گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
لیسانس تار از کنسرواتوار تهران و فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشکده فارابی دانشگاه هنر تهران
مدرس دانشگاه هنر ایران

Posts by سجاد پورقناد

بررسی نقش و معنای موسیقی در یک هیأت عرفانی معاصر تهران (۷)

در پایان این بخش از مراسم، دراویش مشغول گفتگو با مرشد خود شدند. من و دوست نوازنده‌ام نیز با یکی از دراویش مشغول گفتگو شدیم؛ در آن اتاق چند نفر از دروایش هم بودند، بعد از چند دقیقه دوباره مرشد وارد آن اتاق شد تا با دراویش گفتگو کند ولی به خاطر وجود ما ترجیح داد به رسم ادب از ما درخواست خروج از اتاق را نکند و در نتیجه خطاب به مریدان گفت: «آقایان فقرا تشریف بیارید بیرون»… (شنیدن این جمله برای من و دوستم کمی طنزآمیز بود چراکه همان دوست ما اتفاقاً طلافروشی متمول به شمار می‌رفت). مریدان بدون هیچ مکثی با احترامات خاصی اتاق را ترک کردند.

بررسی نقش و معنای موسیقی در یک هیأت عرفانی معاصر تهران (۶)

پس از پایان قطعه، من سه‌تار را در همان مایه کوک کردم و با همان وزن قطعه‌ای تازه‌ را آغاز نمودم. این انتقال آنچنان آرام و طبیعی بود که گویی قطعه‌ای واحد در دو قسمت اجرا می‌شد و هدفم حفظ آن حال و هوای عرفانی و خلسه‌آوری بود که در فضای مجلس جاری شده بود.

بررسی نقش و معنای موسیقی در یک هیأت عرفانی معاصر تهران (۵)

من به همراه دوستم در همان صف وارد اتاق شدیم و بدون دست بوسی یا ابراز ارادت شدیدی به صورت عادی با مرشد، سلام و احوال پرسی کردیم؛ او نیز بدون تکلف و با روی باز ما را پذیرفت و کنار خود نشاند. در این اتاق تنها مردان بودند و در اتاق دیگری نیز بانوان جمعی داشتند. دور اتاق همگی روی زمین بر یک تشک نشستیم و دروایش و افراد عادی سئوالاتی را از مرشد پرسیدند. سئوالات بیشتر فقهی و اسلامی بود.

بررسی نقش و معنای موسیقی در یک هیأت عرفانی معاصر تهران (۴)

طریقه‌ خاکساریه از جمله فرقه‌های صوفیانه است که از دورۀ صفوی به بعد در ایران گسترش یافته است. نام آن احتمالاً از نام برخی مشایخ اولیه مانند بابا داوود خاکی یا مفهوم خاکساری (به معنای فروتنی) گرفته شده‌ است. با این حال، اطلاعات تاریخی روشنی درباره خاستگاه و شکل‌گیری اولیۀ آن وجود ندارد؛ چرا که بیشتر اعضای این طریقه از توده‌های مردم بودند و مشایخ آن نیز معمولاً در تقیه و گمنامی به سر می‌بردند. همین امر سبب شده است تا پژوهشگران نظریات مختلفی درباره ریشه‌های آن ارائه دهند؛ برخی آن را ادامۀ گروه‌هایی مانند حروفیان و نقطویان یا حتی دوره‌گردان مانوی بدانند و برخی دیگر نیز با توجه به نسبت «جلالی» منسوب به آن، خاکساریه را انشعابی از طریقه‌ جلالیه (شاخه‌ای از سهروردیه) قلمداد کنند.

بررسی نقش و معنای موسیقی در یک هیأت عرفانی معاصر تهران (۳)

در این تحقیق، پژوهشگر وارد جمع عرفانی مورد نظر شده و ابتدا از طریق شنیدن اجرای موسیقی همراه سماع و سپس نوازندگی به همراه سماع کنندگان تا اندازه‌ای به سلیقه موسیقایی آنها پی‌می‌برد، پس از چند جلسه حضور در این مجلس در سال‌های مختلف، پژوهشگر در یک میهمانی خصوصی به گفتگویی مفصل با مرشد این گروه پرداخت.

بررسی نقش و معنای موسیقی در یک هیأت عرفانی معاصر تهران (۲)

با این وجود، در بعضی از شهرها (مخصوصا در تهران) نمی‌توان به راحتی یک سنت موسیقایی و یک کارگان مشخص را شناسایی کرد. شاید این ملموس‌ترین تفاوت مجالس عرفانی تهران و دیگر شهرهای ایران باشد که دارای سابقه بیشتری در برپایی چنین مجالسی هستند. (اکبرزاده، ۱۳۸۶)

بررسی نقش و معنای موسیقی در یک هیأت عرفانی معاصر تهران (۱)

این پژوهش با هدف تبیین معناشناختی و کارکردی موسیقی در بافت آیین‌های عرفانی معاصر ایران و با تمرکز بر شناسایی نگرش، وابستگی و سطح خودآگاهی موسیقایی اعضای یک هیأت عرفانی در تهران در سال ۱۳۹۴ انجام شده است. مطالعه حاضر از نوع کیفی و با اتخاذ رویکرد قوم‌نگارانه اجرا گردید. گردآوری داده‌ها از طریق دو تکنیک اصلی صورت پذیرفت: ۱- مشاهده مشارکتی طی یک سال حضور محقق در هیأت در نقش نوازنده که امکان ثبت دقیق کنش‌های سماعی، تعاملات و ترجیحات موسیقایی شرکت‌کنندگان را فراهم کرد ۲- مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق با مرشد هیأت دراویش سلسلۀ خاکسار زنده‌یاد سید‌محمد مداحی (با لقبِ درویش میر افضل علیشاه) و ملاقات و تعامل موسیقایی با اعضای این هیات انجام گرفت. روش تحلیل داده‌ها، تحلیل مضمون (Thematic Analysis) بود. یافته‌های پژوهش حول سه محور اصلی سامان یافت: نخست، کارکرد موسیقی به عنوان محرک و واسطه حالات عرفانی و دوم، اهمیت اجرای موسیقی به مثابه بخشی جدایی‌ناپذیر از سیر سلوک جمعی در این هیأت و سوم، سطح خودآگاهیِ موسیقایی که در میان اعضا. این مطالعه نشان می‌دهد که موسیقی در این هیأت، صرفاً یک همراهی نیست، بلکه زبان نمادین و بدنی آیینی است که فهم آن مستلزم قرارگیری در بافت اجرا و تجربه جمعی است.

تحلیل عوامل اجتماعی-فرهنگی مرتبط با گرایش نوازندگان دف به دف‌های طرح‌دار (۷)

در سالهای اخیر تئوری‌ها، مکتوبات و ساختارهای متعددی منتشر و معرفی شده‌اند که برای بررسی و تشکیل یک فضای مدال مشخص یا یک مد مشخص به کار می‌روند. در کنار همه‌ی تفاوت‌ها و رویکردهای مختلف این مکتوبات، همواره اشتراکات و قواعد کلی یکسانی از مجموع آنها به دست می‌آید و همچنین در جو نظری بوجود آمده توسط آنها، تقریبا یکدستی خاصی مشاهده می‌شود که تابحال به شرح‌شان به طور دقیق و همه‌جانبه پرداخته نشده است. مقاله‌ی حاضر تلاش دارد تا ابزاری برای نشان دادن اشتراکات و بن‌مایه‌های این ساختارها ارائه کند که به صورت یک کدنگاری تحت عنوان «سلول نگاری مدال» از آن یاد خواهد شد. با استفاده از همین سلول‌نگاری‌ها (سلول‌نگاشت‌ها) سعی می‌شود تا به عنوان نمونه برخی از مدهای موسیقی ایرانی با استناد به منابع مختلف نگارش شود و با کدهایی ضابطه‌مند و رابطه‌مند، اساس و نظام موسیقی ایرانی نمایان شود.

تحلیل عوامل اجتماعی-فرهنگی مرتبط با گرایش نوازندگان دف به دف‌های طرح‌دار (۶)

در این پژوهش قابل مشاهده است که نه تنها انتخاب‌های موسیقایی، بلکه انتخاب‌هایی که در حوزه پوشش و انتخاب طرح‌های ساز وجود دارد هم می‎تواند تحت‌تاثیر نوعی «مدگرایی» (۱۹) باشد. گرایش به مد (۲۰) در علم جامعه‌شناسی اهمیت ویژه‌ای دارد، چراکه «مد، هم میل به همرنگی با دیگران را ارضا می‌کند و هم میل به جدایی و ممتاز بودن از دیگران را» (استوتزل، ۱۳۷۱، ۳۵۰).

تحلیل عوامل اجتماعی-فرهنگی مرتبط با گرایش نوازندگان دف به دف‌های طرح‌دار (۵)

آلن ماریام با اشاره به تمایل جوامعِ مدرن به تمایزگذاری میانِ «هنرِ خالص» و «هنرِ کاربردی» که اولی را «هنرمند» و دومی «هنرمندِ تجاری» خلق می‌کند، اشاره‌ای نیز به حقیقی یا قراردادی بودن تمایزگذاری‌ها دارد؛ او می‌گوید:

بیشتر بحث شده است