این پژوهش با تحلیل نظریات نوازندگان و سازندگان ساز نی در مواجه با تغییرات حسین عمومی بر روی ساز که با نام «نی ششدانگ» شناخته میشود، به تحول دیدگاه در جامعه نینوازان ایران و دستهبندی گفتمانی آنان با محوریت مقوله ابداع در ساز پرداخته شده است. روش پژوهش پیمایشی-توصیفی بوده و ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه و منابع اسنادی است. از جمله پرسشهای این پژوهش عبارتند از: ۱) چه گرایشهایی در میان نینوازانِ ایرانی در ارتباط با مقوله ابداع و نوآوری در نی وجود دارد و هر کدام زاده چه گفتمانهایی هستند؟، ۲) چه گفتمانهایی از نظر زمانی قابل دستهبندیِ نسلی، در جامعۀ نینوازان است؟، ۳) کدام گرایشها در بستر زمان رواج بیشتری داشتهاند و کدام گرایش را در زمان حال میتوان، گرایش غالب دانست؟ و ۴) گرایش پیروز در عصر حاضر، وابسته به چه منطقهایی است؟. هدف این پژوهش، شرح اجمالی تغییرات حسین عمومی بر روی ساز نی و واکاوی گرایش نوازندگان نی به اجرا با «نی ششدانگ» و مقوله «ابداع» در نسلهای مختلف با توجه به هژمونی گفتمانهای موسیقی کلاسیک ایران است است که در این راستا نظر برخی از نوازندگان و سازندگان خبره که شامل ۲۴ نفر است، مورد ارزیابی قرار گرفته است. عطف به مطالعات پیشین، سه گرایش گفتمانی و یک خردهگفتمان در جامعه فرهنگی موسیقی ایران شناسایی شده است که براین اساس، نوازندگان و سازندگان نی در این گفتمانها قابل ردهبندی هستند. منطق این طبقهبندی، هژمونی و همزمانی گفتمانها از نظر تاریخی با دوران زیست و فعالیت نوازندگان و سازندگان نی و بر مبنای نوع نگاه آنان به موضوع ابداع و تغییر در این ساز است. براساس یافتهها، تفاوتهای نسلی، ارتباط مستقیمی با هژمونی گفتمانی زمانه نوازندگان نی داشته و تغییرات بر روی ساز، بر خلاف نسل قدیم، برای نسل سوم قابل قبول است. بررسی کلیدواژههای موجود درگفتههای دو نسل از نوازندگان نشان داد، تغییر محسوسِ گفتمانی در میان نسلهای دوم و سوم قابل شناسایی است و گفتمان فرادست امروز در ارتباط با ابداع در ساز نی، گفتمانِ «موسیقی کلاسیک ایرانی» است.