- سوگیری گروهی و فردیت باختگی
در فرهنگ «موسیقیِ کلاسیک» بر خلاف «موسیقیِ مردمپسند» که گاه «موسیقی تجاری» نیز خوانده میشود، رویکردِ هنری بر رویکرد تجاری و تفننی ارجعیت دارد، لذا ورود به کاباره برای یک هنرجوی موسیقی کلاسیک حرکتی هنجارشکنانه و خارج از عرف محسوب میشود. هرچند «سو گیری» (۷) گروهی میتواند این دگردیسی را قابل قبول و انجام پذیر کند ولی در نهایت شخص از نظر اجتماعی دچار «فردیت باختگی» (۸) شود.
- سرایت (واگیری) اجتماعی
عموماً حرکتهای خلافِ عرفِ فرهنگی در یک صورت میتوانند در یک جمع پذیرفته شوند و آن «سرایت اجتماعی» است، در ادبیات «جامعه شناسی» هنگامی که «جماعت» (۹) در حالت برانگیختگی و هیجان است، واکنشها از یک شخص به شخص دیگر راه مییابد و حالت سرایت اجتماعی پیدا میکند (کوئن، ۱۳۷۹، ص. ۳۲۹). این حرکت به راحتی تقلید و همه گیر میشود، هرچند ممکن است در ابتدا مطابقِ نظرِ بسیاری از این «جماعت» نباشد.
- ناهماهنگی شناختی
از لحظه ورود یک موسیقیدان حوزه موسیقی کلاسیک به محیطی با ارزشها و معیارهایی خلاف «تیپ شخصیتی» (۱۰) این حوزه از موسیقی، شخص دچار مشکل «ناهماهنگی شناختی» (۱۱) میشود. از آنجایی که پیدایش حالت ناهماهنگی شناختی ناخوشایند است، افراد برای کاهش آن برانگیخته میشوند. هرچه تعهد فرد نسبت به نگرشی بیشتر باشد، تمایل وی برای نپذیرفتن شواهد مغایر و ناهماهنگ، بیشتر خواهد بود. همچنین افراد، دنیای عینی را تحریف میکنند تا ناهماهنگی را کاهش دهند و نحوه و شدت تحریف آنها کاملاً قابل پیش بینی است (ارونسون، ۱۳۸۶، ص. ۱۷ – ۱۸)؛ همچنین عموماً افراد برای کمتر شدن «ناهماهنگی شناختی» به «توجیه درونی» و «توجیه بیرونی» روی میآورد (همان ۱۹).
- موفقیت یا عدم موفقیت
با توجه به این مسئله که در فرهنگ عمومیِ جامعه هنری ایران، عموماً جایگاهی برای فضاهای غیر جدی، غیر هنری و تفننی قائل نیستند، در نتیجه حضور نمایندگان موسیقیِ کلاسیک در چنین فضاهایی ضدارزش تلقی شده و میتواند برای چنین افرادی از نظر روانی آسیبزا باشد.
پینوشت
7- یکی از مفاهیم روان شناسی است که توسط آلفرد آدلر روان شناس اتریشی پیشنهاد شده است، به این معنا که: گروهی تصمیم میگیرند مواضع افراطی اتخاذ کند، حال آنکه اگر افراد گروه تنها بودند این گونه موضع گیری ها به وجود نمیآمد (کلاینمن، ۲۰۱۲، ص. ۴۴).
8- نوعی از خودباختگی در مقابل نظر جمع است (نک. هیلگارد، ۱۹۸۳، ص. ۳۷۷).
9- جماعت گروه متجانس موقتی است که به اقتضای وضع یا حادثه ای، خود به خود به وجود میآید و بر اثر کنش های متقابل، دارای رفتاری مشترک میشود و به جنب و جوش میپردازند (کوئن، ۱۳۷۹، ص. ۳۳۰).
10- تیپ شخصیتی به دسته بندی روانشناسی تیپهای مختلف افراد میپردازد ( ۲۰۰۸ Bernstein,).
11- در ادبیات «روان شناسی اجتماعی»، این مفهوم اینطور تعریف میشود: «ناهماهنگی شناختی» اساساً حالتی از تنش است که از داشتن دو فرایند شناختی (اندیشهها، نگرشها، باورها و عقاید) همزمان که از نظر روانشناختی ناهماهنگ هستند، حاصل میشود (کوئن، ۱۳۷۹، ص. ۳۲۹).




































۱ نظر