لئونارد برنشتاین

لئونارد برنشتاین (Leonard Bernstein) متولد ۱۹۱۸، آهنگساز، رهبر ارکستر، آموزگار و پیانیست آمریکایی و اولین رهبر ارکستر متولد ایالات متحده که شهرتی جهانی یافته است، به شمار می آید.

آثار او در زمینه موسیقی فیلم شهرتی فراوان یافته و جوایز متعددی نسیب وی نموده اند. از جمله این آثار میتوان به موسیقی فیلمهای “در شهر” (On the Town)، “در بارانداز” (On the Waterfront) و “داستان وست ساید” (West Side Story) اشاره کرد.

او در سال ۱۹۵۲ در تلویزیون حضور داشت و در برنامه های هنری شبکه CBS به نام Omnibus به تدریس موسیقی میپرداخت.

برنشتاین اولین فرد آمریکایی بود که توانست رهبری ارکستر فیلارمونیک نیویورک را بر عهده بگیرد. او با این ارکستر به مدت ۱۵ سال به اجرای برنامه ای تلویزیونی به نام “کنسرتهایی برای جوانان” (Young People’s Concerts) با هدف آشنا نمودن کودکان و نوجوانان با موسیقی پرداخت. او به خاطر این برنامه موفق به دریافت جایزه Emmy به خاطر بهترین همکاری موسیقی با تلویزیون و سه جایزه Emmy دیگر برای اجرای بی نظیر موسیقی کلاسیک شد.

برنشتاین در دهه ۷۰ چندین برنامه سخنرانی در دانشگاه هاروارد (Harvard) برگذار کرد و در دهه ۸۰ رمان “کاندید” (Candide) اثر ولتر (Voltaire 1778-1694 نویسنده فرانسوی) را به موزیکال تبدیل کرد. او تابستانها در تنگل وود (Tanglewood محلی در لیناکس و استاکبریج مختص موسیقی که فستیوالهای موسیقی و برنامه هایی از جمله برنامه تابستانی ارکستر سمفونیک بوستون در آن برگذار میشود) به رهبری ارکستر میپرداخت و تا سال ۱۹۹۰، که در اثر حمله قلبی درگذشت، به این کار ادامه داد.

گالری عکس

۱٫ ۱۹۲۱- برنشتاین و والدینش ساموئل و جنی.

۲٫ ۱۹۳۹- برنشتاین در زمان فارغ التحصیلی از دانشگاه هاروارد.

۳٫ ۱۹۴۳- عکس امضا شده برنشتاین : “تقدیم به انجمن فیلارمونیک نیویورک، همراه با قدردانی فراوان به خاطر فرصت بزرگی که در اختیار من قرار دادید. ارادتمند، لئونارد برنشتاین”

۴٫ ۱۹۴۵- برنشتاین همراه با دوست آهنگساز و مرشد خود ارون کاپلند Aaron Copland 1990-1900

۵٫ ۱۹۴۵- برنشتاین در حال رهبری ارکستر سمفونی نیویورک.

۶٫ ۱۹۴۶- برنشتاین و ایگور استراوینسکی Igor Stravinsky (1971-1882 آهنگساز بزرگ روس/آمریکایی)

۷٫ ۱۹۴۶- برنشتاین در آپارتمان خود همراه با دوست آهنگسازش مارک بلیتزشتاین، در حال مطالعه یکی از آثار وی به نام The Airborne Symphony.

۸٫ ۱۹۴۷- برنشتاین در حال تمرین با ماریان اندرسون (۱۹۹۳-۱۸۹۷ خواننده آمریکایی) در استادیوم لویزون Lewisohn نیویورک.

۹٫ ۱۹۴۷- برنشتاین در آپارتمان خود واقع در خیابان دهم نیویورک.

۱۰٫ ۱۹۴۸- برنشتاین و کلاس تابستانی وی در تنگل وود.

۱۱٫ ۱۹۴۹- برنشتاین همراه با سرژ کوزویتسکی Serge Koussevitzky در تنگل وود، پس از اجرای سمفونی شماره ۲ او به نام The Age of Anxiety.

۱۲٫ ۱۹۵۱- برنشتاین و همسرش فلیسیا مونتیلگره Felicia Montealegre بازیگر شیلیایی در راه سفر ماه عسل.

۱۳٫ ۱۹۵۶- مجموعه عکس تئاتر بیلی رز Billy Rose

۱۴٫ ۱۹۵۹- برنشتاین و فلیسیا همراه با بوریس پاسترناک Boris Pasternak نویسنده رمان “دکتر ژیواگو” در مسکو.

۱۵٫ برنشتاین و خانواده در اواخر دهه ۶۰٫ فلیسیا، جیمی، الکساندر و نینا

۱۶٫ ۱۹۷۴- برنشتاین همراه با شاگرد تحت الحمایه خود مایکل تیلسون توماس Michael Tilson Thomas _متولد ۱۹۴۴، رهبر ارکستر و پیانیست آمریکایی)

۱۷٫ ۱۹۷۸- برنشتاین همراه با استفن سوندهایم Stephen Sondheim (متولد ۱۹۳۳ آمریکا) آهنگساز و ترانه سرا

۱۸٫ ۱۹۸۳- برنشتاین در حال تمرین اپرای خود A Quiet Place در هوستون.

۱۹- ۱۹۸۸- برنشتاین در استودیوی خانگی خود واقع در فیرفیلد Fairfield کانکتیکات Connecticut.

memory.loc.gov

6 دیدگاه

  • سامان
    ارسال شده در فروردین ۲۷, ۱۳۸۶ در ۷:۲۴ ق.ظ

    سلام آلبوم عکس قشنگ و جالبی بود اگر اینکار را در مورد دیگر هنرمندان ادامه بدید خوب است.

  • سیما
    ارسال شده در فروردین ۲۷, ۱۳۸۶ در ۱۰:۳۲ ق.ظ

    با تشکر از مطالب اطلاعات و عکسهای خوب باید متذکر بشم که شایسته بود از کارهای موسیقی ایشون هم می گذاشتید. به هر حال مرسی.

  • erfan_pater
    ارسال شده در دی ۲۴, ۱۳۸۶ در ۱۰:۲۶ ق.ظ

    poor hayajan tarin rahbare donya

  • alireza
    ارسال شده در اسفند ۹, ۱۳۸۸ در ۲:۰۰ ب.ظ

    با سلام، بی نهایت سپاسگذارم و قدردانی از زحمات شما بی نهایت توافق هنری حاصل است.خوشحال خواهم شد اگر مقدور باشد عکسی از آلبوم زیبای این استاد گرانقدر برایم ارسال شود.
    علیرضا اکبرپور کارشناس ارشد آهنگسازی.

  • شکلات سفید
    ارسال شده در بهمن ۲۸, ۱۳۹۴ در ۷:۲۵ ق.ظ

    سلام، میشه لطف کنین و از اجراهای این رهبر ارکستر هم مطلب بذارین، خصوصا برای بتهوون و مالر و هایدن و موتسارت و چایکوفسکی و شوستاکوویچ و چند تا از موسیقیدان های جدید مثل گریشون و استراوینسکی.
    بعد میشه بگین چرا اواخر عمرش سرعت اجراهاش رو پایین میاره، الان اجراهاش رو نگاه کنین. بار اولی که سمفونی نهم رو تو نیویورک اجرا میکنه پونزده دقیقه و بیست و شیش ثانیه طول میکشه، بعد یه بار دیگه تو تولد بتهوون سال هزار و نصد و هفتاد حدود پونزده دقیقه و اگه اشتباه نکنم بیشتر از سی ثانیه طول میکشه، بعد هزار و نه صد و هفتاد و نه میاد وین پونزده دقیقه و بیست ثانیه اجرا میکنه ولی بعدش یه مرتبه هزار نه صد و نود یا نود و یک میاد بالای هجده دقیقه اجرا میکنه. البته یادم رفت بگم با ارکستر رادیو باواریا هم همین حدود اجراش طول میکشه.
    اگه مرهون زحمت میفرمایید که ممنون

  • شکلات سفید
    ارسال شده در اسفند ۲, ۱۳۹۴ در ۹:۱۵ ب.ظ

    البته اشتباه شد، سرعتش کم نمیشه ولی عوض میشه، سمفونی پنجم بتهوون موومان اول رو تو ارکستر رادیو باواریا سریعتر اجرا میکنه. میشه در مورد اجرا هاش از برامس هم بگید، ممنون

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

یادداشتی بر آلبوم «موسیقی نظامی دوره‌ی قاجار»

در حالی‌که از بسیاری از موسیقیدانان نیم قرن قبل نیز، امروزه ضبط‌ها و اطلاعات محدودی در دسترس است، تردیدی نمی‌ماند که شنیدن نواخته‌هایی از موسیقی ایران متعلق به بیش از ۱۱۰ سال پیش، چه اندازه هیجان‌انگیز خواهد بود و به لحاظ بررسی‌های موسیقی‌شناختی تا چه حد می‌تواند اطلاعات مفیدی به دست دهد. لذا انتشار چنین آثاری رخدادی ارزشمند و مسرت‌بخش است. اما وقتی اثری منتشر می‌شود که حاوی موسیقی‌ها و اطلاعات تاریخی با ارزش است، ذکر منبع و مأخذ، اعتبار و ارزش آن را مضاعف می‌کند و سبب می‌شود تا مخاطب نیز با اعتماد و دانش بیشتری سراغ آن برود. از این‌رو شایسته بود که مشخص می‌شد ضبط‌های این آلبوم از چه منبع یا منابعی به دست آمده‌اند، تاکنون کجاها بوده‌اند و چگونه کشف شده‌اند. (۱)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IV)

دلیل اینکه این کارها را کرده‌ام این است که من اساساً از سال ۲۰۰۰ از سیستم موسیقی اروپا بریده‌ام. از سال ۲۰۰۰ به‌غیراز چند تک قطعه پراکنده که در سیستم موسیقی اروپایی است دیگر از سیستم موسیقی اروپا استفاده نمی‌کنم. و تماماً از سیستم موسیقی ایران در نوشتن قطعات استفاده می‌کنم. اولین کارهایی که در نوشتن آنها از موسیقی ایرانی استفاده کردم همین مجموعه کارهای خوشنویسی بود که اولین سری این مجموعه را برای سازهای زهی نوشتم. چراکه ربع پرده‌ها را به‌خوبی می‌توانند بزنند. بعدها برای سازهای بادی هم شروع به نوشتن کردم. به‌طور مثال «خوشنویسی شماره ۷» برای سه فلوت هست. بعدتر یک نسخه آن را برای فلوت و الکترونیک نوشتم که فلوت ۲ و ۳ را در استودیو ضبط کردیم و فلوت شماره یک زنده اجرا می‌شود و از طریق بلندگوها صدای فلوت ۲ و ۳ پخش می‌گردد. این قطعه در تهران از طریق خانم «فیروزه نوایی» سال گذشته در فستیوال «موسیقی معاصر ایران» اجرا شد. اسم این قطعه هست «کیسمت» یا همان «قسمت».

از روزهای گذشته…

محمودی: رپرتوار را در حد بضاعتم انتخاب کردم

محمودی: رپرتوار را در حد بضاعتم انتخاب کردم

مطابق سیستم آموزشی بسیاری از دانشگاه های موسیقی در جهان، دانشگاه موسیقی صدا و سیما هم برای آموزش نوازندگی در ارکستر، ارکستر بزرگی تشکیل داده و در این ارکستر از دانشجویان و فارغ التحصیلان این دانشگاه دعوت به همکاری کرده است. به مناسبت برگزاری جشنواره فجر دانشجویان از مدیریت محترم دانشگاه درخواست کردند که اجازه داشته باشند در کنار بقیه ارکسترها در جشنواره شرکت کنند و ایشان هم با شرایطی تحت نظرات مستقیم دانشکده موسیقی موافقت کردند.
رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (II)

رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (II)

در بهار ۱۹۴۵، بعد از انقلاب پاریس، رامپال توسط آهنگساز Henri Tomasi و سپس رهبر ارکستر ملی فرانسه (Orchestre National de France ) دعوت شد تا در رادیوی ملی فرانسه بطور زنده کنسرتو فلوت Jacques Ibert را که در سال ۱۹۳۴ برای Marcel Moyse نوشته بود را اجرا کند. این برنامه او در رادیو اولین در میان برنامه های مشابه بود و به شروع کنسرتهای او کمک کرد. در این زمان او فلوت را به عنوان یک ساز سلو در کنسرتها ترویج داد که بوضوح این کار رامپال بر اثر راهنمایی های Moyse بود.
حفظ کنیم یا نه؟ (I)

حفظ کنیم یا نه؟ (I)

سال گذشته در روزنامه ای خواندم که به یک نوازنده جوان به دلیل توانایی هایش در اجرای یکی از آثار سخت معاصر از حفظ ، جایزه داده اند. از آن زمان تا به حال روی مساله تاثیر حفظ کردن بر اجرای خوب فکر می کنم. آیا بدون نت نواختن توانایی های اجرایی نوازنده را ثابت می کند؟ برای دریافت جواب با بسیاری از همکارانم صحبت کردم.
خوزه فلیسانو

خوزه فلیسانو

خوزه فلیسانو (José Montserrate Feliciano García) را باید یکی از نامدارترین خوانندگان پاپ آمریکای لاتین نامید؛ خواننده و نوازنده گیتاریست که اجراهای مهیچ و پرشور وی توانسته است هواداران فراوانی را برای خود بدست آورد و سالنهای چندین هزار نفری همواره مملو از عاشقان وی میباشد. موزیسنی نابینا که توانست با استفاده از نبوغ و خلاقیت های خود جایگاه مناسبی را در دنیای موسیقی پاپ بدست آورد.
نگاهی به آثار ضبط شده جناب میرزا حسینقلی (I)

نگاهی به آثار ضبط شده جناب میرزا حسینقلی (I)

میرزا حسینقلی فراهانی فرزند علی اکبر خان فراهانی در کودکی پدرش را از دست داد و نتوانست از وی در تار نوازی بهره مند گردد و نزد پسر عموی خود آقا غلامحسین و برادر بزرگش میرزا عبدالله تحت تعلیم قرار گرفت و بواسطه مهارت فوق العاده و حافظه قوی و استعداد سرشار، به سرعت در نوازندگی پیشرفت کرد و سرآمد نوازندگان تار شد و مدتی نیز ریاست گروه موسیقی دربار را بعهده داشت.
لری ادلر، هنرپیشه هارمونیکا (II)

لری ادلر، هنرپیشه هارمونیکا (II)

لری ادلر در سال های ۱۹۳۸ و ۱۹۳۹ تورهای کنسرتی را، پیش از بازگشتن به آمریکا، در آفریقای جنوبی و استرالیا برگزار کرد (در واقع، در استرالیا بود که برای اولین بار به اجرای سولو در کنسرت کلاسیک با ارکستر سمفونیک سیدنی پرداخت). ادلر در دهه ۴۰ همراه با پاول دریپر (Paul Draper)، رقصنده، تورهایی را در ایالت های مختلف آمریکا برگزار کرد و آنها همچنین با برنامه های خود، اسباب سرگرمی سربازان آمریکایی را در آفریقا و خاور میانه فراهم آوردند.
استفاده از تصویر صوتی در بداهه نوازی

استفاده از تصویر صوتی در بداهه نوازی

در مطالب قبل راجع به تهیه تصویر صوتی از یک قطعه موسیقی در ذهن صحبت کردیم و با برخی مفاهیم اولیه آن آشنا شدیم. درادامه این بحث در نظر داریم با استفاده از هنر به تصویر کشیدن موسیقی به یکی از تکنیک های بداهه نوازی اشاره ای داشته باشم.
دنیای نوازنده و حقیقت درک صدا (III)

دنیای نوازنده و حقیقت درک صدا (III)

دوم، جنبه فیزیکی و جسمی شخص است که طبیعتا به اعضای درگیر با این موضوع منتهی می شود، به طور مشخص عضو تعیین کننده ای که بیشترین حساسیت در مورد آن اعمال می گردد، گوش و سیستم شنوایی است که به عنوان ورودی اطلاعات صوتی، انتقال وتبدیل ایفای نقش می کند و قسمت نهایی، سلسله اعصاب و مغزمی باشد و کیفیت، تحلیل و پاسخ را به عهده دارد.
نی هفت بند و شیو های نوازندگی آن (I)

نی هفت بند و شیو های نوازندگی آن (I)

در بین انواع سازهای بادی ایرانی که از قدیم مورد استفاده قرار می گرفته مانند، مزمار، نرم نای، درازنای، سرنا و… تنها امروزه نی توانسته در موسیقی ایرانی و در کنار دیگر سازهای کلاسیک ایرانی مثل تار، سنتور، سه تار و کمانچه قرار بگیرد و به اصطلاح یک تنه نقش سازهای بادی را در ارکستر ایرانی ایفا کند.
«لحظه های بی زمان» (VI)

«لحظه های بی زمان» (VI)

نه به طور مشخص ولی بیشتر به آن دوره تاریخی اشاره دارد. اینکه بگوییم ما باید همان راهی را برویم که آهنگسازان آوانگارد در سالهای جوانی دنبال می کردند و همه آثار آنها حجت است و هر کس یک آکورد سه صدایی بنویسد یا در فرم کلاسیک یک قطعه بنویسد یا در شور بنویسد، این ها خیانت به موسیقی و کهنه گرایی است، از دید من نگاهی منسوخ است. خود سر دمداران این اندیشه هم در دهه های بعدی فهمیدند که این نوع نگاه به نوعی تندروی است. همان طور که اشاره کردم نکته مثبتی در موسیقی آوانگارد وجود داشت و آن جستجوی افق های صوتی جدید بود.