آنتون وبرن و تکنیک موسیقی دوازده تنی

Anton Webern 1883-1945
Anton Webern 1883-1945
آنتون وبرن Anton Webern ، آهنگساز و رهبر ارکستر اتریشی تبار در سوم دسامبر سال ۱۸۸۳ متولد و در پانزدهم سپتامبر ۱۹۴۵ دار فانی را وداع گفت. او از اعضای Second Viennese School بود و به عنوان مهم ترین دنباله روی آرنولد شوئنبرگ Arnold Schoenberg ، از نوابغ دنیای موسیقی و آهنگساز مشهور قرن بیستم خالق تکنیک twelve-tone بود، به علاوه نوآوری هایش در ارتباط با مفاهیم موسیقیایی سبکی از موسیقی را تشکیل داد که بعدها “سریالیسم serialism” نام گرفت.

آنتون فردریچ ویلهم ون وبرن Anton Friedrich Wilhelm von Webern در وین، اتریش متولد شد؛ او از سال ۱۹۱۸ به بعد هیچگاه نامش را به صورت کامل به کار نبرد. سالیان جوانی را در شهرهای Graz و Klagenfurt سپری نمود، در سال ۱۹۰۲ وارد دانشگاه وین شد، در آنجا نزد Guido Adler از پیشگامان رشته موسیقی شناسی در همین رشته تحصیل کرد و پایان نامه اش را در مورد Choralis Constantinus اثر Heinrich Isaac بزرگترین آهنگساز دوره رنسانس، تنظیم نمود. نتایج این مطالعات و تحقیقات تاثیر بسزایی در تکنیک های آهنگسازی او در آینده به جا گذاشت.

وبرن آهنگسازی را نزد آرنولد شوئنبرگ فرا گرفت و قطعه Passacaglia, Op. 1 را در سال ۱۹۰۸ هنگام فارغ التحصیلی نوشت. در همان زمان بود که با آلبان برگ Alban Berg، که او نیز از شاگردان شوئنبرگ بود، ملاقات نمود. این آشنایی رامی توان مهم ترین فاکتور در شکل گیری شخصیت هنری آینده وبرن تلقی کرد.

پس از فارغ التحصیلی او پیش از بازگشت مجدد به وین در شهرهای مختلف اتریش به رهبری ارکستر پرداخت. پس از آن نیز در اداره “انجمن اجراهای خصوصی ” شوئنبرگ کمک های شایانی ارائه کرد، در عین حال رهبری “ارکستر سمفونی کارگران وین” را از سال ۱۹۲۲ تا ۱۹۳۴ عهده دار بود.

audio file بشنوید قسمت اول واریاسون برای پیانو اپوس ۲۷اثر وبرن


در سال ۱۹۳۸ که حزب نازی اتریش را به تصرف درآورد، حضور رسمی وبرن در عرصه موسیقی به اتهام حمایت از نازی ها و هیتلر ممنوع اعلام شد. او برای گذران زندگی مجبور شد به عنوان ویراستار در “انتشارات یونیورسال” به کار مشغول شود. اواخر جنگ در جستجوی امنیت بیشتر به شهر Salzburg نقل مکان کرد، اما برخلاف تصورش در پانزدهم سپتامبر، در کشاکش تصرف اتریش توسط متحدین، یک سرباز آمریکایی کاملا تصادفی به او شلیک کرد و او را به قتل رساند. متاسفانه شرح جزئیات مربوط به مرگ تصادفی او برای همیشه مبهم باقی ماند.

وبرن آهنگساز پرکاری نبود، تنها ۳۱ عدد از ساخته های او در زمان حیاتش منتشر شد، زمانی که پیر بولز Pierre Boulez ، آهنگساز و رهبر ارکستر فرانسوی ، سرپرستی پروژه گرد آوری و ضبط آثار وبرن را عهده دار شد، نتیجه کار تنها شش سی دی بیشتر بود. با این تفاسیر تاثیر گسترده این هنرمند برجسته بر آهنگسازان پس از خودش، علی الخصوص در دوران پس از جنگ، بر کسی پوشیده نیست. آثار قدرتمند او که با استفاده از تکنیک twelve tone آرنولد شوئنبرگ، نوشته شده اند، آهنگسازانی چون پیر بولز Pierre Boulez و Karlheinz Stockhausen را که هر دو در زمره مشهورترین آهنگسازان قرن بیستم به شمار می روند را تحت تاثیر قرار داد.

audio file بشنوید stuecke برای ویولون و پیانو اثر وبرن


مانند بسیاری از آهنگسازان مطرح، موسیقی وبرن نیز دستخوش تغییرات بسیاری شد، پرهیز از تجمل از ویژگی های برجسته آثار او به شمار می رود که در آنها هر نت را می توان کاملا واضح شنید،Six Bagatelles که در سال ۱۹۱۳ نوشته شده نمونه قابل توجهی در این زمینه است که تکنیک های وبر در آن به روشنی به چشم می خورد.

آثار اولیه وبرن که هیچ یک در زمان حیاتش اجرا و منتشر نشد، بیشتر به سبک رومانتیک است، از میان این آثار می توان به قطعه ارکستری Im Sommerwind که در سال ۱۹۰۴ نوشته شده و کوارتت Langsamer Satz در سال ۱۹۰۵ اشاره نمود.

اولین قطعه ای که وبر پس از پایان تحصیلاتش نزد شوئنبرگ در سال ۱۹۰۸ تنظیم کرد Passacaglia برای ارکستر بود. این قطعه از لحاظ هارمونیک و به کارگیری زبانی پیشرفته تر، قدمی به جلو بود و به نوعی می توان آن را با بهترین آثار ساخته شده امروز مقایسه نمود. همانگونه که وجه تمایز آثار وبرن استفاده از تکنیک ها و فرم های آهنگسازی مرسوم، به زبان هارمونیک و ملودیک مدرن است، در این اثر نیز فرم به کار رفته مربوط به قرن هفدهم بود.

وبرن به مدت چندین سال قطعاتی را به سبک آثار اولیه ناموزون شوئنبرگ، تنظیم می کرد. در Drei Geistliche Volkslieder که در سال ۱۹۲۵ تنظیم نمود برای اولین بار از تکنیک twelve tone بهره جست، تکنیکی که بعدها در تمامی آثارش نیز به چشم می خورد. در تنظیم آثار وبرن نوعی تقارن داخلی وجود دارد که ویژگی مشترک کلیه آثارش تلقی می گردد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (II)

گویی نام او دچار همان «نسیانی» شده است که «خورخه لوئیس بورخس»، نویسنده‌ی بزرگ آرژانتینی در آرزویش بود؛ یعنی واروژان و آثارش به‌گونه‌ای واقعی وارد فرهنگ و زندگی روزمره‌ی ما شده که این ورود مثل هوایی که هر لحظه تنفس می‌کنیم، آن‌قدر طبیعی و واقعی بوده که برای بیشتر ما ملموس نیست. از طرف دیگر عوامل متعدد که از‌جمله‌ی آن بی‌تمایلی خود واروژان به عکس‌انداختن و مصاحبه‌کردن، باعث شده تا «نسیانِ افسانه‌ای» درباره‌اش اتفاق بیفتد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VII)

پس هرچه علم میدان مشترک جهان آینده را می آفریند، هنر با ایجاد حیطه های فردی و منطقه یی معرفت شناسی خود، زمینه را برای گریز از هیچ انگاری این نوع از استحاله فردی فراهم می آورد. علم به همان اندازه که عقل جمعی می آ فریند، ناچار است هنر را برای توان زایش ارزش های فردی اش پاس بدارد. بنابراین جهانی شدن به معنی استحاله فردیت ها در فرهنگ جهانی نیست، بلکه برعکس به معنی امکان بیشتر حضور خلاق و زاینده فردیت ها در میدان گسترده و جذاب تر است. هرچه علم پیشرفت کند به همان اندازه نیاز ما به هنر نیز بیشتر می شود.

از روزهای گذشته…

شریف؛ مردم سالار موسیقی (I)

شریف؛ مردم سالار موسیقی (I)

از زمان اختراع رادیو و ورود آن به ایران، موسیقی یکی از مهمترین ابزارهایی بوده که می توانست این اختراع جدید را در میان مردم رواج دهد. بدین جهت بود که از همان ابتدا، برنامه های موسیقی در رادیو شکل گرفت. نکته حائز اهمیت در این رابطه این بود که به همان میزان که رواج رادیو در ایران نیازمند برنامه های موسیقی بود، موسیقی آن دوره نیز برای رواج در بین مردم از طریق رادیو نیازمند تغییر و تحولات اساسی بود.
جنبه‌هایی از فرم مقدمه‌ بیداد پرویز مشکاتیان (III)

جنبه‌هایی از فرم مقدمه‌ بیداد پرویز مشکاتیان (III)

از طرفی حافظه‌ی موسیقایی انسان نیز محدودیت‌هایی دارد، بنابراین اگر آهنگسازی مایل باشد شنونده‌اش را پس از طی مدت زمانی به آهنگ‌های پیشین بازگرداند یا به اصطلاح خاطره‌ای صوتی را در ذهن او زنده کند، ناچار باید به همان بخش آهنگ یا تغییریافته‌ای از آن که همچنان تداعی‌گر خاطره باشد، دست یازد، از اینرو تکرارهای فرمی را می‌توان به مثابه حضور نوعی حافظه در یک قطعه گرفت.
نگاهی به اپرای مولوی (III)

نگاهی به اپرای مولوی (III)

در تاریکی مطلق سالن، ناگهان فریادی شنوندگان را شوکه میکند… پرده باز میشود و نمایی از شهری سوخته و حمله مغولها دیده میشود؛ در همین صحنه مانند پرده اول اپرای عاشورا غریب پور با نهایت تکنیکهای تئاتر عروسکی بیننده را میخکوب میکند، البته تکنیک نور بسیار قوی تر از اپرای عاشورا خودنمایی میکند. ارکستر سمفونیک با تمام حجم در حال نواختن در چهارگاه است و طنین صدای “گانگ” فضا را پر استرس تر میکند.
پاسخی بر نقد حافظ ناظری

پاسخی بر نقد حافظ ناظری

با فاصله کمی از انتشار مطلبی که به بررسی فعالیت های هنری “حافظ ناظری” و “بهرام تاج آبادی” پرداخته بودم، مطلبی در سایت دیگر (موسیقی ما) منتشر شد که به بررسی قسمتی از نوشته نگارنده میپرداخت که مربوط به “حافظ ناظری” بود. این نوع پاسخ ها در چند ساله اخیر بسیار باب شده است؛ نوعی مقالات که به سرعت از طرف طرفداران یک هنرمند در پاسخ به نقدهای (درست یا غلط ) نوشته شده، منتشر میشود. حتی در این اواخر هم دیگر حتی ژست بی طرفی گرفته نمیشود و علنا نویسنده خود را به عنوان “هواداران” آن هنرمند معرفی میکند. البته پاسخ بنده به این نوشته ها، بدون در نظر گرفتن این واقعیت است که طرف مقابل، صرفا “هوای” هنرمند مطبوعش را دارد یا به دنبال حقیقت است و در واقع به این ضرب المثل عمل میشود که “نگو که میگوید، ببین چه میگوید!”
بحرانی با افق نامعلوم (II)

بحرانی با افق نامعلوم (II)

اگر بازار تولید و نشر آثار شنیداری موسیقی در ایران گاه سرد و گاه گرم است، بازار نشر و انتشار آثار نوشتاری، جریان همیشه کند و ثابت دارد. کتاب های موسیقی به دو دسته تقسیم میشوند: متن ها(ی تاریخی، تحلیلی، آموزشی و…) و نت های (ی آموزشی یا نوشته شده از روی اجراهای اساتید). تعداد عناوین منتشره در بیست سال گذشته، قابل مقایسه با سالهای پیش از انقلاب نیست و حتی میتوان گفت چندین برابر هفتاد سال گذشته اش؛ رشد و رونق داشته است.
روش سوزوکی (قسمت پنجاه و هشتم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و هشتم)

وقتی که ما به این مرحله می‌رسیم، کودک تازه شروع می‌کند به تدریس شدن. مادر سوالی می‌کند: مایل هستی که تو هم ویولن بنوازی؟ کودک جواب می‌دهد. بله! و تو خوب تمرین خواهی کرد؟ بله، حالا پس خوب ما از معلم خواهش می‌کنیم که دفعه بعد تو را هم شرکت بدهد این کار همیشه ما را به موفقیتی که می‌خواهیم به آن می‌رساند و این ساعت چه ساعت هیجان انگیزی است! کودک با یک فخری می‌گوید. من هم ویولن نواختم، از الان می‌توانم با بچه‌ های دیگر نوازندگی کنم.
ارکستر سمفونیک تهران، چطور محو شد (II)

ارکستر سمفونیک تهران، چطور محو شد (II)

مشایخی بعد از چند اجرای ضعیف با ارکستر سمفونیک تهران، کنار گذاشته شد و پس از آن رهبری ارکستر به منوچهر صهبایی رسید. منوچهر صهبایی با برگزاری تمرین های هدفمند و منظم، وضعیت ارکستر سمفونیک را بهبودی بیشتری بخشید ولی اجراهای پی در پی برنامه های سفارشی و کم ارزش ارکستر سمفونیک تهران، مخل تمرینات منظم بود.
«رقص دایره» با کر فلوت تهران به روی صحنه می رود

«رقص دایره» با کر فلوت تهران به روی صحنه می رود

بیست و دوم دی ماه در سی و دومین جشنواره موسیقی فجر، کر فلوت تهران به سرپرستی فیروزه نوایی در تالار رودکی تهران به اجرا خواهد پرداخت. در این کنسرت که همچون برنامه های گذشته این گروه، کر فلوت تهران توسط سعید تقدسی، رهبری خواهد شد، یک قطعه از حشمت سنجری به نام «رقص دایره» نیز به رپرتوار افزوده شده است که توسط امیرآهنگ، برای این آنسامبل تنظیم (آرانژمان) شده است.
تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (III)

تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (III)

من با صحنه فعلی موسیقی ایران آشنا نیستم. چرا که مدتی از وطن دور بودم، اما کار چند آهنگساز مثل آقایان حنانه و استوار را شنیدم و خوشم آمد. در باره کار آهنگسازان ایران که به شیوه غربی آهنگ می سازند نمی توانم نظر قاطعی بدهم. من در سبک خودم در بند مخلوط کردن عوامل ایرانی و موسیقی غرب نیستم. اگرچه در پرلود و فوگ دشتی چنین کاری را کرده ام و چند تای دیگر هم در همین ضمینه ساخته ام. اما این کارها استثنایی بودند.
مجید کیانی و «طبیعت در هنر موسیقی» (IV)

مجید کیانی و «طبیعت در هنر موسیقی» (IV)

گام‌ فیثاغورثی‌ در موسیقی‌، که‌ بر “نظریه‌ی‌ اعداد” و چرخه فواصل پنجم استوار بود و از دیر باز و پیش از یونانیان در بین النهرین و چین شناخته‌ شده‌ بود، به دنیای اسلام راه یافت. (در تاثیر پذیری فیثاغورثیان از هندسه و حساب سومری و نیز تاثیر پذیری افلاطون از این حساب و هندسه و همچنین قدسی انگاشتن عدد نزد فیثاغورث و فیثاغورثیان شکی وجود ندارد. در مورد نقش سومریان در تبیین فواصل موسیقایی می توان به: یک و دومراجعه نمود.)