آکاردئون بایان (bandoneón)

بایان نوعی ساز بادی است که در کشور آرژانتین محبوبیت خاصی دارد و از عناصر کلیدی ارکستر تانگو به شمار می رود. مخترع اصلی Heinrich Band آلمانی تبار است که این ساز را به منظور استفاده در موسیقی مذهبی و موسیقی عامه پسند روز در مقابل ساز مشابه ای به نام concertina یا Konzertina به معنی ارگ دستی ، ساخت .

مهاجرین آلمانی در اوایل قرن بیستم، بایان را به همراه خود به آرژانتین آوردند و آن را با سازهای محلی آرژانتین ترکیب نمودند. بایان مانند دیگر انواع آکاردئون با استفاده از دو دست، با باز و بسته کردن بخش ارتجاعی ساز و فشار هم زمان یک یا چند دکمه با انگشتان، نواخته می شود.

برخلاف آکاردئون های پیانویی، بایان کلاویه دار نیست اما در طرفین آن دکمه هایی وجود دارد که بیشتر آنها در حالت باز و بسته بودن ساز، نت های متفاوتی را تولید می کنند.

از آنجائیکه کلیدهای سمت راست و چپ نیز با هم متفاوتند، بنابراین در مجموع چهار حالت مختلف برای کلیدها وجود دارد که برای نواختن این ساز، یادگیری آنها لازم است؛ به علاوه برحسب اینکه بایان به روش آرژانتینی یا آلمانی کوک شده باشد، در نت هایی که توسط کلیدها تولید می شود تفاوت وجود دارد.

نامهای قسمتهای مختلف آکاردئون بایان به زبان انگلیسی
تاریخچه
آکاردئون بایان مشتق شده از سازی آلمانی به نام Konzertina است که در سال ۱۸۴۵ ساخته شده؛ اولین آکاردئون بایان، که در واقع Konzertina ای با بیش از ۷۰ دکمه بود، در سال ۱۸۵۶ ساخته شد. طی سالیان متمادی این ساز در کشور آلمان دستخوش تغییرات بسیار شده و در سایزها و مدل های مختلف عرضه گشته است.

از معروفترین مدل های بایان می توان به “Reinlander ” اشاره کرد که در اواخر قرن بیستم به آرژانتین آورده شد و همچنین ” Chemnitze” که توسط مهاجرین لهستانی به کشور آمریکا وارد شد. در آن زمان بسیاری از کشورهای آمریکای شمالی و جنوبی، بخش عمده ابزار و آلات مورد نیازصنعت موسیقی کشورشان را از آلمان خریداری می نمودند، انواع مختلف آکاردئون نیز در کشورهایی چون برزیل و کلمبیا مورد استفاده قرار می گرفت.

بایان به سرعت در بوینس آیرس جای خود را باز کرد و به سمبل تانگو تبدیل شد، هرچند این ساز هیچگاه در کشور آرژانتین ساخته نشد. اکثر بایان ها توسط فردی به نام ALFRED ARNOLD در آلمان ساخته می شد.

بایان آرژانتینی یک ساز دو صدایی با ۷۲ دکمه است، هر دکمه در حالت باز یا بسته بودن آکاردئون نت متفاوتی را اجرا می کند. ۳۷ دکمه در سمت راست برای نت های ملودی (melody notes) و ۳۵ دکمه در سمت چپ جهت اجرای نت های باس (notes bass) قرار گرفته است. در سال ۱۹۲۵ یک نوازنده آکاردئون ایتالیایی الاصل به نام Charles Peguri که ساکن کشور پاریس بود، آکاردئونی طراحی کرد که در آن هر دکمه بدون توجه به حالت باز یا بسته بودن ساز یک نت خاص را اجرا می نمود.

این ساز که ” chromatic” نامیده می شد، در کلیه اجراهای تانگوی کشور فرانسه به کار گرفته می شد. آستور پیازولا در زمره نوازندگان چیره دست این ساز است که نامش مهر” ساز تانگو” را بر آکاردئون بایان حک کرده است.

en.wikipedia.org
gardelweb.com

2 دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در شهریور ۸, ۱۳۸۵ در ۱۰:۱۷ ب.ظ

    dar morede astor piazzola harcheghadr ke begooyid kam ast.

  • ارسال شده در مهر ۱, ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۳ ق.ظ

    اگه میشه دکمه های بایان رو با یه آکاردئون مقایسه کنید که در بایان بکارها و دیزها چطور قرار گرفتن

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«نیاز به کمالگرایی داریم» (I)

اگر اهل مطالعه نوشته های مربوط به موسیقی باشید حتما نام سجاد پورقناد برای شما آشناست؛ او سردبیر قدیمی ترین مجله اینترنتی روزانه موسیقی به نام گفتگوی هارمونیک است. البته فعالیت در عرصه مطبوعاتی (اینترنتی و کاغذی) تنها بخشی از فعالیت های پورقناد را تشکیل می دهد. او غیر از فعالیت گسترده در زمینه نقد، گزارش و مقاله نویسی، تلاش های قابل توجهی در زمینه تولید و اجرای موسیقی داشته است که شامل آثار مختلفی از نوازندگی، خوانندگی و در این اواخر آهنگسازی می شود.

به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (II)

تاجایی که اطلاع دارم در سال‌های اخیر اجراهای مختلف مرتبط با گروه موسیقی، از اجراهای پایان‌نامه‌ها گرفته تا جشنواره‌های مختلف موسیقایی گروه موسیقی در فضاهایی چون تالار شهید آوینی یا کلاس‌های دانشکده‌ی هنرهای نمایشی و موسیقی برگزار شده‌اند. حائلی که مابین فضای این سالن و کلاس‌ها با فضای بیرون –فضایی که متعلق به همه است- وجود دارد، گویی این دو فضای سرپوشیده را تبدیل به فضایی منفک و «تخصصی» کرده است که انگار اگر کسی بخواهد به آن فضا برود و آنچه می‌گذرد را درک کند، لاجرم باید اهلیتی تخصصی با موسیقی داشته باشد. (۳)

از روزهای گذشته…

حضور خلوت انس است و دوستان جمع اند (II)

حضور خلوت انس است و دوستان جمع اند (II)

نخستین آن پدیداری است که مورد توجه آن خود سالک درونی قرار می‌گیرد، یعنی ظرفیت آن موسیقی و اثری که می‌شنوی و فضایی که قادر است در ذهن تو ایجاد کند؛ یعنی مورد توجه گوش سرت قرار گیرد. دومینِ آن، فضایی است که این رویداد در آن اتفاق می‌افتد و سرانجام سومین آن، همان شنونده است.
نمود علم و خلاقیت در پایگاه های مجازی

نمود علم و خلاقیت در پایگاه های مجازی

نوشته ای که می خوانید متن سخنرانی سجاد پورقناد، نوازنده و سردبیر ژورنال گفتگوی هارمونیک است که در نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران، در خبرگزار مهر خوانده شد: هر اثر موسیقی دو وجه دارد، یکی بخش علمی که همان کلیشه هاست و دیگری بخش خلاقه که در بخش علمی موسیقی جایی ندارد و این در واقع همان قسمتی است که باعث میشود هر تحصیل کرده موسیقی نتواند به جایگاه هنرمندی برسد و در حد یک تکنیسین بماند.
تفضلی: در من انگیزه کرال نویسی ایجاد شد

تفضلی: در من انگیزه کرال نویسی ایجاد شد

اولین اثر کرالی که نوشته شده است، اثر آقای گریگوریان در سال ۱۳۱۳ است و قبل از آن یک سری سرود به صورت تک صدای داریم از موسیو لومر و امثال آن. خود ارامنه هم به خاطر آشنایی با فرهنگ مسیحی در این چند ساله پیشقدم شده اند و طبیعی است که سطح آثار کر کشور های اروپایی پیشرفته تر باشد ولی به هر صورت آهنگسازهای ما هم در حال تلاش هستند. در واقع، کمیت آثار ازشمند فرهنگ موسیقی کرال غربی خیلی بیشتر از ماست و ما هم در حال تلاش هستیم که این رپرتوار را گسترش دهیم مثل تاریخ موسیقی کلاسیک است. آهنگ ساز های ما واقعا تلاش کرده اند و آثار ارزشمند از خودشان به جا گذاشته اند ولی نمی توان پیشینه محدودی که ما در ساخت آثار کلاسیک داریم را با پیشینه ای که در اروپا از قرن نهم میلادی وجود داشته است، مقایسه کرد.
موسیقی و معنا (II)

موسیقی و معنا (II)

پژوهش‌های فریگه (Frege) در اواخر قرن نوزدهم مهم‌ترین تأثیر را در پیشرفت نظریه‌های معناشناسی معاصر داشته است. او بر آن بود که در هر تحلیل باید به دو وجه ضروری معنا توجه شود: مرجع و مفهوم. به اختصار، مرجعِ یک لفظ همان پدیده‌ای است که لفظ، آنرا تداعی می‌کند. مفهوم نیز برگرفته از حوزه‌ای‌ست که در آن، لفظِ نخست با الفاظ دیگری ارتباط می‌یابد که قادر به تولید معانی مشابه‌اند. مثال متداول فریگه عبارت‌های ستاره‌ی صبح و ستاره‌ی شب است که سیاره‌ی ناهید در جهان خارج، مرجع مشترک آنهاست اما مفهوم این دو عبارت متفاوت است؛ یکی به ستاره‌ای اشاره دارد که در صبح ظاهر می‌شود و دیگری به ستاره‌ای که در غروب. در حقیقت مفهوم هر دو عبارت به کمک معنای الفاظی از نظام زبان حاصل می‌شود که در آنها به کار رفته‌اند.
صبای آموزگار (I)

صبای آموزگار (I)

تحولات اجتماعی ماندگار، هم آنها که در بستر فرهنگ اصیل یک جامعه شکل می گیرند، آفرینش خود را بیشتر مدیون نوع تفکر راهبرانشان هستند تا تنش های ناشی از هیجانات اجتماعی. یکصد و هفت سال پیش چنین تحولاتی در لایه های روشنفکری جامعه ی ایرانی رخ داد که همچون شهابی زود گذر اما روشنگر و به یاد ماندنی بود. انقلاب مشروطه هرچند با انگیزه ی ایجاد اصلاحات در ساختار سیاسی کشور پا به عرصه وجود گذاشته بود، لیکن بیشترین تاثیرات خود را در حوزه فرهنگ، هنر و ادبیات بر جای گذاشت و در هر یک از این عرصه ها نوابغی بی نطیر به تاریخ ایران تحویل داد که هنرمندان، ادیبان و اهالی فرهنگِ راستینِ امروز نیز به عنوان نسل های منبعث از همان تفکرات، مدیون و دانش آموخته ی آن تحولات بنیادی هستند.
انریکو گراندوس، یک آهنگساز بد شانس!

انریکو گراندوس، یک آهنگساز بد شانس!

انریکو گراندوس (Pantaléon Enrique Costanzo Granados y Campiña) یکی از آهنگسازان بنام اسپانیا در سبک کلاسیک میباشد که نوازنده ای چیره دست در پیانو نیز بود. وی در ۲۷ جولای سال ۱۸۶۷ در شهر Lérida ایالت کاتولونیا اسپانیا بدنیا آمد. نوازندگی را بصورت حرفه ای در زمانی که در بارسلون بود زیر نظر دو استاد بنام آنزمان Joan Baptista Pujol و Francisco Jurnet فرا گرفت.
جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (II)

جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (II)

ردیف های مکتب خانواده ی فراهانی با روایت های گوناگون کمتر از ۴۰۰ گوشه دارند مانند ردیف سازی میرزا عبدلله (نزدیک به ۲۵۰ گوشه به روایت برومند و نزدیک به ۳۹۰ گوشه به روایت منتظم لحکما) و ردیف آوازی عبدلله دوامی ( ۱۸۸ گوشه) و محمود کریمی (نزدیک به ۲۲۳ گوشه). واژه ی ”نزدیک” برای آن است که در نام گذاری بعضی گوشه ها اختلاف نظرهایی وجود دارد مثلن گوشه ی رضوی دستگاه شور در ردیف محمود کریمی به روایت ارفع اطرائی دارای بخش های نغمه، تحریر جواد خوانی و فرود است (اطرائی، ،۱۳۶۹ ۸-۱۰) اما در روایت مسعودیه با دو نام و دو گوشه ی متفاوت مشخص شده اند:‌ یکی «رضوی» و دیگری «رضوی با تحریر جوادخانی» (مسعودیه،‌ ۶،۲۵۳۶-۸) یا اینکه در روایت ارفع اطرائی گوشه هایی وجود دارند (مانند درآمد نوع دیگر در ماهور صفحه ی ۱۵۸ ) که در کتاب محمد تقی مسعودیه وجود ندارند.
نگاهی به «اینک از امید» (III)

نگاهی به «اینک از امید» (III)

به طور کلی تصنیف «مجلس انس» با وجود وام گرفتن مستقیم ریتم از شعر و پیوند و نامناسب شعر و موسیقی در بعضی از قسمتها و تنظیم های اتفاقی و گاه نادرست، تنها می تواند در جایگاه یک کار و عمل تقریبا خوب شنیدنی باشد، نه یک تصنیف قوی و پخته.
بوگی: ژانری که آرام و قرار ندارد (II)

بوگی: ژانری که آرام و قرار ندارد (II)

هر بار که “Sweet Home” را از رادیو می شنوم، سعی می کنم که معنی آن را بفهمم اما نهایتا تسلیمِ گروو (groove) قوی آن می شوم. البته در “Delta Swamp” گروو های فراوانتری وجود دارند. مانند “Stone Fox Chase” از “Area Code 615″، حتی اگر نام و عنوان آهنگ هم چیزی را برایتان تداعی نکنند، تمِ تیرهء ریف هارمونیکای آن را در “The Old Grey Whistle Test” به خاطر می آورید. وقتی که این قطعهء سازی را برای اولین بار شنیدم، فهمیدم که چقدر به گروه فانکِ معاصری مانند جنگ (War) نزدیک است.
جک برایمر، سلطان انگلیسی کلارینت (II)

جک برایمر، سلطان انگلیسی کلارینت (II)

یک روز برایمر ساعت ۴ مدرسه را ترک کرد تا به دعوت بیچام به منزل او در سن جانز وود برود. بیچام از او پرسید: «چه چیزی را بنوازیم پسرم؟» در نتیجه این گزینش، برایمر به یکی از اعضای بخش سازهای بادی ارکستری تبدیل شد که قرار بود اجرای تروجان ِ برلیوز (Berlioz) آن از تلوزیون پخش شود. این گروه سازهای بادی، موسیقی بی نظیری را اجرا کرد که کیفیت فوق العاده ای داشت. یکبار هم طی اجرا بیچام بر روی سکو و استرائوس بین تماشاچیان شاهد اجرای آهنگ “دون جوئان” خود بود.