان اصلی آن Symphony Hall در Boston, Massachusetts معمولا به عنوان یکی از سه سالن برتر کنسرت در جهان عنوان می شود. ارکستر سمفونیک بوستون در سال ۱۸۸۱ توسط Henry Lee Higginson تشکیل شد و در ادامه چندین رهبر برجسته داشت مانند Arthur Nikisch از سال ۱۸۸۹ تا ۱۸۹۳و Pierre Monteux از ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۴ باعث شهرت ارکستر شدند، هرچند زیر نظر Serge Koussevitzky بود که ارکستر شناخته شده تر شد.

ارکستر تحت تسلط کوزویتسکی (Koussevitzky)، ارکستر اجراهای منظمی در رادیو داشت و محل تابستانیش را در Tanglewood تاسیس کرد، جایی که کوزویتسکی، مرکز موسیقی Berkshir-Berkshire Music Center را بنا کرد که امروز مرکز موسیقی Tanglewood می باشد.

برنامه هایی که از شبکه های رادیویی پخش می شد، از سال ۱۹۲۶ تا ۱۹۵۱ و دوباره از ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۶ ادامه داشتند؛ ارکستر اجراهای زنده رادیویی خود را همچنان تا اکنون ادامه داده است. ارکستر بوستون در بوجود آمدن رادیو WGBH نیز تاثیر زیادی داشته است.

کوزویتسکی همچنین قطعات جدید بسیاری از آهنگسازان برجسته را با ارکستر اجرا کرد، که از جمله آنها سمفونی شماره ۴ پروکوفیف و سمفونی Psalms از استراوینسکی بود. همچنین کنسرتو برای ارکستر ساخته بلابارتوک موفقیت خوبی را برای ارکستر رقم زد. کوزویتسکی رسمی را شروع کرد که توسط ارکستر ادامه پیدا کرد، این رسم اجرای برنامه برای بزرگداشت موسیقیدانان بود.

در ۱۹۴۹ مونچ (Charles Münch) به جای کوزویتسکی به مقام رهبری این ارکستر رسید، کسی که برای اولین بار همراه با ارکستر به خارج سفر کرد و همچنین اولین ضبط های استریوشان را در فوریه ۱۹۵۴ برای RCA Victor ارائه داد.

لینسدروف (Erich Leinsdorf) در سال ۱۹۶۲ بعد از مونچ آمد. Leinsdorf به مدت ۷ سال تا ۱۹۹۶ به عنوان music director کار می کرد. بعد از او William Steinberg از سال ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۳ music director بود. در سال ۱۹۷۳ اوزاوا (Seiji Ozawa) ارکستر را در اختیار گرفت و تا سال ۲۰۰۲ به عنوان music director باقی ماند، که بیشترین مدت رهبری در ارکستر بوستون متعلق به او بوده است.

در ۲۰۰۴ ،لوین (James Levine) اولین رهبر آمریکایی بود که در ارکستر سمفونی بوستون music director شد! جیمز لوین از زمانی که به رهبری این ارکستر پذیرفته شده تا کنون برنامه های موفقی را به اجرا گذاشته که مورد تحسین منتقدان بوده است.

ارکستر سمفونیک بوستون (BSO)از نزدیکی New England Conservatory سود زیادی برد! چراکه محل ساختمان آن فقط یک چهار راه با سالن ارکستر سمفونیک فاصله دارد. دراین هنرستان چندین فارغ التحصیل امروزه صندلی های نوازندگان BSO را اشغال کرده اند.

یک شعبه ارکستر سمفونیک بوستون، ارکستر پاپ بوستون (Boston Pops Orchestra) است، که در سال ۱۸۸۵ تشکیل شد. برنامه های این ارکستر نوعی موسیقی کلاسیک عوام پسندانه و نمایشی تر است. درسالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۷۹فیدلر (Arthur Fiedler) آهنگسازی بود که بیشترین سعی را در ترقی Boston Pops داشت.

از ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۳ویلیامز (John Williams) آهنگساز فیلم جانشین Fiedler شد به عنوان رهبر Pops فعالیت کرد و از ۱۹۹۵، رهبر این ارکستر، لوکارت(Keith Lockhart) است.

فهرست رهبرانی که با ارکستر سمفونیک بوستون به عنوان رهبر اصل همکاری کرده اند به این شرح است:

ارکستر پاپ بوستون بعد از اجرای
برنامه ای مربوط به کریسمس
۱۸۸۱-۱۸۸۴ George Henschel
۱۸۸۴-۱۸۸۹ Wilhelm Gericke
۱۸۸۹-۱۸۹۳ Arthur Nikisch
۱۸۹۳-۱۸۹۸ Emil Paur
۱۸۹۸-۱۹۰۶ Wilhelm Gericke
۱۹۰۶-۱۹۰۸ Karl Muck
۱۹۰۸-۱۹۱۲ Max Fiedler
۱۹۱۲-۱۹۱۸ Karl Muck
۱۹۱۸-۱۹۱۹ Henri Rabaud
۱۹۱۹-۱۹۲۴ Pierre Monteux
۱۹۲۴-۱۹۴۹ Serge Koussevitzky
۱۹۴۹-۱۹۶۲ Charles Münch
۱۹۶۲-۱۹۶۹ Erich Leinsdorf
۱۹۶۹-۱۹۷۲ William Steinberg
۱۹۷۳-۲۰۰۲ Seiji Ozawa
۲۰۰۴-present James Levine

گروه کری که این دو ارکستر (ارکستر سمفونیک بوستون و ارکستر پاپ بوستون) را همراهی میکند، گروه بزرک همسرایان تنگل وود می باشد. این کر در سال ۱۹۷۰ توسط جان اولیور تشکیل شده است و شامل ۲۵۰ خواننده داوطلب است. قبل از تشکیل همسرایان تنگل وود و کمی بعد از آن ارکستر سمفونیک بوستون مکررا همسرایان هنرستان نیوانگلند را استخدام می کرد که با رهبران مختلفی فعالیت میکردند.
en.wikipedia.org

یک دیدگاه

  • علی
    ارسال شده در مهر ۵, ۱۳۸۶ در ۳:۵۷ ب.ظ

    درباره ملاقات گوستاو مالر و زیگموند فروید در سال ۱۹۱۰ بنویسید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کتاب «موسیقی ایرانی در شعر سایه»

«سایه» در دوره‌ای از موسیقی ایران تأثیرگذار بوده است. این تأثیرگذاری می‌تواند موضوع مقاله‌ای تحلیلی-انتقادی باشد. چنین پژوهش‌هایی نه تنها در مورد سایه بلکه در مورد دیگر هم‌دوره‌هایش نیز باید صورت گیرد (که به هر دلیل هنوز انجام نشده). سایه با موسیقی دستگاهی نیز در حد یک موسیقی‌دوستِ بسیار پیگیر که معاشرت‌هایی با اهالی این موسیقی داشته، آشنایی‌هایی دارد. از مجموع صحبت‌های او در منابع مختلف چنین برمی‌آید که این آشنایی، علمی و چندان عمیق نیست و بالطبع شامل داده‌هایی درست و غلط از دیده‌ها و شنیده‌هاست (مانند بیگجه‌خانی را شاگرد درویش‌خان دانستن! و موارد دیگر). واژگانِ موسیقایی نیز در شعرِ او فراوان‌اند.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

از روزهای گذشته…

موسیقی برنامه ای

موسیقی برنامه ای

به دو قسمت ابتدایی از موومانهای اول و دوم یکی از کار های بتهوون بنام Pastoral گوش کنید، این کار کاملا” با کارهای صرفا” موسیقی مانند Fur Elise از همین آهنگساز تفات عمده دارد. هنگام گوش دادن خوب دقت کنید، کاملا” شبیه به آن است که موسیقی در حال توصیف واقعیتی میباشد.
عدم اعتنا به بی اعتنایی! (IV)

عدم اعتنا به بی اعتنایی! (IV)

همانند شوئنبرگ، آیوز نیز برای مصالح موسیقایی بیش از روش اهمیت قائل بود، یا اگر به زبان شوئنبرگی گفته شود: ایده و سبک؛ ولی آیوز بر آن بود که محدودیت های سنت کلاسیکی را بیشتر از شوئنبرگ درنوردد و برای مصالح موسیقایی خویش بیانی مناسب بیابد. گاهی نیز اصلا به محدوده عملکرد نوازندگان یا سازها توجهی نمی کند. او می نویسد: «چرا موسیقی نتواند همانطور که به درون آدمی رسوخ می کند از درون او به بیرون هم ساطع شود؟ چرا موسیقی باید از این همه مانع و حصار حنجره، دیافراگم، روده، سیم، چوب و مس راه خود را به بیرون باز کند؟… مگر آهنگساز گناه کرده است که بشر فقط ده انگشت دارد؟»
رنگ و بافت در موسیقی

رنگ و بافت در موسیقی

برای داشتن یک تنظیم خوب و نهایتا” یک موسیقی زیبا آگاهی از اصول رنگ امیزی در ارکستر امری بدیهی است که برای آهنگسازی هم باید ان را مد نظر داشت. هنگامی که یک ملودی با دو ساز و با دینامیکی یکسان اجرا میشود تاثیرات بیانی متفاوتی پدید می آورد و موجب تمییز دادن آن دو صدا از هم میشود که از آن به عنوان رنگ صوتی (timbre) یاد میکنند.
لطفاً طرحی نو دراندازید!

لطفاً طرحی نو دراندازید!

اساساً وجود هنرمندانی همچون “مهیار علیزاده” در فضای آهنگسازی ایران، اتفاقی مبارک و خجسته است. تسلط او بر موسیقی ارکسترال غربی و نگاه نوگرایانه اش به موسیقی ایرانی و تلفیق این دو، هم موجب آشتی مخاطبین (به شکل خاص نسل جوان) با موسیقی خوب و غیرسطحی شده و هم اینکه توانسته سهمی هر چند اندک، در پوشانیدن جامه ای نو بر تن موسیقی ملی ایران داشته باشد.
راپسودی آبی – قسمت دوم

راپسودی آبی – قسمت دوم

از آنجائیکه گرشوین برای ساخت این اثر چند هفته بیشتر زمان در اختیار نداشت، با عجله مقدمات نوشتن را آغاز کرد. در حقیقت ایده اصلی راپسودی آبی در قطار به هنگام سفر به بوستون به ذهن گرشوین خطور کرد.
دشواریهای تجزیه و تحلیل موسیقی ما (II)

دشواریهای تجزیه و تحلیل موسیقی ما (II)

کتاب و ده قطعه‌ای که در آن تجزیه و تحلیل شده، فارغ از ارزشی که هر گونه فعالیت تجزیه و تحلیلی درباره‌ی آثار آهنگسازان ایرانی می‌تواند داشته باشد و جدای از درستی یک تجزیه و تحلیل -که همیشه ممکن است به نحوی موثر به چالش کشیده شود- پیش از هر چیز دشواری‌های به‌کارگیری روش‌های تجزیه و تحلیل در گونه‌های مختلف موسیقی ایرانی (۴)، شکستگی‌ها و پراکندگی‌ها در بهره‌گیری از مفاهیم تئوریک و مانند آن را آشکار می‌کند. در حقیقت این کتاب با یک کنش مثبت، گسل‌های شناختی ما را در این حوزه به وضوح به نمایش می‌گذارد. پرسش‌هایی چون؛ چگونه باید با چنین آثاری رویارو شد؟ کدام مولفه‌هایشان بیش از بقیه واجد اهمیت است؟
زوبین مهتا، رهبر هندی ایرانی تبار

زوبین مهتا، رهبر هندی ایرانی تبار

زوبین مهتا (Zubin Mehta) در خانواده ای ایرانی الاصل در بمبئی در ۲۹ آوریل ۱۹۳۶ به دنیا آمد. پدر وی مهدی مهتا، ویلونیست است، او موسس و رهبر ارکستر سمفونیک بمئی است و خودش اولین استاد زوبین بوده. در سن ۱۸ سالگی، بعد از تحصیلی کوتاه در رشته پزشکی در بمبئی، زوبین برای یادگیری موسیقی در سال ۱۹۵۴ به وین رفت و در آنجا به آکادمی موسیقی فور راه یافت.
جاش گروبن (I)

جاش گروبن (I)

جاشوآ وینسلو (Joshua Winslow) ملقب به جاش گروبن (Josh Groban) متولد ۲۷ فوریه ۱۹۸۱، خواننده و ترانه سرای آمریکایی است. حرفه او بیشتر روی اجرای کنسرت و ضبط آثارش متمرکز است، اگرچه وی همواره علاقه به پی گیری موسیقی در تئاتر را داشته. در جولای ۲۰۰۹ وی توانست ۱۹,۱۷۴,۰۰۰ آلبوم خود را در ایالات آمریکا به فروش رساند! او جایزه گرمی (Grammy) را برای آهنگ “باور کن” (Believe) دریافت کرد و در سال ۲۰۰۵ نامزد جایزه آکادمی بود.
زمان بندی و شیوه تمرینات روزانه در نوازندگی گیتار (II)

زمان بندی و شیوه تمرینات روزانه در نوازندگی گیتار (II)

برنامه ریزی طرح اساسی تمرینات روزانه با حداکثر استفاده از زمان و انجام آنچه ضروری است، فکر ایده آلی محسوب می شود. این امر به ویژه هنگامی که خود را برای یک اجرا آماده می کنید بسیار حائز اهمیت است.
بیل ایونس از مایلز دیویس می گوید

بیل ایونس از مایلز دیویس می گوید

کمتر از سه دهه پیش، زمانی که مایلز دیویس (Miles Davis) تصمیم گرفت پس از یک وقفه هفت ساله آخرین گروه موسیقی اش را تشکیل دهد، جایگاه (tenor/soprano) را برای بیل ایونس (Bill Evans نوازنده سازهای بادی متولد ۱۹۵۸) ناشناس در نظر گرفت تا نوای ترومپت دیویس را که معمولا حزن انگیز بود، همراهی نماید.