گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

«به این ترتیب چه زمانی که تشخیص دگرگونی می‌دهیم و چه زمانی که عکس آن را درمی‌یابیم عملا در حال مقایسه با همین آثار هستیم. متاسفانه این مفهوم به خوبی مورد کاوش موسیقی‌شناسان و منتقدان ما قرار نگرفته و به همین دلیل اگر هم در ذهن موسیقی‌دانان به طور گنگ وجود دارد، اما به دلیل شفاف نبودن به راحتی قابل استفاده نیست.

پس از شرح مسایلی پیرامون نقد اثر موسیقایی مدرس گفت که به نظر وی کمبود اصلی نقد فارسی زبان ما نقد اثر به معنایی است که گفته شد. در حقیقت به نظر او ما نیازمند این هستیم که دانش سبک‌شناختی برآمده از نقد سبک را در نقد اثر به کار گیریم و از این طریق به گونه‌ای چرخه‌وار هم تکنیک‌های نقد اثر را بهبود بخشیم و هم اطلاعاتمان را راجع به سبک افزایش دهیم. برای آن که مشخص شود مشکل دقیقا کجاست مدرس از حاضران پرسید؛ «حسین علیزاده» به چه چیزی در موسیقی ما شهرت دارد؟ پاسخ داده شد؛ ویرتئوزیته و نوآوری.

مدرس باز پرسید؛ چه چیزی در کار او نو است که وی را نوآور می‌خوانیم؟ پاسخ‌های مختلفی داده شد از جمله «نوع جمله‌پردازی»، «آکسان گذاری»، «نقش ساختاری شدت‌وری در آثارش» و … این بار مدرس پرسید؛ حالا ممکن است بگویید چه چیزی در جمله‌پردازی حسین علیزاده متفاوت از دیگران است؟ شرکت‌کنندگان دیگر پاسخ روشنی نداشتند. مدرس پیشنهاد کرد که با پرسش دیگری آزمایش کنند و پرسید؛ «جلیل شهناز» به چه چیز شهرت دارد؟ حضار پاسخ داند؛ شیرین‌نوازی و بداهه‌پردازی.

مدرس پرسید؛ چه چیز او را بداهه‌پرداز تر از دیگران می‌کند؟ به بیان دیگر چه چیزی کیفیت بداهه‌های او را برتر از دیگران می‌سازد؟ چه چیز امکان مقایسه‌ی وی با مثلا «احمد عبادی» را فراهم می‌سازد؟ کدام مولفه برآمده از درون کارهایش؟ هنگامی که پاسخی به این پرسش‌ها داده نشد، مدرس اشاره کرد؛ همین که احساس می‌کنید اطلاعات لازم برای پاسخ به این پرسش‌ها به راحتی در اختیار نیست، یعنی حس می‌کنید موضوع برایتان گنگ و مبهم می‌شود به این معناست که نیازمند ژرف‌نگری درباره‌ی اثر موسیقایی هستیم تا این اطلاعات از دل آن بیرون بیاید.

همچنین او برای تاکید بیشتر بر موضوع یادآور شد که از زمان انتشار (اجرای) «مقدمه‌ی بیداد» بسیاری در مورد برخورد نوین آن با فرم (اعم از فرم مقدمه-پیش‌درآمد یا فرم منفرد یک قطعه) صحبت می‌کردند اما تا همین یکی دو سال پیش (یعنی فاصله‌ای حدودا سی ساله) کمتر کسی به طور تحلیلی به دنبال این رفته بود که ببیند سرشت این «نو بودن» چگونه است؟ آن «برخورد» با فرم، فارغ از نو بودن چگونه است؟ به همین دلیل توان نقد ما به همان یک جمله –یا جملاتی مشابه این که احتمالا همه می‌توانستند به طور مبهم بیان کنند- محدود می‌ماند. متاسفانه این وضع تنها مختص آن اثر «پرویز مشکاتیان» نیست و عمومیت دارد.

پس از نقد اثر، «نقد اجرا» آخرین جنبه‌ از سه جنبه‌ی تمرکز توجه بر موسیقی بود که مطرح شد. نقد اجرا عموما و در اولین سطح خود حاوی منطبق کردن ساختار حقیقتا موجود بر یک اجرای دیگر یا تصوری از یک اجرای دیگر که در ذهن وجود دارد یا تخیلی از آنچه به نظر منتقد می توان از پارتیتور (یا در بعضی گونه‌ها یک نقطه‌ی مرجع غیر از آن) استنباط کرده باشد (که البته اینها سطوح کمی بالاتر هستند)، و در هر حال عملی مقایسه ای باقی خواهد ماند.

آنچه در دل این تعریف بیش از همه خودنمایی می‌کند مساله‌ی «هویت» یک اثر هنری است که تابعی است از تلقی ما از «مرجع تعلق» قطعه و تعیین کننده‌ی «اصالت اجرا»ی آن. مبحث هویت (Identity of Musical Work) و مرجع تعلق و اصالت اجرا (Authenticity/Authenticity Reference) از مباحث مطرح امروزی در موسیقی‌شناسی است که در عین حال می‌تواند به نکته‌ی مرکزی بررسی هر اجرای مجدد تبدیل شود. حتا اگر خود مراجع اصالت‌آور هم مورد نقد قرار نگیرند دست‌کم می‌توان اجرای قطعه را در پرتو همان مبانی اصالت‌آور مورد قبول در زیباشناسی‌اش مورد بررسی قرار داد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی به کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی (II)

پیش از انتشار این کتاب، استادانی بودند که موسیقی ایرانی را اول با گوشه‌های مدال ردیف درس می‌دادند؛ کسی که مجدانه در این زمینه تا امروز فعال بوده، حسین عمومی نوازنده و مدرس موسیقی دستگاهی است. عمومی در کلاس‌هایش قبل از آموزش کل ردیف، درسی به نام «پیش‌ردیف» را تدریس می‌کند که در زمانی حدود ۲۰ دقیقه، کل گوشه‌های مدال ردیف را پشت هم می‌خواند. (۵)

فراخوان سیزدهمین جشنوارۀ ملی موسیقی جوان منتشر شد

در بخش «موسیقی دستگاهی ایرانی تار، تنبک، دف، سنتور، سه‌تار، عود، قانون، کمانچه، نی؛ در بخش «موسیقی کلاسیک» نوازندگان سازهای ابوا، پیانو، ترومبون، ترومپت، فلوت، کلارینت، کنترباس، گیتار، ویلن، ویلنسل، ویولا، هورن؛ و در بخش «موسیقی نواحی ایران» خوانندگان و نوازندگان سازهای زهی، بادی و کوبه‌ای از مناطق مختلف کشور به رقابت خواهند پرداخت.

از روزهای گذشته…

نگاهی به آلبوم بوم، ساخته حمیدرضا دیبازر (II)

نگاهی به آلبوم بوم، ساخته حمیدرضا دیبازر (II)

در ابتدا تمی توسط سه تار ارائه میشود، سپس این تم به عود و پس از آن به کمانچه سپرده میشود”بهره گیری از تکنیک ایمیتاسیون (تقلید)”.
داوودیان: وقت است را برای صدای شجریان نوشتم

داوودیان: وقت است را برای صدای شجریان نوشتم

این سئوال را پرسیدم به این دلیل که کنسرتو فرمی خاص است که میتواند تواناییهای آهنگسازی و موسیقایی زیادتری داشته باشد نسبت به فرم های دیگر. یک تصور عمومی هست در موسیقیدانان که اعتقاد دارند، کاملترین فرم سمفونی است ولی به اعتقاد من کنسرتو کاملترین فرم است، چراکه هم امکانات موسیقایی سمفونیک و هم امکانات موسیقایی تکنوازی در آن وجود دارد.
سیمون راتل، رهبر فعلی ارکستر فیلارمونیک برلین (I)

سیمون راتل، رهبر فعلی ارکستر فیلارمونیک برلین (I)

سیمون راتل ( (Simon Rattle متولد لیورپول، تحصیلات خود را در Liverpool College آغاز کرد. او پیانو و ویولون را آموخت ولی اولین کار او با نواختن آلات ضربی در ارکستر آغاز شد. در سال ۱۹۷۱ واردRoyal Academy of Music لندن شد. از جمله استادان مشهور او می توان از John Carewe نام برد. در سال ۱۹۷۴ فارغ التحصیل شد و در همان سال برنده جایزه مسابقه رهبری ارکستر John Player شد.
بد فهمی از گفتار وزیری (II)

بد فهمی از گفتار وزیری (II)

وزیری در مدرسه موسیقی اش به تشکیل ارکستری پرداخت که از هنرجویان و مدرسان مدرسه تشکیل شده بود. او در این ارکستر به اجرای پیشنهادهایش برای موسیقی ایرانی می پرداخت. وزیری همچنین در کلوپی که برای دوستداران موسیقی تاسیس کرده بود به ایراد سخنرانی هایی پرداخت که موسیقی عامیانه روز را به باد انتقاد گرفت.
هنر پدیده ای انضمامی (II)

هنر پدیده ای انضمامی (II)

آثار هنری زمانی که خلق می شود، به عنوان بخشی از نشانه ها در عالم هستی ترجمه می گردد. پس به دور مدلول خود حلقه زده و خود را به آن و مدلول را به خود منحصر می کنند. لذا اگر مدلول امری آشکار و بدیهی ست، پس اثر می تواند به موضوع بدل شود و اگر هم اثر غایی باشد، نتیجتا جستجو برای کشف آن به عنوان ناشناخته ای از هستی ضرورت می یابد.
مرور کتاب «موتسارت؛ تصویر یک نابغه»

مرور کتاب «موتسارت؛ تصویر یک نابغه»

موتسارت افسانه‌ای، دردانه‌ی دنیای موسیقی را با نبوغ خارق‌العاده‌اش می‌شناسیم. حتا آنها که موسیقی‌اش را هم نشنیده‌اند احتمالا چیزکی از استعداد شگرف او به گوششان خورده. تصور ما را از این استعداد شگرف (و نیز خودِ مفهومِ نابغه‌ی درک نشده توسط مردم هم‌عصرش) زندگی‌نامه‌های رومانتیک قرن نوزدهمی و دنباله‌های قرن بیستمی‌شان به وجود آوردند و شاخ و برگ دادند. کتاب «موتسارت؛ تصویر یک نابغه» نوشته‌ی «نوربرت الیاس»، جامعه‌شناس برجسته اما راهی دیگر در واکاوی زندگی موتسارت در پیش می‌گیرد؛ پرسش جامعه‌شناسانه از نبوغ.
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

«محمود توسلیان» نظر مدرس را درباره‌ی «سرگذشت موسیقی ایران» نوشته‌ی «روح‌الله خالقی» جویا شد. وی گفت موضوع این کتاب بیشتر موسیقی‌دانان هستند تا خود موسیقی و چنان که خود خالقی نیز به آن اشاره می‌کند به گونه‌ای داستان مانند نوشته شده تا مردم را جلب خود کند. بنابراین ضمن ارزش بسیار زیاد آن از جهت مکتوب کردن بخشی از تاریخ ما که می‌توانست به سادگی از دست برود، با تاریخ موسیقی به مفهومی که اینجا گفته شد، تفاوت‌هایی دارد.
در نقد کتاب «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» (I)

در نقد کتاب «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» (I)

میان کنش‌های گوناگون دانشگرانه نوشتن، از ترجمه‌ی صرف گرفته تا تالیف محض (اگر این دومی را در سایه‌ی مراتبی از بینامتنیت، رویایی دست‌نیافتنی ندانیم) طیفی از کنش‌ها همانند اقتباس، ترجمه‌ی آزاد، ترجمه-تالیف و … جای می‌گیرند که همچنان به سر اول طیف نزدیک‌تراند تا سر دوم. «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» نوشته‌ی «امین هنرمند» یک گونه‌ی بسیار نادر از همین کنش‌های ترجمه‌گون است؛ به این صورت که سرفصل‌های اصلی و فرعی آن در قریب به اتفاق موارد از یک کتاب تقریبا هم‌نام و بسیار مشهور این حوزه وام گرفته شده. گویی مولف یک اسکلت از پیش موجود را با ماده‌ای به انشای خود (و البته هنوز نزدیک به محتوای استخوان‌بندی اصلی) پر کرده باشد.
یک پیانیست چه نوع تمریناتی و به چه مقدار اجرا مینماید؟ (II)

یک پیانیست چه نوع تمریناتی و به چه مقدار اجرا مینماید؟ (II)

برخی از نوازندگانی که به آرامی تمرین مینمایند دارای حساسیت بسیار بالایی بر روی کیفیت صدا دارا میباشند. برخلاف آنانی که سریع تمرین میکنند و شما هم اصلا دوست ندارید به آنها گوش دهید!
در آمدی بر تدوین فهرست جامع <br> آثار روح الله خالقی(I)

در آمدی بر تدوین فهرست جامع
آثار روح الله خالقی(I)

در گفتگویی رادیویی در سال ۱۳۴۰ در پاسخ به این پرسش که تا بحال چند آهنگ ساخته اید، مرحوم خالقی اظهار میدارد: “… در این مورد نمیتوانم مثل دیگران دقیق جواب بدهم…”