بیل ایونس از مایلز دیویس می گوید

Bill Evans
Bill Evans
کمتر از سه دهه پیش، زمانی که مایلز دیویس (Miles Davis) تصمیم گرفت پس از یک وقفه هفت ساله آخرین گروه موسیقی اش را تشکیل دهد، جایگاه (tenor/soprano) را برای بیل ایونس (Bill Evans نوازنده سازهای بادی متولد ۱۹۵۸) ناشناس در نظر گرفت تا نوای ترومپت دیویس را که معمولا حزن انگیز بود، همراهی نماید.

وسواس همیشگی مایلز دیویس (Miles Davis) سبب می شد کمتر نوازنده ای بتواند به طور مداوم در اجراهای مختلف او حضور داشته باشد. بسیاری از آثار منتشر نشده ای که در اواسط دهه هفتاد و اوایل هشتاد در کلمبیا رکوردز ضبط شده است، در حد یک کار اولیه که دیویس تنها به آنها گوش فرا داده و تمایلی به کامل نمودن آنها نداشته است، باقی مانده اند.

در حقیقت از زمانی که افرادی چون ایونس (Evans)، مایک استرن (Mike Stern)، مارکوس میلر (Marcus Miller)، مینو سینلو (Mino Cinelu) و ال فوستر (Al Foster) درامر سابق مایلز در گروه او حضور یافتند، او مجددا به مسیر اصلی اش بازگشت و مانند سابق به کار حرفه ای ادامه داد. برای اعضای گروه کار با مایلز در مقایسه با افراد دیگر کاملا متمایز بود.

با اندکی دقت در می یابیم بسیاری از فعالان دنیای جز، مستقیم یا غیر مستقیم از مایلز دیویس تاثیر گرفته اند و درس های بسیاری از خلاقیت های گروه های موسیقی او کسب نموده اند.

آخرین گروهی که ایونس در آن به فعالیت مشغول بود “The Soul Insiders” نام داشت که آلبومی با عنوان “Soul Insider” با همکاری مهمانان ویژه ای چون لس مک کن (Les McCann)، استیو جوردن (Steve Jordan) و دو تن از شاگردان ایونس به نام های جان اسکوفیلد (John Scofield) و دون الیس (Don Alias) منتشر نمود.

ایونس خود در زندگینامه اش به این آلبوم اشاره نموده و اظهار داشته است که :

“سی دی جدید ما که کار بسیار لذت بخشی برای من بود، در ماه ژوئن در ESC رکوردز ضبط شد. نوشتن موسیقی، تهیه کنندگی و تنظیم آن بر عهده من بود. کلیه نوازندگان در این سی دی کار خود را بصورت تمام و کمال به انجام رساندند. استیو جوردن اجرای بسیار درخشانی را به نمایش گذارده و لس مک کن تعدادی از آهنگ هایی را که با همکاری یکدیگر نوشته بودیم، خوانده است. این اولین باری است که پس از گروه مایلز دیویس در سال ۱۹۸۳، من و جان اسکوفیلد با هم همکاری نموده ایم. از کلیه دست اندرکاران این سی دی کمال تشکر را دارم.”


Bill Evanse
مصاحبه کننده : کدام اشخاص مهم ترین تاثیرات را بر شما داشته اند؟

بیل ایونس : زمانی که خیلی جوان بودم، در سنین هشت تا دوازده سالگی، پدرم استن کنتون (Stan Kenton)، بنی گودمن (Benny Goodman) و وودی هرمن (Woody Herman) را می نواخت. زمانی که من نواختن ساکسفون را آغاز نمودم، تحت تاثیر اجراهای سونی استیت (Sonny Stitt)، چارلی پارکر (Charlie Parker) و جان کولترین (John Coltrane) بودم.

مصاحبه کننده : اگر ممکن است در ارتباط با تجربه همکاری تان با مایلز دیویس بگویید؟ در آن زمان در کار با یک گروه موسیقی، متشکل از نوازندگان برجسته ای که او گرد هم آورده بود، چه نکاتی از او آموختید و این تجربه چه تاثیری در شخصیت حرفه ای شما به جای گذارد؟

بیل ایونس : مهمترین نکته ای که از او آموختم این بود که خودم باشم. ما دوستان بسیار خوبی با هم بودیم و من با عقاید موسیقایی او و دید کلی اش به زندگی کاملا موافق بودم. او تمام مدت خودش بود و اعتقاد داشت هر انسانی باید با افکار شخصی اش، صرفنظر از اینکه تا چه اندازه ممکن است از دید دیگران عجیب به نظر برسد، پیش برود و همواره در زمان حال زندگی کند.

منظورم این است که در عرصه موسیقی نباید از تجربیات جدیدی که ممکن است در وحله اول عجیب و نامانوس به نظر برسند، هراسید. اگر صدایی را در ذهنتان می شنوید، آن را دنبال کنید تا به واقعیت تبدیل گردد. او فرد خوشبختی بود که افراد صاحبنظر را برای گوش دادن به افکارش در نزدیکی خود داشت. در حقیقت مایلز استعداد درخشانی در زمینه یافتن نوازندگان مناسب به منظور تحقق بخشیدن به افکارش در اختیار داشت.

مصاحبه کننده : بله کاملا صحیح است، او از تبحر خاصی برخوردار بود و به عقیده من استعدادهای خاص هر شخص وجه متمایز شخصیت اوست. خاطره جالبی از این همکاری به خاطر دارید؟

بیل ایونس : اولین اجرا در کیکس کلاب (Kix Club) بوستون و متعاقب آن اجرایی در فیشر هال (Fisher Hall) نیویورک بود که برایم کاملا خاطره انگیز است. من هیچگاه این اجرای پرقدرت گروه را فراموش نمی کنم. همگی ما عصبی بودیم زیرا هیچ تصوری از اینکه بر روی صحنه چه اتفاقی روی خواهد داد نداشتیم، اما نهایتا نتیجه کار کاملا رضایت بخش بود.

مصاحبه کننده : بله من هم دقیقا به خاطر دارم، فکر می کنم چهار شب اجرا داشتید. نظرتان در مورد اجرای گلاگلین (McGlaughlin) چه بود؟

بیل ایونس : کار با گروه دیویس و حضور جان مک گلاگلین (McGlaughlin John) تحول بزرگی در زندگی من بود، کلیه کارهای گروه از کیفیت بالایی برخوردار بود. جان جزو افرادی بود که استعداد بی نظیر نوازندگی اش در هر اجرا مرا وادار می کرد نهایت تلاشم را به کار گیرم. در همنوازی با John هیچ نوازنده ای نمی تواند ضعیف عمل کند.

مصاحبه کننده : شما با استرن (Stern) حتی پیش از مایلز (Miles) نیز آشنا بودید؟ نظرتان در مورد همکاری با او چیست؟

بیل ایونس : برای اولین بار در سال ۱۹۸۰ در بوستون اجرایی از استرن (Stern) با دیو لیبمن (Dave Liebman) را شنیدم. در آن زمان با مایلز (Miles) آشنا بودم و او از من سئوال کرد آیا نوازنده گیتاری می شناسم یا خیر؟ من هم مایلز را با خود به دیدن اجرایی از مایک استرن (Mike Stern) در گروه Bill Cobhams در نیویورک بردم. مایلز از او خوشش آمد و در اوایل دهه هشتاد این دو در گروههای مختلفی با یکدیگر نواختند. هر چند من کم و بیش با او در ارتباط بودم، اما تجربه همکاری با یکدیگر را نداشتیم و تنها هر دو در گروههای مشابه با نوازندگانی یکسان در زمان های متفاوت، فعالیت داشتیم.

مصاحبه کننده : شما با اسکوفیلد (Scofield) نیز در گروه مایلز همکاری داشتید و اخیرا نیز مجددا با او همکاری نمودید. نظرتان راجع به نوازندگی با او پس از گذشت چندین سال چیست؟

بیل ایونس : من همواره یکی از طرفداران جان (John Scofield) بودم و همکاری با او در هر زمان افتخاری برایم محسوب می شود.

مصاحبه کننده : تا جایی که من به خاطر دارم، شما در اواسط دهه هشتاد کنسرتی آموزشی در برکلی برگزار نمودید و در آن حدود ۴۵ دقیقه نواختید که اجرای بسیار تاثیر گذاری بود. این تجربه و اصولا کار تدریس و آموزش را چگونه ارزیابی می کنید؟

بیل ایونس : به طور کلی من چون خودم را همواره یک دانشجو می دانم، طبیعتا از کار با دانشجویان نیز لذت می برم. به نظر من یک نوازنده هیچگاه نمی تواند ادعای استادی در یک ساز را داشته باشد و همواره در جهت پیشرفت فعالیت می کند. اگر من قادر باشم که اثر مثبتی بر اشخاص باقی بگذارم، بسیار خرسند خواهم شد. در آینده نیز تمایل بسیاری دارم که به آموزش و مشاوره بپردازم، اما متاسفانه هیچگاه این فرصت به اندازه کافی در اختیارم قرار داده نشده است.

مصاحبه کننده : دو اجرای زنده از شما در توکیو ضبط شده که واقعا تحسین برانگیز است. اما به نظر می رسد مطبوعات توجه لازم را به آنها نشان ندادند. پس از انتشار این دو اثر چه اتفاقاتی رخ داد؟

بیل ایونس : این دو اجرا توسط یک کمپانی کوچک ژاپنی به نام JazzCity منتشر شد و تبلیغات خاصی نیز بر روی آنها انجام نشد. اما به نظر من کارهای خوبی بودند و هنوز در مورد آنها صحبت های جسته و گریخته ای انجام می شود، بنابراین ظاهرا به گوش تعدادی از مردم رسیده است.

مصاحبه کننده : نظرتان در مورد نوشتن آثار جدید چیست؟ آیا از پیانو استفاده خواهید نمود؟ آیا نوازندگان خاصی را در ذهن دارید؟

بیل ایونس : من در استودیوی خانگی ام از پیانو و یک MIDI کوچک استفاده می کنم. وقتی آهنگ به اتمام می رسد، در مورد انتخاب نوازنده مناسب، تصمیم می گیرم.

مصاحبه کننده : آیا تا به حال تکنیک های خاصی را آزمایش کرده اید؟

بیل ایونس : خیر … تنها کار سخت و تلاش بی وقفه.

مصاحبه کننده : در هنگام نوشتن آهنگ از چه چیزی الهام می گیرید و آیا نوشتن برایتان لذت بخش است؟

بیل ایونس : نوشتن را دوست دارم و در عین حال از آن متنفرم! زمانی که آهنگی در ذهنم جاری می شود، احساسی بسیار دوست داشتنی است، اما در مواقعی که نوشتن آهنگی برایم دشوار باشد، جارو زدن برگ ها را به این کار ترجیح می دهم.

مصاحبه کننده : خیلی مشتاقم در مورد کار جدیدتان صحبت کنیم، ظاهرا از آواز لس مک کن (Les McCann) استفاده نموده اید و متن اشعار را نیز خودتان نوشته اید؟

بیل ایونس : در مورد نوشتن متن ترانه ها که پس از انتشار می توانید قضاوت کنید. به طور کلی ترجیح می دهم در تعدادی از آهنگ های هر آلبوم، از خواننده نیز استفاده نمایم.

مصاحبه کننده : آیا تا به حال موردی پیش آمده که شما را با بیل ایونس (Bill Evans) نوازنده پیانو اشتباه بگیرند؟

بیل ایونس : در حقیقت خیر … تنها در سی دی فروشی ها ممکن است با دیدن عنوانی چون “کوارتت Bill Evans” بر روی یک آلبوم مرا با بیل ایونس (Bill Evans) نوازنده پیانو اشتباه بگیرند، این مورد چندین بار اتفاق افتاده است.

زمانی که ۱۶ ساله بودم در یک رستوران پیانو می نواختم و دیدن جمله “اجرای پیانوی جز توسط Bill Evans Trio ” برای حضاری که یک نوجوان را پشت پیانو نظاره گر بودند، صحنه بسیار جالبی بود. به هر حال زمانی که به جز علاقمند شدم، نام من در ذهن اکثریت مردم باقی می ماند، زیرا پیش از آن Bill Evans به عنوان نوازنده ای مشهوری در اذهان حک شده بود. نام پدر من نیز Bill Evans بود! ظاهرا این نام در آمریکا رایج است و در هر شهر افرادی به این نام وجود دارند، درست مانند اسمیت (Smith) یا جونز (Jones) که به وفور در آمریکا شنیده می شود.

مصاحبه کننده : در بیوگرافی شما از علاقه ای که به ماهیگیری دارید، بسیار سخن گفته شده، چه مدت است این کار را انجام می دهید و آیا ماهیگیری تاثیر مثبتی بر دیگر کارهای شما دارد؟

بیل ایونس : من از زمان کودکی علاقه خاصی به ماهیگیری داشتم، به نظرم این کار بر موسیقی تاثیر مثبت دارد، زمانی که من به ماهیگیری مشغولم، تنها زمانی است که مطلقا به موسیقی فکر نمی کنم.

مصاحبه کننده : تاثیر حادثه ۱۱ سپتامبر بر شما و کلا بر جامعه موسیقی نیویورک چه بوده ؟

بیل ایونس : این اتفاق الهام بخش ما برای اجرای کارهای جدید شد. طبیعتا در چنین شرایطی مردم نیاز به وسیله ای جهت فرو نشاندن ترس و اضطراب ناشی از واقعه دارند و موسیقی ابزاری بسیار مناسب برای تحقق این امر است.

مصاحبه کننده : آیا در کنار پروژه های اصلی، کارهای جانبی دیگری نیز انجام می دهید؟

بیل ایونس : در نظر دارم مجددا با مارک اگن (Mark Egan)، کلیف کارتر (Cliff Carter) و دنیس چمبر (Dennis Chambers) در یک آلبوم دیگر همکاری داشته باشم. با ویلی نلسون (Willy Nelson) نیز هر از گاهی همکاری دارم و برایم بسیار لذت بخش است.

مصاحبه کننده : از زمانی که در اختیار ما گذاشتید بسیار سپاسگزارم . با آرزوی موفقیت.

2 دیدگاه

  • ارسال شده در مهر ۱, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۲ ب.ظ

    اگه دروغ نباشه خوبه

  • ارسال شده در مهر ۱, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۳ ب.ظ

    خوبه

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شهرام صارمی از مدیریت اجرایی جشنواره موسیقی فجر استعفا کرد

در پی استعفای اعتراض آمیز علی ترابی، شهرام صارمی مدیر اجرایی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، یک روز پس انتصاب مدیر جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از سمت خود استعفا کرد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

از روزهای گذشته…

شهسوار تار

شهسوار تار

جلیل شهناز را می توان به جرات بنیانگذار سبکی در تارنوازی نامید که در دوران حکومت مکتب تهران بر موسیقی ایرانی، تار ملیح مکتب اصفهان را به اوج شکوفایی خود در پایتخت رساند.
دو مضراب چپ (قسمت چهارم)

دو مضراب چپ (قسمت چهارم)

دومضراب چپ همان طور که قبلاً هم معرفی شد، یکی از تکنیک های متداول در سنتور نوازی است که از دو مضراب اقتباس شده و حالت اجرایی آن شبیه سرمضراب است.
صداسازی در آواز (V)

صداسازی در آواز (V)

سقف دهان در این حالت شیبی برابر با خط فک پایین خواهد داشت. بنابراین هر چقدر فک پایین بازتر شود سقف دهان یا همان نرم کام به موازات و در خلاف جهت آن به سمت بالا خواهد رفت. تاکید می شود این فضا همیشه باید در هنگام تمرین و اجرا حفظ گردد.
One of my turns

One of my turns

در بسیاری از بیوگرافی های نوشته شده راجع به راجر واترز (Roger Waters) آمده است، او مردی بوده که به اندازه صدها مرد دیگر در زندگی سختی و زجر کشیده است. از مرگ زود هنگام پدر و بی مهری های مادرش گرفته تا نمک نشناسی های همسر او.
گذشتن از مرز کلمات با «تریو اولریش درِکس‌لِر» (I)

گذشتن از مرز کلمات با «تریو اولریش درِکس‌لِر» (I)

روز پنج‌شنبه یازدهم مهرماه ۱۳۹۲ گروه تریو اولریش درِکس‌لِر در فضای باز موزه‌ی موسیقی تهران به اجرای قطعاتی در سبک جَز پرداختند. متنی که در پی می‌‎آید مروری است بر این اجرا. این اجرا با هماهنگی انجمن فرهنگی اتریش (ÖKF) و موزه موسیقی تهران برگزار شده است.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XIII)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XIII)

به عقیده ی آدرنو مطمئنا شیوه ی کارِ کارگران در خط مونتاژ کارخانه ها، یا کار با ماشین های اداری امکانِ هرگونه نوآوریِ راستین را از انسان ها سلب می کند. بی خیالیِ شنونده موسیقی عامه پسند نه تنها پیش انگاشت بلکه پیامد موسیقی عامه پسند است. ملودی های موسیقیِ عامه پسند لالاییِ بی خبریِ شنونده را در گوشش زمزمه می کنند و دلداریش می دهند تا نگران نباشد، زیرا از قافله عقب نمانده است.
جرج سل، رهبر با استعداد مجار (I)

جرج سل، رهبر با استعداد مجار (I)

جرج سل (George Szell) رهبر و آهنگساز متولد مجارستان، بزرگ شده اتریش و بعدها شهروند رسمی آمریکا، از مشهورتری هنرمندان معاصر مجارستان بود. وی بیشتر برای دوره طولانی و موفقیت آمیزش به عنوان مدیر موسیقی ارکستر کلولاند و ضبطهایی که از آثار کلاسیک استاندارد موسیقی جهانی به همراه این ارکستر و دیگر ارکسترها از خود به جای گذاشته، نامش در تاریخ موسیقی ثبت شده است. جرج سل در سال ۱۹۴۶ برای رهبری ارکستری قابل احترام اما کوچک که در آن زمان در تلاش برای احیای دوباره پس از جدایی موسیقیدانان آن و لطمه های وارده از جنگ جهانی دوم بود، به کلولاند آمد.
پروژه‌ی مسترکلاسهای ماهانه‌ی گیتار کلاسیک

پروژه‌ی مسترکلاسهای ماهانه‌ی گیتار کلاسیک

با گذشت پنج دهه از آغاز آموزش گیتار کلاسیک در ایران و تلاش نسل‌های مختلف در معرفی و رشد این ساز به مرحله‌ای رسیده‌ایم که نیازمند وسعت بخشیدن به دانش نوازندگی و توانایی‌های تکنیکی نوازندگان هستیم. هرچند این نیاز در طول تاریخ گیتار کشورمان همواره پاسخ‌هایی را به واسطه‌ کلاس‌های متعدد از سوی دست‌اندرکاران دریافت کرده است اما برآنیم تا با تمرکز بر جنبه‌های مهم از کار نوازندگی و مباحث موسیقایی در این مسیر همراه نوازندگان باشیم و آنطور که بایسته است در ارائه‌ی دقیق و هدفمند مباحث مربوط بکوشیم. به این منظور با دعوت از مدرسان محترم و برنامه‌ریزی دقیق بر اساس نیازها و اولویتهای گیتار ایران مسترکلاسهایی را به صورت ماهانه برگزار خواهیم کرد. هر ماه میزبان یکی از مدرسان گیتار خواهیم بود به طوری که علاقه‌مندان بتوانند با حضور در این پروژه از رویکردها و ایده‌های مختلف بهره ببرند.
درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (II)

درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (II)

در مکتب هنرستان موسیقی ملی، (بنیان گذار روح الله خالقی ۱۳۲۸ هـ. ش) نت نویسی، برای امکان نقل آسان به هنرجویان مبتدی، بر پایه «ساده نویسی» قرار گرفت؛ در نوشته های آن مکتب غیر از میزان های دو ضربی، سه ضربی، شش ضربی و به ندرت چهار ضربی، وزن های دیگری مشاهده نمی شود؛ گویا موسیقی ایرانی محدود به این چهار نوعِ وزن است. سعی بر این بود که هر نوع آهنگی با هر وزن پیچیده موسیقایی در یکی از این میزان ها چپانده شود. که البته با توجه دقیق به عمل موسیقی ایرانی مورد تائید قرار نمی گیرد. در موسیقی ایرانی شش ضربی ها همه ۳+۳ نیستند و علاوه براین وزن های مفصل و پیچیده وجود دارد که همه ساده نویسی شده اند.
رموز ویولن (II)

رموز ویولن (II)

در این قسمت به تشریح ساختاری ویولون می پردازیم. آنچه را از ویولون می بینیم مجموعه ای است که بطور مشخص از چهار قسمت اصلی ساختمانی ساخته شده. این قسمتها در رابطه مستقیم و حیاتی هستند که به ایجاد سازی به نام ویولون می انجامند؛ این بخشها مشخصا ۱- صفحه زیر ۲- صفحه رو ۳- دیواره ها (کلاف) ۴- دسته می باشند.