الکساندر اسکریابین، پیانیست و آهنگساز بزرگ روسی (II)

الکساندر اسکریابین (1915-1872)
الکساندر اسکریابین (1915-1872)
نگاهی گذرا به سه اثر مهم اسکریابین:
پیانو سونات شماره ۹، اپوس ۶۸:
پس از آنکه اسکریابین سونات شماره ۷ خود را «عشای سپید» خواند، سونات شماره ۹ «عشای سیاه» نام گرفت. سونات شماره ۷، اثری روشن و حتی شادمانه است، اما سونات شماره ۹، از تیره و تار ترین و غامض ترین آثار اوست. این سونات با مقدمه ای کوتاه که حرکتی پایین رونده دارد آغاز شده و پس از معرفی موتیف، مراحل بسط و گسترش را پشت سر میگذارد.

audio file بشنوید سونات شماره ۹ برای پیانو را از اسکریابین

در این اثر بر فاصله نهم کوچک نامطبوع تاکید شده است. سونات با مارشی عجیب و غریب که پس از دی کرشندویی فرو می نشیند، به معرفی بخش کوچکی از مقدمه پیانو سونات شماره ۱۰ پرداخته و پس از تکرار مقدمه کوتاه آغازین، پایان میابد.

audio file بشنوید سونات شماره ۱۰ برای پیانو را از اسکریابین

پیانو سونات شماره ۱۰، اپوس ۷۰:

اسکریابین در سونات شماره ۱۰، از کاشفان موسیقی آتونال و در عین حال نمونه ای از نئورومانتیسم دیررس است.

سونات شماره ۱۰، اجزای گوناگون خود را در یک موومان پیوسته گرد آورده است. مقدمه آن با ۳۸ میزان مدراتو که با تاکید آهنگساز باید «آرام و ناب» نواخته شود، با موتیفی پیوند میابد که مولف اصرار دارد با شور و حرارتی عمیق و مستور نواخته شود و این موتیف با تریل ها تکه تکه میشود.

audio file بشنوید سونات شماره ۱۰ برای پیانو را از اسکریابین

موتیف دوم، خشمناک است و با آلگرویی پراحساس، پیانو را سراسر به جوش و خروش می آورد و با موتیف های قبلی درمی آمیزد. این موتیف اصلی سونات است که با یک پرستو، مقدمه اش را پیش کشیده و آنرا ذره ذره میکند و از بین میبرد.

audio file بشنوید بخشی از سونات شماره ۱۰ برای پیانو را از اسکریابین

در اواخر این سونات، قسمتی بسیار خیره کننده وجود دارد که نشانه نبوغ اسکریابین است و با روشی استادانه و زیبا، رهایی را تجسم میبخشد.

audio file بشنوید بخشی از سونات شماره ۱۰ برای پیانو را از اسکریابین

این اثر را سونات «تریل ها» نام داده اند، اما خود اسکریابین آنرا سونات «حشرات» می نامید.

سمفونی پنجم ”پرومتئوس”، اپوس ۶۰:
بوریس پاسترناک، کار هنری اسکریابین را مورد داوری قرار داده و نوشته است: «هارمونی های سرشار اسکریابین در سمفونی پرومتئوس، در نظر من، صرفا نشانی از نبوغ اوست نه یک غذای روزانه برای روح…». سمفونی پنجم اسکریابین که اغلب «پرومتئوس» و گاهی «منظومه آتش» خوانده میشود، آخرین اثر ارکسترال او میباشد که در سال ۱۹۱۰ به پایان رسیده است.

اسکریابین در این سمفونی، افسانه یونانی پرومتئوس، خدای آتش را که دو پیکر انسانی از خاک میسازد و با آتش آسمانی به آنها زندگی می بخشد، توصیف کرده است.

پرومتئوس، برای ارکستر وسیعی به نگارش در آمده است. نوای پیانو نیز در بین سازهای ارکستر شنیده میشود و ابتدا انسان را در مرحله تکوینی مجسم میسازد. پس از آن نوای ترومپت، پیدایش اراده را منعکس می کند. نشاط زندگی، باری دیگر با نوای پیانو به گوش میرسد. عشق انسانی نیز، به صورت ملودی ملایمی در ادامه آن شنیده میشود و پس از بسط تم ها، با کودای فاتحانه ای در بیان انسانیت و الوهیت، خاتمه میابد.

در این اثر اصوات هارمونیک به وسیله ترکیب آکوردهای چهارم، پایه قرار میگیرد و گام و تم موسیقی از آن مشتق می شوند.

اسکریابین، یک بخش کامل را برای «تاستیرا پر لوچه» (ساز شستی دار نورها)، به نگارش درآورده که می بایست فضای اجرا را با نورهای رنگارنگ بیاکند و طبق آنها، مجموعه ای از شستی ها نواخته شوند. پرومتئوس، اثری خیره کننده و به عبارتی پیش فرم ۱۲ تنی است، با لحظه های متعددی از ارکستراسیون احساس برانگیز و هارمونی جسورانه ای که گویی از دنیایی دیگر آمده و یکی از فاخرترین آثار موسیقی قرن بیست به شمار می رود.

audio file بشنوید بخشی از سمفونی پنجم ”پرومتئوس” را از اسکریابین

ببینید تصویری را از صفحه ای از پارتیتور این اثر

منابع:
تاریخ جامع موسیقی، جلد چهارم ”تاریخ موسیقی مدرن”
تفسیر موسیقی
آثار کلیدی موسیقی
راهنمای جامع موسیقی کلاسیک
موسیقی کلاسیک در سده بیستم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

تمپرلی در مقاله اش با نام «متر و دسته بندی در موسیقی آفریقایی» این سوالات را مطرح می کند: «چگونه می توان ریتم آفریقایی را با دید رایج تئوریک ریتم مطابقت داد؟»، «چه شباهت ها و تفاوت های بین ریتم آفریقایی و ریتم غربی وجود دارد؟ با توجه به این که ریتم غربی در بر اساس تئوری موسیقی سنجش می شود.» دیدگاه من در این مقاله نیز تفاوت چندانی با سوالات مطرح شده ندارد. مانند تمپرلی من نیز می خواهم مفاهیم تئوری های اخیر ریتم و متر را با توجه به موسیقی غربی مورد بحث قرار دهم. با این حال، من صرفا موسیقی آمریکایی را مد نظر قرار نمی دهم.

کنسرت ارکستر باربد در سومین جشنواره موسیقی معاصر تهران به روی صحنه می رود

ارکستر زهی باربد به رهبری کیوان میرهادی و سرپرستی محمد هادی مجیدی در سومین دوره جشنواره بین المللی موسیقی معاصر تهران در تاریخ سوم اردیبهشت ماه ۹۷ ساعت ۱۸ در تالار رودکی به روی صحنه خواهد رفت.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

مدرس در ابتدا یادآوری کرد، برخلاف دوجلسه‌ی گذشته که با اخطار در مورد سهل‌انگاری در انجام نقدهای میان‌رشته‌‌ای آغاز شد خوشبختانه در مورد جامعه‌شناسی خطر منابع عمومی دست دوم کمتر وجود دارد. در این حوزه آثار معتبری به زبان فارسی برگردانده شده و در دسترس است.
تالار المپیا

تالار المپیا

پاریس المپیا در سال ۱۸۸۸ به وسیله ژوزف اولر بنیانگذار مولن روژ بنا نهاده شد. المپیا قدیمی ترین تالار موسیقی پاریس و از معروف ترین تالارهای موسیقی دنیاست، تالاری که امروزه با چراغ های عظیم و قرمز رنگ نورانی اش شناخته می شود. این مجموعه در سال ۱۸۸۹ با نام “مونتان روز” بازگشایی و در سال ۱۸۹۳ به المپیا تغییر نام پیدا کرد.
طبقه‌بندی سازها (I)

طبقه‌بندی سازها (I)

مدت‌ها قبل سازها و نوازندگان از شـأن امروزین برخوردار نبودند. فلوت، چنگ و طبل در اصل هیچ‌گاه به نیت لذت بخشیدن به‌کار نمی‌رفتند. هنگامی که این سازها برای اولین بار ساخته شد، برای شکار، آماده سازی غذا و ارتباطات، دفع حمله‌ی دشمنان یا ارواح شیطانی، خشنود ساختن خدایان و از بین بردن هراس، مورد استفاده قرار می‌گرفت. بدین ترتیب آن‌ها به بقای جسم و جان نژاد بشر یاری می‌رساندند.
شهرت پس از مرگ

شهرت پس از مرگ

این قطعه را گوش کنید به احتمال زیاد این موسیقی را در یکی از فیلمهای سینمایی یا رادیو و … شنیده اید، نام این قطعه “The Entertainer” است. سبک این قطعه موسیقی رگتایم (Ragtime) نامیده میشود که از جمله سبکهای موسیقی جز است. در موسیقی جز اصطلاح رگتایم عمومآ معادل با نام اسکات جوپلین (Scott Joplin) آهنگساز بزرگ اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ است که زیباترین قطعات رگتایم را آفریده است.
موسیقی و ریاضیات (I)

موسیقی و ریاضیات (I)

ریاضیات و موسیقی هر یک بنوبه خود از ابتدای خلقت در مسیر تکامل تمدن بشری نقش موثری داشته اند. ریاضیات بطور مستقیم با پیشرفت گونه های مختلف علوم تجربی، نظری، مهندسی و … در ارتباط بوده و موسیقی علاوه بر تاثیر مستقیم بر سایر هنرها، همه روزه درحال تعامل با انسان در تمام نقاط جهان است بگونه ای که امروزه از آن حتی بعنوان یک ابزار برای جهت دادن به پدیده های اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی استفاده می شود.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (III)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (III)

علاوه بر این، موسیقی همیشه یک پدیده ی چند ملیتی بوده و هست. در زمان حال که کشور ایران با حدود دقیق، زبان رسمی فارسی و فرهنگ ملی هم شناخته می شود، می بینیم که ایرانی بودن و فارسی زبان بودن یک موسیقی دان دلیل بر ایرانی بودن موسیقی او نیست. به عبارت دیگر در دوران معاصر نیز موسیقی در چارچوب فرهنگ ملی نمی گنجد. (۲)
سلطانی: بسیاری از مینیمالیستها به هیچ وجه قابل قیاس با یکدیگر نیستند

سلطانی: بسیاری از مینیمالیستها به هیچ وجه قابل قیاس با یکدیگر نیستند

در حال حاضر مینی مالیست های زیادی در حوزه ی موسیقی در تمام جهان فعالیت می کنند و به هیچ وجه قابل مقایسه با هم نیستند، حتا قابل مقایسه با دهه ی شصت و هفتاد میلادی هم نیستند؛ اما به هر حال می توان به چهره های شاخص و تأثیر گذاری اشاره کرد که بعضی شان به شرق هم گرایش داشته اند. تری رایلی نخستین آهنگ ساز این جریان است که محبوبیت زیادی هم به دست آورده است.
بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (X)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (X)

عبارت‌بندی گوشه‌های ردیف در گذشته از طریق اتصال نت‌ها به یکدیگر تا حدی در نوشتار رعایت می‌شد. این طریقه که مشکل تقطیع و عبارت‌بندی را نسبتا مرتفع می‌سازد برای تعیین شاکله‌ی دقیق یک جمله کارآ نیست به‌ویژه که در ساختار آن نت‌هایی به کار رفته باشد که به دیگر نت‌ها متصل نمی‌شوند. برای رفع مشکل جمله‌ها (و نه عبارات) نیز راه‌های متعددی آزموده شده است، از جمله نوشتن جمله‌ها بر خط‌های جداگانه که طلایی پیشنهاد می‌کند و یا استفاده از کاما و فاصله‌گذاری که منا پیشنهاد کرده است (۱۴).
سلطانی: اگر مواظب نباشیم در نوستالوژی غرق میشویم

سلطانی: اگر مواظب نباشیم در نوستالوژی غرق میشویم

قبل از پاسخ به سؤالتان باید بگویم که بین رمانتیزم و تغزل تفاوت وجود دارد و با دو تعبیر می شود آن ها را بیان کرد، یکی براساس دال ها و دیگر براساس مدلول هاست. اگر منظورتان تغزل است باید اشاره کنم که گرچه موسیقی بدون انسان ساکن است، اما فکر می کنم زیباست که هر دو را فدای عشق کنیم. البته اگر صرفاً رمانتیزم مدنظرتان است، بهتر است که موسیقی را هنگام خلق به عهده ی خودش بگذاریم.
هم‌صدایی لحظه‌ها (I)

هم‌صدایی لحظه‌ها (I)

«در این مورد [برخورد با مانعی مانند دیوار که نتوانم از آن بگذرم]، زندگیم را وقف کوبیدن سر به آن دیوار خواهم کرد.» (۱) این واژه‌ها روحیات هنرمندی را به استعاره‌ای از زبان خودش توصیف می‌کند، که جهان موسیقی شکسته شدن بسیاری از مرزهایش را به‌دست او تجربه کرد. گویی با این استعاره، سرنوشت شصت سال آینده‌ی هنرمند، آبستن سر کوبیدن به کرانه‌های نپیموده‌ی موسیقی شد