زوج هنری بارنبویم – دوپره : ژاکلین دوپره (I)

دانیل بارنبویم و همسرش ژاکلین دوپره
دانیل بارنبویم و همسرش ژاکلین دوپره
در شش سالگی وارد مدرسه ویولن سل لندن شد و در سن دوازده سالگی در کنسرتی که در لندن برای شبکه بی بی سی برگزار شد، به نوازندگی پرداخت. ژاکلین سنین ۱۰ تا ۱۶ سالگی اش، طی سالهای ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۱ را نزد William Pleeth به فراگیری ویولن سل ادامه داد. در سال ۱۹۶۰ در کلاس های استادی Pablo Casals در سوئیس شرکت جست، در سال ۱۹۶۲ به پاریس نزد Paul Tortelier و در پی آن در ۱۹۶۶ برای شرکت در کلاس های Rostropovich نوازنده و رهبر ارکستر برجسته، به روسیه رفت.

اولین اجرای رسمی دوپره در مارس ۱۹۶۱ در Wigmore Hall لندن بود، متعاقب آن در سال ۱۹۶۲ در Royal Festival Hall کنسرتوی ویولن سل “ادوارد الگار” را تحت رهبری Rudolf Schwarz با ارکستر سمفونی بی بی سی اجرا نمود. در ۱۹۶۳ اجرای دیگری از این کنسرتو به همراه Sir Malcolm Sargent برگزار کرد. اجرای کنسرتوی الگار به اندازه ای مورد توجه واقع شد که دوپره سه سال متوالی با موفقیت آن را اجرا نمود. از آن پس این نوازنده محبوب ، تا سال ۱۹۶۹ هر سال در British festival حضوری موفق داشت.

در ۱۹۶۵ زمانی که دوپره بیست سال بیشتر نداشت، کنسرتوی الگار را تحت رهبری John Barbirolli همراه با ارکستر سمفونی لندن برای کمپانی EMI ضبط نمود. انتشار این اجرا برای او شهرت بین المللی به ارمغان آورد و از آن زمان اجرای دوپره به عنوان محک و مرجع استانداردی برای اجرای این کنسرتو محسوب می شود.

audio file قسمتی از کنسرتو ویلنسل الگار با ویولنسل دوپره و رهبری باربیرولی

هم اکنون نیز پس از گذشت بیش از چهل سال، آلبوم ضبط شده کماکان در سراسر جهان به فروش می رسد. در ماه مه سال ۱۹۶۵ نیز دوپره اولین حضورش در کشور آمریکا را با اجرای همین کنسرتو به همراه ارکستر سمفونی بی بی سی تحت رهبری Antal Dorati در Carnegie Hall اجرا نمود.

ژاکلین دوپره طی فعالیت های حرفه ای خود با بزرگترین رهبران و ارکسترها همکاری داشته که از آن میان می توان به ارکستر فیلارمونیک برلین، ارکستر سمفونی لندن، ارکستر فیلارمونیک لندن، ارکستر سمفونی بی بی سی، ارکستر فیلارمونیک نیویورک و ارکستر فیلارمونیک لس آنجلس و رهبران برجسته ای چون John Barbirolli Sir ، Sir Adrian Boult، Malcolm Sargent Sir ، Daniel Barenboim، Zubin Mehta و Leonard Bernstein اشاره نمود.

ژاکلین دوپره با دو ویولن سل Stradivarius که مادربزرگش Ismena Holland به او هدیه کرده بود، کار نوازندگی را آغاز نمود. تا سال ۱۹۶۴ با ویولن سل Stradivarius متعلق به سال ۱۶۷۲ می نواخت و پس از آن با یک Davydov Stradivarius متعلق به سال ۱۷۱۲ کار خود را تا سال ۱۹۶۹ ادامه داد. بسیاری از اجراهای معروف دوپره از جمله کنسرتوی الگار با همین ساز انجام شده است. طی سالهای ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۰ او با ویولن سل Francesco Goffriller به نوازندگی می پرداخت، در نوامبر ۱۹۷۰ او ساز جدیدی ساخته شده توسط Sergio Peresson اهل فیلادلفیا خریداری نمود و تا سال ۱۹۷۳ با آن نواخت.

نتیجه آشنایی او با نوازندگانی چون Yehudi Menuhin,Itzhak Perlman، Zubin Mehta و Pinchas Zukerman و ازدواجش با دانیل بارنبویم به اجرای آثار مجلسی بسیاری منجر شد، در سال ۱۹۶۹ نیز در Queen Elizabeth Hall لندن کوئینتت پیانوی شوبرت “Trout” را با همکاری یکدیگر اجرا نمودند که از این اجرا در فیلمی ساخته Christopher Nupen نیز استفاده شده است. Nupen فیلم مستند دیگری نیز در سال ۱۹۶۷ با عنوان ژاکلین ” Jacqueline ” با حضور دوپره از اجراهای زنده کنسرتوهای الگار و اجراهایش با همکاری بارنبویم و Pinchas Zukerman تهیه کرده است.

عضویت ژاکلین دوپره در آکادمی های متعدد موسیقی و جوایز افتخاری که از دانشگاهها دریافت نموده تاییدی است بر مهارت و استعداد این نوازنده. او اولین و جوانترین نوازنده ای بود که در سن ده سالگی توانست جایزه معتبر Guilhermina Suggia را به خود اختصاص دهد. در سال ۱۹۶۰ او مدال طلای مدرسه موسیقی Guildhall لندن و جایزه افتخاری ملکه انگلستان مختص موسیقی دانان را دریافت نمود.

ژاکلین در کریسمس سال ۱۹۶۶ با دانیل بارنبویم نوازنده و رهبر ارکستر صاحب نام آشنا شد، ازدواج این دو نوازنده در ماه ژوئن سال ۱۹۶۷ منجر به رابطه ای بسیار ثمربخش در دنیای موسیقی شد، به طوری که بعد ها بسیاری از مفسرین این زوج هنری را با کلارا و رابرت شومان قیاس نموده اند. بارنبویم در چه در مقام رهبر ارکستر و چه در مقام نوازنده پیانو اجراهای موفق و درخشانی را در کنار همسرش دوپره ارائه نموده است.

یک دیدگاه

  • mani
    ارسال شده در آذر ۲۶, ۱۳۸۵ در ۱۱:۱۴ ب.ظ

    باسلام و تشکر.خیلی عالی بود منتظر قسمتهای بعدی مقاله هستم.راستی میخواستم خواهش کنم در باره ی
    YO-YO Ma بزرگ هم بنویسید تاجایی که من می دونم دوپره یکی از چلوهاشو به یویوما هدیه داده بود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و هشتم)

وقتی که ما به این مرحله می‌رسیم، کودک تازه شروع می‌کند به تدریس شدن. مادر سوالی می‌کند: مایل هستی که تو هم ویولن بنوازی؟ کودک جواب می‌دهد. بله! و تو خوب تمرین خواهی کرد؟ بله، حالا پس خوب ما از معلم خواهش می‌کنیم که دفعه بعد تو را هم شرکت بدهد این کار همیشه ما را به موفقیتی که می‌خواهیم به آن می‌رساند و این ساعت چه ساعت هیجان انگیزی است! کودک با یک فخری می‌گوید. من هم ویولن نواختم، از الان می‌توانم با بچه‌ های دیگر نوازندگی کنم.

نقش زنان در موسیقی ایرانی (I)

قدیمی ترین اسطوره ای که از یک زن موسیقیدان نام می برد ضلال دختر کمیک بوده که مخترع سازهای زهی است. سیوطی در کتاب اوایل المحاضرات از نخستین زنی که دف زد کلثوم خواهر موسی (ع) را نام می برد. حکیم فردوسی در شاهنامه از بانویی رامشگر به نام سوسن نام می برد که در توران زمین بود و با رامشگری و مکر و حیله پهلوانان ایرانی را به بند می کشید و در جایی دیگر از سپنوی خنیاگر نام می برد که آوازش پلنگ را رام می کرد.

از روزهای گذشته…

موسیقی آفریقای جنوبی (VI)

موسیقی آفریقای جنوبی (VI)

اجرای موسیقی، جز حتی در سالهای سرکوبی شدید، در آفریقای جنوبی نیز ادامه داشت و گروه هایی مانند پیشگامان جز آفریقای جنوبی (African Jazz Pioneers) و خوانندگانی مانند ابیگیل کوبکا (Abigail Kubheka) و تاندی کلاسن (Thandi Klaasen) بودند که سنت جز ماباکانگا را زنده نگه داشتند که خود باعث حفظ جان بخشین به محله سوفیا تاون شد. موزیسین های جز کیپ مانند بیزیل کوئتزی و رابی جنسن و هتپ ادریس گلتا (Hotep Idris Galeta) به گسترش سبک واگیردار کیپ ادامه دادند.
About گروهی برای بداهه نوازی (III)

About گروهی برای بداهه نوازی (III)

گروه Hot Chip همیشه به بداهه نوازی در اجراهای زنده فکر کرده بود و با آن آشنا بود اما این تجربه برای تیلور از جنس دیگری بود: «هم هیجان برانگیز بود و هم وحشتناک. وحشتناک از این جهت که دوست نداری که اجرا خوب نباشد یا اینکه همه چیز خوب پیش نرود یا احساس کنی که داری وقتت را تلف می کنی یا کاری بی معنی انجام می دهی.»
فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (III)

فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (III)

سبک جدید اپرای رمانتیک که در اوایل قرن نوزدهم توسط آهنگسازانی مانند روسینی تکمیل شد کار کاستراتو ها را کساد کرد (در واقع در این زمان بود که گرایش به نمایش اندام های مردانه نیز بروز پیدا کرد.) اما با این حال در سال ۱۹۰۳ بود که واتیکان استفاده از کاستراتو ها را ممنوع اعلام کرد. با این وجود، این بت های صدمه دیده و مردان معیوبِ قلمرو هنر همچنان ذهن جمعی بشر را به تسخیر خود در آورده اند.
لئوش یاناچک (III)

لئوش یاناچک (III)

همکاری وی در سال ۱۹۰۶ با شاعر چک، پتر بزروک (Petr Bezruč) ساختن چندین قطعه کر را بر اساس اشعار بزروک به همراه داشت. زندگی یاناچک در اولین دهه قرن بیستم به دلیل مشکلات شخصی و حرفه ایش بسیار پیچیده بود. وی آرزو داشت در پراگ به عنوان هنرمندی عضو آنجا پذیرفته شود، او چندین اثرش را از بین برد و بسیاری را ناتمام باقی گذارد.
رسول صادقی: مشکلات نی هفت بند، مثنوی هزار من کاغذ است

رسول صادقی: مشکلات نی هفت بند، مثنوی هزار من کاغذ است

نی در نوع خود یک ساز تکامل یافته ای است و فواصل و گره ها و سوراخها و… در این ساز، در بهترین حالت ممکن قرار دارند، منتهی دلیل لزوم این تکمیل نقص نی نیست بلکه محدودیت تعداد انگشتان دست و طول انگشتها و ترتیب آنها برای گرفتن تمام سوراخ های لازم است، تلاش چهار ساله من هم دقیقا در همین راستا بوده یعنی گرفتن سوراخهای اضافی و لازم که انگشتان ما از گرفتن آن عاجز است و این همان تعریف کلید است!
موسیقی و معنا (VII)

موسیقی و معنا (VII)

تجربه‌ی موسیقایی برای تبدیل شدن به تجربه‌ای زیبایی‌شناختی، باید هر دو نوع تصدیق را داشته باشد. تنها در صورت وجود این دو شرط است که موسیقی فهمیده و معنای آن حاصل می‌شود. اسکراتون نیز معتقد است که تبلور احساس در موسیقی به شکلی کلی صورت می‌گیرد و نمی‌توان تعیین کرد که کدام ویژگی‌های موسیقی مستقیماً مسئول بیان یک احساس مشخص هستند (۱۹۸۷، ۱۹۹۷). او می‌گوید: «آدمی در واکنش به یک قطعه‌ی موسیقی به حالت هایی رهنمون می‌شود که مفهومشان را از کل مجموعه دریافت می‌کنند» (۱۹۹۷: ۳۵۷)، اما برای دریافت این وجه از معنای موسیقی، مخاطبان باید بتوانند موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند. بنابراین اسکراتون بر آن است که معنای موسیقی ریشه در دریافت استعاری آن دارد و این معنا در فرهنگ موسیقایی و خاصه در یک فرهنگ موسیقی تعریف می‌شود؛ این فرهنگ توانایی تفسیر شهودی مخاطبان را با طرح‌ها و اهداف آهنگ‌سازان و اجراکنندگان موسیقی همسو می‌کند.
آوازهای نا تمام

آوازهای نا تمام

در زن عنصری است (ژوییسانس) که تن به نمادسازی نمی دهد. با اشاره به این سطر، می کوشیم تا از روایت دگرجنس خواهانه، خود را رها سازیم و در این رهایی از اختگی و حسرت قضیب که همانا تلقی ای فرویدی است، نیز دست کشیم و بکوشیم تا زن بیرونی موسیقی ایران را در برابر زنِ درون آن قرار داده و خودجانشینی برون زن از درون اش را به فهم واقعی نزدیک کنیم. آیا مواجه با تجلی چهره ای از تمامیتِ شخصیتِ زنِ دنیای موسیقی خواهیم شد؟ آیا آن را به غلط تجربه کرده ایم؟
مجید کیانی و “طبیعت در هنر موسیقی” (IV)

مجید کیانی و “طبیعت در هنر موسیقی” (IV)

گام‌ فیثاغورثی‌ در موسیقی‌، که‌ بر “نظریه‌ی‌ اعداد” و چرخه فواصل پنجم استوار بود و از دیر باز و پیش از یونانیان در بین النهرین و چین شناخته‌ شده‌ بود، به دنیای اسلام راه یافت. (در تاثیر پذیری فیثاغورثیان از هندسه و حساب سومری و نیز تاثیر پذیری افلاطون از این حساب و هندسه و همچنین قدسی انگاشتن عدد نزد فیثاغورث و فیثاغورثیان شکی وجود ندارد. در مورد نقش سومریان در تبیین فواصل موسیقایی می توان به: یک و دومراجعه نمود.)
کتابی در اقتصاد موسیقی (VI)

کتابی در اقتصاد موسیقی (VI)

توجه کتاب به از قلم نیفتادن هیچ نکته‌ای در فرایند تولید و بازاریابی و فروش محصولات موسیقی در بخش‌هایی چنان پررنگ شده است که برخی فصول (مثلاً فصل پنجم) تا حدودی از بحث اصلی کتاب منحرف شده‌اند. شاید تنها جمله ای که در تمام فصل پنجم به اقتصاد موسیقی ارتباط مستقیم دارد این باشد:
آسیب شناسی آواز ایرانی

آسیب شناسی آواز ایرانی

موسیقی ایران در گذر از سالیانی پر تلاطم و پر فراز و نشیب همواره به عنوان یکی از اصلی ترین پایه ها و ارکان فرهنگ ، بیانگر احساسات و اندیشه های ایرانیان بوده وآواز نیز به عنوان شاخص ترین و اصلی ترین بخش آن به شمار میرفته است. چرا که این موسیقی همواره پیوندی نزدیک با شعر داشته است و این درآمیختگی با ادبیاتِ پُر بار و کهن ایران باعث غنای هر چه بیشتر این موسیقی گردیده است.