گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

Sonny Boy اسطوره سازدهنی بلوز (VI)

ویبره ها را در کارهای هیچ نوازنده دیگری نشنیده ام. تنها Howlin’ Wolf تا حدی به او نزدیک می شود که او هم سازدهنی را از سانی بوی یاد گرفته و تا حدی هم Big Walter Horton . در میان نوازندگان سایر سازهای بادی هم –تا آن جا که شنیده ام- تنها ویبره های Louis Armstrong با سانی بوی قابل مقایسه است. برای نمونه به آهنگ زیر گوش کنید.

ویبره های سانی بوی کیفیتی بی نظیر و دست نیافتنی دارد و بسیار شبیه ویبره هایی است که درحین آواز خواندن عرضه می کند. شخصا نظیر این ویبره ها را در کارهای هیچ نوازنده دیگری نشنیده ام. تنها Howlin’ Wolf تا حدی به او نزدیک می شود که او هم سازدهنی را از سانی بوی یاد گرفته و تا حدی هم Big Walter Horton . در میان نوازندگان سایر سازهای بادی هم –تا آن جا که شنیده ام- تنها ویبره های Louis Armstrong با سانی بوی قابل مقایسه است. برای نمونه به آهنگ زیر گوش کنید.

audio file به I Don’t Know توجه کنید

همچنین به آهنگ Take It Easy Baby که بعدا به آن اشاره می کنیم.

در اینجا بد نیست اشاره کنیم به Howlin’ Wolf که با وجود اینکه خواننده و نوازنده گیتار بود، بعضا در قطعاتی سازدهنی هم می نواخته و آن طور که خود می گوید نواختن سازدهنی را از سانی بوی فراگرفته است. Howlin’ Wolf را به هیچ روی نمی توان نوازنده ای تکنیکی دانست ولی لحن فوق العاده گرم و گیرا و پرطنینی در سازدهنی دارد و در ویبره های حلقی که اجرا می کند به وضوح تاثیر سانی بوی شنیده می شود.
سانی بوی سازدهنی را با شور و شوقی جانانه و تحرک و سرزندگی فوق العاده ای می نواخت. مثل سانی بوی اول اصراری به نواختن سولو در جواب آواز نداشت و گاهی به همراهی با آکوردهای مقطع یا نواختن جملات بیس (bass runs) اکتفا می کرد. می توانست به راحتی از ملودیهای آوازی (vocal) به آکوردهای پرطنین فرود آید (و بالعکس) و این کار را با چنان مهارتی انجام می داد که شنونده اش را چونان حرکات رفت و برگشتی جزر و مد به گونه ای هیپنوتیک مسحور و شیفته خود میکرد. در عین حال هنگامی که اراده به نواختن سولوهای پراحساس می نمود دیگر کسی جلودارش نبود. همانطور که Paul Oliver اشاره کرده سانی بوی به لطف Phrasing خاصی که دارد در ایجاد تنش های ملودیک بی نظیر است.

از لحاظ دینامیک نوازندگی فوق العاده بود و در هر آهنگ با روشی نظام مند و مرحله به مرحله تنش (Tension) موسیقیایی را بسط و گسترش می داد و تا هر زمان که می خواست شنونده اش را در این تنش دلپذیر نگه می داشت. به عنوان نمونه آهنگ Nine Below Zero را گوش دهید.

audio file Nine Below Zero

در مورد Louis Armstrong گفته اند که در هر تک نتی که می نواخت آن حس منحصر بفرد ریتم Swing ساری و جاری بود. فکر می کنم در مورد سانی بوی هم این نکته مصداق داشته باشد.

سازی که سانی بوی استفاده می کرد سازدهنی دیاتونیک ۱۰ سوراخ مارک Hohner مدل Marine Band یا Old Standby بود. گاهی هم از مدلهای دیاتونیک ۱۲ سوراخ یا ۱۴ سوراخ استفاده می کرد. بندرت سازدهنی کروماتیک هم نواخته است مثل در آهنگ Dissatisfied . معمولا با سازهای گام Bb، C، D و F می نواخت ولی سازهای گام G ، A و E را نیز به کار برده است. از اکتاو بالای سازدهنی کمتر استفاده می کرد و اغلب آهنگ هایی که از او به جا مانده در پوزیشن دوم (Second Position) است که در این حالت نت پایه گام آهنگ ، درجه پنجم گام سازدهنی است (مثلا سازدهنی گام C را نوازنده در گام G می نوازد). چند آهنگ در پوزیشن سوم (Third Position) نیز دارد مانند آهنگ I Don’t Know که در این حالت نت پایه گام آهنگ ، درجه دوم گام سازدهنی است (مثلا سازدهنی گام C را نوازنده در گام D می زند).

و بالاخره باید گفت سانی بوی علاوه بر اینکه نوازنده و آهنگساز ماهری بود، از ترانه سرایان برجسته بلوز هم به شمار می رود. بسیاری از آهنگهای او، به نوعی شرح زندگانی خودش و حدیث نفس است. آن هم در شرایطی که خوانندگان بلوز از دهه ۵۰ با هدف دسترسی به مخاطب بیشتر ترانه های اتوبیوگرافیکال را به تدریج کنار می گذاشتند و حتی از ذکر نام مکانهای خاص در ترانه هایشان ابا داشتند.

در متن آهنگهای او اغلب شعرها، از طرف ضمیر من ( I …) روایت می شود و داستانهای زندگی او مثل حوادث مختلف زندگی، عشقش به همسرش ، زندانی شدن و … را بیان می کند. همانطور که قبلا گفته شد روایت مسائل شخصی مانند آتش گرفتن خانه اش در West Memphis یا ماجرای خرید پونتیاک در آهنگ هایش کم نبوده است. وی با تیزبینی و درایت تصاویری واضح و موشکافانه از زندگی خصوصی و احساسات شخصی اش را به مخاطب عرصه می نماید و همین مساله به جذابیت بیشتر کارهای او برای علاقه مندان بلوز منجر شده است.

بدیهی است که آثار این دسته از هنرمندان را نمی توان بدون کنکاش در احوالات شخصی و جزئیات زندگینامه ایشان بررسی کرد. مضمون ترانه هایش را طیف وسیعی از تمنیات عاشقانه تا اشارات مطایبه آمیز در بر می گیرد. یکی از آخرین آهنگهایی که سانی بوی در آخرین حضورش در استودیو (در سال ۱۹۶۴) ضبط کرد نامش بود “Mattie Is My Wife” که گیتارش را Jimmy Page نواخته بود.

audio file به قسمتی از متن ترانه Help Me توجه کنید

You got to help me
I can’t do it all by myself
You got to help me, baby
I can’t do it all by myself
You know if you don’t help me darling
I’ll have to find myself somebody else

I may have to wash
I may have to sew
I may have to cook
I might mop the floor
But you help me babe
You know if you don’t help me darling
I’ll find myself somebody else

همانطور که می شنوید نواخته سانی بوی تواما ملودیک و ریتمیک است و در ضرب های دوم هر میزان دو آکورد دوتایی (Power Chord) چنگ را به صورت مقطع (staccato) اجرا می کند که ماهیتی مستقل از ملودی و جملات آوازی دارد و با ایجاد ضدضرب جلوه ریتمیک خاصی به آهنگ بخشیده است. صدای Hammond Organ که برای فضاسازی استفاده شده به زیبایی هر چه تمام تر با صدای سازدهنی جفت و جور شده است.

دیدگاه ها ۵

بیشتر بحث شده است