اوه لین گلنی

Evelyn Glennie
Evelyn Glennie
در تاریخ موسیقی، اوه لین گلنی Evelyn Glennie اولین شخصی است که توانسته به عنوان یک نوازنده سولوی سازهای کوبه ای، پرونده حرفه ای بسیار موفق و مداوم داشته باشد. او به عنوان یکی از گزیده کارترین و مبتکرترین موسیقی دانان در صحنه موسیقی امروز به شمار میرود و همواره تعریفی جدید از تواناییها و کاربردهای سازهای کوبه ای ایجاد میکند. برنامه های اوه لین از چنان نیرو و زندگیی برخوردارند که میتوان گفت نوع جدیدی از اجرا را به وجود آورده اند.

اوه لین سالیانه در سراسر جهان بیش از ۱۰۰ اجرا دارد و با رهبران نام آور، ارکسترها و هنرمندان سرشناس بسیار همکاری داشته است. تقریبا تک تک اجراهای او در ده سال ابتدای کار حرفه ای اش، در نوع خود بدعت گذار بودند.برای در دست داشتن نمونه ای از تنوع کاری او میتوان به تعدادی از هنرمندان بسیار متفاوتی که با اوه لین همکاری داشته اند نام برد: نانا وسکانچلس Nana Vasconcelos نوازنده برزیلی پرکاشن، گروه طبل نوازان کودو Kodo، بلا فلک Bela Fleck نوازنده بانجو، بیورک Bjork خواننده ایسلندی، بابی مک فرین Bobby McFerrin و استینگ Sting.

مختصری از گذشته
بانو اوه لین الیزابت آن گلنی Dame Evelyn Elizabeth Ann Glennie، متولد ۱۹ جولای ۱۹۶۵ اسکاتلند و اولین نوازنده سولوی حرفه ای سازهای کوبه ای در جامعه غرب قرن ۲۰ است. او در مزرعه ای واقع در ابردین شایر Aberdeenshire رشد کرد. پدرش نوازنده آکوردئون یک گروه رقص سنتی اسکاتلندی بود. سنتهای قدرتمند موسیقی بومی نواحی شمال شرق اسکاتلند در رشد هنری این هنرمند جوان که اولین سازهایش کلارینت و سازدهنی بودند، تاثیر فراوانی داشت. اوه لین موسیقی را در آکادمی الون Ellon Academy و آکادمی سلطنتی موسیقی Royal Academy of Music ادامه داد.

گلن گولد Glenn Gould (1982-1932 پیانیست کانادایی) ، ژاکلین دوپره Jacqueline du Pré (۱۹۸۷-۱۹۴۵ نوازنده ویولون سل انگلیسی) و همچنین تریلوک گورتو Trilok Gurtu (متولد ۱۹۵۱، نوازنده پرکاشن هندی) از جمله افراد بسیار موثر بر گلنی به شمار میروند.

دوران حرفه ای
گلنی به طور گسترده به اجرای تور در نیمکره شمالی میپردازد و چهار ماه در سال به ایالات متحده رفته و به اجرای برنامه با طیف وسیع و بسیار متنوعی از هنرمندان و ارکسترها میپردازد و در طول سال بیش از ۱۰۰ اجرا، کلاس و کارگاه برگزار میکند. آثار اوریژینال او تا کنون شامل ۵۳ کنسرتو، ۶۵ رسیتال، ۱۸ کنسرت و ۲ اثر برای مجموعه نوازندگان پرکاشن هستند. گلنی در یک اجرای زنده میتواند تا ۶۰ ساز بنوازد که نی انبان اسکاتلندی از آن جمله است. اوه لین گلنی علاوه بر کار بی نظیر موسیقی، به کار جواهر سازی نیز میپردازد.

ناشنوایی
گلنی از سن ۱۲ سالگی دچار کم شنوایی شدید –نزدیک به ناشنوایی- بوده است. اما این مشکل مانع کار موسیقی او در سطح جهانی نشده است. او از پشتیبانان تعداد زیادی مراکز خیریه برای ناشنوایان، موسیقی دانان جوان و افراد مبتلا به ناتوانیها و معلولیتهای –از جمله فستیوال جهانی جوانان ابردین- به شمار میرود. گلنی برای اینکه بتواند موسیقی را بهتر “حس” کند، با پای برهنه بر صحنه حاضر میشود.

اوهلین گلنی ادعا میکند که عامه مردم درک صحیحی از ناشنوایی ندارند و میگوید که با تمرین به خود آموخته است که به جای گوش، با اعضای دیگر بدن خود بشنود. او در پاسخ به توجه گمراه کننده رسانه ها، مطلبی تحت عنوان Hearing Essay منتشر کرده است که در آن شرایط خاص خود را به تفصیل توضیح داده است.
جوایز و افتخارات

اوه لین گلنی برنده جوایز متعددی شده است که جایزه گرمی Grammy بهترین موسیقی مجلسی در سال ۱۹۸۹ برای اجرای سونات برای دو پیانو و پرکاشن اثر بلا بارتوک Béla Bartók (همراه با دیوید کورکهیلDavid Corkhill و موری پراهیا Murray Perahia از آن جمله است. او موفق به دریافت ۱۵ دکترای افتخاری از دانشگاههای بریتانیا شده و در سال ۱۹۹۳ به درجه OBE (مامور ارشد پادشاهی انگلستان) که در سال ۲۰۰۷ با دو درجه ارتقا به مقام شوالیه گری و دریافت لقب Dame تبدیل گشت، نائل شد.

evelyn.co.uk
en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دنبال ساز دست دوم می‌گردید؟

گاه از زبانِ آنها که تصمیم گرفته‌اند به دنیای موسیقی گام بگذارند می‌شنویم که دنبال یک «ساز دست دوم» هستند؛ احتمالاً با این ذهنیت که قیمت‌اش ارزانتر باشد یا اینکه اگر از ادامه‌ی راه منصرف شدند، زیاد متضرر نشوند.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (IV)

از چنین راستایی می‌توانیم گفت‌وگو با دیگری فرهنگی را در موسیقی شدنی‌تر بیابیم زیرا آغاز راهش سهل‌تر می‌نماید ( و تنها می‌نماید وگرنه دلیلی نداریم که حقیقتاً باشد). احساس اولیه از دریافت دیگریِ فرهنگ موسیقایی اگر به خودبزرگ‌بینی منجر نشود، همچون طعمه‌ای فریبنده پنجره‌ی گفت‌وگو را می‌گشاید. نخست به این معنا که بدانیم دیگری موسیقایی نیز وجود دارد. بر وجود او آگاه شویم. و سپس خواست فهمیدن او پدید آید. و این خواست مفاهمه چیزی افزون بر آن دارد که پیش‌تر میان دریافت‌کننده و دیگری مؤلف برشمرده شد. اینجا پای «خود» به مفهوم هویت جمعی نیز در میان است.

از روزهای گذشته…

«به آهستگی» (II)

«به آهستگی» (II)

دومین قطعه ای که در قسمت نخست برنامه به اجرا درآمد، کنسرتو برای کمانچه و ارکستر اثر ارسلان کامکار بود که بر اساس تم هایی از اردشیر کامکار نوشته شده بود. تولد این قطعه به سال های ابتدایی دهه هفتاد باز می گردد و پیش از این نیز تاکنون اجراهای متعددی از آن با تکنوازی اردشیر کامکار و به رهبری رهبران مختلف به اجرا در آمده بود.
قطعاتی برای آموزش موسیقی

قطعاتی برای آموزش موسیقی

پنج سال پیش مقاله ای نوشتم در ارتباط با این موضوع که در سایت گفتگوی هارمونیک منتشر شد. به طور خیلی خلاصه می توانم بگویم که هدف از نوشتن آن مقاله که مقاله حاضر نیز در ادامه آن است آموزش نکاتی در موسیقی از طریق قطعاتی بود که به همین منظور ساخته بودم. پس از چند سال فرصت، انگیزه دوباره ای به وجود آمد برای پی گرفتن دوباره این جریان که قرار بود به نوشتن کتابی با همین محتوا ختم شود و به نوعی این مقاله مقدمه ای بر مجموعه مقالاتی است که در نهایت –در صورت مثبت بودن شرایط- به صورت کتاب منتشر خواهند شد.
جنیس جاپلین

جنیس جاپلین

جنیس جاپلین در یکی از مشهورترین ترانه های خود، Piece of My Heart میگوید:”یک زن هم میتواند خشن باشد، این را به تو ثابت میکنم، عزیز من” و او این بیت از ترانه اش را در زندگی واقعی خود به اثبات رساند. او با قوانین مردانه زندگی میکرد و در کار موسیقی و زندگی شخصی، پایبند اصول زنانه نبود. به همین دلیل توانست به زوایایی از زندگی و اجتماع دست یابد که عده بسیار اندکی از زنان سفیدپوست فقط جرات فکر کردن به آن را داشتند.
نی و قابلیت های آن (IX)

نی و قابلیت های آن (IX)

در قسمت قبل به معرفی انواع نی در موسیقی نواحی و مناطق مختلف ایران پرداختیم که به طور کلی به سه دسته تقسیم می شدند:
ریکاردو چایلی

ریکاردو چایلی

رهبر ایتالیایی؛ ریکاردو چایلی (Riccardo Chailly) در خانواده ای مملو از موسیقی در ۲۰ فوریه ۱۹۵۳ در شهر میلان به دنیا آمد. وی آهنگسازی را از پدرش لوچیانو چایلی (Luciano Chailly) آموخت و در کنسرواتوار موسیقی در شهرهای پروجو و میلان به تحصیل پرداخت. پس از آن در کلاسهای تابستانی سیئنا (Siena) از فرانکو فرارا (Franco Ferrara) معلم برجسته رهبری درسهای رهبری آموخت. جالب اینجاست که او در دوران جوانی در گروه ریتم و بلوز (rhythm-and-blues) درام نواز بود.
رسول صادقی: حامی اصلی ما اسحاق چگینی بود

رسول صادقی: حامی اصلی ما اسحاق چگینی بود

بله و هم اکنون نیز گروه تخصصی نی در حال فعالیت است و اعضای این گروه را جمعی از بهترین اساتید نی و محققین موسیقی تشکیل می دهند. قبلا استاد حسین عمومی کلید سی رو به نی اضافه کرده بودند البته با افزودن یک بند اضافه و تغییر در طول نی و تعداد بندها که ابتکار ایشان هم با موافقت ها و مخالفت هایی روبرو شد ولی در نتیجه بخش بودن کار ایشان شکی نیست چون این نوع از نی کلید گذاری شده هم مورد استفاده قرار گرفته و قطعاتی توسط آن اجرا شده و در عمل نتیجه خود را نشان داده است. منتها کلید گذاری به روشی که بنده انجام دادم با حفظ هفت بند بودن نی انجام شده است.
پیانو در موسیقی ایرانی (قسمت دوم)

پیانو در موسیقی ایرانی (قسمت دوم)

بنا بر اطلاعات موجود، نخستین پیانویی که به ایران وارد شد هدیه ای بود از سوی ناپلئون بناپارت به فتحعلی شاه (نگ. خالقی، صص ۸-۱۵۷). بعید به نظر می رسد که این ساز کوچک و پنج اکتاوی که با رسیدن به تهران باید از کوک هم خارج شده باشد هیچگاه مورد استفاده قرار گرفته باشد.در نیمه دوم سده نوزدهم میلادی، در پی دیدارهای ناصرالدین شاه از اروپا، شمار پیانوهای وارده شده به کشور رو به فزونی نهاد و به مرور در خانه معدودی از درباریان که در اروپا نیز به سر برده بودند جایگاهی برای آن پیدا شد.
گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

فرآیند دیگری نیز هست تحت عنوان «انسان‌شناختی» که اگر چه به سختی می‌توان آن را جزیی از بحث حاضر به حساب آورد اما گاهی با آن اشتباه گرفته می‌شود. در این فرآیند قصد، توصیف انسان‌شناسانه‌ی هنر است و نقد به مفهوم داوری و ارزیابی در آن جایی ندارد.
ولادیمیر اشکنازی، نابغه یهودی

ولادیمیر اشکنازی، نابغه یهودی

ولادیمیر اشکنازی (Vladimir Ashkenazy) نابغه، در خانواده ای با پدر یهودی و مادر اُرتدوکس به دنیا آمد. والدین اش هر دو پیانیستهای حرفه ای بودند و به او نوازندگی پیانو را از سن بسیار کم آموزش دادند. ولادیمیر با نشان دادن استعداد فوق العاده اش در سال ۱۹۴۵ یعنی در سن ۸ سالگی به مرکز موسیقی موسکو راه یافت و در آنجا از آنایدا سامبیشن درسهای اصلی را آموخت. در سال ۱۹۵۵ به کلاس لو اُبرین (Lev Oborin) در کنسرواتوار موسکو راه یافت و در سال ۱۹۶۳ فارغ التحصیل شد. در سال ۱۹۵۵ در رقابت بین المللی پیانوی فردریک شوپن در ورشو جایزه دوم را به دست آورد. سال ۱۹۵۶ نقطه اوج حرفه اش بود، در سن ۱۹ سالگی جایزه اول ملکه الیزابت را در رقابتی در بلژیک به دست آورد!
والی: در کارهای ما، محور غربی بود و روبنا موسیقی ایرانی!

والی: در کارهای ما، محور غربی بود و روبنا موسیقی ایرانی!

تا سال ۲۰۰۰ وقتی من روی آوازهای محلی کار میکردم، اساس موسیقی غرب بوده، مثل کارهایی که میدانم بسیاری از موسیقیدانان ایران می کردند. خیلی از موسیقیدانان چین و کره هم که مهاجر بودند، به این سبک کار میکردند که زیر بنا سیستم موسیقی غرب است، یعنی گام تعدیل شده باخ و استیلهای مختلفی که از موسیقی غرب آمده، سیستم هارمونی و پلی فنی غربی و در روبنا ملودی ها و نغمه های موسیقی محلی است. من از موسیقی محلی به این خاطر استفاده می کردم که از این موسیقی به عنوان ماده خام به خوبی می شود استفاده کرد.