Sonny Boy اسطوره سازدهنی بلوز (VI)

Sonny Boy Williamson 1899-1965
Sonny Boy Williamson 1899-1965
ویبره های سانی بوی کیفیتی بی نظیر و دست نیافتنی دارد و بسیار شبیه ویبره هایی است که درحین آواز خواندن عرضه می کند. شخصا نظیر این ویبره ها را در کارهای هیچ نوازنده دیگری نشنیده ام. تنها Howlin’ Wolf تا حدی به او نزدیک می شود که او هم سازدهنی را از سانی بوی یاد گرفته و تا حدی هم Big Walter Horton . در میان نوازندگان سایر سازهای بادی هم –تا آن جا که شنیده ام- تنها ویبره های Louis Armstrong با سانی بوی قابل مقایسه است. برای نمونه به آهنگ زیر گوش کنید.

audio file به I Don’t Know توجه کنید

همچنین به آهنگ Take It Easy Baby که بعدا به آن اشاره می کنیم.

در اینجا بد نیست اشاره کنیم به Howlin’ Wolf که با وجود اینکه خواننده و نوازنده گیتار بود، بعضا در قطعاتی سازدهنی هم می نواخته و آن طور که خود می گوید نواختن سازدهنی را از سانی بوی فراگرفته است. Howlin’ Wolf را به هیچ روی نمی توان نوازنده ای تکنیکی دانست ولی لحن فوق العاده گرم و گیرا و پرطنینی در سازدهنی دارد و در ویبره های حلقی که اجرا می کند به وضوح تاثیر سانی بوی شنیده می شود.
سانی بوی سازدهنی را با شور و شوقی جانانه و تحرک و سرزندگی فوق العاده ای می نواخت. مثل سانی بوی اول اصراری به نواختن سولو در جواب آواز نداشت و گاهی به همراهی با آکوردهای مقطع یا نواختن جملات بیس (bass runs) اکتفا می کرد. می توانست به راحتی از ملودیهای آوازی (vocal) به آکوردهای پرطنین فرود آید (و بالعکس) و این کار را با چنان مهارتی انجام می داد که شنونده اش را چونان حرکات رفت و برگشتی جزر و مد به گونه ای هیپنوتیک مسحور و شیفته خود میکرد. در عین حال هنگامی که اراده به نواختن سولوهای پراحساس می نمود دیگر کسی جلودارش نبود. همانطور که Paul Oliver اشاره کرده سانی بوی به لطف Phrasing خاصی که دارد در ایجاد تنش های ملودیک بی نظیر است.

از لحاظ دینامیک نوازندگی فوق العاده بود و در هر آهنگ با روشی نظام مند و مرحله به مرحله تنش (Tension) موسیقیایی را بسط و گسترش می داد و تا هر زمان که می خواست شنونده اش را در این تنش دلپذیر نگه می داشت. به عنوان نمونه آهنگ Nine Below Zero را گوش دهید.

audio file Nine Below Zero

در مورد Louis Armstrong گفته اند که در هر تک نتی که می نواخت آن حس منحصر بفرد ریتم Swing ساری و جاری بود. فکر می کنم در مورد سانی بوی هم این نکته مصداق داشته باشد.

سازی که سانی بوی استفاده می کرد سازدهنی دیاتونیک ۱۰ سوراخ مارک Hohner مدل Marine Band یا Old Standby بود. گاهی هم از مدلهای دیاتونیک ۱۲ سوراخ یا ۱۴ سوراخ استفاده می کرد. بندرت سازدهنی کروماتیک هم نواخته است مثل در آهنگ Dissatisfied . معمولا با سازهای گام Bb، C، D و F می نواخت ولی سازهای گام G ، A و E را نیز به کار برده است. از اکتاو بالای سازدهنی کمتر استفاده می کرد و اغلب آهنگ هایی که از او به جا مانده در پوزیشن دوم (Second Position) است که در این حالت نت پایه گام آهنگ ، درجه پنجم گام سازدهنی است (مثلا سازدهنی گام C را نوازنده در گام G می نوازد). چند آهنگ در پوزیشن سوم (Third Position) نیز دارد مانند آهنگ I Don’t Know که در این حالت نت پایه گام آهنگ ، درجه دوم گام سازدهنی است (مثلا سازدهنی گام C را نوازنده در گام D می زند).

و بالاخره باید گفت سانی بوی علاوه بر اینکه نوازنده و آهنگساز ماهری بود، از ترانه سرایان برجسته بلوز هم به شمار می رود. بسیاری از آهنگهای او، به نوعی شرح زندگانی خودش و حدیث نفس است. آن هم در شرایطی که خوانندگان بلوز از دهه ۵۰ با هدف دسترسی به مخاطب بیشتر ترانه های اتوبیوگرافیکال را به تدریج کنار می گذاشتند و حتی از ذکر نام مکانهای خاص در ترانه هایشان ابا داشتند.

در متن آهنگهای او اغلب شعرها، از طرف ضمیر من ( I …) روایت می شود و داستانهای زندگی او مثل حوادث مختلف زندگی، عشقش به همسرش ، زندانی شدن و … را بیان می کند. همانطور که قبلا گفته شد روایت مسائل شخصی مانند آتش گرفتن خانه اش در West Memphis یا ماجرای خرید پونتیاک در آهنگ هایش کم نبوده است. وی با تیزبینی و درایت تصاویری واضح و موشکافانه از زندگی خصوصی و احساسات شخصی اش را به مخاطب عرصه می نماید و همین مساله به جذابیت بیشتر کارهای او برای علاقه مندان بلوز منجر شده است.

بدیهی است که آثار این دسته از هنرمندان را نمی توان بدون کنکاش در احوالات شخصی و جزئیات زندگینامه ایشان بررسی کرد. مضمون ترانه هایش را طیف وسیعی از تمنیات عاشقانه تا اشارات مطایبه آمیز در بر می گیرد. یکی از آخرین آهنگهایی که سانی بوی در آخرین حضورش در استودیو (در سال ۱۹۶۴) ضبط کرد نامش بود “Mattie Is My Wife” که گیتارش را Jimmy Page نواخته بود.

audio file به قسمتی از متن ترانه Help Me توجه کنید

You got to help me
I can’t do it all by myself
You got to help me, baby
I can’t do it all by myself
You know if you don’t help me darling
I’ll have to find myself somebody else

I may have to wash
I may have to sew
I may have to cook
I might mop the floor
But you help me babe
You know if you don’t help me darling
I’ll find myself somebody else

همانطور که می شنوید نواخته سانی بوی تواما ملودیک و ریتمیک است و در ضرب های دوم هر میزان دو آکورد دوتایی (Power Chord) چنگ را به صورت مقطع (staccato) اجرا می کند که ماهیتی مستقل از ملودی و جملات آوازی دارد و با ایجاد ضدضرب جلوه ریتمیک خاصی به آهنگ بخشیده است. صدای Hammond Organ که برای فضاسازی استفاده شده به زیبایی هر چه تمام تر با صدای سازدهنی جفت و جور شده است.

5 دیدگاه

  • Delta Freak
    ارسال شده در آذر ۲۹, ۱۳۸۵ در ۱۰:۰۴ ب.ظ

    از مهمترین آهنگ هایی که Howlin’ Wolf در آنها سازدهنی نواخته می توان به این موارد اشاره کرد: Baby How Long – Sitting On Top of The World – Who’s Been Talkin’ – Moanin’ At Midnight – Tell Me – All Night Boogie – Smokestack Lightnin’

  • sss
    ارسال شده در دی ۴, ۱۳۸۵ در ۱۰:۳۷ ق.ظ

    ahsant be inhame rezbini va derayat,age khode ahaliye keshvaraye modaiye sabko siyaghe sazdahani shomaro beshnasan,az inke to iranam ye hamchin adamayi hast shakh dar meyovordan.shayadam age sonny boye khoda biyamorz zende bod ba fahmidane in mozo inbar ba sekte az donya miraft.
    dasteton dard nakone

  • Babak
    ارسال شده در دی ۱۱, ۱۳۸۵ در ۱:۵۸ ب.ظ

    Cool

  • m-sharif
    ارسال شده در اسفند ۱, ۱۳۸۵ در ۱۲:۰۹ ق.ظ

    bad nist az(rally adler saz dahani zan maroof jazz va blues ham sohbate bishtari be miyoon miyoomad vagheeaann mamnooonam

  • ارسال شده در مهر ۲۴, ۱۳۸۷ در ۹:۴۰ ب.ظ

    salam.asari be name lost wolf shenidam ke kheyli ghashang bood. agar peidash ardin lotfan be ma ham khabar bedin . mamnoon.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

شهرام صارمی از مدیریت اجرایی جشنواره موسیقی فجر استعفا کرد

در پی استعفای اعتراض آمیز علی ترابی، شهرام صارمی مدیر اجرایی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، یک روز پس انتصاب مدیر جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از سمت خود استعفا کرد.

از روزهای گذشته…

خوزه مونسراته فلیسیانو (I)

خوزه مونسراته فلیسیانو (I)

خوزه مونسراته فلیسیانو (Jose Monserrate Feliciano) به واقع یکی از مشهورترین خواننده ها و نوازندهای گیتاری است که دنیای موسیقی پاپ تا بحال بخود دیده است. او که اصلیت لایتن دارد در سال ۱۹۴۵ در پورتوریکو بدنیا آمد و متاسفانه از بدو تولد قربانی بیماری آب سیاه بود و خیلی زود در همان ایام نوزادی بینایی خود را از دست داد.
جو ستریانی

جو ستریانی

در بین نوازندگان گیتار راک (Rock) دهه های ۸۰ و ۹۰ جو ستریانی یکی از حرفه ای ترین و قدرتمند ترین گیتاریست ها می باشد.
بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (III)

بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (III)

حال در میان اساتید مخالف این موضوع، مخالفت خود را این طور اذعان می کنند که موسیقی ما از ایرانی بودن خارج می شود و اصالتش از بین می رود، سئوال اینجاست که مگر ما ایرانی بودن را تعریف کرده ایم؟ حال در نظر بگیرید که تاثیر پذیری از فرهنگ دیگری باشد. مگر غیر از این بوده است که در طول تاریخ فرهنگ ها از دیگری تاثیر خواهند گرفت و یا آیا سعی کرده ایم معیار ایرانی آن را طرح بریزیم؟
حضور موسیقی سمفونیک در انقلاب ۱۹۷۹ (قسمت سوم)

حضور موسیقی سمفونیک در انقلاب ۱۹۷۹ (قسمت سوم)

موسیقی بیش از هر چیزی با مفهوم و اندیشه سرو کار دارد و بیانگر مفهوم بوده و هست و اگر بخواهیم جنبه ی روایی موسیقی را در مفهوم مجرد آن دنبال کنیم باید بگوییم که جنبه ی روایی یا توصیفی آن نیز مفهومی است. موسیقی انقلاب بیش از هر چیز بر روی نه اندیشه نخبگان فرهنگی که در واقع بر اساس آثار آهنگسازان کم تعداد آن زمان به پیش می رفت. موسیقی آن دوره را نباید در خواب و خیال و هوا جستجو کرد، موسیقی انقلاب واقعیتی بود که در بستر خاص خود جاری گردید.
نگاهی به کنسرت ˝نغمه‌های مرکب˝ (I)

نگاهی به کنسرت ˝نغمه‌های مرکب˝ (I)

یادداشت زیر نگاهی‌ است کوتاه به کنسرت ˝نغمه‌های مرکب˝ که اوّل و دوم آبان‌ماه در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد. سعید نایب‌محمدی، آهنگساز و نوازنده‌ عود این برنامه بود که آواز مهدی امامی و تنبک و بندیر حمید قنبری او را همراهی می‌کردند.
ری تا روم (I)

ری تا روم (I)

نوشتن درباره برخی آثار موسیقی دست کم در مقطع انتشار آنها تاحدودی دشوار است. صحبت از این گونه آثار به واسطه ویژگی های بدیع شان و در مواردی به سبب تازگی داشتن آنها به گوش متعارف جامعه، نیاز به گذشت زمان دارد. از سوی دیگر این امر زمانی دشوارتر خواهد بود که اثر شنیداری، همراه با شرح و توصیفی روشنگر و نسبتا جامع در قالب کتابچه آلبوم مربوطه منتشر شده باشد.
مد، نمایان و محسوس در موسیقی ایرانی (IV)

مد، نمایان و محسوس در موسیقی ایرانی (IV)

وزیری دلایلی را متذکر می شود که اثبات کند در شور بالا رونده درجه ی چهارم مهم تر از درجه ی پنجم است و آن را باید نمایان در نظر گرفت. هدف از بیان تفاوت ارزشها در درجات گام های موسیقی کلاسیک و موسیقی ایرانی این مطلب است که ماهیت ساختار درونی و اجرایی موسیقی ایرانی متفاوت از موسیقی کلاسیک است. پس از دانستن مختصری در مورد مد و نمایان نگاهی هم به تشریح مفهوم محسوس در موسیقی ایرانی بیندازیم.
دیوید گیلمور : “ما مردانی یاغی بودیم”

دیوید گیلمور : “ما مردانی یاغی بودیم”

در ادامه مطلب قبل ، “سکوت کامل یا جنگ”توجه شما را به ادامه ترجمه متن مصاحبه با دیوید گیلمور جلب می کنیم.
نقدی بر هارمونی زوج (III)

نقدی بر هارمونی زوج (III)

تاکید نویسنده در این مقاله بر روی درجه های زوج بوده و در ادامه خواسته است آن را اثبات کند اما درجه ی پنجم در موسیقی کلاسیک ایرانی چندان هم بی ارزش نیست چون شاهد بسیاری از شاه-گوشه ها (واژه ای که استاد عمومی برای گوشه های اصلی یک دستگاه نام برده است) درجه ی پنجم شاهد درآمد دستگاه ها هستند و هیچ دستگاهی نیست که در درجه پنجم یک تا چند گوشه ی مهم نداشته باشد. مثلا:
ارابه های آتش برنده جایزه اسکار

ارابه های آتش برنده جایزه اسکار

ونجلیس در اغلب کارهای خود مسئولیت ساخت قطعه، تنظیم و اجرا را خود بعهده می گیرد، او از روشی که بنام روش سیال از آن یاد می کند به ترکیب صداهای سازهای الکترونیک و اکوستیک می پردازد. ترکیب و میکس استادانه این صداها بیانگر آن است که ونجلیس در هر دو عرصه هنری و فنی (مهندسی صدا) دارای مهارت های بسیار می باشد.