گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VIII)

چهارشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۱ هفتمین جلسه‌ی کارگاه نقد موسیقی با تصمیم‌گیری درباره‌ی تداوم فعالیت کارگاه برای ۸ جلسه‌ی دیگر، و مروری بر چند نکته در تکمیل بحث هفته‌ی گذشته، آغاز شد و با درسی با عنوان «مسایل عملی نقد موسیقی (۲)» ادامه یافت.

در ابتدا مدرس کارگاه مطابق توافق از پیش انجام شده از شرکت‌کنندگان خواست که نظر خودشان را در مورد ادامه‌ی کارگاه برای ۸ جلسه‌ی دیگر بگویند و پیش از ابراز نظرِ آنها توضیح داد که دوره‌ی تازه، برخلاف هشت جلسه‌ی نخست- که به مسایل پایه‌ای نقد موسیقی می‌پرداخت- به برخی شیوه‌های نقد موسیقی که در جهان (و شاید ایران) تاکنون به‌کار گرفته شده است، اختصاص دارد.

پس از این توضیحات همه‌ی شرکت‌کنندگان موافقت خود را اعلام کردند، بنابراین قرار شد که کارگاه بدون وقفه پس از هشتمین جلسه ادامه بیابد و نخستین جلسه‌ی آن چهارشنبه ۲۳ اسفندماه برگزار شود.

در همین حال بعضی شرکت‌کنندگان پرسیدند کسی که دوره‌ی پیشین را نگذرانده است می‌تواند در این دوره‌ی جدید شرکت کند؟ مدرس اشاره کرد که اگر بتوانند از درس‌نامه‌های منتشر شده بهره بگیرند یا خودشان بر مبانی مسلط باشند، از نظر او ایرادی ندارد.

سپاس‌گزاری از «پیمان سلطانی» و نشر ویستار که کتاب «خنیاگری» (یک مجموعه‌ نقد موسیقی) را به‌عنوان هدیه در اختیار شرکت‌کنندگان گذاشته‌اند، اشاره‌ی دیگری بود که پیش از آغاز مباحث درسی مدرس لازم دانست آن را یادآوری کند. وی تاکید کرد که من از طرف خودم و شرکت‌کنندگان این توجه و لطف ایشان را سپاس‌ می‌گویم.

در این هنگام «محمدرضا فیاض» که برای انجام کاری به خانه‌ی موسیقی آمده بود به کلاس آمد. مدرس پس از معرفی وی اشاره کرد او یکی از منتقدان برجسته‌ی حال حاضر در ایران است و گفت که برای او باعث شادی بسیار است که او را در این جمع می‌بیند و افزود نقدهای وی این امکان را فراهم کرد که برخی از مثال‌های لازم را بتوان از زبان فارسی انتخاب کرد و دیگر نیازی به آوردن نمونه‌ از زبان‌های دیگر نباشد.

چند نکته در شرح برخی مطالب جلسه‌های پیش بخشی از فعالیت کارگاه بود که پیش از شروع درس اصلی آمد. ابتدا بخش‌هایی از گروه‌نوازی‌های ایرانی ضبط شده در دوره‌ی قاجار و پهلوی اول از مجموعه‌ی «سیری در نیم قرن آثار ارکستری موسیقی ایرانی» (نشر موسسه‌ی آوای مهربانی)، از جمله «سلام شاه با سلامتی» از «موسیو لومر»، نواخته‌ای از دسته‌ی اعتضادیه (هر دو ضبط ۱۲۸۴)، نواخته‌ای در نوا از «میرزا حسینقلی»، «باقر لَبو» و دیگران (۱۲۸۶ پاریس)، «رنگ بیداد» نواخته‌ی «درویش‌خان»، «مشیر همایون شهردار»، «حسین هنگ آفرین»، «باقرخان» و «رضاقلی خان» (۱۲۸۸ لندن) و سرانجام «رنگ دشتی» نواخته‌ی «ارکستر مدرسه‌ی عالی موسیقی» از «علینقی وزیری» (۱۳۰۹) پخش و دوباره بحثی که به هنگام بررسی تمرین «نیوشا مزید آبادی» در نقد قطعه‌ی «راز و نیازِ» «فرامز پایور» درگرفته بود (جلسه‌ی پنجم و ششم)، پی‌گیری شد.

در نتیجه‌ی پخش این نمونه‌ها در همین حال که حاضران تایید کردند که- برخلاف نظر نقدگر در آن نقد- شباهتی میان صدادهی این گروه‌نوازی‌ها و گروه‌نوازی پایور نیست، تفاوت‌های فاحش میان خود این گروه‌نوازی‌ها را هم که در یک دوره‌ی ۱۵ ساله ضبط شده‌اند، به روشنی دیدند. مدرس تاکید کرد که هر تصوری از بدون تغییر ماندن در تاریخ موسیقی ما، به‌ویژه دوره‌ی معاصر که اسناد و مدارک صوتی هم موجود است باید در پرتو این عینیت‌ها مورد بررسی قرار گیرد و با توجه به نمونه‌هایی که پخش شد به نظر می‌رسد تغییرات بسیار فاحش بوده و تصور ثبات توهمی بیش نیست.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مرور آلبوم «مثنوی صبا»

بازنویسی/تنظیم آثار برای سازهای دیگر در اولین سطح به کار گستراندن کارگان (رپرتوار) می‌آید، حال با هدف آموزش باشد یا دسترسی‌پذیری قطعات برای نوازندگان آموزش دیده. از این رو نفس حضور آلبوم «مثنوی صبا» (و بیش از آن کتاب نغمه‌نگاری‌‌اش) مغتنم است. آنچه در خود آلبوم شنیده می‌شود ۲۱ قطعه و نواخته از «ابوالحسن صبا» موسیقیدان افسانه‌ای و پرجاذبه‌ی تاریخ ماست که اگر از سطح نخست برگذریم ابعادی از مساله‌ی کارهای مشابه را بر ما هویدا می‌کند.

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

تمپرلی در مقاله اش با نام «متر و دسته بندی در موسیقی آفریقایی» این سوالات را مطرح می کند: «چگونه می توان ریتم آفریقایی را با دید رایج تئوریک ریتم مطابقت داد؟»، «چه شباهت ها و تفاوت های بین ریتم آفریقایی و ریتم غربی وجود دارد؟ با توجه به این که ریتم غربی در بر اساس تئوری موسیقی سنجش می شود.» دیدگاه من در این مقاله نیز تفاوت چندانی با سوالات مطرح شده ندارد. مانند تمپرلی من نیز می خواهم مفاهیم تئوری های اخیر ریتم و متر را با توجه به موسیقی غربی مورد بحث قرار دهم. با این حال، من صرفا موسیقی آمریکایی را مد نظر قرار نمی دهم.

از روزهای گذشته…

ویولون مسیح استرادیواریوس (VIX)

ویولون مسیح استرادیواریوس (VIX)

بیشترین اختلاف میان برداشت شماره ۱ (عدد عنوان شده در جدول) و برداشت شماره ۳ (اندازه مقطع طولی ساز در الگوی خط محیطی) بوده، که حدود ۱ میلی مترمی باشد. (این نوسان قابل توجه در ساختار طراحی می تواند مسیر را به سمت طرحی دیگر سوق دهد.)
نگاهی به اپرای مولوی (XXII)

نگاهی به اپرای مولوی (XXII)

پس از این صحنه شاهد تغییر متر ارکستر از دو ضربی ساده به شش ضربی ترکیبی هستیم و همینجاست که گروه همخوانان باز در ماهور می خوانند: «هله ای عشق برافشان گهر خویش بر اختر» هنوز کل ارکستر تغییر گام نداده و در بخش بادی برنجی القائات ریتمیک در پرده هایی خارج از گام است و آهنگساز با این ترفند وجود اضطراب و تردید را به سرعت خاموش نمی کند تا آنجا که کنترپوان زهی ها این اشعار را همراهی می کند: «که همه اختر و ماهند و تو خورشید جمالی …»
بررسی نقش جنسیت در انتخاب ساز (II)

بررسی نقش جنسیت در انتخاب ساز (II)

نظرات پیرامون نقش تفکر جنس گرا در موسیقی معاصر متفاوت است. به عنوان مثال، “Robert Adams” از اعضای “MENC” با توجه به حضور مردان در بین نوازندگان فلوت و زنان در بین نوازندگان ساز های برنجی و کوبه ای، اعتقادی به این تفکر ندارد. اما “George Rowe” از شهر “Windsor Locks” در ایالت کانکتیکات آمریکا، معتقد است که مسئله ی انتخاب ساز موسیقی به جنبه های اساسی شخصیتی فرد باز می گردد.
نگاهی به مفهومِ گروندگشتالت به‌نزدِ شوِنبرگ

نگاهی به مفهومِ گروندگشتالت به‌نزدِ شوِنبرگ

چنان‌چه بخواهیم خلاصه‌ای از اندیشه‌ی موسیقایی شوِنبرگ به دست بیاوریم باید در مفهومِ “Grundgestalt” (شکلِ بنیادین) غور کنیم. در اینجا چند پیش‌فرض بنیادین شوِنبرگ را – که نه صراحتاً در نوشتارش آمده، بلکه از آناکاوی و کالبدشکافی نوشتارش به دست می‌آید – بررسی می‌کنیم.
کوارتت زهی

کوارتت زهی

کوارتت زهی به گروهی از نوازندگان میگویند که توسط چهار ساز به اجرا میپردازند و این سازهای معمولا دو ویولون، یک ویولا و یک ویلنسل می باشد. معمولا ویلن اول ملودی بالا را اجرا میکند و ویلن دوم نتهای پایین تر. همچنین این امکان وجود دارد که آهنگسازی برای چهار ساز زهی اما نه با ترکیب فوق مثلا سه ویولن و یک باس (و یا یک ویولا یا ویولنسل) قطعه بنویسد. کوارتت زهی یکی از متداولترین گروههای مجلسی در موسیقی کلاسیک میباشد و بسیاری از آهنگسازان از اواخر قرن ۱۸ علاقه زیادی به نوشتن قطعات برای این آنسامبل موسیقی داشته اند.
اسماعیلوویچ، منادی صلح (I)

اسماعیلوویچ، منادی صلح (I)

با جستجوی نام “وِدران اِسماعیلوویچ” در صفحات فارسی اینترنت، نمی توان اطلاعات زیادی از این نوازنده ی بوسنیایی ویولنسل، بدست آورد و البته آن چیزی هم که یافت می شود، بیشتر به بعد از انتشار ترجمه کتاب “ویولنسل نواز سارایوو” اثر “استیون گالووی” مربوط است که البته بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت ها باشد، بر اساس تخیلات نویسنده شکل گرفته است. اسماعیلوویچ شاید اثر موسیقایی خاصی خلق نکرده باشد و حتی در زمینه ی اجرا و نوازندگی نیز جزء نامداران این عرصه نباشد، ولی اقدام او در جلب افکار عمومی جهانیان به فجایع جنگ بوسنی و جنایات صربها توانست نام او را در تاریخ موسیقی جهان جاودانه سازد. او ثابت کرد موسیقی تنها عامل لذّت و یا حتی تفکر نیست. موسیقی می تواند منادی صلح و آرامش باشد البته نه در پس ژست های روشنفکر مآبانه و سالنهای مجلل کنسرت، بلکه در خرابه های کتابخانه سارایوو و در زیر آتش گلوله و خمپاره.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br />روح الله خالقی (قسمت چهارم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت چهارم)

این اثر بگفته خود خالقی در مصاحبه سال ۱۳۴۰ که قبلا از آن سخن رفت، نخستین موسیقی بدون آواز است که او آنرا پسندیده و به دور نینداخته است و آنرا “رنگارنگ۱” نامیده است. این آهنگ بعده ها بوسیله بیژن ترقی ترانه گذاری شده و بر اساس کلام او به نامهای فوق شهرت یافته اما آقای ترخی خود این اثر را “گلریزان” نامیده است.
ANTONIO STRADIVARI KUSTENDYKE 1699

ANTONIO STRADIVARI KUSTENDYKE 1699

در این مرحله، اتصال صفحه زیر به کلافها، آماده سازی صفحه رو، اجرای دریچه های اف و نصب و تراش باس بار، خروج قالب از داخل کلافها و آماده سازی فضای داخل به جهت اتصال صفحه رو، آماده سازی دسته به همراه فینگر برد و محاسبات نصب آن به بدنه تا مرحله اتصال و همچنین رنگ ساز مورد نظر می باشد. در مرحله اتصال صفحه زیر به کلافها از ابزار مخصوصی به جهت نصب یکنواخت سطح چسبنده در صفحه زیر با مقطع کلافها استفاده کردیم، با توجه به نوع چسب مصرف شده در این قسمت، امکان حرکت کردن و جابجایی صفحه رو از لبه ها وجود داشت که این مسئله می توانست فاصله لبه صفحات را با دیواره های محیطی از دقت خارج کند، ابزار مربوطه تمامی اشکالات احتمالی را مهار کرده و اتصال به خوبی انجام شد.
Double Time & Double Time Feel

Double Time & Double Time Feel

اگر با گروه های موسیقی بخصوص Jazz کار کرده باشید حتما” برای شما رخ داده که بنا به دلایلی تصمیم می گیرد که قطعه را Double Time Feel اجرا کنید. رهبر گروه به نوازنده ها می گوید که خب لطفا” قطعه را Double Time Feel یعنی با حس اینکه میزان ها به هم فشرده شده اند اجرا کنید.
برندا فاسی، مدونای سیاهپوست نشینان آفریقای جنوبی

برندا فاسی، مدونای سیاهپوست نشینان آفریقای جنوبی

برندا فاسی، «مدونای سیاهپوست نشینان» یا «ملکه بی چون و چرای خواننده ها»، در سال ۱۹۶۴ در یکی از مناطق سیاهپوست نشین دوره آپارتاید در نزدیکی کیپ تاون به دنیا آمد. مادرش یک نقاش آماتور بود و نام او را از نام برندا لی (Brenda Lee) ستاره موسیقی پاپ-کانتری آمریکا برگرفت. او در چهارسالگی گروه وکال کوچکی به نام تاینی تاتز (Tiny Tots) راه انداخت. او در محله خود مشهور شد و وقتی که کلویی لبونا (Koloi Lebona)، تهیه کننده برجسته آفریقای جنوبی، در سال ۱۹۷۹ به آن محل سر زد، موزیسین های محلی از صدای او بسیار تعریف کردند و لبونا را به خانه مادر فاسی بردند.