گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

گفتگوی هارمونیک

مجله آنلاین «گفتگوی هارمونیک» در سال ۱۳۸۲، به عنوان اولین وبلاگ تخصصی و مستقل موسیقی آغاز به کار کرد. وب سایت «گفتگوی هارمونیک»، امروز قدیمی ترین مجله آنلاین موسیقی فارسی محسوب می شود که به صورت روزانه به روزرسانی می شود.

Posts by گفتگوی هارمونیک

گفتگو با ابوالقاسم عامل‌سلوکی (۵)

نزد شازده هرمزی؛ ایشان ابتدا ساکن مشهد بوده و تار می‌نواختند سپس به تهران نقل مکان کرده است. استاد هرمزی در منزل شخصی به نام سرهنگ زابلی در چهار راه گلوبندک کلاس دایر کرده بود. بنده حدود دو سال به کلاس ایشان رفتم هنرمند گرامی آقای محمدرضا لطفی نیز به آنجا می‌آمد.

برگزاری یادبود درویش‌رضا منظمی

درویش‌رضا منظمی، موسیقیدان، آهنگساز و نوازنده نامدار کمانچه و ویلن، در سن ۸۷ سالگی پس از تحمل یک دوره بیماری درگذشت. زنده‌یاد منظمی که از چهره‌های تأثیرگذار و ماندگار عرصه موسیقی ایران به شمار می‌رفت، روز دوشنبه ۱۰ خرداد ماه ۱۴۰۵ دار فانی را وداع گفت.

گفتگو با ابوالقاسم عامل‌سلوکی (۳)

افراد زیادی در طول این سال‌ها به بنده مراجعه کرده‌اند از جمله احمد حیدری ساکن چهار محال بختیاری در تار سازی و خانم سیما محمدی ساکن بجنورد در سه تار سازی که در مسابقات کشوری رتبه اول را کسب کردند.

اولین ضبط و اجرای از تصنیف «مرغ سحر» (۲)

من ده دوازده سال دیرتر از قمر به دنیا آمده‌ام اما به هر حال در روزگاری که قمر آواز می‌خواند من هم آواز می‌خواندم. اما قمر زیاد من و امثال مرا جدی نمی‌گرفت. او خودش را خیلی بالاتر از ما می‌شمرد و البته بالاتر هم بود. شبی در مجلسی که بعضی از رجال هم در آن حضور داشتند من در حضور قمر آواز خواندم اما او اصلا مرا تشویق نکرد و حتی رویش را از من برگرداند. شادروان شیخ‌الملک اورنگ یکی از حاضران در این مجلس بود، به قمر گفت: «چرا به جوان‌ترها روی خوش نشان نمی‌دهی و به آنان اعتنایی نمی‌کنی؟» قمر پاسخ داد: «من بلبلم و این‌ها سیسک‌اند (سیسک به معنی گنجشک است) چگونه از من توقع دارید با آن‌ها پرواز کنم؟!» شیخ‌الملک اورنگ به او گفت: «ولی قمرجان! این را بدان که این سیسک‌ها روزی بلبل خواهند شد. هرکسی پنج‌روزه نوبت اوست.» در روزگار افول قمر، دوستی ما بر اساس رقابت نبود بر پایه‌ رفاقت بود.

هشتاد و هشت روز خاموشی گفتگوی ما!

درست ۸۸ روز برابر با بیش از دو هزار و صد ساعت ایران از جهان ناپدید شد. نه این که از روی نقشه پاک شده باشد، نه. پس چطور کشوری که جنگ و جدالش درست در همان روزها خبر اول تمام خبرگزاری‌های جهان بود ناپدید شد؟ مگر می‌شود؟ شد. در واقع صدایش خاموش شد، آن هم به دست خودش، نه دشمن. اینترنت خاموش شد و ناگهان همه‌ی همهمه‌ی پر از شور و زندگی که حاصل گفتگوی نسبتا آزاد در دنیای مجازی بود متوقف شد. شد سکوت محضِ محض. عمده‌ی ارتباط‌ها گسست و بسیار کارها خوابید. برای همین می‌گوییم ناگهان ایران ناپدید شد.

گفتگو با پوران شاپوری (۲)

به احتمال قوی برای اجرای یک کنسرت به شوروی خواهم رفت چون از طرف خانه جوانان شوروی برای اجرای کنسرتی از من دعوت شده است.

اولین ضبط و اجرای از تصنیف «مرغ سحر» (۱)

«در ابتدا مرغ سحر را خودم خواندم ولی از بین رفت. در لاله زار بودیم، در کوچه برلن. یک باغی بود به نام سهم الدوله که بسیار بزرگ بود. حال اکنون هم شاید بخش کوچکی از باغ باقی مانده باشد، مثلا دو تا صدمتری. کنسرتی می‌دادند به منفعت روزنامه «ناهید». این روزنامه خوب می‌نوشت، مثال باباشمر که چیز‌های قشنگ و خوشمزه داشت.

گفتگو با پوران شاپوری (۱)

نوشته‌ای که پیش رو‌ دارید، گفتگوی پوران با خبرنگاری به نام گیتی سیمان‌توب است که به تاریخ دوم آذرماه ۱۳۴۷ در مجله «زن روز» انتشار یافته است. نظر به اهمیت موضوعات مطرح شده در آن امروز در ژورنال گفتگوی هارمونیک منتشر می‌شود:

بیشتر بحث شده است