واپسین سالهای زندگی بتهوون – قسمت دوم

تصویری از مراسم تشییع جنازه بتهوون.
تصویری از مراسم تشییع جنازه بتهوون.
در روزهای آخر زندگی بتهوون دوستانش شیندلر (Schindler)، هوتنبرنر (Hutenbrenner) و استفان برورینگ (Stephan Breuring) در کنارش بودند. او این روزها را در اتاقی کهنه و کثیف که به هیچ وجه فضای مناسبی برای یک فرد بیمار نبود، به دور از برادرزاده محبوبش در نهایت تنگدستی سپری نمود. علاوه بر این مشکلات او به بیماری بی خوابی نیز دچار شده بود و وضعیت جسمی اسفناکش روز به روز وخیم تر می شد.

درست پیش از مرگ، با تلاش های بسیاری که موشلس (Moscheles) یکی از شاگردانش به عمل آورد، بتهوون مبلغ هنگفتی را از طرف انجمن فیلارمونیک لندن دریافت نمود.

شیندلر صمیمی ترین دوست او در این مورد می نویسد : “با دریافت این مبلغ بتهوون توانست غذای مورد علاقه اش و یک صندلی راحتی مناسب برای خود خریداری کند. زیرا قبل از آن، او از ترس اینکه ثروتی که برای برادرزاده اش به ارث گذاشته بود کاهش یابد حتی ابتدایی ترین احتیاجات را نیز از خود دریغ می کرد. ”

بتهوون در آخرین نامه ای که یک هفته قبل از مرگش برای موشلس نوشت از او درخواست کرد به انجمن فیلارمونیک لندن اعلام نماید که بتهوون تصمیم دارد برای جبران این لطف، یک سمفونی جدید برای آنها بسازد.

آخرین روز زندگی
در ۲۴ مارس، بتهوون آخرین وصیت نامه اش را تنظیم کرد و طی آن کلیه اموالش را به برادرزاده اش کارل بخشید. دو روز پس از آن، دو تن از دوستانش Breuning و Schindler که با او زندگی می کردند، بتهوون را با هدف در نظر گرفتن محل خاکسپاری او در قبرستان ترک گفتند.

رومانین رولند (Romain Rolland) آخرین روز زندگی بتهوون را اینگونه تصویر می کند: “روز بسیار غم انگیزی بود، ابرهای تاریک و سنگینی در آسمان بودند. حدود ساعت ۵-۴ بعداز ظهر توفان سهمگینی آغاز شد. بتهوون برای آخرین بار چشمانش را گشود و با ترس دست راستش را به طرف آسمان بلند کرد، ناگهان دستش به روی زمین افتاد و چشمانش برای همیشه بسته ماند. بتهوون دیگر در میان ما نبود.”

مراسم تدفین
مراسم خاکسپاری او در روز ۲۹ مارس برگزار شد. یکی از روزهای آفتابی بهار که تبدیل به یکی از غم انگیزترین روزهای تاریخ شد. جمعیتی در حدود بیست هزار نفر، یک دهم از کل جمعیت وین در آن زمان تابوت بتهوون را همراهی می کردند.

کلیه مدارس به علت سوگواری تعطیل اعلام شده بود. آنشوتز (Anschutz) از هنرپیشگان آن زمان که بتهوون را از نزدیک می شناخت، در محوطه قبرستان او یک سخنرانی انجام داد:

“بتهوون یک هنرمند و یک انسان بزرگ بود، او همواره تنها زندگی کرد و هیچگاه شریک زندگی مناسبی نیافت، اما قلب گشاده اش سرشار از نوع دوستی بود. بتهوون اینگونه زیست و اینگونه از دنیا رفت، اما یاد او تا ابد در خاطره ها جاودان خواهد ماند. او از گله و شکایت گریزان بود و در عوض روحش در احساسات والای بشری غرق بود. بتهوون به دور از ناپاکی زندگی پرباری را پشت سر گذاشت.”

“اکنون در مراسم خاکسپاری او غمگین نباشید، بلکه با آرامش کامل یک شاخه گل از کنار قبر او به عنوان یادگاری از یک انسان بزرگ که کارهای بزرگ به انجام رسانده، بردارید و با خود به منازلتان ببرید. در آینده نیز هر گاه با شنیدن آثارش در قدرت آسمانی این آهنگساز بزرگ غرق شدید، خاطره امروز را در ذهنتان زنده کنید. ”

در آن زمان سخنرانی در محل خاکسپاری از طرف حکومت ممنوع شده بود، هزاران نفر در سکوت نظاره گر تابوت بتهوون بودند که به آرامی داخل قبر قرار می گرفت. اما با خاتمه زندگی این آهنگساز بزرگ، تاریخچه جاودانگی بتهوون آغاز شد. پس از آن در سوم آوریل در یکی از کلیساهای وین رکوییم های موتزارت به یاد این هنرمند برگزار شد.

اموال بتهوون پس از مرگ
در تابستان همان سال متعلقات بتهوون از جمله نت های دست نوشته او در یک حراج به فروش رسید. دو ویراستار به نام های هسلینگر (Hasslinger) و آرتریا (Artaria) دست نوشته های بتهوون از جمله نت های مربوط به سمفونی پنجم او را با قیمتی ناچیز خریداری نمودند.

متاسفانه آنچه بر سر دست نوشته های بتهوون آمد بسیار غم انگیز است. تنها شش هفته پس از مرگ او شیندلر (Schindler) توانست به تنهایی مسئولیت نگهداری از مدارک و دست نوشته های آهنگساز بزرگ را بر عهده بگیرد.

اما او نتوانست پس از مرگ بتهوون محل سکونتش را مهر و موم کرده و در امنیت نگه دارد. تا چندین ماه پس از مرگ این آهنگساز، منزلش بدون هیچ کنترلی مورد بازدید عمومی قرار می گرفت، در همان ایام بود که دست نوشته هایش ربوده شد.

جالب است که حتی فهرستی از اموال او تهیه نشد، حجم کثیری از دست نوشته ها و دفاتر بتهوون به دلیل قصور برادرزاده و دیگر افراد فامیل از بین رفت. چه بسا دست نوشته های مفقود شده ای که می توانست نقش مهمی در زندگی و آثار این آهنگساز ایفا نماید.

آهنگسازی انقلابی
بدون شک بتهوون یکی از بزرگترین هنرمندان تاریخ است. شرافت، تعالی و کمالی که در زندگی او وجود داشت، تا چندین دهه پس از مرگش به عنوان سمبل یک زندگی قهرمانانه به شمار می رفت. آثار او امروزه بخشی از تاریخ موسیقی را تشکیل می دهد و زندگی اش الگویی برای تک تک هنرمندان است.

13 دیدگاه

  • علي
    ارسال شده در اسفند ۲۷, ۱۳۸۵ در ۱۰:۰۲ ب.ظ

    مرسی خدا رحمتش کنه شما هم خسته نباشید.

  • ارسال شده در اسفند ۲۸, ۱۳۸۵ در ۱۲:۲۷ ب.ظ

    قطعه پیانوی بتهوون که روی کارتون سارا کوچولو بود را خیلی دوست دارم ولی نه اسمش را میدونم نه تونستم درست گوشش بدم دوستان راهنمایی کنید درضمن از کجا میتونم دانلودش کنم – باتشتکر

  • ارسال شده در اسفند ۲۸, ۱۳۸۵ در ۱:۱۸ ب.ظ

    بعید می دانم بتهوون از ترس دستش را به آسمان بلند کرده باشد!

  • Babak
    ارسال شده در اسفند ۲۸, ۱۳۸۵ در ۳:۴۰ ب.ظ

    Long Live Beethoven

  • سارا
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۸۶ در ۹:۲۸ ب.ظ

    کارت فوق العاده بود دستت درد نکنه

  • osture
    ارسال شده در فروردین ۱۵, ۱۳۸۶ در ۱۲:۲۷ ق.ظ

    بتهوون برای من یه قهرمانه،ولی این کافی نیست.آدمایی با آرمان های بتهوون خیلی باارزشن و اینه که اونارو تک و موندگار می کنه.من فکر میکنم هیچ وقت موسیقی بتهوون کهنه و نخ نما نمی شه چون محتوای موسیقی اون از خودش مهمتره.

  • keyvan
    ارسال شده در اردیبهشت ۵, ۱۳۸۶ در ۲:۰۹ ب.ظ

    ba salam ,chizi ke baes mishe honarmad emkane roshde bishtari dashte bashe ine ke khodesho az charchobe sonat va afkare mahdod konande biron bekeshe
    in karo bethoven ba nahayate ghodrat karde va ine ke mishe ghodrate gheire adiye ono dar melodiha va harmoniye karash did kari ke hossine alizadeh ham dar irane khodemon dare anjam mide
    in ensanha hastan ke cheraghe rahe por picho khame residan be marzhaye ensani hastan

  • yazdan
    ارسال شده در بهمن ۲۵, ۱۳۸۷ در ۳:۴۰ ق.ظ

    salam

    besiar motasefam.man jedan khaily narahat shodam,motarjem be hichvaje manozreh aghaye Romain رومانین رولند Rolland ro dark nakardeh”’be vaseteh inke manozreh roland dar radicaltarin halat tardid mibashad na tars”albateh bayad khater neshan konam man beethoven ra khob mishnasam va etlaaghe tars ya tardid baraye on ejhafe””on be rasty yadavareh jomlye Espinoza mibashad””amon die intellectuale”’yani mojodi ke az har ghaidi rahast va faghat be tafakoreh mahz eshteghal darad”’dorod bar ravane bikaraneh van beethoven

  • mohamad farvardin
    ارسال شده در اسفند ۱۶, ۱۳۸۷ در ۲:۴۱ ق.ظ

    age mishe az tamamie ahangsazan benevisid
    mamnoonam

  • ناشناس
    ارسال شده در اسفند ۳, ۱۳۸۹ در ۲:۱۳ ب.ظ

    چه طور به اقای شیندلر که در رابطه با بتهوون کلی جعل کرده می گید دوست صمیمی
    بتهوون؟

  • فرهاد
    ارسال شده در شهریور ۲۸, ۱۳۹۳ در ۲:۵۵ ق.ظ

    اسم آهنگه سارا کورو Für Elise هستش

  • یاس
    ارسال شده در شهریور ۲۸, ۱۳۹۳ در ۱۰:۴۸ ق.ظ

    سلام. تنها آهنگی که از زمان بچگی دوست داشتم و دارم آهنگ کارتون سارا کورو بوده. هر جا تو اینترنت سرک کشیدم لینک دانلودش نیست.

  • ارسال شده در خرداد ۲۳, ۱۳۹۴ در ۱۰:۰۶ ب.ظ

    خوش به حالش که تونست همیشه به اصول و باوراش پایبند بمونه کاملا راست و رو راست بود با خودش خود خود خودش بود

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی به غلبه موسیقی پاپ بر موسیقی کلاسیک در کنسرت «ارکستر سازهای ملیِ» جدید

به یاد می آورم پس از اولین کنسرت ارکستر سمفونیک تهران با عنوان جدید «ارکستر سمفونیک ملی ایران»، غوغایی در جامعه موسیقی به پا شده بود و طرفداران طرح علی رهبری (که تعطیلی ارکستر ملی و ادغام آن با ارکستر سمفونیک تهران و تغییر نام این ارکستر بود) و فرهاد فخرالدینی (که خواستار تشکیل ارکستری مجزا از ارکستر سمفونیک تهران به مانند سالهای گذشته با عنوان ارکستر ملی بود) در مقابل هم صف کشی کرده بودند؛ در نهایت برنده این بحث رهبر سابق ارکستر ملی فرهاد فخرالدینی بود و به سرعت طی برگزاری جلسه ای، ارکستر ملی تقریبا با همان ترتیب سابق شکل گرفت البته با این تفاوت که قرار شد با دعوت از رهبران میهمان، وضعیت تک بعدی ارکستر ملی که به شدت تحت تاثیر موسیقی سبک ارکسترال ایرانی بود تعدیل یابد. *

پویان آزاده: قصد ضبط «چهارگاه برای پیانو و ارکستر» را دارم

در اولین روز برگزاری جشنواره موسیقی فجر، ارکستر ملی به رهبری فریدون شهبازیان، اثری از حسین دهلوی را به روی صحنه برد که بر اساس قطعه ای از جواد معروفی ساخته شده بود. این قطعه که برای یک پیانو و ارکستر با نام «چهارگاه برای پیانو و ارکستر» تنظیم شده بود، با تکنوازی پیانوی پویان آزاده به اجرا رسید. به همین بهانه امروز با پویان آزاده گفتگویی کرده ایم که می خوانید:

از روزهای گذشته…

گذر از کوچه گلستان

گذر از کوچه گلستان

زندگی در عصر ارتباطات هرچند جهان بی انتهای پدران ما را به دهکده ای کوچک، آشفته و به دور از فضیلتهای اخلاقی تبدیل نموده ولی حداقل این حسن را نیز داشته است که در گوشه ای از بازار مکاره این دهکده میتوان اندک شماری را یافت که به دور از هرگونه خودباختگی و وابستگی به زرق و برق دنیا و بی توجه به اطراف و تنها برای دل خود به کاری مشغولند.
تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (IV)

تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (IV)

این انگشت باید تا حدِ امکان مورب، آرنج تا حد امکان بالا و شست باید روبرویِ انگشتِ یکم باشد. هنگامِ نواختن با انگشتِ یکم در این حالت، در مقایسه با روش انگشت‌گذاری کاملاً عمود، شما قادر به ایجاد تعادل بیشتری در دست‌تان خواهید بود.
نگاهی به جوایز گرمی (II)

نگاهی به جوایز گرمی (II)

در ادامه مطلب قبل راجع به جوایز گرمی باید افزود که این جوایز توسط بسیاری از هنرمندان جدی گرفته نمی شود. چرا که آراء داده شده از طرف هیئت داوران اغلب تا حد زیادی محافظه کارانه می باشد و کمپانیهای ضبط صفحه پشتیبان این جوایز هستند و بسیاری از شناخته شده ترین دسته جوایز مانند بهترین گروه یا بهترین هنرمند، به هنرمندانی تعلق میگیرد که یا در کار خود به خوبی جا افتاده باشند یا توسط کمپانیها به برایشان تبلیغات وسیعی شده باشد.
افتتاح تالار MUMUTH با درخشش دو خواننده ایرانی!

افتتاح تالار MUMUTH با درخشش دو خواننده ایرانی!

سالن جدید اپرایی در شهر گراتس با معماری درخشان با حضور دو هنرمند ایرانی آغاز به کار کرد. این برنامه که شب یکم مارس در گراتس اتریش به اجرا در آمد، با سخنرانی شهردار و استاندار همراه بود که مورد توجه بسیاری از مطبوعات اتریش قرار گرفت. دو هنرمند ایرانی، هادی قضات لو و شیرین عسگری در این برنامه (که اختصاص داشت به اپرای مشهور “فلوت سحر آمیز” اثر موتسارت) به ایفای نقش پرداختند.
منتشری: پیش پرده خوانی به خاطر خسته نشدن مردم بوجود آمد!

منتشری: پیش پرده خوانی به خاطر خسته نشدن مردم بوجود آمد!

این را خود استاد می گفت و من از خودم نمی گویم چون من یادم نمی آید: کسانی که پیشکسوت تر از ما هستند مثل آقای انتظامی، کشاورز، اسماعیل شنگله، علی نصیریان، مستجاب الدعوه، علی تابش، مرتضی احمدی -که خودش می گفت من تئاتر تهران بودم، پیش پرده خوان بودم ولی جامعه باربد نبودم-، نصرت کریمی اینها آدم های بزرگی هستند. خود نصرت کریمی می گفت من به عنوان شاگرد نبودم و من را استاد به عنوان همکار دعوت به کار کرد، آقای حمید قنبری که الان آمریکاست و پسرش شاعر است- و خیلی افراد دیگر که در این مجال نمی گنجد تا بخواهم اسم ها را بگویم، همه این ها پیش پرده خوان های جامعه باربد بودند. در آن زمان که ما “هفت سین چهارشنبه سوری” را ضبط کردیم استاد این ها را از این جهت ساخته بود که بد نیست شما بدانید:
اندی سامرز

اندی سامرز

اندی سامرز (Andy Summers) آهنگساز و نوازنده گیتار را بیشتر بخاطر آثارش در گروه مشهور پلیس میشناسند. گروهی که در زمان خودش هواداران بسیاری را به خود جلب نموده بود و یکی از ماندگار ترین آثار تاریخ موسیقی راک نیز بی شک برخی از ترانه های پلیس است. اندی سامرز در ۳۱ دسامبر سال ۱۹۲۴ در Lancashire انگلیس بدنیا آمد.
اپرای متروپلیتن (II)

اپرای متروپلیتن (II)

با مدیریت هنریش کنرید (Heinrich Conried) از سال ۱۹۰۳ تا ۱۹۰۸، انریکو کاروزو (Enrico Caruso) برای اولین بار در اپرا حضور یافت، یکی از درخشان ترین خوانندگان اپرای متروپلیتن که ۲۵ سال در آنجا به اجرا پرداخت. جیولیو گاتی کاسازا (Giulio Gatti-Casazza) نمونه ای از برنامه ریزی صحیح و سازماندهی بی نقص همراه با موفقیت فراوان در بالا بردن مهارت اعضای اپرا بوده است. بار دیگر در دوره وی بزرگترین خوانندگان و رهبران در متروپلیتن حضور یافتند.
خبرهای جدیدی از Live 8

خبرهای جدیدی از Live 8

کمتر از یک هفته به اجرای کنسرت های Live 8 در شهرهای بزرگ دنیا باقی مانده است و در دنیای موسیقی هر روز اخبار جدیدی در این باره منتشر می شود.
موضوع زمان پریشی در روایت داستان های مردمی

موضوع زمان پریشی در روایت داستان های مردمی

این متن یک صفحه از پایان نامه کارشناسی ارشد موسیقی شناسی نگارنده با عنوان «بررسی موسیقی عاشیقی در شمالِ شرق ترکیه (کارْص): مسئله ی تغییرات از ۱۹۸۷ تا ۲۰۱۶ میلادی است.»
نقشه‌برداری موسیقایی (III)

نقشه‌برداری موسیقایی (III)

از این‌رو در زمان اجرا می‌توان با بغل‌دستی گپی هم زد، چون صدا‌های مزاحم در فضای آکنده از صداهای بلند موسیقی محسوس نیستند. به‌عبارت دیگر، شنوندۀ چنین کنسرت‌هایی، حساسیّت لازم برای شنیدن و درک و دریافت موسیقی را به‌دست نمی‌آورند و برای ایشان ناشناخته است و این تأثیری ا‌ست که معماریْ می‌تواند بر درک موسیقایی جامعه بگذارد. به‌عبارت دیگر «کنسرت موسیقی ایرانی» تا حدودی به «دیسکوتیک» که محلّی ا‌ست برای شادی و رقص همراه با موسیقی، شبیه می‌شود؛ به‌ویژه این که سازهای کوبه‌ای همیشه عضو لاینفکِ هر گروهی یا تکنوازی هستند. این نبود حساسیّت در خصوص کیفیت صدا سبب می‌شود که دوستداران موسیقی ایرانی اغلب در خانه‌هایشان همْ از دستگاه‌های ارزان‌قیمت صدا‌دهی استفاده کنند و دغدغۀ کیفیّت صدا نداشته باشند؛ در‌ حالی‌ که کیفیّت صدا در تأثیرگذاری موسیقی سهم مهمّی دارد.