جمعه ۱۵ دی ۱۳۸۵ ،
پژمان اکبرزاده
«حیف شد...» عبارتی که در چند ماه گذشته بارها برای از دست دادن هنرمندان موسیقی ایران به زبان ما آمد؛ و اما اینبار، «حیف شد» برای مصطفی کسروی، فاگوت نواز و آهنگساز خوش ذوق ایرانی است. سازنده «اورتور شوشتری»، «سرود درختکاری»، «گفتگو کن، جستجو کن» و ...
کسروی در بامداد چهارشنبه، ششم دی ماه (27 دسامبر) در سن 83 سالگی از میان ما رفت.
نام مصطفی کسروی، بر خلاف بسیاری از آثارش، برای بیشتر ایرانیان، ناآشناست. کسروی نوازنده ای زبردست در زمینه نوازندگی فاگوت و استاد پیشین هنرستان عالی موسیقی، آهنگسازی فعال و رهبر ارکستر نکیسا در رادیو تهران بود.
کسروی سالها بود که خسته و منزوی، در غربت و در شهر لوس آنجلس اقامت گزیده بود و تنها گهگاه سفرهای کوتاهی به ایران داشت. چندی پیش برای زیارت راهی مکه شد و درصدد بود پس از آن رهسپار تهران شود ولی در همان شهر درگذشت. نازی کسروی، دختر مصطفی کسروی، از چگونگی این واقعه می گوید:
پدر در نهایت سلامت، برای انجام فرایض دینی به مکه رفت و آنگونه که رییس کاروان به برادرم در آمریکا گفته اند، ایشان طواف را هم انجام داده بودند، به هتل بازگشتند و به بازار رفت. ولی پس از آن کم کم ضعیف شدند. او را به بیمارستان بردند، معاینه کردند ولی ظاهراً از بابت جسمی مشکلی نبود. در آنجا هم تعجب کرده بودند که چرا دائماً در حال ضعیف شدن است ولی به هر حال فوت کرد.
- دلیل فوت مشخص نشده است؟
فعلاً خیر. من خواسته ام که گواهی فوت را به من هم بفرستند. اکنون ارتباط با مکه بسیار دشوار است و به زمان نیاز است تا به ما گزارش دقیق تری بدهند. آنطور که خود من اطلاع دارم ایشان در نهایت سلامت و بسیار شاد و خوشحال به مکه رفت و قرار بود پس از آنجا به ایران بیاید. در آنجا بسیاری منتظر ایشان بودند. قول و قرارهای زیادی داشتند ولی به این قول خود نتوانستند عمل کنند. پدر را چهارشنبه، ششم دی در مکه به خاک سپردند.
- مراسم یادبودی در تهران برگزار خواهد شد؟
فعلاً تا آنجا که توانسته ام به اعضای خانواده خبر داده ام تا گردهمایی داشته باشم. چون روزهای سوم و هفتم را از دست داده ام. شنبه، 30 دسامبر دور هم خواهیم بود. از طرف صدا و سیما اطلاع رسانی شده است و اگر افرادی علاقه مند باشند که حضور پیدا کنند قدم روی چشم ما گذاشتند. در غیر اینصورت امیدواریم که در فرصتی مناسب و از طریق خانه موسیقی، همکاران، دوستان و دوستداران پدر را در مجلس یادبودی گردهم آوریم.
- واکنش تلویزیون ایران و رسانه ها در تهران در برابر خبر درگذشت پدرتان چگونه بوده است؟
فعلاً هیچ! خبر را من تنها به دلیل فشار بستگان که باید همه را در جریان بگذاریم تا فردا گله نکنند از طریق یکی از دوستان که در صدا و سیما بود توانستم اعلام کنم. اکنون هم هیچکس جز شما با من تماس نگرفته است. در تمام سالهایی که پدر به ایران می آمد و اصرار داشت با دوستانش در ارتباط باشد آنطور که باید از وجودش استفاده نشد. او تا آخرین لحظه عمر توان همه کارها را داشت.
- سرنوشت آثار پدرتان چه خواهد شد؟ نت آثار در اختیار چه کسی است؟
بخشی در آمریکاست و مقدار زیادی هم دست نوشته پیش خود من است. همه کارهایش، اعم از انهایی که ارکستراسیون کرده و چه آنهایی که نوشته است همه با ابلاغی که از طرف سازمان رادیو است پیش من است. در تماس با یکی از دوستانی که با هنرمندان صدا و سیما در ارتباط است کسب تکلیف کردم که این نت ها را چه کنم و چگونه نگه داری کنم. فعلاً تصمیمی نگرفته ام ولی اگر پیشنهاد یا راهنمایی صورت گیرد توجه خواهیم کرد. اینها آثار دیگر مال ما نیست؛ مال ملت است.
- از فرزندان زنده یاد کسروی کسی در زمینه موسیقی فعال است؟
نه، متاسفانه پدرم علاقه نداشتند هیچکدام از ما در زمینه موسیقی کار کند. حتا اجازه ندادند ما یاد بگیریم سازی بنوازیم. کارش را به کل از خانه جدا کرده بود.
- فکر می کنید چرا نمی خواستند بچه ها در زمینه موسیقی فعال باشند؟
می گفت بسیار رنج دارد. می گفت در این زمینه حفظ سلامت روح و روان دشوار است. سخت است که انسان درستکار باشد، شخصیت سالمی باشد و در عین حال در عرصه موسیقی بتواند قدم بردارد.
* * *
مصطفی کسروی در سال 1302 در تربت حیدریه متولد شد. از هنرستان عالی موسیقی در تهران در رشته نوازندگی فاگوت دیپلم دریافت کرد و چندین سال نیز در ایتالیا در کنسرواتوار سانتاچچیلیا و مدرسه موسیقی پونتیفیچیو به تحصیل در رشته آهنگسازی مشغول شد. مدتی، نوازنده ارکستر انجمن موسیقی ملی به رهبری روح الله خالقی بود و از سال 1325 تا 1333 در ارکستر سمفونیک تهران نوازندگی می کرد. کسروی از سال 1341 به مدت یک سال ریاست هنرستان موسیقی تبریز را در دست داشت و از 1345 تا 1353 رهبر ارکستر نکیسا در رادیو تهران بود.
مصطفی کسروی در سال 1356/1977 همراه با خانواده راهی آمریکا شد. از 1365 به مدت هفت سال نواختن فاگوت در ارکستر سمفونیک واتکام در شهر بلینگهام را به عهده داشت. در دوران نوازندگی در این ارکستر، یکی از آثاری وی به نام «ماهور» که برای ارکستر بزرگ نوشته شده در یکی از برنامه های ارکستر به رهبری پول فیترستون جای گرفت. قطعه ای که با تاثیری عمیق از موسیقی ایران ساخته شده بود.
کسروی اظهار می داشت: « جوانانی که می خواهند براى موسيقى مملكت شان كارى كنند بايد حوصله به خرج دهند. در این راه تحصیل کنند. البته موضوع تنها يادگيرى هارمونى و كنترپوان نيست. هارمونى به تنهايى شعبات بى شمارى دارد. بايد جست وجو كرد كه كدام يك به درد موسيقى ايرانى مى خورد. اگر واقعاً عشق و علاقه در كار باشد از هيچ مشكلى نبايد هراس داشت. غربى ها به اين نتيجه رسيده اند كه نبايد به شرقى ها چيزى ياد داد.
يك بار يكى از معلمان من به جاى تصحيح مسئله من، به كشيدن نقاشى از تركيب نت هايم پرداخت. با توجه به همه اين مشكلات بايد با جرات پيش رفت تا ريزه كارى ها و راه هاى مختلف را پيدا كرد. وقتى تحصيلات به حد قابل توجهى رسيد مى توان از معدن غنى موسيقى ايرانى استخراج كرد...»
کسروی در سال 1372/1993 تصمیم به ترک ارکستر سمفونیک واتکام گرفت و بر آن شد تا به ایران بازگردد و در داخل کشور به فعالیت های خود ادامه دهد. ارکستر سمفونیک واتکام هم برای قدردانی از همکاری هفت سالهء او با ارکستر قطعه «اورتوری شوشتری» وی را با تنظیمی تازه به اجرا درآورد. اجرای این قطعه هم که سرشار از نغمه های ایرانی بود در رسانه های شهر بلینگهام واکنش های جالبی در پی داشت. نیک باسارد، رهبر ارکستر سمفونیک واتکام که این قطعه را رهبری کرد اظهار داشت: «اجرای این قطعه توسط ما مانند این است که از گروه جاز نیوارلئان بخواهید برایتان موسیقی سنتی چینی بنوازند.»
روزنامه هرالد بلینگهام نیز ضمن مصاحبه با کسروی، در صفحه نخست روزنامه عکس از او به چاپ رساند و از او به عنوان هنرمندی نام برد که ایران آنرا از دست داده و آمریکا بدستش آورده است.
کسروی پس از این کنسرت راهی ایران شد ولی ثمره فعالیتش در این دوره تنها ساخت یک قطعه کوتاه به سفارش شبکه سه تلویزیون بود. خود او می گفت: «دیگر کسی مرا به یاد نداشت ومن هم پس از مدتی به ناچار به آمریکا بازگشتم.»
در سالهای بعد، کسروی دیگر مجال و موقعیت فعالیت نیافت. گهگاه نشریات و تلویزیون های ایرانی لوس آنجلس از وی برای مصاحبه هایی دعوت به عمل می آورند و خود او تنها موفق شد دو کاست از ساخته هایش را در شمارگانی محدود در لوس آنجلس منتشر سازد. در پیوست کاست ها یادداشت جالبی برای شنوندگان نگاشته: «این آهنگها برای رقص و پایکوبی نیست. خواهش دارم هرگاه وقت کافی برای شنیدن دارید این آهنگها را گوش کنید.»
پرورش نوازندگان فاگوت (باسون) جنبه ای دیگر از فعالیت های هنری مصطفی کسروی بود. نام آورترین هنرمندی که در هنرستان عالی موسیقی نزد او پرورش یافت خسرو سلطانی است که بعدها در اتریش به فعالیت های هنری خود ادامه داد. فرصتی دست داد تا از راه دور با او نیز به بهانه درگذشت استادش گفتگوی کوتاهی داشته باشم:
بشنوید برنامه کامل رادیو زمانه را درباره مصطفی کسروی
زمانی که خبردرگذشت آقای کسروی را شنیدم حسی را داشتم که زمان درگذشت پدرم به آن دچار شدم. چون مصطفی کسروی هم استاد من بود و هم مانند پدر من. از 12 سالگی که موسیقی را آغاز کردم در کلاس او بودم. به من هم درس موسیقی می داد و هم درس زندگی. تا همین اواخر هم دائماً با هم در تماس بودیم. یعنی در حدود چهل سال از دور یا نزدیک با آقای کسروی بودم. به همین خاطر، خبر درگذشت او برایم بسیار تاسف بار بود.
- از دورانی که در هنرستان نزد ایشان نواختن فاگوت را فرا می گرفتید خاطره ای دارید که بگویید؟
زمانی که وارد هنرستان شدیم کسی نمی دانست چه سازی باید بزند. باید راهنمایی می کردند که چه سازی برایمان خوب است. نخستین روزی که به هنرستان رفتم یک هیئت ژوری چهارنفر (متشکل از غلامحسین غریب، مرتضی حنانه، حسین ناصحی و مصطفی کسروی) حضور داشت که بچه ها را می دیدند و تعیین می کردند هر کسی چه سازی بزند. آقای کسروی تا مرا دیدند گفتند این را بگذارید سر کلاس من برای فاگوت. از آن زمان تا به امروز نه سازی عوض کردم، نه مشکلی داشتم. در واقع، با انتخاب ایشان، مسیر زندگی من تعیین شد.
- پس از اینکه تحصیلات تان در رشته نوازندگی فاگوت در هنرستان عالی موسیقی به پایان رسید در آکادمی موسیقی وین هم این رشته را ادامه دادید. میان شیوه تدریس مصطفی کسروی که یک استاد ایرانی بود و شیوه تدریس استادانتان در اتریش چه تفاوتی می دیدید؟
سبک تدریس او طبیعتاً به لحاظ تکنیکی با استادان خارجی متفاوت بود ولی به لحاظ محتوای موسیقی چندان تفاوتی نداشت. اصولاً هنگامی که از مدرسه ای به مدرسه ای دیگر می رویم این تفاوتها وجود دارد. من همیشه او را تحسین می کردم چون مدت کوتاهی در خارج از ایران تحصیل کرده بود ولی در طول همان مدت کوتاه، فراگیری عظیمی داشت.
وی هم در زمینه موسیقی غرب متبحر بود و هم در زمینه موسیقی کلاسیک ایران. یکی از زیباترین ترانه هایی که شجریان خوانده است
به کدام ملت هستیم، به کدام مذهب هستیم...
(گل باغ آشنایی)
از ساخته های آقای کسروی است. امیدوارم نسل جوان قدر استادانی که داریم از دست می دهیم را بداند. البته اینها از دست رفته اند و کاری نمی توان کرد ولی از راه هایی که رفته اند می توان درس گرفت. به خانواده ایشان تسلیت می گویم و به همه موزیسین های ایرانی.
رادیو زمانه
دی ۱۵م, ۱۳۸۵ at ۴:۳۴ ب.ظ
جناب اکبرزاده شعر را تصحیح بفرمایید:
به کدام مذهب است این؟ ، به کدام ملت است این؟
که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرایی؟
با سپاس
دی ۱۵م, ۱۳۸۵ at ۴:۵۲ ب.ظ
salam khaste nabashid
دی ۱۵م, ۱۳۸۵ at ۶:۵۷ ب.ظ
با سلام
وقتی کسروی فوت کرد. بسیار ناراحت شدم. از ته دل گریستم. چون قرار بود از طریق یکی از دوستان شماره ایشان را بیابم و با ایشان گفتگو کنم. اما نشد.
در ضمن کسروی آهنگها فراوان دیگری هم ساخته که بهتر از یادی از آنها بکنید
چند وقت پیش در حین تحقیق درباره یکی از تصانیف ، متوجه شدم که آهنگ و حتی تنظیم داروک اثر کسروی بود. که بعدها تنظیم برای لطفی شد و چند وقت بعد هم آهنگ هم از آن اوشد !
دی ۱۶م, ۱۳۸۵ at ۷:۳۲ ق.ظ
با درود.
با اجازه ی شما، می خواهم با استفاده از برخی اطلاعات درج شده در مطلب شما، سوگ نامه ای برای جناب کسروی بنویسم.
روانش شاد
یادش گرامی
دی ۱۶م, ۱۳۸۵ at ۹:۳۳ ق.ظ
واقعا مایه ی تاسف و ناراحتیه که ما ایرانیان هنرمندانمان را زمان مرگشان می شناسیم.
روحش شاد
دی ۱۶م, ۱۳۸۵ at ۹:۳۷ ب.ظ
سلام
واقعا متاسفم
دی ۱۷م, ۱۳۸۵ at ۸:۲۶ ق.ظ
akhbar e kotak kari e footbalist ha onghadr moheme ke dighe vaghti baraye seda o sima nemimooneh ke bekhad raje be az dast dadan e in sarmaye haye bozorg harf bezaneh.
roohesh shad.
دی ۱۷م, ۱۳۸۵ at ۱۰:۰۶ ق.ظ
خداوند رحمتشان کند.
بهتر است جهت شادی روحشان فاتحه کوچکی را بخوانیم.
دی ۱۸م, ۱۳۸۵ at ۱۰:۴۹ ب.ظ
همان طور که عرض کرده بودم مطلب کوچکی با استفاده از مطالب جناب اکبرزاده به زبان انگلیسی در سایت ام قرار دادم که مورد توجه غیر ایرانی ها قرار گرفت.
http://erfaningenia.multiply.com/music/item/315
دی ۲۰م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۴۳ ب.ظ
من هم تا الان نمیدونستم که داروگ مال مرحوم کسروی بوده. دوست عزیزی که این را نوشته اند به این حرف اطمینان دارند؟ هر چند برای خود من هم موجب تعجب بود که لطفی تنظیم کننده این اثر باشه. من شنیده بودم دارگ اثر لطفیه با تنظیم فرهاد فخرالدینی. که البته این معقول تر به نظر میومد. ضمنا شنیدن آهنگ بسیار زیبای “به کدام مذهب است …” که بر روی شعری از عراقی است رو به همه توصیه می کنم. توجه کنید و ببینید توی یک غزل آهنگ چند بار تغییر لحن میده! واقعا زیباست . متاسفانه فقط خونده بودم که تنظیم این اثر از حسن یوسف زمانی است. متشکرم از اطلاعاتی که دادید.
دی ۲۰م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۴۶ ب.ظ
ببخشید دوستان عزیز. چرا زبان بسیار زیبای فارسی خودمون رو با این الفبای مضحک لاتین می نویسید. یک کم تمرین برای چند خط نوشته که مشکلی نیست. هست؟
دی ۲۰م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۰۳ ب.ظ
خیلی سعی کردم با ایشان تماس داشته باشم متاسفانه نشد چون ایشان همشهری من میباشند در صورتیکه اطلاعاتی از خانواده استاد کسروی دارید بفرمایید چون میخاستم در آرشیو داشته باشم مطلب شمارا هم در وبلاگ درج میکنم
دی ۲۵م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۴۹ ب.ظ
با سلام
درگذشت استاد کسروی را به هنردوستان ایرانی تسلیت می گویم.متاسفانه زمانی من به دنبال ایشان می گشتم تاعکسی از دوران جوانیشان بدست آورم که خبر فوت ایشان مرا بسیار ناراحت کرد.ایشان یکی از بهترین رهبرهای ارکستر رادیو بوده اند که با تنظیم های زیبایی که بر روی ملودی های استاد حسن یوسف زمانی نموده اند با صدای ماندگارترین خواننده کرد مظهر خالقی توانسته اند نه تنها خود را در دل فارس زبانان بلکه در دل مردم کرد جای دهند. روحش شاد
دی ۲۸م, ۱۳۸۵ at ۸:۵۸ ق.ظ
سلام- با تشکر از مطالب خوبتان
بهمن ۵م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۳۲ ق.ظ
با سلام
من متاسفم بابت کسانی که دسترسی به شبکه های تلوزیونی دارند ولی کوچکترین قدمی در این راه برنداشته اند که لااقل تقدیری از ایشان شود و یا عاملی شوند تا صدا و سیما برای این استاد بزرگوار بزرگداشتی برکزار کند کسروی کم کسی نبود فقط به علت متواضع بودنش و خلقیات و باورهای خاصش و به دلیل اینکه آلوده خیلی مسایل نشود ناشناخته ماند ولی وی با آهنگهای ویژه اش صاحب سبک بود و شاید حداقل هر ایرانی اصیلی یک آهنگ از وی در آرشیوش داشته باشد و نداند مربوط به کیست من از آقای اکبرزاده سپاسگذارم که پیگیر هستند خواهش دارم دین خود را بجا آورید .
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۵ at ۳:۴۹ ب.ظ
مرگ کسروی غم انگیز است. به ویژه برای آنان که از فرهنگ قوم آریائی هستند. در هنر آهنگسازی راهی را چند تن طی نمودند که خالقی در ایران و افرادی همچون امان الله حسین در بیررون از مرزها پرچمدارانش شدند. آنان را این نگرانی بود که مردم امروزین ایران در ورطه فرهنگ جهودی/ عربی نلغزند و کار به این دره نیفتد که اینک بچشم میآید. این نگرانی را میرزا ابوالقاسم خان فردوسی نیز به روزگار خود داشت.
آهنگهائی از زنده یاد مصطفی کسروی بی هیچ تردیدی در راستای پاسداری از این فرهنگ / فرهنگ کهن نیاکانی است . سختی برای من اینستکه راهی برای دستیابی به نوارها و آهنگهای ضبط شده او نمیشناسم. سپاسگزار خواهم شد مرا در زمینه خرید یا دریافت آهنگهای آن یار یاری رسان شوید.
امید است همسر و فرزندان آن زنده یاد مرا نیز در غم خود شریک یابند و از رندی هائی که ممکنست برای دستیابی به دستنوشتهای اوبه کار گرفته میشود گزند نبینند. مرا باوری است سخت که دشمن نه تنها از درون گوهرها را میبرد بلکه در بیرون از مرزها نیز هر چه تواند گزند میزند.
به امید روزهای به ثمررسیدن پیکارهاو پایمردیهای کسانی چون مصطفی کسروی
مسعود تاچ داری