چه آهنگهای تازهای را به زودی اجرا خواهید کرد؟
آهنگ «ساقیا» را برای «گلها» میخوانم که هم شعر و هم آهنگ آن از «جهانبخش پازوکی» است. در ضمن آهنگ دیگری را هم از جهانبخش پازوکی برای «شما و رادیو» اجرا میکنم که «دستی نگیرد دست من» نام دارد. روی ساقیا خیلی حساب میکنم. در ضمن دو آهنگ هم از انوشیروان روحانی میخوانم. که یکی راجع به تبعیض نژادی است به نام «سیاه و سفید» و دیگری «من هم گریه کردم» نام دارد.
از پسرهای خودتان صحبت کنید. مخالفتی با شغل شما ندارند؟
شهریار پسر بزرگم پانزده ساله و خوشگل و خوشتیپ و سبزهرو است. فعلا در انگلیس اقامت دارد. او از شهرت من راضی نبود و با من از منزل خارج نمیشد چون از این که مردم نگاهمان کنند ناراحت میشد. اما «امید» پسر کوچکم که سفید و بلوند است هنوز کوچکتر از آن است که راجع به کارم نظر بدهد.
استقلال مالی اختلافی بین شما و شوهرتان بوجود نیاورده؟
به هیچ وجه، چون ما خرجها را تفکیک کردهایم. خرج خانه و خلاصه تمام خرجهای اصلی با اوست. من با درآمد خودم فقط خرج پسر بزرگم و خرج لباس و پوشاکم را میدهم.
شادی زندگی شما به چه چیز بستگی دارد؟
شادی من بستگی به شادی بچههایم دارد. هر چه باشد من هم یک مادر هستم و به خاطر بچههایم حاضرم به هر فداکاری دست بزنم. اگر کوچکترین خبر بدی از پسرم برسد چنان ناراحت میشوم که فوری به انگلیس میروم تا از سلامتش با خبر شوم. کوچکترین خبر بدی که از جانب او برسد آرامش مرا به کلی در هم میریزد.
هنرمندترین شخصی که میشناسید کیست؟
بدون شک هنرمندترین آشنای من «انوشیروان روحانی» است. استعداد و هوش فوق العاده او تعجب مرا برمیانگیزد. فکر نکنید که چون شوهر خواهرم است از او تعریف میکنم، خیر؛ همه میدانند که او با وجود سن کمی که دارد آهنگساز و نوازنده درجه یکی است. او برای خلق یک آهنگ زمان و مکان نمیشناسد. حتی پشت رل هم نت مینویسد. به همین جهت چون غالبا در فکر موسیقی و نتهای مختلف است خیلی زیاد با اتومبیل تصادف میکند.
مثل این که زمانی شما آرزو داشتید چاق بشوید، حالا چطور؟
بله من یک زمانی حسرت یک کیلو چاقی را داشتم اما حالا مواظبم که نکند نیم کیلو به وزنم اضافه شود چون تنبلم هستم ورزش نمیکنم اما با ماساژ خودم را لاغر نگه میدارم.
مشهور است که شما خیلی به آرایش مو و روی خود توجه دارید و بیش از سایر هنرمندان زیر سشوار سلمانی مینشینید و اکثر لباسهایتان دوخت مزونهای خارج است. بگویید ببینم چند درصد از درآمد خود را صرف آرایش و لباس خود میکنید؟
پوران فکری کرد و گفت: هر هنرمندی مجبور است به سر و وضع خودش برسد زیرا دائما مورد توجه دقیق است. بارها شده که دیدهام مردم حتی میدانند که چهارشنبه گذشته رنگ و طرح لباس من چهجور بوده است. به علاوه من از شیکپوشی اصولا خوشم میآید. چه مرد و چه زن فرقی ندارد. به همین جهت باید اعتراف کنم که روی هم رفته سی درصد از درآمدم را صرف سر و وضعم میکنم و در مسافرتها اگر پول داشته باشم حتما با چمدان پر برمیگردم. اما این آخری را ننویسید چون میترسم مامورین گمرک این بار با کنجکاوی بیشتری چمدانهایم را بگردند.
به عنوان آخرین سئوال ممکنه بگویید در دنیا بیش از همه از چی میترسید؟
اول از زشت شدن، دوم از مردن، سوم از آدم دو بهم زن.
از شایعهسازی و دروغ و غیبت چطور؟
ای بابا، آدمهائی مثل من که اسمشان سر زبانهاست آنقدر دروغ و شایعه پشت سرشان کوک کردهاند و آنقدر برایشان حرف درآوردهاند که دیگر عصب ضددروغ و شایعه آنها خشکیده و دراینباره حساسیتشان را به مرور ایام از دست دادهاند. اوایل کار هر دروغی که درباره خودم میشنیدم مینشستم و کلی زار میزدم اما حالا جز آن که بشنوم و شانههایم را بالا بیاندازم و به خودم بگویم دروغگو را بردند جهنم گفت هیزمش تر است کار دیگری نمیکنم.


۱ نظر