گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (II)

کریستوف پندرسکی
کریستوف پندرسکی
آیا هنوز خودتان را یک انقلابی می دانید؟
بله. اما به انقلاب مداوم، مانند آنچه تروتسکی می خواست، اعتقادی ندارم (می خندد). خودتان می دانید چه اتفاقی برای او و کل آن انقلاب افتاد. بعد از انقلاب نوبت ضد انقلاب است!

با این حساب، آیا شما بخشی از ضد انقلابی هستید که علیه خودتان راه انداخته اید؟ یا هنوز به بعضی چیزها پایبند هستید؟
گاهی در جستجوی چیزی متفاوت مجبور هستم که علیه خودم بنویسم. من در سمت و سوی متفاوتی حرکت می کنم که در واقع باید متفاوت باشد. مخالفت باید وجود داشته باشد.

آیا تا به حال شده که به ایده ای که میخواهید نرسید؟
هر روز (خنده) هر روز که مینویسم، باید با خودم بجنگم، برای اینکه همیشه به دنبال چیز جدید می گردم. من دوست ندارم خودم را تکرار کنم. من همیشه به دنبال چیزهای تازه می گردم.

آیا این یک چیز کاملا جدید است یا برآمده از کارهای قبلی شماست؟
هیچ راهی برای انجام دادن چیزی کاملا جدید وجود ندارد. من یک بار این کار را کردم. کارهای اولیه من کاملا متفاوت بودند، حتی با آوانگارد غربی هم تفاوت داشتند. من در مورد دهه ۵۰ و ۶۰ صحبت میکنم.

بسیار در مورد دهه ۵۰ و ۶۰ صحبت کردیم، ولی نکته واضح این است که شما در دهه ۷۰، ۸۰ و ۹۰ هم به ساخت موسیقی ادامه دادید. کمی در مورد تغییرات موسیقی انتهای قرن بیستم بگویید.
بله، موسیقی من عوض شد، ولی این تغییر در عرض یک شب یا یک هفته رخ نداد. این یک پروسه طولانیتری بود. بعد از اینکه قطعاتی را در سال ۶۲ تمام کردم، قطعه فلورسنس (fluorescences) را برای ارکستر نوشتم، قطعه ای که واقعا ارکستر کلاسیک را نابود میکرد و اینجا بود که پی بردم دیگر راهی برای جلو رفتن وجود ندارد.

من باید راه دیگری برای موسیقی نوشتن پیدا میکردم. بنابراین من استبات ماتر (stabat mater) را نوشتم که از پلی فونی قرن ۱۶ در کنار تجربه های من در استودیو و صدای انسان استفاده می کرد.

بعد من قطعات زیادی نوشتم، مثل پاسیون سنت لوکا (St.Luke Passion) اگر من فقط قطعاتی مثل مرثیه ای برای هیروشیما می نوشتم، نمیتوانستم پاسیون لوکا را بنویسم که قطعه طولانیتری است. آثار تجربی اولیه کوتاه بودند؛ حدود ۷ تا ۸ دقیقه ، مثل کوارتت زهی، خیلی کوتاه بودند. بنابراین من به فکر یک اراتوریوی بزرگ افتادم. من خیلی علاقه به این کار داشتم، ولی میدانستم با این تکنیک، نمیتوانم قطعه ای بلند یا مهم بنویسم.

شروع به مطالعه کنترپوان قرن ۱۶ نمودم، زیرا یکبار در دانشگاه این کار را کرده بودم و اینجا بود که راه جدید را برای ساخت موسیقی متفاوت پیدا کردم. اولین باری بود که واقعا بعد از این تجربه ها روشم را عوض کردم.

شما در پاسیون سنت لوکا تمام کارهایی را که دهه ۵۰ و ۶۰ انجام دادم می بینید. سپس بعد از تمام کردن چند قطعه مثل اوترنجا، باز هم برایم کافی نبود. من میخواستم سنت را تجربه کنم. بنابراین سنت رمانتیک مخصوصا بروکنر را کشف کردم و قطعات زیادی با تاثیر از آن نوشتم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی شناسی فمنیستی (I)

در دوران معاصر بحث حقوق زنان در جوامع و پرداختن به ارزشهای زنان از جایگاه ویژه ای در می ان صاحب نظران و انسان شناسان برخوردار است. در طول تاریخ در راستای برابر سازی حقوق زنان و مردان تلاشهای بسیاری شده است. این تلاشها صرفا در زمینه حقوق اجتماعی و شغل و پوشش و… نبوده بلکه یکی از این شاخه ها برابری در زمینه هنر است. چیزی که امروزه در غرب همچنان با آن مواجه هستیم و آن استفاده ابزاری از زن برای جذب مخاطب در آثار هنریست، از نقاشی و مجسمه سازی تا سینما و موسیقی. بر خلاف تبلیغ سیستم های غربی در زمینه برابری جنسیتی زن و مرد در عمل مشاهده می کنیم که هیچ برابری حتی در صحبت های برخی فیلسوفان تاریخ غرب برای زن و مرد در نظر گرفته نشده و گاها حتی زن را عاری از نبوغ و شعور آفرینش اثر هنری می دانستند. بحث بسیار گسترده و طولانیست اما در این مقاله با استفاده از چند نوشتار مشهور در زمینه موسیقی شناسی سعی کردیم تا حدودی به این موضوع مهم در زمینه هنر و مخصوصا موسیقی بپردازیم.

کنسرت تریوی فلوت و پیانو اجرا می شود

فیروزه نوائی، نولوون بارگین و لیلا رمضان، در روز ششم شهریور در تالار رودکی ساعت ۲۰:۰۰ به روی صحنه می روند. در این کنسرت آثاری از یوهان سباستین باخ (Johann Sebastian Bach)، فردریش کولاو (Friedrich Kuhlau)، ثیوبالد بوم (Theobald Boehm)، ژاک ایبرت (Jacques Ibert)، فرانتس داپلر (Franz Doppler)، نادر مشایخی و جوزف دیشلر (Josef Dichler) اجرا می شود.

از روزهای گذشته…

از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (II)

از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (II)

با شدت گرفتن جنگ دوّم جهانی و اشغال ایران از سوی نیروهای متفقین (۱۳۲۰)، همهء فعالیت‌های فرهنگی و هنری متوقف شد و مجلهء موسیقی نیز به پایان دورهء نخست زندگی خود رسید. دورهء دوّم آن نیز دولت مستعجل بود. در چند شماره‌ای که در این دوره انتشار یافت-و متأسفانه به هنگام این بررسی فشرده در دسترس نبود-موسیقی‌ سهم درخور خود را در آن پیدا کرد و نیز مقالاتی در آن آمد در بررسی ارزش‌های‌ جوهری موسیقی ملی. همین‌هاست که دورهء دوم را از دورهء نخست متمایز می‌سازد.
تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VIII)

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VIII)

فقیه می گوید که باربد از دست ناسازگاری های دربار با خانواده اش به اصفهان آمد و با ترانه و نواهایش مردم را بر ضد دشمن دعوت کرد. اما زکریای قزوینی نوشته است که پس از درگذشت باربد فرزندانش در اصفهان باقی ماندند. بعدها بسیاری از اهل هنر اصفهان اصل و نصب خود را از اولاد باربد مروزی دانسته اند. باربد نه تنها یک نابغه فرهنگ و هنر بود بلکه می توان گفت که او همچون فرزند برومند مردم، هنرمند بزرگ زمانها و الگوی نژاد تاریخ آفرین ایرانی از قعر قرون و تاریخ پرافتخار ایران زمین مجسم و جاودانه می شود.
نخستین دوسالانه آهنگسازی موسیقی نو در تهران

نخستین دوسالانه آهنگسازی موسیقی نو در تهران

در یازدهم و دوازدهم آذرماه ۱۳۸۲، نخستین دوسالانه (بینا ل) آهنگسازی موسیقی نو (برای پیانو) در تالار آوینی دانشگاه تهران برگزار گردید. این برنامه به همت کانون موسیقی دانشگاه تهران، گروه موسیقی تهران و دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، با نظارت علیرضا مشایخی و فریما قوام صدری ترتیب یافته بود.
بررسی اجمالی آثار شادروان  <br /> روح الله خالقی (قسمت نهم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت نهم)

آنانکه مدتی با آثار قلمی خالقی زیسته و از این طریق پیوندی معنوی با وی یافته اند، به علائق وی به طبیعت، به گل و بوستان و به فضاهای سرسبز روستاهای سرزمین آباء و اجدادیش نیک واقفند.
موسیقی و ریاضیات (I)

موسیقی و ریاضیات (I)

ریاضیات و موسیقی هر یک بنوبه خود از ابتدای خلقت در مسیر تکامل تمدن بشری نقش موثری داشته اند. ریاضیات بطور مستقیم با پیشرفت گونه های مختلف علوم تجربی، نظری، مهندسی و … در ارتباط بوده و موسیقی علاوه بر تاثیر مستقیم بر سایر هنرها، همه روزه درحال تعامل با انسان در تمام نقاط جهان است بگونه ای که امروزه از آن حتی بعنوان یک ابزار برای جهت دادن به پدیده های اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی استفاده می شود.
چه کار کنیم که او به ایران نیاید! (III)

چه کار کنیم که او به ایران نیاید! (III)

من فکر می‌کنم که بچه‌ها خیلی زیادند و خیلی هم مثبت هستند. نه همه، ولی تعداد زیادی از آنها. مثلاً ارکستری مثل «پارسیان» که حدود ۲۵ نفرند، یکدفعه تصمیم گرفتند دوهزار کیلومتر پرواز کنند، با پول خودشان هزینه‌ی هتل را بپردازند و به استانبول بیآیند، که فقط من با آنها کار کنم. نه کنسرت، نه ضبط! چون من خودم آنجا کنسرت داشتم. هر روز من سه ساعت تمرین‌های خودم را داشتم بعد پنج یا شش ساعت بدون خستگی می‌آمدند که کار کنیم. فقط برای اینکه یاد بگیرند. اینها هم ایرانی هستند.
موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (VI)

موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (VI)

راول در نیویورک، جرج گرشوین (George Gershwin) را ملاقات نمود و به همراه یکدیگر برای شنیدن موسیقی جاز، (موسیقی موسیقیدانان مشهور جاز از جمله دوک الینگتون)، به هارلم رفتند. زمانی که آهنگساز آمریکایی جرج گرشوین با راول ملاقات داشت ذکر کرد که همواره آرزو داشته با آهنگسازی فرانسوی کار کند.
نگاهی به زندگی کورساکوف قبل از شروع به آهنگسازی

نگاهی به زندگی کورساکوف قبل از شروع به آهنگسازی

مارچ سال ۱۸۴۴، نیکلای ریمسکی – کورساکف در شهر کوچکی به نام تیخوین (Tikhvin) در ۲۰۰ کیلومتری سنت پترزبورگ متولد شد. خانواده او از نظر سن افراد کمی غیر طبیعی به نظر می رسید چرا که در بدو تولد پدرش ۶۰ ساله، مادرش ۴۲ ساله و برادرش یک افسر نیروی دریایی ۲۲ ساله بود.
موسیقی کریسمس (III)

موسیقی کریسمس (III)

این سرودها از قرن ها پیش شنیده میشدند و قدیمی ترین آن ها نیز سرود وکسفورد (Wexford Carol) است که متعلق به قرن ۱۲ است. جدیدترین آن ها نیز از اواسط تا اواخر قرن نوزدهم به این صورت درآمده است. زادگاه بسیاری از این سرودها کشورهای غیر انگلیسی زبان است، سرودهایی که اغلب موضوعات غیر مسیحی هم دارند اما بعدها با شعرهایی که به آن ها افزوده شد به سرودهای انگلیسی تبدیل شدند. البته این سرودها جدید همیشه هم از متن اصلی ترجمه نمی شدند و برخی نیز از نو نوشته شده اند که تاریخ برخی از آنها به اوایل قرن بیستم باز می گردد.
“موسیقی همه زندگی من است” (III)

“موسیقی همه زندگی من است” (III)

اینطور گمان نمی کنم. تمرین پیش از اجرا بسیار اهمیت دارد. زمانی که مدتی استراحت دارم یا پیش از اجرا تمرین ندارم، صدایم دچار لرزه می شود اما پس از یکی دو اجرا صدایم باز می گردد، آن مشکل هم به این خاطر بوده که حدود یک ماه و نیم هیچ تمرینی نداشتم. زمانی که شما در یک گروه هستید محدودیتهایی دارید.