گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

تبیین فرایند تغییر «فرهنگ موسیقی کلاسیک» در نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران در دهه بیست (۸)

غفلت از آموزش ضمنی و تاثیر در نسل‌های جدید
محسن قانع بصیری در مقاله‌ای با عنوان «اخلاق و سیاست» به روند شکل گیری اخلاق (۲۷) در افراد اشاره می‌کند:
اهل قدرت در قدیم اگر می‌خواستند شخصی مسئول و صاحب اخلاق را پیدا کنند؛ شخصی را که مستعد پذیرش مسئولیتی و قدرتی باشد ابتدا به خانواده و پیشینه تربیتی‌اش نگاه و توجه می‌کردند. به عبارت بهتر آنها علاوه بر تشخیص استعداد فردی کسی که کاندیدای شغلی بود به وضع خانواده اش نیز می‌نگریستند. اینکه تا چه میزان آن مسئولیت در خانواده فرد کاندیدا پیشینه دارد یکی از فاکتورهای مهم انتخاب او برای تصدی شغل و قدرتی بود که باید به وی محول می‌شد. علت اینکه آنها این روند را دنبال می‌کردند توجه به این اصل بود که «عقل را می‌توان در مدرسه آموخت اما اخلاق نیاز به تبار و تبارشناسی دارد»؛ به اصطلاح برای صاحب اخلاق شدن باید در جو و فضای خانواده‌ای زیست که صاحب آن کرامت اخلاقی شده اند (قانع بصیری، ۱۳۸۷).

در نوشته فوق، قانع بصیری به تفاوت دروس رسمی و آموزش‌هایی اشاره می‌کند که در فضای زندگی آموخته می‌شود. در نوشته دیگری فاطمه وجدانی به آموزش‌های غیر مستقیم یا ضمنی اشاره می‌کند:
به نظر می‌رسد آموزش مستقیم و کلامی ارزش‌ها، تنها منبع یادگیری اخلاقی انسان نیست؛ بلکه بخش وسیعی از یادگیری‌های انسان به صورت ضمنی و در قالب تجارب واقعی او صورت می‌پذیرد. برای بررسی این فرضیه، دیدگاه‌های جدید در مورد یادگیری‌های ضمنی، عملی و ادراکات شهودی بررسی و اثبات شده است که یادگیری اخلاقی انسان از دو طریق مستقیم و ضمنی صورت می‌گیرد و البته با وجود همکاری و تعامل این دو شیوه، اغلب داوری‌ها و اعمال اخلاقیِ ما به صورت شهودی انجام می‌گیرد. این داوری‌ها ریشه در تجارب اولیه زندگی و تعاملات غیرکلامی فرد محیط دارد که از یادگیری‌های ضمنی ناشی شده اند (وجدانی، ۱۳۹۳).

در گفته‌ای مشابه نارز نیز می‌گوید:
انسان از دو طریق یاد می‌گیرد: مستقیم و استدلالی یا غیر مستقیم و از طریق آنچه مشاهده یا تجربه می‌کند؛ البته بیشترین یادگیری‌ها به صورت غیر مستقیم و ضمنی صورت می‌گیرد؛ یعنی ما بیشتر از طریق تجربیات عملی و واقعی خود یاد می‌گیریم؛ نه آنچه صرفا برای ما توضیح داده شده است. مغز نیز از دو مسیر اطلاعات را جمع آوری و پردازش می‌کند و در این میان، عمده ادراک و یادگیری انسان مربوط به مسیر پردازش ضمنی اطلاعات است» (۲۰۰۸ ,Naraez).

پی‌نوشت
27- اخلاق (Morality) به گونه های مختلفی تعریف شده که البته تعاریف آن عموماً ضدیتی با یکدیگر ندارند و نیز از نظر مفهومی بی‌ارتباط با یکدیگر نیستند؛ مثلا فرهنگ فرانسه روبر (Le Petit Robert) اخلاق را اینگونه توضیح می‌دهد: «علم خوبی و بدی، اصول رفتار؛ تئوری رفتار انسانی به مثابه تکالیفی برای رسیدن به خوبی». در کنار اخلاق به صورت عام تعریفی مشابه به عنوان «علم اخلاق» (Ethics) وجود دارد که در دایره المعارف بریتانیکا این گونه معرفی شده است: «علم اخلاق یا فلسفه اخلاق رشته ای است که به آنچه از لحاظ اخلاقی خوب یا بد، صحیح یا غلط است می‌پردازد. این واژه همچنین به هر نوع سیستم یا نظریه ارزش‌ها یا اصول اخلاقی نیز اطلاق می‌گردد.»؛ محسن قانع‌بصیری اخلاق را وابسته به مبحث «هستی شناسی» (Ontology) می‌داند و به همین دلیل به جای «درستی و نادرستی» از «زشتی و زیبایی» یاد می‌کند (قانع بصیری، ۱۳۸۵).

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
لیسانس تار از کنسرواتوار تهران و فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشکده فارابی دانشگاه هنر تهران
مدرس دانشگاه هنر ایران

۱ نظر

بیشتر بحث شده است