عمومی: استاد دهلوی من را تشویق کرد

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با دکتر حسین عمومی نوازنده و استاد نی درباره تغییر و تحولات روی ساز نی، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است.

دکتر حسین عمومی سال‌ها استاد نی بوده اند، تدریس کرده اند، کنسرت‌های فراوانی دادند و تحقیقات گسترده‌ای روی نی انجام دادند و در این سال‌ها برای گسترش امکانات نوازندگی ساز نی تلاش زیادی داشتند، در کنار کارهایی که روی ساز نی انجام دادند، ایشان تحقیقاتی برای افزایش امکانات ساز تنبک انجام دادند روی ساز تنبک و وسیله‌ای طراحی کرده اند که امکان کوک کردن این ساز را فراهم می‌کند و نوازندهای تنبک با این ابزار می‌توانند سازشان را مانند سازهای ملودیک همراه با ارکستر کوک کنند.

آقای دکتر عمومی لطفاً برای شنوندگان برنامه نیستان در مورد تحولاتی که در ساخت نی ایجاد کردید صحبت کنید و اینکه اصلاً چه شد به این فکر افتادید.

این موضوع مربوط می‌شود به سال‌های قبل موقعی که بنده دانشجو بودم و در دانشگاه ملی یا دانشگاه شهید بهشتی امروز مشغول درس خواندن در رشته‌ی معماری بودم و در ارودی هنری دانشگاه‌ها که در رامسر تشکیل می‌شد، هر ساله شرکت کردم و در آنجا با اساتید موسیقی ایرانی از جمله استاد پایور، استاد دهلوی، استاد کریمی، استاد صفوت و خیلی از اساتید آشنا شدم و من را تشویق کردند که به هنرستان بروم و نی را که در آن اردو با نوازندگی خودم معرفی کرده بودند و مورد توجه همه‌ی اساتید قرار گرفته بود را ببرم در هنرستان و با مطالعه روی مطالب علمی موسیقی، کامل کنم.

در هنرستان در خدمت استاد فخرالدینی بر روی تئوری موسیقی کار کردم و نواختن قطعاتی که برای ویولون نوشته شده بود. در همین زمان رسیدیم به اینکه، در نی سنتی «سی» وجود ندارد و باید آنرا را به نی اضافه کنیم؛ این موضوع را من با استاد دهلوی مطرح کردم و ایشان هم خیلی من را تشویق کردند که ما بتوانیم تمام قطعاتی را که برای سازهای دیگری به غیر نی نوشته شده به راحتی با نی هم اجرا کنیم و این نت به اصطلاح غایب بر روی نی را به آن اضافه بکنم.

در آن زمان امکانات اضافه کردن کلید بر روی نی را دیدم و به مغازه دلشاد که سازفروشی بود مراجعه کردم و از پسر آقای دلشا که آنجا ساز می‌فروخت خواهش کردم که کلیدی را از روی فلوت یا سازهای کلید دار بردارد و اندازه کند و روی آن نی‌ بگذارد؛ من یک سوراخ به آن اضافه کرده بودم و این اولین کلیدی بود که من بر روی نی اضافه کردم.

عبدالله دوامی، حافظه تاریخی موسیقی ایرانی

عبدالله دوامی فرزند ابوالقاسم خان تعزیه خوان در سال ۱۲۷۰ ش در روستای طاد از توابع تفرش به دنیا آمد. دروس اولیه در مکتب خانه گذرانید در نوجوانی به تهران مهاجرت کرد و در مدرسه تربیت صرف و نحو آموخت؛ در این مدرسه با رکن الدوین مختاری هم کلاسی بود. پس از دوران تحصیل به خدمت اداره پست و بعد به اداره دارایی رفت و تا زمان بازنشستگی در آنجا مشغول به کار بود.

در منزل مجدالملک با موسیقی آشنا شد که در این مجلس علی خان نایب السلطنه حضور داشت که بعدها به شاگردی او درآمد و یک دوره ردیف کامل آوازی را کار کرد؛ سپس به محافل موسیقی کشانده شد و از محضر جناب میرزا حسینقلی، میرزا عبدالله، درویش خان و حسین خان کمانچه بهره مند گردید. در پنجمین ضبط دوره قاجاریه ۱۲۹۳ ش به اتفاق اقبال آذر، سید حسین طاهرزاده، درویش خان و باقرخان، به تفلیس رفت.

audio file
بشنوید تصنیف «از کفم رها» ساخته عارف قزوینی را با صدا و تنبک عبدالله دوامی

در این سال او ۲۳ ساله بود که به ضبط آثار خود می پردازد که متاسفانه به دلیل آغاز جنگ جهانی اول ۱۹۱۴ م، تعداد کمی از این صفحات به ایران می آید. آنچه از آثار عبدالله دوامی به روی صفحات مشاهده شده ۱۲ روی صفحه می باشد که اولین آن تصنیف «هنگام می» در مایه دشتی با تار درویش خان و آخرین آن «ساقی نامه» با کمانچه باقرخان است. اما ۵۰ سال بعد صدایش بوسیله شاگردانش به روی نوار ریل به ضبط رسید.

عبدالله دوامی تنها استاد آوازی معاصر است که خود صاحب ردیف آوازی است؛ این ردیف به کوشش زنده یاد محمدرضا لطفی به ضبط رسید و در دسترس عموم قرار دارد. نکته آنکه ردیف های موجود آوازی امروز که بوسیله اساتید روایت گردیده اند، مأخذ تاریخی کاملی ندارند و اساتید راوی می باشند نه صاحب ردیف آوازی.
دوامی را لوح محفوظ تصانیف قاجاریه دانسته اند که بخشی از آن بوسیله زنده یاد استاد فرامرز پایور در کتابی تدوین و به بازار هنر عرضه گردیده است. بیش از سی ساعت صدا از دوامی بوسیله شاگردانش به ضبط رسیده است. همچنین دوامی را حافظه تاریخی موسیقی ایرانی در سده گذشته نامیده اند، از معاصرانش کسی را نمی توان یافت که به اندازه او تصنیف در حافظه داشته باشد یا در پایبندی به روایتی ثابت و جامع با او برابری کند.

وی شاگردان زیادی را تربیت کرده که می توان به نصرالله ناصح پور، محمود کریمی، ناصر فرهنگ فر، داریوش طلایی و تنی چند دیگر اشاره داشت.

audio file
بشنوید بخشی از اجرای ردیف را با صدای عبدالله دوامی و تار نوازی محمدرضا لطفی

در این سال او ۲۳ ساله
وی به دلیل ارادتی که به درویش خان داشته، پس از فوت او به سال ۱۳۰۵ ش از اجرای هر گونه کنسرت خودداری کرد و اگر تلاش و پیگیری نصرالله ناصح پور برای یافتن وی نبود آثارش در انزوای کامل در غبار زمان به فراموشی سپرده می شد، خوشبختانه در سال ۱۳۵۱ ناصح پور ایشان را یافت که حاصل تلاش ایشان، کتابی تحت عنوان دستگاه شور نوشته محمدرضا لطفی است که در سال ۱۳۵۳ ش که دو صفحه گرامافون با صدای نصرالله ناصح پور و تار محمدرضا لطفی است به همراه آن می باشد به بازار هنر عرضه گردید. ناصح پور از کسانی است که موفق به دریافت دست خط از عبدالله دوامی گردیده اند.

منزل دوامی در جماران بود و در روز ۲۲ دی ماه ۱۳۵۹ ش دار فانی را وداع گفت. مقبره اش در بهشت زهرا قطعه ۸۹ ردیف ۸۳ – شماره ۴۷ می باشد.

خانه اپرای واشنگتن


خانه اپرای واشنگتن ساختمانی دو و نیم طبقه ای است که در منتها الیه غربی منطقه تجاری مرکز شهر به نام میزویل کنتاکی قرار دارد. دیوار دو طرف و دیوار پشتی ساختمان با آجر قرمز پوشیده شده اند در حالیکه نمای ساختمان با استفاده از آجر بژ رنگ ساخته و با آجر قرمز، سنگ و چدن تزئین شده است.

طبق نوشته های روزنامه های واشنگتن، کنتاکی و میرور، سنت اجرای تئاتر در میزون کانتی به دست کم سال ۱۷۹۷ باز می گردد. اجرا در “Court House” نخستین ثبت از اجرای صحنه ای در غربِ الِگِینیز (Alleghenies) است که عنوان نمایش، تاریخ اجرا و قیمت بلیط را اعلام نموده است. در سال ۱۸۱۷، سالنی در لایمستون (Maysville) در تقاطع خیابان دوم و خیابان فیش، یعنی خیابان وال استریت کنونی، قرار داشت.

آتشی ویرانگر بخش چشمگیری از املاک خیابان دوم غربی را در آوریل ۱۸۵۰ ویران کرد که کلیسای “Presbyterian” را که آن زمان به کلیسای “Old Blue Church” مشهور بود را نیز به کام خود کشید. اعضای کلیسا تصمیم گرفتند که ساختمان کلیسا را در خیابان سوم بنا کنند و در نتیجه ساختمان خیابان دوم خالی ماند. در سال ۱۸۵۱، دو شرکت آتش نشان تأسیس شد تا از بروز آتش سوزی این چنینی جلوگیری به عمل آورد. در ضمن، سالن تئاتر با شکوهی نیز به نام «خانه اپرا» در محل کلیسای “Old Blue” ساخته شد.

در سال ۱۸۹۸، بار دیگر آتش سوزی رخ داد و خانه اپرا را به کام نابودی کشاند.

با این رخداد و از سر اندوه فراوان شرکت آتش نشانان واشنگتن که در زمان ساخت سالن تئاتر یعنی حدود پنج دهه پیش تر سازمان دهی شده بود تصمیم گرفت که این سالن را با هزینه ای بیست و چهار هزار دلاری بازسازی کند و از آن پس نام آن به «خانه اپرای واشنگتن» تغییر یافت.

هنرمندان و بازیگران مشهوری در این سالن به اجرا پرداخته اند که از جمله آن ها می توان به هنرمندان زیر اشاره نمود:

– مارگریت کلارک (Marguerite Clark)، متولد ۱۸۸۳- درگذشت ۱۹۴۰ هنرپیشه تئاتر و فیلم صامت آمریکایی
– تام میکس (Tom Mix)، متولد ۱۸۸۰– درگذشت ۱۹۴۰ هنرپیشه آمریکایی
– جان ال سالیوان (John L. Sullivan)، متولد ۱۸۵۸ – درگذشت ۱۹۱۸بوکسور و هنرپیشه آمریکایی
– جان فیلیپ سوسا (John Philip Sousa)، ۱۸۵۴ متولد – درگذشت ۱۹۳۲ آهنگساز و رهبر ارکستر آمریکایی اواخر دوره رمانتیک

– گروه تئاتر میزویل پلیرز (Maysville Players)

خانه اپرای واشنگتن در سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۶ با بودجه ای دو و نیم میلیون دلاری بازسازی شد و در بیست و پنجم ۲۰۰۶ در حال که تمام بلیط های اجرا فروخته شده بود بازگشایی شد.

منبع

en.wikipedia.org

imdb.com

britannica.com

dws.org

hauntedhouses.com

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (IX)

پس از این قطعات، الگار بر روی آثار سمفونیک متمرکز شد. در آغاز و در سال ۱۸۹۸ او می خواست یک سمفونی بر اساس شخصیت ژنرال گوردون بنویسد که پس از تلاشی کوتاه متوقف شد. در سالهای ۱۹۰۷ و ۱۹۰۸ بود که طی اقامت خود در شهر رم، دوباره دست به کار نگارش این قطعه شد. “سمفونی شماره یک” در سی بمل ماژور برای بار اول در دسامبر ۱۹۰۸ و در شهر منچستر اجرا شد. این اثر به “هانس ریشتر” تقدیم شده و توسط خود او رهبری شده بود. ریشتر درباره ی این سمفونی چنین می گوید: ” آقایان! بگذارید اکنون بزرگترین سمفونی دوران معاصر را تمرین کنیم. سمفونی ای که توسط بزرگترین آهنگساز زمان ما نگاشته شده است”! این اثر با اشتیاق فراوان همراه بود و صدها اجرا از آن در انگلستان و سراسر جهان اعم از اروپا و آمریکا و استرالیا و روسیه به عمل آمد. برخی از ناشران موسیقی بر این باور بودند که سرعت پایین این سمفونی با آثار بتهوون قابل مقایسه است.

در سال ۱۹۱۰ “یک کنسرتوی ویلن در سی مینور” به اجرا در آمده و در سال ۱۹۱۱ با یک سمفونی دیگر همراه شد. کنسرتوی ویلن به “فریتس کرایسلر” تقدیم شده است.

اثر، جمله ای به اسپانیایی آمده که به معنی “اکنون روح… به اعلا می رسد” و احتمالا اشاره ی الگار به آلیس استوارت وورتلی، دختر نقاش معروفی بنام “میلیاس” است که از طرفداران موسیقیِ الگار بوده است. این کنسرتو کاری مشابه کنسرتوی “برامس” است، اگرچه که دارای ارکستراسیون بهتری می باشد. جریان آهسته ی آن دارای زیبایی چشمگیری است و آخرین قسمت آن شامل یک خصوصیت جادویی می باشد.

“سمفونی شماره دو” (Symphony No. 2 op 63) در می بمل ماژور با اینکه به هیچ عنوان در نگاه اول با موفقیتی مشابه سمفونی اول روبرو نشد، به احتمال زیاد عمیق ترین بیان سمفونیکِ الگار می باشد.

. ابتدای آن با جمله ای از “شلی” آغاز می گردد:”به ندرت، به ندرت می آیی تو ای روح زیبایی!”. این جمله بدین معناست که سمفونی الگار نه تنها در مورد لذت و زیبابی، بلکه درباره ی نایاب بودن این عواطف است. الگار این سمفونی را به روح پادشاه ادواردِ هفتم که تازه وفات یافته بود تقدیم می کند، اگرچه که این اثر چیزی وَرای سوگواری ملی برای شاه فقید می باشد. الگار به دوستانش اعتراف کرده بود که این قطعه تمام زندگانی وی بین سالهای ۱۹۰۹ تا ۱۹۱۱ را به گونه ای سمبلیک بیان کرده است.

بین ساخت اولین سمفونی و آغاز جنگ جهانی اول در ۱۹۱۴، تنها دو کار مهم از الگار به منثه ی ظهور رسید:

“آهنگسازان” (The Music Makers op. 69) قصیده ای برای کنترآلتو که بر اساس شعری از “آرتور اوشانسی” سروده شده بود، و یک سمفونی براساس شخصیت “فالستف”در نمایشنامه ی شکسپیر. “آهنگسازان” اثری شخصی است که بسیاری از قطعاتِ قبلی الگار را در خود تکرار می کند. این قطعه تأثیرات مثبت جامعه بر هنرمندِ خلاق را بیان کرده و از طرف دیگر به تنهایی و آسیب پذیری هنرمندان نیز اشاره می کند. الگار “فالستف” (Falstaff op. 68) را در میان بهترین آثار خود جای داده اگرچه که این اثر در میان اوراتوریوها و سمفونی های ناب او همواره نادیده گرفته می شود.

گذری بر صفحه گرامافون مرا ببوس (II)

صفحه گرامافون با شماره کاتولک ۲۸۸ برای کمپانی «موزیکال ریکورد» متعلق به نصرالله عشقی است. متن روی لیبل صفحه گرامافون بدین شرح است:
۲۸۸ A مراببوس – از فیلم اتهام بانو پروانه
آهنگ و ارکستر مجید وفادار شعر هاله
بانو پروانه جعفری خواننده آذربایجانی مقیم تبریز که در رادیو تبریز می خواند و پس از چند سال خوانندگی، به دلیل ازدواج، از کارهای هنری کناره گرفت و به دنبال زندگی خود رفت. فیلم «اتهام» ساخته شاپور یاسمی در خرداد ماه ۱۳۳۵ ش اکران شده است که نشان می دهد چند ماه قبل شعر را آقای حیدر رقابتی سروده و به مجید وفادار داده است و روی آن کار شده و برای فیلم آماده شده است و روی صفحات ۷۸ دور سنگی به بازار عرضه شده است.

ضبط دوم: بوسیله کمپانی موزیکال ریکورد است و روی صفحات ۷۸ دور سنگی به بازار عرضه شده است که روی صفحه شماره لیبل آن ۳۰۹ است و فقط نوشته آهنگ از وفادار – شعر هاله – خواننده ناشناس که در بهار ۱۳۳۶ وارد بازار شده است و خواننده همان حسن گل نراقی است اما این ترانه در استودیوی شماره ۸ رادیو ضبط شده است.

audio file
بشنوید این ترانه را با صدای ویگن

گویا یکروز گل نراقی که با هنرمندان موسیقی دوستی داشته به اتفاق پرویز یاحقی به استودیو می رود در آنجا همایون شهردار پیانیست با پیانو می نوازد، پرویز یاحقی با ویولون نوازندگی می کند و گل نراقی می خواند و نوار آن ضبط می گردد، بعد این نوار به روی صفحات ۷۸ دور پیاده می گردد و وارد بازار می گردد. همچنین نوار آن نیز بوسیله مجری برنامه شما و رادیو کمال الدین مستجاب الدعوه از رادیو پخش می گردد که با استقبال زیادی روبرو می گردد.

حسن گل نراقی متولد ۱۳۰۰ ش فرزند یکی از تجار معتبر بازار تهران بود که خود نیز راه پدر را ادامه داد و کارشناس ظروف عتیقه گردید و در صنف بلور فروشان تهران فعالیت داشت و با هنرمندان رادیو دوستی دیرینه داشت در اواخر زندگی بیماری فراموشی گرفت و در ۱۹ مهرماه ۱۳۷۲ درگذشت. پیکرش را در امامزاده طاهر کرج به خاک سپردند وی بخشی از اموال خود را در ابتدای خ بهار شیراز به صورت موقوفه در اختیار آسایشگاه معلولین و سالمندان قرار داد؛ گل نراقی نیز همین ترانه را خواند و به مانند شاعر ترانه تا آخر عمر مجرد زندگی کرد.


audio file
بشنوید این ترانه را با صدای حسن گلنراقی


در سال ۱۳۳۸ فورمت صفحات سنگی جایش را به صفحات پلاستیکی ۴۵ دور می دهد که هر روی صفحه تا ۶ دقیقه زمان داشته و این ترانه روی این صفحات نیز منتقل می گردد. کمپانی فیلیپس در تولیدات خود نام گل نراقی را به روی صفحات درج کرد اما در این صفحات به دلیل زمان اضافه نسبت به صفحات ۷۸ دور آوازی دیگر نیز گنجانده شده که نام خواننده آن نوشته نشده است.


audio file
بشنوید این ترانه را با صدای خاطره


مرتضی احمدی یکی از آوازهای فوکلور تهران را خوانده که به نام دل و قلوه معروف است که در انتهای روی دوم صفحه پس از پایان بند دوم ترانه مرا ببوس است.

ضبط سوم در اواخر سال ۱۳۳۷ با لیبل اسطوانات عبدالرحمن به شماره کاتولک K-444-OYIME 834/50 با صدای ویگن تولید شد که در کراچی تولید و به ایران آمد، این ترانه با اینکه قریب به ۶۰ سال از پخش آن می گذرد به عنوان یک خاطرات قومی در اذهان مردم باقی مانده است و در تاریخ موسیقی ایرانی فقط یک خواننده با خواندن یک ترانه (او دیگر خوانندگی هم نکرد) تونسته است به شهرتی جاودانه دست یابد که یک استثنا در تاریخ موسیقی ایرانی است.

بیژن ترقی و فریدون مشیری پس از فوت حسن گل نراقی برایش اشعاری سرودند:
از غم تو خونین دل ما تنها نیست
ساقی و جام و می و گل همه خونین جگرند
قدر مردان هر کم نشود از کم و بیش
گر چه افتاده زپایند ولی تاج سرند
بیژن ترقی

صبح که در تهران ترانه درخشید
ز می مهتاب داشت گرمی خورشید
بانگ هزار آفرین زجا هر جا پر شد
شور و سروری به جان مردم بخشید
فریدون مشیری

منابع و ماخذ

کلاس دیسکوگرافی امیر منصور دیماه ۱۳۸۶
مجله روشنفکر شماره ۲۰۳ – مورخه ۱۲ تیرماه ۱۳۳۶
مقاله علیرضا افزودی – مجله موسیقی ماهنامه گزارش شماره ۲ سال ۱۳۹۰

مجله خانه موسیقی

کوارتت سبو در فرهنگسرای نیاوران به روی صحنه می رود

کوارتت سبو (Saboo Quartet) متشکل از سهیل شایسته نوازنده ویولون، ادیب قربانی نوازنده پیانو، جو برگر میره (Jo Berger Myhre) نوازنده کنترباس و آندریاس نادسراد (Andreas LønmoKnudsrød) نوازنده درام، یکم اردیبهشت ماه سال جاری در فرهنگسرای نیاوران به روی صحنه می رود. این کوارتت قرار است اجرایی بر اساس قطعاتی پیش ساخته و نیز بداهه نوازی جز را به روی صحنه ببرد. سبک قطعات این برنامه جز، الکترونیک جز، مینیمال جز است و مدهای موسیقی ایرانی در آن بسیار شنیده خواهد شد، به علاوه سولوهای کنترباس که بعضا از ملودی های ایرانی گرفته شده است.

سهیل شایسته در این برنامه حامی مالی و دعوت کننده اعضای نروژی کوارتت است و سفارت نروژ نیز به عنوان حامی معنوی با این پروژه همکاری کرده است.




جو برگر میره (Jo Berger Myhre) نوازنده‌ی کنترباس اهل کشور نروژ، از چهره‌های شناخته شده‌ی موسیقی جز اسکاندیناوی می‌باشد. وی سابقه‌ی همکاری با ترومپت نواز شهیر نروژی نیلز پتر مولوار را دارد و به عنوان نوازنده‌ی باس در دو آلبوم اخیر نیلز پتر مولوار حضور داشته است و موفق به دریافت جایزه‌ی بهترین آلبوم جز سال برای آلبوم “Buoyancy” به همراه مولوار شده است. وی همچنین نوازنده‌ی کنترباس تریو سپلش گرل (SplashGirl) می‌باشد و ۵ آلبوم با این گروه منتشر کرده است.

آندریاس نادسراد (Andreas LønmoKnudsrød) نوازنده‌ی درامز اهل کشور نروژ، از مدرسان دانشگاه موسیقی اسلو می‌باشد وی با گروه‌های متعددی همکاری دارد که از جمله‌ی آنها میتوان به گروه سپلش گرل (SplashGirl) اشاره کرد.

سهیل شایسته‌، نوازنده‌ ویولن سابقه‌ی نوازندگی در ارکستر فیلارمونیک و ارکستر مجلسی تهران را در کارنامه‌ی خود دارد. او در سال ۱۳۹۲ به همراه ادیب قربانی، آنسامبل آدیوس را تشکیل داد و اجراهای موفقی از رپرتوار موسیقی معاصر، تانگو و جَز را با این گروه تجربه کرد که از جمله‌ی آنها می‌توان به شب پیاتزولا و شب قصه‌گویان اشاره نمود. او تجربه‌ی اجرا و ضبط آلبوم با ترومپت نواز شهیر نروژی نیلز پتر مولوار و درامر سوییسی سامویل روهرر را دارد. وی به همراه آنسامبل آدیوس با ساکسوفونیست مطرح اروپایی اِنزو فاواتا و گیتاریست ایتالیایی مارچِلو پِگین چند اجرا داشته و یک آلبوم در دست انتشار دارد.

ادیب قربانی، نوازنده‌ی پیانو و آهنگساز، سابقه‌ی همکاری با ارکستر سمفونیک تهران به رهبری علی رهبری و ارکستر کامه راتا به عنوان نوازنده را در کارنامه‌ی خود دارد و همچنین به عنوان آهنگساز با کارگردان های مطرح تئاتر و سینما از جمله علی رفیعی همکاری داشته است. وی به اتفاق سهیل شایسته تجربه‌ی همکاری، اجرا و ضبط آلبوم با نوازندگان شناخته‌ی شده‌ی بین المللی از جمله نیلز پتر مولوار، سامویل روهرر، انزو فاواتا و مارچلو پگین را دارد و دو آلبوم برای امسال در دست انتشار دارد.

«کر فلوت تهران» برای اولین کنسرت سال ۹۶ آماده می شود

گروه «کر فلوت تهران» به سرپرستی فیروزه نوایی و رهبری سعید تقدسی؛ ۳۱ فروردین و ۱ اردیبهشت در تالار رودکی روی صحنه می رود تا قطعاتی از رپرتوار موسیقی کلاسیک برای مخاطبانش اجرا کند. در این اجرا دو اثر از موتسارت به نام «موسیقی کوچک شبانه» (eine Kleine nachtmusic) و «کنسرتو فلوت» از موتسارت اجرا می شوند. در دو شب اجرای این کنسرت دو سولیست متفاوت به اجرای این کنسرتو می پردازند: علی چوپانی و میثم قدرتی.

همچنین قطعاتی از فرانتس داپلر (Albert Franz Doppler)، بنجامین بریتن (benjamin britten) و ژرژ بیزه (Georges Bizet) نیز اجرا خواهد شد. در اجرای اثر داپلر روشنک روشی و بهرنگ الگامه سولیست هست.

در این کنسرت نیز همچون برنامه های گذشته رهبری ارکستر را سعید تقدسی به عهده دارد و علاوه برنوازندگان فلوت گروه چند نوازنده کوبه‌ای نیز در اجرای یکی از قطعات با ما همراه هستند.



فیروزه نوایی سرپرست کر فلوت تهران اعتقاد دارد، در این مدت با تاسیس کر فلوت فرصتی برای نوازندگان ایجاد شده تا رقابت سالم داشته باشند. ارکستر سمفونیک دو یا سه نوازنده فلوت می خواهد و تعداد نوازندگان خوب فلوت در ایران هم بسیار زیاد است.

نوایی با اشاره به مشکلات مالی گروه می گوید: ما کار گروه را با ۱۵ نفر شروع کردیم و الان یک گروه ۵۳ نفره هستیم که بعضی اعضا از شهرستان ها به اینجا می آیند و طبیعی است که هر گروه یا سازمانی بدون اسپانسر نمی تواند فعالیت خود را ادامه دهد و برای همین ما به حمایت های دولتی هم نیازمندیم تا بتوانیم فعالیت هایمان را ادامه دهیم.

نوایی با اشاره به مشکلات تشکیل گروه های موسیقی به خاطر اختلاف عقاید می گوید: متاسفانه در ایران نمی دانند وقتی بیش از چهار ساز مشترک در کنار یکدیگر قرار بگیرند؛ کر آن تشکیل می شود و ما تا به حال در ایران کر فلوت نداشتیم.

وی درباره برنامه های دیگر خود می گوید: در فستیوال موسیقی معاصر که اردیبهشت امسال برگزار می شود من به همراه پیانوی نیلوفر بدرکوهی و گیتار فرزین تهرانیان قطعاتی را از رضا والی و رضا ناژفر اجرا می کنیم و چند قطعه دیگر نیز جزو رپرتوار اجرا است. همچنین اجرای دیگری نیز در فستیوال به همراه ۸ نفر از اعضای گروه خواهیم داشت.

نوایی در پایان اضافه می کند: ما همچنین برای تشکر از آموزشگاه پارس که به ما محل تمرین می دهد، اجرایی به طور رایگان در روز ۲۹ فروردین در محل آموزشگاه خواهیم داشت.