گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
لیسانس تار از کنسرواتوار تهران و فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشکده فارابی دانشگاه هنر تهران
مدرس دانشگاه هنر ایران

Posts by سجاد پورقناد

تبیین فرایند تغییر «فرهنگ موسیقی کلاسیک» در نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران در دهه بیست (۵)

گروهی که به کاباره وارد شده بودند، همواره از طرف گروهی که خانه نشینی را به نوازندگی در کاباره ترجیح داده بودند، مورد سرزنش قرار می‌گرفته و تحقیر می‌شدند. این گروه کوچک، نوازندگان کاباره را دارای موفقیت، نه در بخش هنری بلکه در بخش مالی می‌دانستند (نک. زاهدی و میرعلینقی، ۱۳۷۰، ص. ۹۲). در واقع با اینکه جمعیت کسانی که خانه نشین بودند نسبت که دیگر گروه‌ها کم بود ولی هنوز آنها قدرت «نظارت اجتماعی» (۱۲) خود را حفظ کرده بودند.

تبیین فرایند تغییر «فرهنگ موسیقی کلاسیک» در نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران در دهه بیست (۴)

در فرهنگ «موسیقیِ کلاسیک» بر خلاف «موسیقیِ مردم‌پسند» که گاه «موسیقی تجاری» نیز خوانده می‌شود، رویکردِ هنری بر رویکرد تجاری و تفننی ارجعیت دارد، لذا ورود به کاباره برای یک هنرجوی موسیقی کلاسیک حرکتی هنجارشکنانه و خارج از عرف محسوب می‌شود. هرچند «سو گیری»[۷] گروهی می‌تواند این دگردیسی را قابل قبول و انجام پذیر کند ولی در نهایت شخص از نظر اجتماعی دچار «فردیت باختگی»[۸] شود.

تبیین فرایند تغییر «فرهنگ موسیقی کلاسیک» در نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران در دهه بیست (۳)

با روی کار آمدن محمدرضا پهلوی و تبعید پدرش، زمینه تغییراتی در نظام موسیقی فراهم شد. دکتر عیسی صدیق وزیر وقت کابینه محمدعلی فروغی، بنا به درگیری قدیمی‌ای که با غلامحسین مین‌باشیان، مدیر هنرستان موسیقی و همسر عالم خانم، خواهرتاج ‌الملوک آیرملو همسر رضا پهلوی داشت، وی را عزل و علینقی وزیری را جایگزین او کرد. وزیری که دل آزرده از کنار گذاشته شدن آموزش موسیقی ایرانی در هنرستان توسط غلامحسین مین باشیان بود، آموزش موسیقی ایرانی را به هنرستان برگرداند و تار را به عنوان ساز اجباری قرار داده و در همین زمان همکاری بیشتر استادان خارجی نیز با هنرستان قطع شد.

تبیین فرایند تغییر «فرهنگ موسیقی کلاسیک» در نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران در دهه بیست (۲)

نگارندگان مقاله‌ای مشابه بحث این مقاله در پژوهش‌های مربوط به حوزه بینا‌رشته‌ای موسیقی شناسی – روانشناسی – جامعه شناسی درباره واقعه اعتصاب هنرجویان هنرستان موسیقی و همچنین مقاله‌ای مشابه با موضوع این مقاله در مورد تغییر و تحول و انحطاط در جامعه موسیقی کلاسیک نیافته اند، به همین دلیل تنها با استفاده از منابعی که جریان اعتصاب هنرستان و شکل گیری ارکستر سمفونیک تهران را بررسی می‌کند، مورد تحلیل قرار خواهد گرفت.

تبیین فرایند تغییر «فرهنگ موسیقی کلاسیک» در نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران در دهه بیست (۱)

موسیقی ‌‌کلاسیک ایران و مخصوصا مجموعه ارکستر سمفونیک تهران، از ابتدای تاسیسِ غیرِ رسمی این ارکستر تا امروز، دچار بحران هویتی عمیقی شد که آثار آن‌را تا به امروز می‌توان به وضوح مشاهده کرد. تفاوت «شخصیتی» فارغ التحصیلان دو هنرستان عالی و ملی این ظن را بوجود می‌‌آورد که نقشِ فرهنگِ غربی در هنرستان ‌‌عالی موجب بوجود‌‌آمدنِ این تفاوت است ولی دو مسئله این گمان را به چالش می‌‌کشد: اول- سیستم آموزش به شکل غربی در هر دو هنرستان وجود داشته دوم- فرهنگِ پایینِ بعضی از فارغ التحصیلان هنرستان عالی موسیقی تهران، بیشتر از اینکه از نظرِ «تیپولوژی» به شکل غربیِ آن شباهت داشته باشد، شباهت بیشتری با اقشار فرودست اجتماعی آن زمان ایران دارد. پرسش اینجاست که چرا مناسباتِ جمعیِ موسیقی کلاسیک غربی در مجامع موسیقی کلاسیک ایرانی ممکن نشد؟ مطالعه حاضر برای پاسخ به این پرسش به تحلیل محتوای گفته‌های مرتضی حنانه با استفاده از روش تحلیل محتوای قراردادی پرداخت؛ از تجزیه و تحلیل داده‌ها هفت مفهوم «زمینه اعتراض»، «کنش اعتراض»، «شکست تلاش»، «انشعاب/انحطاط گروهی»، «موفقیت/عدم موفقیت»، «پیروزی اعتصابیون» و «شکل گیری تشکلی اجباری» استخراج گردید. نتایج مطالعه نشان داد که با ورود اعتراضات هنرجویان هنرستان موسیقی تهران به فازی ساختار شکنانه، گروهی از آنها به سوی کاباره‌ها رفتند؛ حضور دراز مدت این هنرجویان در کاباره‌ها باعث شد موضوع اصلی اعتراض به فراموشی سپرده شود و کم‌‌کم فرهنگ کاباره‌‌ای و موسیقی مردم‌‌پسند با این هنرجویان جوان پیوند پیدا کند. پس از ورود همراه با خشونتِ نوازندگانِ اعتصابی به همراه نوازندگان غربی و مطربان قدیمی کافه‌‌ها به ارکستر سمفونیک، این فرهنگ بیگانه وارد ارکستر سمفونیک شد و با شکست گروه مخالف و تسخیر هنرستان، این فرهنگ به سیستم‌‌آموزشی راه پیدا می‌‌کند و تاحدی که این گرایش‌‌ها تا امروز هم پدیدار‌‌‌اند.

بررسی نقش و معنای موسیقی در یک هیأت عرفانی معاصر تهران (۱۰)

من قرآن می خوندم و مرشد زورخونه بودم، زورخونه داشتم و قهرمان کشور بودم… ذبیحی با من بود و به زورخونه من میومد و ورزش می‌کرد، با هم قرآن می‌خوندیم… من از میدون حر می‌خوندم تا میدون انقلاب، بدون هیچ میکرفن این همه می‌خوندم و راه می‌رفتم بعد برمی‌گشتم به میدون حر؛ وقتی می‌رسیدم به حر تازه سینم گرم می‌شد! از ۱۵ سالگی هم تازه سیگار می‌کشم، هنوزم می کشم!

بررسی نقش و معنای موسیقی در یک هیأت عرفانی معاصر تهران (۹)

در فاصله دیدار ما بارها تلفن زنگ زد و مشخص بود هنوز مریدان جویای حال و احوال او هستند و او را تنها نگذاشته‌اند. حتی در همان روز از او برای میهمانی شام در منزل یکی از مرشدان در یکی از اعیاد مذهبی دعوت شد که از من هم خواست که در این جمع حضور داشته باشم…

بررسی نقش و معنای موسیقی در یک هیأت عرفانی معاصر تهران (۸)

در طول ماه‌های گذشته، در هر دیدار و محفلِ درویشان، ما به اجرای برنامه‌های موسیقایی متنوعی می‌پرداختیم و تأثیرِ متفاوتِ سبک‌های گوناگون آهنگسازی را بر این جمع آزموده و محک می‌زدیم. این جلسات، ما تاثیرپذیری دراویش را مخصوصاً به قطعات معاصر موسیقی ایرانی با دقت زیر نظر داشتیم، محک می‌زدیم و تأثیر آن را بر چهره‌ها، حالات و حتی حرکات حاضرین می‌سنجیدیم. در ابتدا تصور ما این بود که با افرادی برخورد خواهیم داشت که از فضای موسیقی دستگاهیِ روز دور هستند و تنها علاقمند به موسیقی‌های شناخته شده با عنوان «عرفانی» هستند، در حالی که اینطور نبود و آنها چه در زندگی شخصی و چه علایق موسیقی، تفاوت چندانی با دیگر شهروندان تهران نداشتند.

بررسی نقش و معنای موسیقی در یک هیأت عرفانی معاصر تهران (۷)

در پایان این بخش از مراسم، دراویش مشغول گفتگو با مرشد خود شدند. من و دوست نوازنده‌ام نیز با یکی از دراویش مشغول گفتگو شدیم؛ در آن اتاق چند نفر از دروایش هم بودند، بعد از چند دقیقه دوباره مرشد وارد آن اتاق شد تا با دراویش گفتگو کند ولی به خاطر وجود ما ترجیح داد به رسم ادب از ما درخواست خروج از اتاق را نکند و در نتیجه خطاب به مریدان گفت: «آقایان فقرا تشریف بیارید بیرون»… (شنیدن این جمله برای من و دوستم کمی طنزآمیز بود چراکه همان دوست ما اتفاقاً طلافروشی متمول به شمار می‌رفت). مریدان بدون هیچ مکثی با احترامات خاصی اتاق را ترک کردند.

بررسی نقش و معنای موسیقی در یک هیأت عرفانی معاصر تهران (۶)

پس از پایان قطعه، من سه‌تار را در همان مایه کوک کردم و با همان وزن قطعه‌ای تازه‌ را آغاز نمودم. این انتقال آنچنان آرام و طبیعی بود که گویی قطعه‌ای واحد در دو قسمت اجرا می‌شد و هدفم حفظ آن حال و هوای عرفانی و خلسه‌آوری بود که در فضای مجلس جاری شده بود.

بیشتر بحث شده است